پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

انتقاد اصلی به دولت هند، دفاع نکردن از جان و مال مسلمانان است

در نتیجه انتقاد اصلی به دولت هند در این است که باید از اغتشاش مهاجمین و ضربه‌زدن آنان به مسلمانان جلوگیری می‌کرد، اما این کار را انجام نداد. این بحث بسیار جدی است، و مسلمانان نیز نسبت به دولت آقای مودی انتقاد جدی دارند، چراکه به مسئولیتشان در حفاظت از جان مردم هند عمل نمی‌کنند و حاضر نیستنند با گروه‌های افراطی برخورد کرده و از کشتار و تخریب اموال مسلمانان توسط آن‌ها جلوگیری کنند.

 

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر، دولت هندوستان اخیراً قانونی را در زمینه صدور تابعیت برای ساکنین این کشور که دارای تابعیت هند نیستند، تصویب کرده و مسلمانان به دلیل ظلمی که این قانون به آن‌ها وارد می‌سازد، دست به اعتراض زدند. در این بین گروه‌های افراطی هندو از فرصت استفاده کرده و درحالی که نیروهای پلیس هند تنها نظاره‌گر بودند، به ضرب و شتم و کشتار مسلمانان پرداختند.

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر به جهت بررسی اوضاع اخیر هند و مسلمانان این کشور و قانون تابعتی که اخیراً تصویب شده، گفت‌وگوی ویژه‌ای با «دکتر پیر محمد ملازهی»، کارشناس مسائل بین‌الملل و شبه‌قاره انجام داده است.

 

خیبر: تحلیل شما در مورد وضعیت اخیر مسلمانان در هند چیست؟ اساساً جریان ظلم نسبت به مسلمانان در هند از کجا نشأت می‌گیرد؟ و نقش اسرائیل و صهیونیسم در این قضیه چیست؟

واقعیت این است که اختلافات موجود در هند به دوران استعمار انگلیس و سیاست مشهور «تفرقه بینداز و حکومت کن» باز می‌گردد. در آن زمان، این سیاست باعث شده بود که جامعه مسلمان و هندوها در برخی مناطق دچار تنش و حتی کشتار شوند. این وضعیت تا سال 1947م. ادامه پیدا کرد. انگلیس‌ها در این سال مجبور به عقب‌نشینی شدند و شبه‌قاره هند به استقلال رسید و دو کشورِ هند و پاکستان بر اساس مذهب سازماندهی شدند.

از آن زمان قرار شد مناقطی که اکثریت آن‌ها مسلمان هستند در اختیار پاکستان قرار بگیرند، و مناطقی که اکثریت جمعیت غیرمسلمان هستند، در اختیار هند قرار بگیرند. این توافق در بعضی مناطق عملیاتی شد، اما در برخی مناطق دیگر عملیاتی نشد. به این معنا که مثلاً در منطقه کشمیر، چون خاندان حاکم از خانواده سیک (هندو مذهب) بودند، به طرف هند رفتند و در نتیجه جنگ‌هایی بین هند و پاکستان پیش آمد و کشمیر دو قسمت شد؛ قسمتی در اختیار هند قرار گرفت و قسمتی دیگر در اختیار پاکستان. البته بعداً باریکه‌ای نیز به چین اختصاص داده شد.

واقعیت این است که این تضاد از قدیم وجود داشته است. اما آنچه که در شرایط کنونی این بحران را افزایش داد، مسئله‌ی قانون تابعیت یا شهروندی بود. دولت آقای نارندرا مودی[1] در محاسبات سیاسی برای اینکه رقبای حزبی دیگر را از فعالیت در انتخابات بعدی و رسیدن به قدرت بازدارد، لایحه‌ای پیرامون صدور تابعیت را به پارلمان هند فرستاد. از آنجا که مجلس این کشور در اختیار حزب «بی‌جی‌پی»[2] قرار دارد، این لایحه به تصویب رسید.

این قانون در حقیقت دلالت بر این دارد که افرادی که از قبل از سال 1947م. مدارکی دارند که ثابت می‌کند هندی هستند، مدارک را بایستی ارائه دهند تا به آن‌ها تابعیت هند اعطا شود؛ اما اگر مدارکی ندارند، تابعیت هند را دریافت نخواهند کرد. این مسئله در مناطق مختلف مطرح شده، اما در ایالت بنگال شدت بیشتری دارد.

بنگال در زمان انگلیس‌ها ایالات بزرگی بود، پیش از آن نیز پادشاه‌نشین بود و دولت و تشکیلات داشت. زمانی که شبه‌قاره هند تجزیه شد، بنگال دو قسمت شد. بخشی از آن تحت‌عنوان پاکستان شرقی در سال 1971م. به استقلال رسید و کشور بنگلادش را تشکیل داد؛ بخش دیگری نیز بنگال هند نام گرفت. مسلمانان در این بین دو قسمت شدند، اما یک‌پارچه در بنگلادش قرار نگرفتند. میلیون‌ها مسلمان در گوشه و کنار کشور از جمله در بنگال پراکنده شدند.

دولت هند از همان زمان این دسته از مسلمانان را بنگلادشی (پاکستانی) حساب کرد و کارت شناسایی و مدارک هندی به آن‌ها اعطا نشد، و لذا مسلمانان را بنگالی می‌دانند. این دسته از مسلمانان اگرچه در بنگال زندگی کرده‌اند، اما در بنگلادش فعلی زندگی نکردند، بلکه در بنگال هند استقرار داشته‌اند و نسل‌های آن‌ها نیز در این ناحیه بودند. اما چون مسلمان هستند، دچار این تعبیر شدند.

مسلمانان سراسر هند که حدوداً 200 میلیون نفر هستند، دست به اعتصاب و اعتراض زدند تا این قانون لغو شود. دولت هند اما نمی‌تواند این قانون را به سادگی لغو کند؛ چراکه در پسِ این قانون اهداف سیاسی خاصی دارد و می‌خواهد قدرت را حفظ کند.

 

عدم دفاع دولت هند از مسلمانان

اما دولت هند یک کاری کرده که حائز اهمیت است و باید به آن توجه شود. گروه‌های افراطی که همیشه وجود داشتند و علیه مسلمانان اقدام می‌کردند، فرصت پیدا کردند به تجمعات اعتراض‌آمیزی که مسلمانان برپا می‌کنند، حمله‌ور شوند. در اصل نیروهای امنیتی هند بایستی جلوی این حملات و درگیری‌ها را می‌گرفتند، اما عملاً این کار را نکردند، چراکه نیروهای پلیس خودشان هندو مذهب هستند، و البته جریان‌های رادیکال هندو میان پلیس نیز نفوذ دارند.

در نتیجه انتقاد اصلی به دولت هند در این است که باید از اغتشاش مهاجمین و ضربه‌زدن آنان به مسلمانان جلوگیری می‌کرد، اما این کار را انجام نداد. این بحث بسیار جدی است، و مسلمانان نیز نسبت به دولت آقای مودی انتقاد جدی دارند، چراکه به مسئولیتشان در حفاظت از جان مردم هند عمل نمی‌کنند و حاضر نیستنند با گروه‌های افراطی برخورد کرده و از کشتار و تخریب اموال مسلمانان توسط آن‌ها جلوگیری کنند.

بنابراین زمینه این درگیری‌ها از زمان انگلیس‌ها به بعد است. در شرایط کنونی نیز قانون صدور تابعیت شرایط هند را بدتر کرد. این دو حرکت راستِ مذهبی آقای مودی و حزب «بی‌جی‌پی» شرایط را برای مسلمانان دشوارتر کرده و فرصت را در اخیتار گروه‌های افراطی هندو قرار داده است تا بتوانند به مسلمانان حمله کنند و کشتارهایی را رقم بزنند.

 

خیبر: سیاست‌هایی که موجب اعمال فشار و ظلم علیه مسلمانان هند می‌شود را می‌توان به روابط استراتژیک، فکری و سیاسی نخست‌وزیر هند با اسرائیل مرتبط دانست؟

اگر بر اساس منافع ملی و انتظاراتی که نخست‌وزیر هند از قدرت دارد بخواهیم قضاوت کنیم، علی‌القاعده دولت هند نبایستی به دنبال تشکیل بحران در سطح کشور باشد. به دلیل اینکه این تشکیل بحران اولاً موقعیت هند در کشورهای اسلامی را تضعیف کرده و در مقابل موقعیت پاکستان رقیب هند را تقویب می‌کند، ثانیاً در سطح بین‌الملل نیز قابل‌قبول نیست که دولت هند بخواهد جمعیتی که صدها و هزار سال در هند زندگی کرده‌اند را غیر هندی به حساب بیاورد و آن‌ها را از هندوستان بیرون کند. به هر حال این مسئله اعتبار هند را به شدت مخدوش می‌کند.

بنابراین تصور اینکه دولت هند آگاهانه در این مسئله حرکت کرده، کمی سخت است اما قطعاً با قانونی که تصویب کرده، فضا را برای گروه‌های افراطی بازکرده و در این زمینه می‌توان دولت هند را مقصر دانست.

اگرچه که نخست‌وزیر و دولت هندوستان، در چارچوب رقابت‌های سیاسی و حزبی توجیهاتی برای اقدام اخیرشان دارند، اما واقعیت این است که اقدام آن‌ها موقعیت هند در سطح کشورهای اسلامی و در عرصه بین‌الملل را تضعیف می‌کند. هندی که قصد دارد قدرت جهانی بشود و می‌خواهد حق وتو در سازمان ملل را به دست آورد، اقدام سؤال‌برانگیزی را انجام داده است.

 

مواجه‌شدن هند با چالش جدی

مسئله دیگری که وجود دارد، این است که هندوستان کشوری بزرگ است و زبان، قوم، مذهب و فرهنگی‌های بسیاری در آن وجود دارد و بر اساس همین نظام فدرالی و دموکراسی است که هند آرامش دارد. اگر هند این سیستم را از دست بدهد، طبیعتاً آرامش از بین خواهد رفت.

اگر همین وضعیت علیه مسلمانان ادامه پیدا کند، به شکلی طبیعی زمینه برای نفوذ داعش، القاعده و گروه‌های افراطی مسلح که هند را بخشی از خلافت شرقی می‌دانند، آماده می‌شود. اگر این گروه‌های مسلح بیایند مردم هند را مسلح کنند و آن‌ها را آموزش دهند، در این صورت هند درگیر جنگ داخلی خواهد شد. و این موقعیتِ دولت و کشور هند را با چالش و خطر مواجه می‌کند.

بنابراین بایستی راه معقولی برای تعدیل این قانون پیدا شود. اگرچه به نظر من این قانون لغو نخواهد شد، اما می‌توانند آن را تعدیل کنند تا این بحران پشت‌سر گذاشته شود.

 

خیبر: ممنون از توضیحات جامع و کاملی که ارائه فرمودید.

 

[1]. Narendra Modi

[2]. Bharatiya Janata Party

نظرات: (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

امام خامنه ای (حفظه الله تعالی):

امروز دشمن اصلی ما در دنیا، صهیونیست و استکبار است. پلیدتر از آمریکا، دولت صهیونیست، در فلسطین اشغالی است. چرا؟ چون بالاخره دولت آمریکا، یک دولت و متّکی به یک ملت است. در صورتی که اساساً دولت غاصب صهیونیستی، متّکی بر یک ملت نیست! ملت ساکن آن مناطق، ملتی است که امروز آواره است! اسراییل، از اوّل با ظلم و آدمکشی، با دروغ و فریب به وجود آمده است. مردم فلسطین، در خارج از فلسطین، با حال کوخ نشینی و اردوگاه نشینی زندگی می‌کنند. خانه‌های آنها و وطن آنها در اختیار کسانی است که از اروپا، از استرالیا، از آمریکا، از آسیا و از آفریقا به آن جا رفته‌اند و یک ملت جعلی و دروغین به وجود آورده‌اند و در آن جا به نام یک ملت، زندگی میکنند و دولتی هم دارند! اساساً چنین ملتی، وجود و هویّتی ندارد.