پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

ارتباط با دشمن در سیره سیاسی پیامبر

آنچه در این بین جلب توجه می­کند قاطعیت پیامبر است. پیامبر پیمان بسیار سخت و قاطعی با یهود منعقد کرد و در مرحله اجرا نیز هرگز به دشمن اعتماد نکرد و برای اینکه دشمن در ادامه در پیمان­شکنی­هایش بهانه نیاورد با هر یک از آنها جداگانه پیمان بست.

 

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر، پیامبر (ص) همه شئون قرآن را اجرا می­کردند؛ چه در شئون اخلاقی و چه در شئون اجتماعی و سیاسی. از این جهت هم رفتار پیامبر جای تامل و عبرت­گیری بسیار دارد.

پیامبر هنگامی که وارد مدینه شدند قدرت غالب و برتر نبودند و به تدریج توانستند جایگاه سیاسی و اجتماعی خود را تقویت کنند و جامعه اسلامی را بنیان نمایند. به همین دلیل است که تعداد سپاهیان اسلام در جنگ­های بدر، احد، خندق، خیبر و سپس موته و تبوک به تدریج رو به افزایش است و از هزار نفر به سی هزار نفر افزایش یافت. در این ده سال تعداد جمعیت مدینه که ناگهان به این حد افزوده نشد بلکه جایگاه و مقبولیت پیامبر و اسلام افزایش یافت. در جنگ بدر پیامبر برای جنگ­های تن به تن افرادی را برگزید که از خاندان خود ایشان بودند که عمو و پسر عموی حضرت بودند. این مسئله به این معناست که هنوز پیامبر یاران قابل اعتماد در این حد نداشتند.

به هر حال غرض اینکه پیامبر هنگامی که وارد مدینه شدند قدرت غالب و برتر نبودند ولی ایشان در تعامل با گروه­هایی که در مدینه بودند روابط خود را بسیار محکم و جدی سامان دادند و هرگز از موضوع ضعف وارد نشدند. بلکه همواره با توکل بر خدا و با سلاح ایمان، عزت مسلمانان را حفظ کردند و از این طریق به قدرت رسیدند.

سابقه حضور پیامبر اسلام در مدینه به سال هشتم بعثت بر می­گردد. ایشان در سال سیزدهم به مدینه هجرت کرد. بنابراین یهودیان مدینه، پنج سال فرصت داشتند درباره اسلام تحقیق کنند. همچنین آنان افراد فراوانی در مکه داشتند که می­توانست سبب آشنایی آنها با اسلام شود.

با این حال، هنگامی که نبی اکرم (ص) وارد مدینه شد، هیئتی از سه قبیله یهودی بنی‌قریظه، بنینضیر و بنیقینقاع خدمت حضرت رسیدند و از ایشان پرسیدند: «مردم را به چه می­خوانی؟» فرمود: «به گواهی‌دادن به توحید و رسالت خودم. من کسی هستم که نامم را در تورات می‌یابید و علمایتان گفته‌اند که از مکه ظهور و به این حره (مدینه) کوچ می­کنم.» یهودیان گفتند: «آنچه گفتی،‌ شنیدیم. اکنون آمده‌ایم با تو صلح کنیم که به سود یا زیان تو نباشیم و کسی را علیه تو یاری نکرده و متعرض یارانت نشویم؛ تو هم متعرض ما و دوستانمان نشوی تا ببینیم کار تو و قومت به کجا می‌انجامد.»

پیامبر پذیرفت و قراردادی نوشته شد که بر اساس آن،‌ یهود نمی­بایست علیه پیامبر یا یکی از یارانش به زبان، دست، اسلحه، مرکب، پنهانی یا آشکارا، شب و یا روز اقدامی انجام می‌داد. اگر یهود این تعهدات را نادیده می­گرفت، رسول خدا می­توانست خون ایشان را بریزد، زن و فرزندانشان را اسیر سازد و اموالشان را غنیمت بگیرد. جالب این جاست که پیامبر برای هر کدام از این قبایل، قراردادی جداگانه نوشت.

آنچه در این بین جلب توجه می­کند قاطعیت پیامبر است. پیامبر پیمان بسیار سخت و قاطعی با یهود منعقد کرد و در مرحله اجرا نیز هرگز به دشمن اعتماد نکرد و برای اینکه دشمن در ادامه در پیمان­شکنی­هایش بهانه نیاورد با هر یک از آنها جداگانه پیمان بست.

آنچه در ادامه اتفاق افتاد این دوراندیشی و درایت پبامبر در عرصه روابط خارجه و تعامل با سایر رقبا را نشان داد. هر یک از طوایف یهود در ادامه یک به یک به تدریج پیمان­شکنی کردند و پیامبر بر اساس پیمانی که با آنها منعقد کرده بود ضمن اینکه هر گونه بهانه­تراشی و عوام­فریبی را از آنها گرفت، توانست یک به یک رقبایش را از صحنه حذف کند. در واقع پیامبر با انعقاد پیمان جداگانه با آنها مانع از اتحاد دشمنانش با هم شد.

این اقدام پیامبر سبب شد مسلمانان خود را در مقابل سه دشمن نبینند بلکه هر بار با یک دشمن روبه­رو بودند. طبیعی است مقابله با یک دشمن آسان­تر از مواجهه با سه دشمن است. پیمان­های جداگانه مانع از این می­شد که هر یک به کمک دیگری بیاید.

نکته دیگر که در این سیره پیامبر بسیار راهگشاست این است که پیمان پیامبر با آنها بسیار صریح و شفاف است از هر گونه توجیه­گری و راه فرار دیپلماتیک به دور است به طوری که پیامبر بعد از پیمان­شکنی هر یک از این طوایف توانست با آنها به شدت برخورد کند.

 

جمع­بندی و نتیجه­گیری

آنچه از آیات قرآن و سیره پیامبر در مورد تعامل با یهود و نصارا قابل برداشت است این است که هر کس به دشمن خود اعتماد کند نمی­تواند روی موفقیت و سعادت را بیند. مسلمانان در تعامل با دشمنان خود همواره باید مراقب باشند و هیچ‌گاه دشمن را بدون قید دشمن­بودن لحاظ نکنند که اگر چنین کنند میدان را برای تاخت و تاز دشمن فراهم کرده­اند و دراین بین وجود و کیان خود را به خطر انداخته­اند.

آنچه مسلمانان در این بین باید توجه داشته باشند این است که بزرگ­ترین سرمایه آنها ایمان و عمل صالح آنهاست که باوجود چنین سرمایه و سلاحی دشمن نمی­تواند به آنها لطمه بزند. پس از تقویت ایمان، اکنون مسلمانان می­توانند با قاطعیت در مقابل دشمن بایستند و از تهدید او نهراسند.

البته صرف تقویت ایمان و عمل صالح کافی نیست بلکه در مقابل دشمن مکار و حیله­گر، همواره باید با هوشیاری و بصیرت برخورد کرد و توطئه­های آنها را خنثی نمود.

پیامبر به خوبی این درس را از قرآن فراگرفتند و برای همه ما به خوبی تبیین نموده و در مقام عمل اجرا کردند. ایشان در مواجهه با یهود مدینه با اتکا به ایمان به خدا و عمل صالح، ایستادگی کردند و هرگز از ارزش­ها و اصول خود عدول نکردند. همچنین برای جلوگیری از توطئه و پیمان­شکنی آنها با تیزبینی ویژه­ای اقدام نموده و ضمن قاطعیت تمام و عدم اعتماد به دشمن، با بستن پیمان­های جداگانه و صریح زمینه هرگونه توطئه­گری را از آنها سلب نمودند.

امیرالمومنین امام علی (ع) چه زیبا این نکات را در نامه 62 نهج­البلاغه جمع کرده است. ایشان در این مورد می­فرماید: «إِنَّ أَخَا الْحَرْبِ الْأَرِقُ وَ مَنْ نَامَ لَمْ یُنَمْ عَنْهُ»؛ همانا برادر جنگ، بیداری و هوشیاری است. هر کس از دشمن آسوده بخوابد، دشمن نسبت به او نخواهد خفت.

به امید روزی که مسلمانان با تکیه بر آیات قرآن و سیره نبوی در مسیر کمال و عزت گام بردارند.

 

لینک کوتاه: http://khbn.ir/T2LqpH

نظرات: (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

امام خامنه ای (حفظه الله تعالی):

امروز دشمن اصلی ما در دنیا، صهیونیست و استکبار است. پلیدتر از آمریکا، دولت صهیونیست، در فلسطین اشغالی است. چرا؟ چون بالاخره دولت آمریکا، یک دولت و متّکی به یک ملت است. در صورتی که اساساً دولت غاصب صهیونیستی، متّکی بر یک ملت نیست! ملت ساکن آن مناطق، ملتی است که امروز آواره است! اسراییل، از اوّل با ظلم و آدمکشی، با دروغ و فریب به وجود آمده است. مردم فلسطین، در خارج از فلسطین، با حال کوخ نشینی و اردوگاه نشینی زندگی می‌کنند. خانه‌های آنها و وطن آنها در اختیار کسانی است که از اروپا، از استرالیا، از آمریکا، از آسیا و از آفریقا به آن جا رفته‌اند و یک ملت جعلی و دروغین به وجود آورده‌اند و در آن جا به نام یک ملت، زندگی میکنند و دولتی هم دارند! اساساً چنین ملتی، وجود و هویّتی ندارد.