پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

بروزات سیاسی اجتماعی نفوذ علمی یهود در صدر اسلام

امروزه در کشورهای شرقی و اسلامی ما با یک پدیده­‌ای به عنوان نخبگان و سیاستمداران غرب‌­گرا مواجهیم و وقتی می‌­بینیم بسیاری از کسانی که در کشورهای اسلامی در پست‌­های اجرایی و مدیریتی و سیاست­گذاری قرار دارند، تحصیل­‌کرده غرب هستند، به اهمیت و تاثیر این موضوع پی می‌­بریم.

 

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر، در جامعه صدر اسلام دشمنی یهود در قالب نفوذ علمی وجود داشته است و پیامبر (ص) با آن مقابله کردند. اما باید به بروزات سیاسی اجتماعی این نفوذ علمی نیز توجه کرد. اساساً استقرار یهود در مدینه برای ایمان آوردن به اسلام نبود بلکه برای مقابله با آن و جلوگیری از حرکت پیامبر به سوی قدس بود.

بر این اساس یهودیان در زمان پیامبر نتوانستند برنامه­‌های انحرافی خود را اجرا کنند ولی نفوذ فرهنگی سیاسی خود را از طریق مختلف پس از پیامبر (ص) اجرا کردند. بخش مهمی از این نفوذ از طریق نفوذ علمی روی داد. بخشی از این نفوذ علمی در قالب مسلمانانی بود که در مراکز یهودی درس خوانده بودند. امروزه نیز این موضوع در قالب بورسیه دانشجویان یا اعزام دانشحویان انجام می­‌شود که با عنوان دیپلماسی آموزشی تحلیل و بررسی می‌­شود. یکی از این افراد «زید بن ثابت» است. او پس از پیامبر (ص) به مناصب مهمی دست یافت.

در جریان سقیفه، بین انصار و مهاجرین نزاع افتاد، یکی گفت خلیفه از ما باشد؛ دیگری گفت از ما باشد، و در حالی که سعد بن عباده با ابوبکر بیعت نکرد و به همین خاطر انصار هم از بیعت او سر پیچی می‌کردند، زید بن ثابت اولین کسی بود که دست ابوبکر را گرفته و بیعت کرد[1] و به انصار گفت: «او صاحب شماست، او خلیفه رسول خداست با او بیعت کنید.»[2] این بیعت باعث شد دیگران نیز با ابوبکر بیعت کنند.

 به نظر می‌رسد، این خدمت زید به تثبیت خلافت خلفا، بی‌پاسخ نمانده و لذا برای او جایگاه بلندی در حکومت خلفاء داده شده است:

  • در دوران ابوبکر، زید کاتب وی بود. [3]
  • در زمان عمر، زید منصب قضاوت را نیز بر عهده داشت و عمر برای وی حقوق معینی را در نظر گرفته بود.[4]  زید چنان نزد عمر مقرب بود که در نامه‌ها نیز نام زید را بر نام خود مقدم می‌کرد و چنین می‌نوشت: «به زید بن ثابت از عمر»[5] در حالی که این بر خلاف معمول بوده است. هنگامی که عمر به مسافرت می‌­رفت، زید جانشین عمر در مدینه بود[6] و کمتر سفری بود که عمر از آن برگشته و به زید باغی از نخل به زید نداده باشد.[7]
  • در زمان عثمان از طرف وی امور بیت‌المال،[8] کتابت قرآن،[9] قضاوت[10] و دیوان[11] را بر عهده داشت و در نبود عثمان جانشین وی در مدینه بود.[12] زید در سال ۳۴ هجری هنگامی که معترضان قصد کشتن عثمان را داشتند به همراه «ابو اسید ساعدی» و «کعب بن مالک» و «حسان بن ثابت» به دفاع از عثمان پرداختند.[13]

زید بن ثابت در میان اصحاب به یهودی‌بودن متهم بوده که زبان عبری نیز می‌­دانسته است. مهم‌­ترین دلیل یهودی‌بودن زید به آموزش او در مراکز یهود و بهره‌­مندی او از علومی است که یهودیان از آن مطلع بودند و این در حالی است که یهودیان در جامعه­‌ای بسته زندگی می‌­کردند و غریبه‌­ها، به ویژه مسلمانان را درون خود راه نمی‌­دادند، پس چگونه ممکن بود کسی که مسلمان بوده، در مکتب یهودیان درس بخواند و با کودکان آنان بازی کند؟

زمانی که به «عبداللّه بن مسعود» اعتراض ­می‌­شود که چرا مانند زید قرائت نمی‌­کند، در پاسخ می‌­گوید: «زمانی که من ۷۰ سوره قرآن را از دهان رسول‌الله (ص) فرا گرفتم، زید بن ثابت با موهای بافته شده در مکتب‌خانه درس می‌خواند.»

«ابی بن کعب» نیز درباره زید می‌گوید: «زمانی که من قرآن می‌خواندم، زید کودکی بود که با موهای بافته‌شده در مکتب با یهودی‌ها بازی می‌کرد.»[14]

موهای بافته‌شده، کنایه‌­ای از یهودی‌بودن است. چنانکه اکنون در میان یهودیان مرسوم است موهای سر را بافته و از دو طرف آویزان می‌­کنند.

«میخائیل لکر» در رابطه با شخصیت زید بن ثابت و آموزش یافتن وی توسط یهودیان می­نویسد: «من اطمینان دارم که برای یک دوره­ای نامشخص زمانی ـ در حدود شش یا هفت سال که این فاصله در حدود سال­های مرگ پدر زید در نبرد بعاث  و هجرت بوده است ـ زید تحت تعلیم یهودیان قرار داشته و احتمالاً همانند یک فرزند یهودی رشد یافته است.»[15]

به نظر او اعراب مدینه در مکتب یا مدراس یا ماسکه یهودیان به تحصیل می­پرداختند و از آنجا که باسوادان یهود باید از روی عهد عتیق، به آنها عربی می­آموختند، تلاش می­کردند تا دانش­آموزان را به دین خود برگردانند که به نظر می‌رسد مورد زید بن ثابت یکی از این موارد بوده است.[16]   

یهودیان دیگری مانند زید بن ثابت داریم که با عنوان و تابلوی عالم و علم پس از پیامبر در بدنه سیاسی اجتماعی نظام اسلامی نفوذ کردند و در صدد اشاعه عقاید انحرافی یهود برآمدند به طوری که امروزه با عنوان مهمی به نام اسرائیلیات مواجهیم که به عنوان گزاره­‌های غلط و انحرافی در حدیث و تفسیر تبیین می‌­شود.

مهم‌­ترین این یهودیان نفوذی که نفوذ علمی را ابزار انحراف‌­گری فرهنگی و سیاسی در جامعه اسلامی قرار دادند عبارتند از: «کعب‌الاحبار»، «ابوهریره» و «عبدالله بن سلام».

جالب است بدانیم هیچ‌یک از این افراد با امام علی (ع) بیعت نکردند و پس از قتل عثمان مدینه را ترک کردند و نزد معاویه و به شام رفتند. در روایات نیز این افراد همواره رد شده و مورد انتقاد شدید قرار گرفته­‌اند. امام علی (ع) و یاران خاص ایشان نیز در دوران خلفا با این افراد مقابله کردند و به رسواسازی آنها می‌­پرداختند ولی آنها از حمایت نظام سیاسی حاکم برخوردار بودند.

رسول‌الله (ص) هیچ‌گاه به این افراد میدان و مجال نداد و صریحا آنها را از صحنه خارج کرد. البته برخی از آنها پس از پیامبر ایمان آوردند، اما نظام سیاسی اجتماعی پس از پیامبر این رویه را ادامه نداد و زمینه بروز و فعالیت آنها را فراهم کرد.

 

دیپلماسی علمی-فرهنگی و نفوذ در دوران معاصر

فرایندی که در صدر اسلام روی‌داد بسیار شبیه فرایندی است که امروزه با عنوان دیپلماسی عمومی از آن یاد می‌­شود. بخشی از دیپلماسی عمومی این است که کشورهای غربی با هدف تاثیر بر جریان نخبگان یک کشور، با اعطای بورس­‌های تحصیلی آنها را به کشورشان می­‌آورند و تحت نظام آموزشی خودشان تربیت می­‌کنند.

طبیعی است یا این افراد در کشورهای غربی باقی می­‌ماند و یا اینکه به کشورشان بازمی‌­گردند. در هر صورت آنها تربیت‌شده کشورهای غربی و در فضا و فرهنگ و نظام ارزشی آنها رشد کرده و به نوعی نیرو و مبلغ و مجری برنامه­‌های کشورهای غربی و نظام سلطه هستند. جالب است در طول دوران تحریم ایران توسط آمریکا،‌ ایران از این جهت تحریم نبود و دانشجویان ایرانی می­‌توانستند در آمریکا تحصیل کنند.

امروزه در کشورهای شرقی و اسلامی ما با یک پدیده­ای به عنوان نخبگان و سیاستمداران غرب‌­گرا مواجهیم و وقتی می­‌بینیم بسیاری از کسانی که در کشورهای اسلامی در پست‌­های اجرایی و مدیریتی و سیاست­‌گذاری قرار دارند، تحصیل­‌کرده غرب هستند، به اهمیت و تاثیر این موضوع پی می‌­بریم.

این یکی از مهم‌­ترین راه‌­های نفوذ است که با عنوان نفوذ علمی می‌­توان از آن یاد کرد؛ نفوذی که به عرصه سیاسی و اجتماعی و فرهنگی نیز کشیده می‌­شود و نوعی استعمار فرا مدرن است.

بخش دیگری از دیپلماسی عمومی و نفوذ در قالب حضور نیروهای رسانه‌­ای است که در قالب روزنامه­‌نگار و خبرنگار جامعه علمی-فرهنگی و سیاسی کشور را جامعه هدف خود قرار داده و از این طریق به دنبال نفوذ در جامعه هستند. تجربه کشور در سال‌­های اخیر تاییدی است بر این مدعا که از برنامه‌­های سرویس‌­های جاسوسی دشمنان خبر می‌­دهد.

 

لینک کوتاه: http://khbn.ir/GIy1


[1] . مسند، احمد بن حنبل، ج5، ص187 و المستدرک، الحاکم النیسابوری، ج3، ص 76؛ سیر أعلام النبلاء، الذهبی، ج2، ص433.

[2] - السیره الحلبیه، ج3 ص506؛ السیرة النبویة، ابن کثیر، ج 4،ص 494؛ تاریخ طبری، ترجمه، ج۴، ص۱۵۶۹؛ السیرة النبویۀ، ابن هشام، ج4، ص494، (تحقیق السقی الابیاری و شلبی، بیروت: دارالکتب العلمیه)

[3] . تاریخ طبرى، ج4، ص1569.

[4] . أخبار القضاة، محمد بن خلف بن حیان، ج1، ص108؛ التنبیه و الإشراف، مسعودی، ص270.

[5] - تاریخ دمشق، ج19 ص317

[6] . سیر أعلام النبلاء، الذهبی، ج۲، ص۴۳۳؛ تاریخ مدینة دمشق، ابن عساکر، ج۵، ص۴۵۱؛ الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۲، ص۱۱۵-۱۱۶.

[7] - تاریخ دمشق، ج19، ص318.

[8] . التاریخ الکبیر، محمد بن اسماعیل بخاری، ج8، ص373 (بیروت، دارالکتب العلمیه، 1398ق)

[9] - تاریخ دمشق، ج4، ص336.

[10] . أسد الغابة فى معرفة الصحابة، ابن اثیر، ج2، ص127؛ طبقات الکبری، ابن سعد، ج2، ص275؛ تاریخ یعقوبى، ج2، ص62؛ تاریخ طبرى، ج6، ص2323؛ الصحیح من سیرة النبی الأعظم، ج6، ص343.

[11] . الصحیح من سیرة النبی الأعظم، ج۶، ص۳۴۳.

[12] . أسد الغابة فی معرفة الصحابة، ابن اثیر، ج۲، ص۱۲۷.

[13] . طبری، ج۶، ص۲۲۱۲.

[14] . الایضاح، ازدی نیشابوری، ص۵۱۹؛ الدرجات الرفیعۀ، سید علی خان، ص۲۲.

[15] . Lecker, Michael, Journal of Near Eastern Studies, p259, The University of Chicago, Stable. 1997, Vol. 56, No. 4.

[16] . Lecker, Michael (1997), Journal of Near Eastern Studies, Vol  56, No. 4, P. 259 The University of Chicago, Stable, 1997.

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

امام خامنه ای (حفظه الله تعالی):

امروز دشمن اصلی ما در دنیا، صهیونیست و استکبار است. پلیدتر از آمریکا، دولت صهیونیست، در فلسطین اشغالی است. چرا؟ چون بالاخره دولت آمریکا، یک دولت و متّکی به یک ملت است. در صورتی که اساساً دولت غاصب صهیونیستی، متّکی بر یک ملت نیست! ملت ساکن آن مناطق، ملتی است که امروز آواره است! اسراییل، از اوّل با ظلم و آدمکشی، با دروغ و فریب به وجود آمده است. مردم فلسطین، در خارج از فلسطین، با حال کوخ نشینی و اردوگاه نشینی زندگی می‌کنند. خانه‌های آنها و وطن آنها در اختیار کسانی است که از اروپا، از استرالیا، از آمریکا، از آسیا و از آفریقا به آن جا رفته‌اند و یک ملت جعلی و دروغین به وجود آورده‌اند و در آن جا به نام یک ملت، زندگی میکنند و دولتی هم دارند! اساساً چنین ملتی، وجود و هویّتی ندارد.