پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

مؤلفه‌های مؤثر بر خروج آمریکا از عراق: معادلات درون منطقه‌ای

بازتاب ناکامی آمریکا نه‌تنها به عراق محدود نمی‌شود، بلکه جایگاه و عملکرد آمریکا در کل منطقه خاورمیانه و حتی جهان را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد؛ به گونه‌ای که به باور تحلیلگران غربی رابطه مستقیمی میان ناکامی آمریکا با تقویت جایگاه ایران به عنوان یکی از مخالفین سیاست‌های آمریکا در منطقه وجود دارد.

 

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر، در قسمت قبلی این یادداشت، نقش عوامل داخلی در عراق و بروز مقاومت منطقه‌ای در مسئله خروج نظامیان آمریکایی از عراق مورد بررسی قرار گرفت. در این قسمت، به واکاوی معادلات درون منطقه‌ای و روابط کشور عراق با ایران، عربستان و کویت که بر بحث خروج آمریکایی‌ها از عراق اثرگذار هستند، پرداخته خواهد شد. در پایان نیز جمع‌بندی بحث ارائه می‌گردد.

 

عوامل و معادلات درون منطقه‌ای

در تبیین و بررسی تحولات و مسائل اثرگذار و منطقه‌ای بر عراق باید گفت به دلیل جایگاه و شرایط خاص این کشور و همچنین بافت سیاسی و اجتماعی آن، رابطه محسوسی میان سطح تحلیل داخلی و بازیگران منطقه‌ای از جمله کشورهای عربی و همچنین کشورهایی مانند ایران، ترکیه، سوریه و مسائل داخلی عراق وجود دارد. با توجه به سوابق تعاملات عراق در عرصه برون‌مرزی و نقش مولفه‌های منطقه‌ای و بین‌المللی بر این کشور ابتدا مناسبات این کشور با سه بازیگر مهم یعنی ایران، عربستان و کویت بررسی می‌شود.

 

  1.  

ایران و عراق از پایان جنگ تحمیلی تا سقوط صدام (2003-1988)

در این دوره که با پذیرش قطعنامه ۵۹۸ از سوی ایران و آتش‌بس میان دو کشور از تاریخ ۲۰ اوت ۱۹۸۸ برقرار گردید، روابط پر فراز و نشیبی در مناسبات خارجی دو کشور دیده می‌شود. به رغم تشکیل گروه ناظران نظامی از سوی سازمان ملل و اعزام آنها به مرزهای مشترک برای نظارت بر آتش‌بس و نیز عقب‌نشینی نیروها به مرزهای شناخته‌شده بین‌المللی، پیشرفت قابل‌توجهی در کاهش تنش‌ها و مذاکرات دو کشور حاصل نشد. یکی از دلایل این کندی آن بود که عراق ضمن تبلیغات شدید خود را پیروز می‌دانست و خواستار آن بود که ایران حق حاکمیت کامل عراق بر اروندرود را بپذیرد.

اما در اوایل سال ۱۹۹۰ نسیم تحولات در سیاست خارجی عراق خبر از طوفان سهمگینی در خلیج‌فارس می‌داد. یکی از این تغییرات مربوط به چرخش سیاسی عراق و ابراز تمایل صدام حسین برای از سرگیری روابط با ایران بود. تا جایی که وی در یک اقدام بی‌سابقه در تاریخ ۲۱ آوریل ۱۹۹۰ نامه‌ای به ایران ارسال کرد و ضمن اشاره به تهدیدهایی که از طرف صهیونیسم به عمل می‌آید، پیشنهاد مذاکره مستقیم بین رؤسای‌جمهور دو کشور در مکه مکرمه داد، و آخرالامر در ۳۰ ژوئیه همان سال طی نامه دیگری از مواضع قبلی خود در مورد اروندرود عقب‌نشینی کرد.

اما علت این تحول در روابط با ایران تنها سه روز بعد یعنی هنگامی که گزارش حمله به کویت اعلام شد رمزگشایی گردید. در واقع اقدامات این کشور برای حل سریع اختلافات با ایران بیانگر نیات جدید عراق برای تحقق اهداف قدیم در جهت راهبرد گسترش مرز آبی در خلیج‌فارس بود.

 

  1.  

ایران و عراق از سقوط صدام (2003) تا سال 2012

فروپاشی رژیم صدام علاقه‌مندی زیادی برای رفع تنش‌های بین ایران و عراق فراهم نمود. از سوی دیگر احیای نهادهای مدنی در عراق و توسعه روند سیاسی مبتنی بر مشارکت گروه‌های عراقی در ساختار قدرت و به ویژه راه‌یابی گروه‌های شیعه در معادلات سیاسی آینده روشنی برای روابط ایران و عراق را رقم زد. لذا ایران در طول سال‌های اخیر همواره از تشکیل دولت کارآمد در عراق و تقویت ثبات و امنیت در این کشور حمایت کرده است.

 

عراق و عربستان

روابط این دو کشور اسلامی - عربی به دلایل متعددی پر مسئله بوده است. عراق و عربستان با داشتن مرز مشترک حدود 850 کیلومتری و قرار گرفتن در حوزه خلیج‌فارس به طور طبیعی نسبت به تحولات داخلی و خارجی یکدیگر حساسیت داشته‌اند.

در سطح داخلی عربستان با توجه به نوع ساختار اجتماعی سیاسی و بهره‌مندی از ظرفیت‌های اقتصادی (بزرگترین صادرکننده نفت) و فرهنگی (قرار گرفتن اماکن متبرکه اسلامی) خود را مدعی رهبری در جهان عرب و جهان اسلام و نماینده گسترش ایدئولوژی و هابیت می‌داند. لذا طبیعی خواهد بود که قدرت‌یابی شیعیان و تقویت مشارکت گروه‌های مخالف دیدگاه سلفی‌گری در عراق منافع و اهداف این کشور در تعارض باشد.

از سوی دیگر حرکت عراق در مسیر توسعه مشارکت اقوام و مذاهب مختلف و افزایش حقوق شهروندی به عنوان محرک و مدلی برای سایر جوامع منطقه خواهد بود که این مسئله می‌تواند ساختار سنتی عربستان که از الیگارشی شاهزادگان سعودی رنج می‌برد را به چالش بکشاند.

 

عراق و کویت

روابط این دو کشور به دلیل پیامدهایی که برای مسائل کلان و منطقه‌ای داشته اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد. عراق از بدو شکل‌گیری و حداقل تا زمان اشغال نظامی توسط آمریکا نسبت به همسایه ثروتمند و ژئواستراتژیک خود یعنی کویت ادعای ارضی داشته به دنبال ضمیمه‌کردن آن کشور و یا بخش‌های همجوار آن به خاک خود بوده است.

سیاست خارجی عراق نسبت به کویت تابع شاخص‌هایی است که برخی مانند موقعیت جغرافیایی کشور نسبت به یکدیگر و وجود منابع عظیم انرژی و بافت فرهنگی و اجتماعی مشترک در زمره عوامل پایدار و برخی مانند ایدئولوژی و نگاه سیاستمداران به یکدیگر و ساختار و شرایط و نظام بین‌الملل جزو عوامل ناپایدار در روابط خارجی این دو کشور به شمار می‌رود.

خلاصه بحث اینکه تاثیر و تاثر نظام بین‌الملل و مسائل این دو کشور تولیدکننده مهم نفتی در حوزه خلیج‌فارس انکار ناشدنی می‌باشد. به‌طوری که در مدت کوتاهی پس از حمله عراق به کویت، فوراً سایر کشورها، سازمان‌ها و نهادهای بین‌المللی و منطقه‌ای نظیر سازمان ملل، ناتو و به ویژه آمریکا موضوع سختی اتخاذ کردند که سرانجام منجر به وقوع جنگ دوم خلیج‌فارس گردید.

 

نتیجه‌گیری

چالش‌های فراروی آمریکا در خاورمیانه که پس از اشغال عراق در سال ۲۰۰۳ این کشور را به صورت عملیاتی در مقابل مسائل و ویژگی‌های منطقه قرار داد، بیش از هر زمانی کاخ سفید را با مولفه‌های پایدار معادلات منطقه درگیر نمود. این مسائل که از سطح تحلیل داخلی شامل یارگیری و صف‌بندی‌های جریان‌های سیاسی در درون احزاب و دولت‌ها تا عوامل و متغیرهای منطقه‌ای را در بر می‌گیرد، هیچ‌گاه به سیاستمداران آمریکایی فرصت ایجاد نظام مطلوب خود بر خاورمیانه را ندارد.

نومحافظه‌کاران دولت بوش در هنگام حمله به این کشور تصور می‌کردند با حمله به عراق زمینه ایجاد پایگاه دائمی برای اعمال مستقیم و قدرت نظامی در منطقه را فراهم می‌کنند اما درگیری‌ها و بروز تنش‌های طولانی‌مدت به اشکال گوناگون در عراق، عدم پذیرش مردمی و افزایش احساسات ضدآمریکایی، ناکامی‌های سیاسی و امنیتی، گسترش اقدامات تروریستی، عدم پیش‌برد برنامه‌های سیاسی، نارضایتی شهروندان آمریکایی و عدم همراهی افکار عمومی آمریکا با ادامه سیاست اشغالگری شرایط جدیدی را به آمریکا تحمیل نمود که منجر به تغییر راهبرد آمریکا گردید.

در این چارچوب یکی از مسائل راهبردی مهمی که در زمان اشغال عراق از جانب نیروهای نظامی آمریکا تاکنون بخش مهمی از سیاست خارجی ایالات متحده را به خود اختصاص داد، موضوع مقاومت‌های مردمی ناشی از تعارضات و تفاوت‌های فرهنگی و اجتماعی حاکم در منطقه می‌باشد که عموماً تحت تاثیر هنجارها و ارزش‌های دینی در برابر فرهنگ غربی شکل گرفته است.

برخلاف زمامداران کشورهای عربی که در راستای حفظ و بقای حکومت‌های خود تمایل زیادی برای تقویت مناسبات با غرب از خود نشان داده‌اند، اما بررسی نظرسنجی‌های مختلف افکار عمومی بیانگر رابطه معکوس می‌باشد.

در مورد عراق نکات فوق به دلایل ذیل اهمیت بیشتری می‌یابد:

  • وجود تاریخ و فرهنگ مقاومت در کشور عراق به عنوان یک کشور دارای سوابق ضد استعماری در منطقه؛
  • احیای نقش شیعیان در معادلات سیاسی عراق و تقویت روحیه مقاومت در برابر غرب؛
  • نا آشنایی و بی‌توجهی نظامیان آمریکایی با هنجارهای فرهنگی - اجتماعی جامعه عراق و گسترش احساسات ضدآمریکایی؛
  • عدم توفیق غرب در عمل به وعده‌ها و گسترش ناامنی و اقدامات تروریستی؛
  • حمایت گسترده شیخ‌نشین‌ها و پادشاهی‌های خلیج‌فارس از گروه‌های افراطی سنّی در عراق و بقایای حزب بعث به‌منظور بی‌ثبات‌کردن حکومت شیعی در عراق.

در همین چارچوب اگرچه افکار عمومی منطقه‌ای و فشارهای داخلی، آمریکا را وادار کرد تا حکومت جدید عراق و دموکراسی نسبی را بپذیرد اما نقش‌آفرینی بازیگران اصلی در عراق یعنی کردها، شیعیان و سنّی‌ها و شرایط برآمده از فرهنگ و هنجارهای غالب در منطقه سبب شد تا آمریکا به‌رغم صرف هزینه‌های کلان نتواند به اهداف سیاسی مورد نظر خود دست یابد.

از جانب دیگر بازتاب ناکامی آمریکا نه‌تنها به عراق محدود نمی‌شود، بلکه جایگاه و عملکرد آمریکا در کل منطقه خاورمیانه و حتی جهان را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد؛ به گونه‌ای که به باور تحلیلگران غربی رابطه مستقیمی میان ناکامی آمریکا با تقویت جایگاه ایران به عنوان یکی از مخالفین سیاست‌های آمریکا در منطقه وجود دارد.

 

منبع: بهنام سرخیل، فصلنامه سیاست خارجی، سال بیست و ششم، شماره 3،‌ پاییز 1391.

 

بخش اول این یادداشت تحت عنوان: «مؤلفه‌های مؤثر بر خروج آمریکا از عراق: مقاومت منطقه‌ای و عوامل داخلی»

 

لینک کوتاه: http://khbn.ir/LsVoZ9U

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی