پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

معرفی کتاب| روپرت مورداک؛ امپراتور رسانه‌ای

مورداک چهره شاخص و مصداق همان یهودیان مخفی است که در لباس مسیحیت مانند خاندان مدیچی حتی برای این دین خرج نیز می‌کنند ولی می‌بینیم که در نتیجه فعالیت‌هایشان چیزی جز تحریف مسیحیت و دین الهی نخواهد بود.

 

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر، کتاب «روپرت مورداک؛ امپراتور رسانه‌ای» روایت زندگی یک حاکم رسانه‌ای است که یکی از سرمایه‌دارترین افراد جهان به حساب می‌آید. این کتاب به قلم ویلیام شاوکراس نوشته شده و توسط امیر حسین بابالار ترجمه شده است. اولین چاپ این کتاب در سال ۱۳۸۵ توسط نشر ساقی صورت گرفت و در ۱۵ فصل گردآوری شد.

ویلیام شاوکراس، ژورنالیست مستقل بریتانیایی و نویسنده کتاب حاضر، در سال ۱۹۶۴ چشم به جهان گشود. وی دائما به ایالات متحده آمریکا، آسیای جنوب شرقی و شرق اروپا مسافرت می‌کند و به تحقیق، تتبع و سخنرانی می‌پردازد. مقالات وی به شکلی گسترده در مجلاتی نظیر تایم، نیوزویک، اینترنشنال هرالد تربیون، اسپکتیتور، ساندی تایمز، واشنگتن پست، رولینگ استون و غیره منتشر می‌شود.

 

مقدمه مترجم

زمانی که برای اولین بار و به توصیه‌ دوست بسیار عزیزم، جناب آقای سلطانشاهی، تصمیم به ترجمه کتاب حاضر گرفتم، فکر نمی‌کردم روپرت مورداک شخصیتی چنین جذاب و تأثیرگذار در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی و ارتباطاتی جهان کنونی داشته باشد. اما امروز تردیدی ندارم که در روند مطالعات کنش‌ها و واکنش‌های بشری به هیچ نحوی نمی‌توان از حضور و عملکرد سردمداران رسانه‌ای دنیا که مورداک نیز از برجستگان آن محسوب می‌شود چشم‌پوشی کرد، به ویژه در قرن حاضر که از آغاز آن را «عصر رسانه‌ها و ارتباطات» نامیده‌اند.

 

مدیر غیررسمی استرالیا

نویسنده با قلمی داستان‌وار به شرح زندگی مورداک می‌پردازد و از زندگی آغازین پدرش سخن به میان می‌آورد. کیث مورداک (پدر راپرت مورداک) مابقی زمان جنگ را در لندن سپری کرد، اما اقامت این بار او هیچ شباهتی به سفر نکبت‌بار قبلی‌اش نداشت. بعد از آنکه بیلی هیوز موفق شد به جای اندرو فیشر بر مسند نخست وزیری استرالیا تکیه زند، مورداک را به عنوان کارگزار خود و مدیر غیر رسمی استرالیا و نیز به عنوان نویسنده‌ی مقالات سیاسی در امور بین الملل لندن منصوب کرد.

نورث کلیف به نزدیک‌ترین محرم راز مورداک و تأثیرگذارترین شخصیت در زندگی وی مبدل گشت. مورداک همچنان مدیریت یونایتد کیبل سرویس را در شهر لندن در دست داشت و حقوقی معادل ۱۲۰۰ پوند در سال دریافت می‌کرد. البته  قرارداد او سه ساله بود. کارش را به نحو احسن انجام می‌داد و موفق شد دامنه سرویس‌های جدید مرکز را به آفریقای جنوبی و هند نیز گسترش دهد.

 

ورود مورداک به عرصه روزنامه چه چیزهایی را تغییر داد؟

پیش از ورود مورداک، مدیران روزنامه به روزنامه‌نگاران به عنوان موجوداتی فاقد صلاحیت، کارنابلد، سرگردان و بدون هر نوع احساسی برای انجام کار می‌نگریستند و بر این عقیده خود نیز همواره پای می‌فشردند. مورداک چنین وضعیتی را تغییر داد. او معتقد بود روزنامه‌نگاران باید انسان‌هایی با شخصیت و برجسته باشند و خودش نیز سعی می‌کرد با آن‌ها چنین رفتاری داشته باشد. او ناگهان روزنامه را از خواب سنگینی که در آن فرو رفته بود بیدار کرد و کارهای بسیاری در این عرصه کرد.

 

مخاطب شناسی در شهر بیرمنگام

روپرت موفق شد در شهر بیرمنگام، دومین شهر بزرگ انگلستان، سوئیت کوچکی برای خودش دست و پا کند و دوران خوبی را در گزت بگذراند. او می‌گوید «من حتی سفرنامه هم برای خودم نوشته‌ام.» او در مسابقه سگ‌ها که رایج‌ترین ورزش در شهر بیرمنگام بود، شرکت می‌کرد و به این نکته پی برده بود که صفحات ورزشی روزنامه‌ها پر خواننده‌ترین صفحات در این شهر هستند.

 

زیرکی روپرت مورداک در ورود به عرصه روزنامه‌نگاری سیدنی

عرصه‌ مطبوعات در شهر سیدنی همیشه از بی‌رحم‌ترین عرصه‌های نبرد روزنامه‌نگاری بود. قبل از اینکه مورداک در اواخر دهه‌ ۱۹۵۰ پای به عرصه‌ روزنامه‌نگاری شهر سیدنی بگذارد، تحت سیطره سه گروه ژورنالیست قرار داشت. مورداک با علم به این موضوع و به رغم اختلافات متقابل با مغولان شهر سیدنی، دزدانه به درون شهر خزید. مغولان سیدنی مصمم بودند او را به عنوان متجاوز از شهر دور نگه دارند، اما مورداک یک دلال سیدنیایی به نام گلس داشت.

گلس پیشنهاد بسیارخوبی به شرکتی به نام کامبرلند نیوزپیپرز داد تا هفته‌ای چهارصد هزار نسخه از نشریات این شرکت را بین حومه‌نشینان شهر توزیع کند. هویت مورداک به عنوان خریدار اصلی هم بعد از امضای قرارداد فاش شد. او می‌خواست یکی از روزنامه‌های درجه یک سیدنی را صاحب بشود. تا اینکه در سال ۱۹۶۰ به آن‌چه می‌خواست دست یافت.

مورداک یا اتحادیه‌های انتشاراتی؟

یکی از بی‌سابقه‌ترین اقدامات رونامه‌نگاران در طول تاریخ، موضوع اختلاف نظر مورداک با اتحادیه‌های انتشاراتی بود. در ادامه پاسخ ناشی از گیجی مورداک و سایر مدیران حکایت از جدی بودن موضوع داشت. انصافا در میان بعضی از آن‌ها دو دستگی ایجاد شده بود. آنها نمی‌دانستند در این جریان طرف چه کسی را بگیرند؛ مورداک یا اتحادیه‌های انتشاراتی.

در این میان مورداک هم راه را نشان داد هم چاه را. اگر روزنامه‌نگاران قبول می‌کردند که بدون چون و چرا به واپینگ بروند، سالانه دو هزار پوند به حقوقشان افزوده می‌شد و تحت پوشش بیمه‌های درمانی هم قرار می‌گرفتند. در غیر این صورت، یعنی در صورت پیوستن به صفوف کارگران اعتصابی، از کار اخراج می‌شدند.

 

بر لبه پرتگاه

در ظهر ۲۱ ژانویه‌ سال ۱۹۹۰ میلادی زمانی که روپرت مورداک پیشنهاد نگارش زندگی‌نامه‌اش را سبک و سنگین می‌کرد و بر این اعتقاد بود که نگارش آن پرده از راز اساسی‌ترین دلیل موفقیت او و عدم توفیق دیگران بر خواهد داشت، شرکت او یعنی نیوز کورپ، تقریبا در حال فروپاشی بود.

از حدود چهل سال پیش امپراتوری مورداک که مرزهای استیلایش از آلاید تا هالیوود کشیده شد، در موقعیت‌های گوناگون مجبور به پرداخت بدهی‌هایش بوده است. امروزه شرکت‌هایی با سودآورترین کالا، بازارهای جهانی را به تسخیر خود درآورده‌اند؛ این کالا چیزی نیست جز اطلاعات. تجارت این کالای ارزشمند در حال تغییر دادن چهره جهان است و آینده دگرگونی را ترسیم می‌کند.

 

نتیجه‌گیری

آنچه آقای ویلیام شاوکراس، نویسنده کتاب حاضر، با سبکی تقریبا ژورنالیستی و حکایتی لحظه به لحظه از زندگی مورداک در کتاب حاضر بیان داشته، متعلق به بخش‌هایی از زندگی شخصی، خانوادگی و حرفه‌ای مورداک تا سال ۱۹۹۳ است. پس از ۱۹۹۳ نیز مطمئنا اتفاقات بسیار مهمی در حیطه زندگی مرداک رخ داده است که مطالعه این بخش چندان خالی از لطف نیست.

هر کشوری که مورداک برای انجام فعالیت‌هایش انتخاب می‌کند، حجم بسیار زیادی از نگرانی ایجاد می‌شود. میزان تحسین و تنفری که نسبت به او ادا می‌شود، معمولا موجب ترس و هراس دولت‌ها و دلواپسی رقیبانش می‌شود. این نظر یک تحلیلگر لندنی که می‌گوید «کارکردن با مورداک بسیار مطلوب‌تر از کار کردن در برابر اوست»، به شکلی به تبیین موقعیت مورداک می‌پردازد.

او در عین سادگی مرد مرموزی است و در حالی که در موقعیت‌های گوناگون از سیاست‌های صهیونیستی، چه در ایالات متحده، چه در بریتانیا و چه در اسرائیل حمایت کرده، سعی دارد خودش را یک مسیحی معتقد نشان دهد. مورداک یک سرمایه‌دار به تمام معنا است و در ساخت کلیسا جامع کاتولیک و ترویج اعتقادات خود تلاش می‌کند.

مورداک چهره شاخص و مصداق همان یهودیان مخفی است که در لباس مسیحیت مانند خاندان مدیچی حتی برای این دین خرج نیز می‌کنند ولی می‌بینیم که در نتیجه فعالیت‌هایشان چیزی جز تحریف مسیحیت و دین الهی نخواهد بود و این روند حضور یهودیان مخفی در ادیان مختلف مانند جدیدالاسلام‌ها یا همان آنوسی‌ها در دین اسلام روند موریانه‌وار نفوذ را نشان می‌دهد.

 

لینک کوتاه: http://khbn.ir/VHjCr

نظرات: (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

امام خامنه ای (حفظه الله تعالی):

امروز دشمن اصلی ما در دنیا، صهیونیست و استکبار است. پلیدتر از آمریکا، دولت صهیونیست، در فلسطین اشغالی است. چرا؟ چون بالاخره دولت آمریکا، یک دولت و متّکی به یک ملت است. در صورتی که اساساً دولت غاصب صهیونیستی، متّکی بر یک ملت نیست! ملت ساکن آن مناطق، ملتی است که امروز آواره است! اسراییل، از اوّل با ظلم و آدمکشی، با دروغ و فریب به وجود آمده است. مردم فلسطین، در خارج از فلسطین، با حال کوخ نشینی و اردوگاه نشینی زندگی می‌کنند. خانه‌های آنها و وطن آنها در اختیار کسانی است که از اروپا، از استرالیا، از آمریکا، از آسیا و از آفریقا به آن جا رفته‌اند و یک ملت جعلی و دروغین به وجود آورده‌اند و در آن جا به نام یک ملت، زندگی میکنند و دولتی هم دارند! اساساً چنین ملتی، وجود و هویّتی ندارد.