پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

گفت‌وگو| اخراج آمریکا از منطقه، کابوس رژیم صهیونیستی خواهد بود

تأسیس رژیم صهیونیستی در منطقه غرب آسیا و حمایت از آن منطبق بر منافع یهودیان مقیم آمریکا و صهیونیسم بین‌الملل است. لذا حضور آمریکا در منطقه اعم از عراق، افغانستان و خلیج‌فارس و مواجهه نظامی محدود با ایران و محور مقاومت در راستای منافع صهیونیسم بین‌الملل و لابی یهود در آمریکا ارزیابی می‌گردد و نه منافع اکثریت مردم آمریکا.

 

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر، با توجه به نقش کلیدی عراق در معادلات منطقه‌ای، و با نظر به تحولات اخیر عراق و عدم ثبات سیاسی که در این کشور پدید آمده، پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر گفت‌وگوی ویژه‌ای با «دکتر علیرضا عرب»، کارشناس مسائل منطقه و روزنامه‌نگار انجام داده است تا مسائل روز عراق و ارتباط این مسائل با صهیونیسم و رژیم اسرائیل مورد بررسی قرار گیرد. بخش اول از این گفت‌وگو تقدیم می‌گردد.

 

خیبر: نقش صهیونیسم جهانی را در شرایط فعلی عراق و منطقه تبیین بفرمائید.

به‌طور تمثیلی می‌توان صهیونیسم را دارای یک ذهنی و یک عینی تصور کرد. اسرائیل مصداق عین صهیونیسم است. یعنی ما در جغرافیای فلسطین شاهد عینیت یافتن حضور صهیونیسم و صهیونیست‌ها هستیم. اما نفوذ و قدرت پنهان سیاسی، اقتصادی،اجتماعی، امنیتی، نظامی و علمی یهود در ایالات متحده آمریکا مصداق ذهن صهیونیسم یا همان صهیونیسم بین‌الملل است. لذا مبارزه با ذهن صهیونیسم بسیار سخت‌تر و پیچیده‌تر از مبارزه با عین صهیونیسم (اسرائیل) است. قریب به 6 میلیون یهودی در داخل سرزمین‌های اشغالی فلسطین و 6 میلیون هم در آمریکا ساکن هستند.

یهودیان ساکن آمریکا علی‌رغم تعداد اندک‌شان (تقریباً 2درصد جمعیت آمریکا) در مقایسه با ملیت‌ها و قومیت‌های دیگر اما قطب‌های ثروت و قدرت ایالات متحده را تصاحب کردند. به عبارتی یهودیان ساکن آمریکا از نظر سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ارجح به یهودیان ساکن فلسطین اشغالی هستند.

آنچه که ما از آن به عنوان صهیونیسم بین‌الملل نام می‌بریم، سرمنشاء آن همان یهودیان مقیم آمریکا هستند که منافع اقتصادی، سیاسی، امنیتی و نظامی‌شان ارجح بر منافع اسرائیل است. بنابراین اکنون می‌توانیم نسبت و رابطه صهیونیسم بین‌الملل با اسرائیل را بهتر متصور شویم.

تأسیس رژیم صهیونیستی در منطقه غرب آسیا و حمایت از آن منطبق بر منافع یهودیان مقیم آمریکا و صهیونیسم بین‌الملل است. لذا حضور آمریکا در منطقه اعم از عراق، افغانستان و خلیج‌فارس و مواجهه نظامی محدود با ایران و محور مقاومت در راستای منافع صهیونیسم بین‌الملل و لابی یهود در آمریکا ارزیابی می‌گردد و نه منافع اکثریت مردم آمریکا.

 

خیبر: بحران خروج آمریکا از منطقه چه تبعاتی برای اسرائیل دارد؟

تبعات اخراج آمریکایی‌ها از عراق و منطقه بر اسرائیل بسیار دردناک و ناخوشایند خواهد بود و حکم کابوس برای صهیونیست‌ها را خواهد داشت. اکنون شاهد حضور آمریکا در منطقه و خلیج‌فارس در مواجهه مستقیم نظامی محدود با ایران و محور مقاومت هستیم.

از منظر اسرائیلی‌ها روی کارآمدن ترامپ در آمریکا و روابط بسیار نزدیک وی با شخص نتانیاهو فرصت طلایی برای منافع رژیم صهیونیستی تلقی می‌گردد. اقدامات منحصربفرد ترامپ در حمایت یک‌جانبه از اسرائیل مثل به رسمیت شناختن قدس به عنوان پایتخت اسرائیل و انتقال سفارت آمریکا از تل آویو به قدس، به رسمیت شناختن مالکیت بلندی‌های جولان برای اسرائیل، رونمایی و اجرای طرح یک‌جانبه و جانب‌دارانه معامله قرن، قانونی دانستن شهرک‌سازی‌ها در کرانه باختری و نیز موافقت با الحاق غور اردن به اسرائیل، تماماً امتیازات یک‌طرفه و بی‌مانندی است که ترامپ به اسرائیل در دوره ریاست‌جمهوری خود اعطاء کرده است.

از طرفی کشاندن آمریکایی‌ها به منطقه در مواجهه نظامی و امنیتی با ایران، همواره آرزوی اسرائیلی‌ها بود و در تدوین راهبردهایشان در اندیشکده‌ها و مراکز مطالعاتی‌شان از جمله «اجلاس هرتزلیا»[1] به کرات آن را مطرح کرده‌اند. لذا اکنون حضور آمریکایی‌های در مواجهه نظامی مستقیم و محدود با ایران مطلوب اسرائیل است. البته لازم به ذکر است که دولت آمریکا از درگیرشدن همه‌جانبه و گسترده نظامی با ایران به شدت پرهیز می‌کند.

عدم پاسخ‌گویی به 13 موشک بالستیک ایران که در پاسخ به ترور حاج قاسم سلیمانی، پایگاه عین‌الاسد نظامیان آمریکایی در استان الانبار عراق را هدف قرار داد و نیز عدم پاسخ به سرنگونی پهباد فوق پیشرفته جاسوسی «تریتون» آمریکا همگی نشانگر این گزاره است که آمریکا قصد مواجهه نظامی گسترده و فراگیر با ایران را ندارد.

اکنون با حضور آمریکایی‌ها در منطقه در مواجهه نظامی محدود با ایران هماهنگی و هم‌سویی نظامی، سیاسی، امنیتی اسرائیل و آمریکا به سطوح بالایی ارتقاء یافته است. و با ابقاء نتانیاهو در نخست‌وزیری، ترامپ بسیار امیدوار است که حتی با رژیم صهیونیستی پیمان دفاعی بسته شود که دستاورد قابل‌توجهی برای وی محسوب می‌شود.

در باب هماهنگی و هم‌سویی آمریکا و اسرائیل باید به تقسیم کار نانوشته فی‌مابین در مقابله با محور مقاومت و ایران در منطقه تأکید داشت. براساس این تقسیم کار مقابله با مقاومت در سوریه با اسرائیل و در عراق به عهده آمریکا خواهد بود. آنچه که بسیار مهم و قابل‌توجه است نقش طرح معامله قرن در نزدیکی بی‌سابقه آمریکا و اسرائیل به یکدیگر است.

در واقع این طرح در سه سطح بین‌المللی، منطقه‌ای و درون فلسطینی هدف و برنامه دارد و در بُعد منطقه‌ای هدف اصلی آن تضعیف محور مقاومت و نفوذ ایران قلمداد می‌شود. به عبارتی تضعیف محور مقاومت و نفوذ ایران در منطقه محیط راهبردی اجرای معامله قرن را مساعد کرده و ضامن موفقیت آن ارزیابی می‌شود. معامله قرن هم منافع اسرائیل را تامین می‌کند و هم اجرای آن برگ برنده‌ای در کارنامه خالی سیاست خارجی ترامپ تلقی می‌شود.

در مجموع می‌توان گفت مدت‌هاست که به دلیل پیشرفت‌های اقتصادی، نظامی و امنیتی سریع و منحصربفرد چین و حضور کره شمالی اتمی در حوزه شرق آسیا و اقیانوس آرام این منطقه اولویت اول سیاست خارجی آمریکا محسوب می‌شود، اما اسرائیل و عربستان سعودی و چند شیخ‌نشین حاشیه خلیج‌فارس مانع خروج نیروهای آمریکایی از منطقه می‌گردند. لذا کارزار اخراج آمریکا از منطقه کابوس رژیم صهیونیستی خواهد بود.

 

ادامه دارد...

 

لینک کوتاه: http://khbn.ir/SRk


[1]. Herzliya Conference

نظرات: (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

امام خامنه ای (حفظه الله تعالی):

امروز دشمن اصلی ما در دنیا، صهیونیست و استکبار است. پلیدتر از آمریکا، دولت صهیونیست، در فلسطین اشغالی است. چرا؟ چون بالاخره دولت آمریکا، یک دولت و متّکی به یک ملت است. در صورتی که اساساً دولت غاصب صهیونیستی، متّکی بر یک ملت نیست! ملت ساکن آن مناطق، ملتی است که امروز آواره است! اسراییل، از اوّل با ظلم و آدمکشی، با دروغ و فریب به وجود آمده است. مردم فلسطین، در خارج از فلسطین، با حال کوخ نشینی و اردوگاه نشینی زندگی می‌کنند. خانه‌های آنها و وطن آنها در اختیار کسانی است که از اروپا، از استرالیا، از آمریکا، از آسیا و از آفریقا به آن جا رفته‌اند و یک ملت جعلی و دروغین به وجود آورده‌اند و در آن جا به نام یک ملت، زندگی میکنند و دولتی هم دارند! اساساً چنین ملتی، وجود و هویّتی ندارد.