پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

تحلیل| یهود و جنگ بیولوژیک

در جنگ جهانی دوم، سردمداران قدرت کشف می‌کنند که این ویروس می‌تواند ابزار نیرومندی باشد. ژاپنی‌ها ویروس طاعون را با بمب‌هایی که حامل موش و کک آلوده بوده انتشار می‌دهند تا دشمن آلوده به طاعون شود و بتوانند دشمن را شکست دهند. این نبرد، جزو دستورالعمل نبردها و دفاع‌ها قرار می‌گیرد و به این هجوم، «نبرد بیولوژیک» یا «نبرد زیستی» می‌گویند.

 

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر، جنگ بیولوژیکی یا جنگ زیستی به معنی استفاده از عوامل بیولوژیکی، اعم از باکتری‌ها، ویروس‌ها، قارچ‌ها و فراورده‌های آن‌ها به منظور اهداف خصمانه برای کشتن یا ناتوان‌کردن انسان‌ها، جانوران یا گیاهان است. در ادامه، متن صحبت‌های تحلیلی تبیینی حجت‌الاسلام و المسلمین مهدی طائب که در جلسه درس خارج از فقه ایشان بیان شده، ارائه می‌گردد:

هجوم بیولوژیک به معنای تهاجم میکروبی و ویروسی است. برای استخراج احکام از کتاب و سنت و به دست آوردن ادله‌ی شرعی، باید موضوع حکم به خوبی شناخته شود. برای به دست آوردن احکام جهاد و دفاع، باید انواع هجوم دشمن شناسایی شود تا راه مقابله و احکام آن به دست آید.

جهاد، دو نوع تفسیر شده است: 1. هجوم ابتدایی؛ 2. دفاع در برابر هجوم. شکی نیست که دفاع در برابر هجوم دشمن لازم است. این مسئله تحقق عملی، تأیید آیات، روایات، عقلی و فطری دارد. وقتی دشمن به مسلمانان حمله می‌کند حیطه‌ی دفاع و فرمانده و نوع دفاع مشخص شده است. بنابراین پیش از ورود به بحث جهاد دفاعی، باید انواع دفاع‌ها شناسایی شود تا ببینیم حکم هر کدام چگونه است.

چهار نوع هجوم از ناحیه‌ی دشمن تحقق پیدا کرده است:

 

1-جنگ سخت‌افزاری: در این جنگ، هجوم با ابزارهای متعارف هر عصر صورت می‌گیرد؛ یعنی جنگ با شمشیر و نیزه و تیر و تفنگ و توپ و هواپیما و موشک و پهپاد و... . به این نوع هجوم، جنگ متعارف سخت‌افزاری گفته می‌شود. در گذشته به دلیل محدودیت ابزار نبرد، این هجوم متعارف بود. با کشف باروت و موارد انفجاری مثل تی.ان.تی، خرج سی.چهار و دینامیت و امثال آن ابزار انفجاری قوی ساخته می‌شود، مین و موشک و بمب‌های هواپیما از این گروه‌اند سنگین‌ترین بمبی که در آن زمان ساخته شده بود، هفت تن مواد انفجاری را در خود جای داده بود. تا اینجا ابزارهای انفجاری متعارف بود.

با پیشرفت علم، آدمی به بمب‌هایی دست یافت که تخریب بالاتری نسبت به موارد پیشین داشت، مثل بمب هسته‌ای. ابزار انفجار هسته‌ای تخریبی با براورد مگاتن داشت. تخریب برجای مانده از بمب هسته‌ای از بیست تا هزار تن تخمین زده شده است. وقتی هزار تن مواد منفجره در بمبی به کار رود قدرتی برابر با یک بمب هسته‌ای پیدا می‌کند. با یک بمب هسته‌ای حدود صد هزار نفر به قتل می‌رسند. این ابزار انفجاری نامتعارف است، چون محدودیت شدیدی برای استفاده دارد.

پس نبرد سخت‌افزاری تبدیل به نبرد با ابزار متعارف شد. استفاده از ابزار غیرمتعارف یعنی استفاده از ابزار با کشتار بسیار بالا؛ این عملیات هم مشهود است و زمان و ابزار و مکان آن قابل درک می‌باشد.

2. عملیات روانی: نوع دومی از هجوم وجود دارد که قابل مشاهده نیست، این ابزار عملیات روانی نام دارد. در این هجوم از سخت‌افزار استفاده نمی‌شود بلکه در این هجوم از سخن، فیلم، دروغ، تهمت، شایعه، فریب و... استفاده می‌شود. معمولاً هجوم نرم‌افزاری همراه با حمله سخت‌افزار خاصی نیست ولی ممکن است در تکمیل این هجوم از سخت‌افزار استفاده شود. مثلاً در گذشته برای تصرف منطقه‌ای نیرو و تجهیزات نظامی می‌آوردند و به آنجا حمله می‌کردند تا بتوانند آن منطقه را به دست بیاورند. در عملیات روانی، به نوعی شایعه‌پراکنی می‌شد که طرف مقابل بدون هیچ مقاومتی عقب‌نشینی می‌کرد. گاهی هم فرمانده را با پول می‌خریدند و در میدان نبرد فرمانده فرار می‌کرد و جنگ به نتیجه می‌رسید.

3. عملیات شیمیایی: این عملیات با میکروب، سم و گازهای کشنده انجام می‌شود. نوع سوم عملیات نه سخت‌افزاری و نه نرم‌افزاری است و با دو مدل قبلی تفاوت دارد. نام این عملیات القای سم بوده است، آب‌ها را مسموم می‌کردند. هیچ گلوله‌ای در کار نبود ولی با خوردن آب نیروهای مقابل ناتوان و مریض می‌شدند.

در نتیجه کسی در آنجا نبود تا دفاع کند. تا علم بشر پیشرفت نکرده بود، ظاهراً عملیات با سم به کار می‌رفت. با دستیابی به دانش‌های نوین، همان سم را به شکل گاز تولید کردند که به آن گازهای شیمیایی می‌گویند. در این هجوم سخت‌افزار بود ولی این سخت‌افزار گلوله‌ی ساچمه و آهن نبود، بلکه گلوله گازی را در خود داشت که با انفجار آن همه را مسموم می‌کرد. به این هجوم، عملیات شیمیایی می‌گفتند. 

4. عملیاتی که وجود داشته اما قابل کشف نبوده و از طریق میکروب است: بیماری در منطقه به وجود می‌آید و کشتار وسیعی را به دنبال دارد. مردم بیمار می‌شدند ولی علت بیماری مشخص نیست. در سراسر تاریخ، بیماری‌های واگیردار وجود داشته که در بعضی موارد، پزشکان عامل آن را پیدا می‌کردند. برای هر کدام از بیماری‌ها اسم خاصی می‌گذاشتند مثل وبا. وقتی وبا قدرت واگیری بالایی پیدا می‌کرد، مردم می‌گفتند طاعون آمده است.[1] وقتی بیماری همه‌گیر می‌شد و کشتار وسیعی می‌کرد به آن وبای طاعون می‌گفتند.

در تاریخ چندین طاعون ثبت شده که در آن کشتار وسیع و قربانیان زیادی را به دنبال داشته است. طاعون قبل از اسلام و بعد از اسلام رخ داده است. طاعون بعد از اسلام در سال 6 هجری در غرب ایران اتفاق افتاد، از کرمانشاه تا بین‌النهرین بین دجله و فرات را در بر می‌‌گیرد و این منطقه را آلوده می‌کند.

بعد از وفات پیامبر اکرم (ص)، طاعون‌ها شروع می‌شوند. طاعون عمواس در منطقه‌ی شام اتفاق می‌افتد. سال هجده هجری، در زمان حکومت عمر منطقه‌ی شامات را طاعون می‌گیرد و کشتار وسیعی می‌کند به طوری که گفته می‌شود در طی سه روز جع کثیری می‌میرند. بسیاری از اصحاب رسول‌الله (ص) مثل معاذ بن جبل، که برای تبلیغ به آن منطقه رفته بودند، می‌میرند. در زمان عبدالله بن زبیر هم طاعون می‌آید. در آن طاعون بسیاری می‌میرند. در سال 87 هجری هم طاعون رخ می‌دهد. در سال 1150، طاعونی در منطقه‌ی ارواسیا اتفاق می‌افتد و چیزی در حدود دو میلیون نفر را می‌کشد.

همیشه این سؤال مطرح بوده که چه می‌شود که چنین مشکلاتی پیش می‌آید. البته گمانی وجود داشته که شروع بیماری به دست بشر بوده و همیشه انگشت اتهام به سمت یهود بوده است، چون می‌دیدند که یهودیان نمی‌میرند. در منطقه‌ی شام، یهودیان هم زندگی می‌کردند ولی خیلی کم می‌مردند. در منطقه‌ی اوراسیا دیده می‌شود که یهودی‌ها سالم می‌مانند به همین دلیل انگشت اتهام به سمت آنها می‌رود. این مسئله، کم کم به توهم توطئه تبدیل می‌شود یعنی توهمی به وجود می‌آید که در این مسائل گفته می‌شود کار یهودی‌هاست.

این ویروس در قرن نوزدهم کشف می‌شود. در جنگ جهانی دوم، سردمداران قدرت کشف می‌کنند که این ویروس می‌تواند ابزار نیرومندی باشد. ژاپنی‌ها ویروس طاعون را با بمب‌هایی که حامل موش و کک آلوده بوده انتشار می‌دهند تا دشمن آلوده به طاعون شود و بتوانند دشمن را شکست دهند. این نبرد، جزو دستورالعمل نبردها و دفاع‌ها قرار می‌گیرد و به این هجوم، «نبرد بیولوژیک» یا «نبرد زیستی» می‌گویند.

به این حمله در آن زمان، نبرد بیولوژیک گفته نمی‌شد ولی در دستورالعمل نبردها قرار گرفته بود. در آمریکا هم آزمایشگاه‌هایی به همین منظور تأسیس شد. بعد از مدتی واکسن طاعون ساخته می‌شود  ولی نمی‌توانستند آن را برای همه به کار ببرند چراکه عوارض جانبی فراوانی را به همراه داشت. به همین دلیل، این واکسن را از واکسیناسیون حذف می‌کنند.

با گذشت زمان به ویروس‌هایی برمی‌خوریم که بشر می‌داند که آنها دست‌ساز است، مثل سارس و ایدز. این ویروس‌ها دست‌ساز هستند. چرا انگشت اتهام به سمت یهود است؛ زیرا در آموخته‌های آنها همیشه توطئه‌هایی علیه بشر وجود داشته است. در ابتلای بشر به ویروس کرونا خیلی از حقایق روشن می‌شود. یکی از محققینی که در اندیشکده‌ی یهود حضور دارد می‌گوید که: ناراحت‌‌کننده است و خوشحال کننده نیست که برای تثبیت جمعیت بشر مجبوریم روزانه 250 هزار نفر را بکشیم. آقایان متصدی یهود در دنیا، اندیشکده‌ای زدند.

برای چه منظور باید جمعیت بشر تثبیت شود. در این بحث، به دنبال تبیین اهداف یهود نیستم. آنها اهداف توراتی دارند. آنها معتقدند که نسل برترند، دنیا باید در اختیار آنها قرار بگیرد و برای این مسئله تلاش می‌کنند به همین دلیل باید جمعیت دنیا در اختیار آنها باشد. این تفکر جدیدی نیست، به همین دلیل هر وقت می‌دیدند که جمعیت از حد انتظار آنها بالاتر می‌رود، آنها این کار را انجام می‌دادند. هدف آنها نابودی مسلمانان است.

بر این اساس جنگ  بیولوژیک از مسئله‌ی توهم توطئه خارج شد؛ چراکه این شکل جنگ به صورت علنی به دست ژاپنی‌ها استفاده شد و از توهم توطئه به واقعیت تبدیل شد که واقعیتی به نام هجوم بیولوژیک وجود دارد.

همچنین قبل از اینکه بخواهیم مهاجم را بشناسیم سه هجوم وجود دارد: هجوم سخت‌افزاری، هجوم نرم‌افزاری و هجوم بیولوژیک. دشمن ما استاد این سه هجوم است.

در اسلام هجوم سخت‌افزاری نداریم و اگر داشته باشیم برای نجات بشریت است. همچنین عملیات روانی وجود ندارد چون عملیات روانی بر پایه‌ی دروغ و تهمت و شایعه و فریب بنا شده و اسلام آمده تا حقیقت را رواج دهد. اسلام عملیات سخت‌افزاری همانند آنها ندارد، عملیات سخت‌افزای آنها کشتار حداکثری است، عملیات دفاع اسلام بر کشتار حداقلی است: «فَقاتِلُوا أَئِمَّةَ الْکُفْرِ‏».[2] هجوم بیولوژیک مطلقاً ممنوع است.

در این زمان، جهاد در اسلام مطلقاً بر دفاع است. قرآن می‌فرماید: «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ»[3] پیش از اینکه مسئله‌ای اتفاق بیفتد باید آماده باشیم. برای هجوم سخت‌افزاری باید به نوعی آماده بود که بازدارنده باشد، در مقابل عملیات روانی باید به نوعی آماده بود که بازدارنده باشد. در برابر هجوم بیولوژیک به نوعی باید آماده باشید که باز دارنده باشد، یعنی اصلاً هجوم نکنند و اگر هجوم کردند بتوانید دفاع کنید. پس اصل موضوع روشن شد.

هجوم بیولوژیک واقعیت دارد یعنی تهاجم با ویروس و میکروب، سم و گاز. تهاجم با سم و گاز علنی است ولی با ویروس و میکروب سری است صدا و فریاد و مکان و زمان خاصی ندارد و قابل شناسایی نیست. همه‌ی ابزارهای آن سری است، پس مقاومت در برابر این هجوم بسیار سخت‌تر از آمادگی در برابر هجوم‌های پیشین است.

ما در برابر این هجوم،  باید از نظر فقهی چند مرحله را در نظر بگیریم: «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ» اعداد قوه در اینجا چند مرحله دارد: اعداد به گونه‌ای که هجوم آغاز نشود. عملیات بیولوژیک به دلیل قبح فکری در بشر جزو عملیات‌هایی است که اجماع بر منع دارند. شورای امنیت سازمان ملل چند علمیات نظامی را ممنوع کرده است و اگر کشوری این عملیات را به کار ببرد باید عقوبت شود.

یکی از این مسائل به کار بردن سلاح‌های هسته‌ای است. اگر کسی سلاح هسته‌ای به کار ببرد برطبق قوانین بین‌الملل، باید همه‌ی کشورها علیه او اقدام کنند. استفاده از سلاح‌های بیولوژیک هم به همین صورت است. بنابراین کسانی که می‌خواهند این سلاح را به کار ببرند باید طوری عمل می‌کنند که معلوم نشود کار آنها بوده است چون اگر معلوم شود که آنها از این سلاح‌ها استفاده کرده‌اند باید مؤاخذه شوند.

یکی از راه‌های بازدارندگی داشتن سیستم اطلاعاتی قوی است، به طوری که چتر اطلاعاتی به حدی گسترده باشد که با ارائه‌ی مدرک قابل قبول بتواند آنها را رسوا کند. واجب است بر روی این مسئله سرمایه‌گذاری شود. اگر ما سیستم اطلاعاتی قوی داشتیم و می‌توانستیم ثابت کنیم که آنها چنین کاری را آغاز کرده‌اند هیچ‌گاه دشمن این حمله را آغاز نمی‌کرد. آنها با خیال راحت کارشان را انجام می‌دهند.

با شیوع طاعون بعد از ظهور اسلام در سال‌های متفاوت، هر گاه این اتفاق می‌افتاد در فکر مسلمانان جرقه‌ای زده می‌شد که این از علائم آخرالزمان است و ممکن است که مهدی موعود (عج) ظهور کند. در این روزگار هم هجومی از دشمن برای کاستن جمعیت اتفاق افتاده و ممکن است به خاطر این بلیه ظهور اتفاق بیفتد اما هیچ تضمینی وجود ندارد که سال آینده هجومی به شکل دیگری اتفاق نیفتد. واجب است که ما چتر اطلاعاتیمان را گسترش دهیم تا باعث بازدارندگی شود. این مسئله در ذهن افراد شکل نگیرد که اگر ظهور اتفاق بیفتد باید کشتاری رخ دهد.

مسئله به این شکل نیست، برعکس ما باید تا می‌توانیم جلوی کشتارها را در بین متدینین بگیریم. در قضیه‌ی اخیر، آقای دکتر حسین شیخ‌الاسلام را از دست دادیم. او حاج قاسم سلیمانی در مقام دیپلماتیک بود. اگر از قبل پدافند داشتیم این سرباز فداکارِ دانا را از دست نداده بودیم. شهید زنده است ولی بحث بر سر این است که ما وظیفه‌ی دفاع داشتیم. مهم این است که ما تور اطلاعاتی خود را گسترش بدهیم تا از هجوم با خبر شویم و اطلاعات به ما کمک کند تا قدرت بازدارندگی داشته باشیم.

در جنگ سخت‌افزاری، اگر اطلاعاتی از هجوم وجود نداشته باشد، غافلگیری رخ می‌دهد. کسی که غافلگیر می‌شود نیروهای زیادی را از دست می‌دهد تا بتواند دفاع کند، اما اگر آگاهی وجود داشته باشد، با کمترین تلفات جلوی هجوم گرفته می‌شود. اگر نسبت به این قضیه دارای اطلاعات بودیم و به خوبی می‌توانستیم راه‌ها را ببندیم، این‌قدر شهید نمی‌دادیم. پس در قدم اول واجب است که تور اطلاعاتی گسترده‌ای داشته باشیم.

 

منبع:

درس خارج جهاد و دفاع حجت‌الاسلام و المسلمین مهدی طائب، مبحث دفاع بیولوژیک، جلسه‌ی اول، یکشنبه 24/01/1399.

لینک کوتاه: http://khbn.ir/KRufpC


[1]. طاعون از طعن به معنای کوبنده و نام بیماری کشتنده‌ای است.

[2]. سوره توبه، آیه 12.

[3]. سوره انفال، آیه 60.

نظرات: (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

امام خامنه ای (حفظه الله تعالی):

امروز دشمن اصلی ما در دنیا، صهیونیست و استکبار است. پلیدتر از آمریکا، دولت صهیونیست، در فلسطین اشغالی است. چرا؟ چون بالاخره دولت آمریکا، یک دولت و متّکی به یک ملت است. در صورتی که اساساً دولت غاصب صهیونیستی، متّکی بر یک ملت نیست! ملت ساکن آن مناطق، ملتی است که امروز آواره است! اسراییل، از اوّل با ظلم و آدمکشی، با دروغ و فریب به وجود آمده است. مردم فلسطین، در خارج از فلسطین، با حال کوخ نشینی و اردوگاه نشینی زندگی می‌کنند. خانه‌های آنها و وطن آنها در اختیار کسانی است که از اروپا، از استرالیا، از آمریکا، از آسیا و از آفریقا به آن جا رفته‌اند و یک ملت جعلی و دروغین به وجود آورده‌اند و در آن جا به نام یک ملت، زندگی میکنند و دولتی هم دارند! اساساً چنین ملتی، وجود و هویّتی ندارد.