پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

پرونده ویژه| نقش‌آفرینی لابی صهیونیسم در سیاست مهار دو جانبه

ایندیک برای اولین بار، «سیاست مهار دو جانبه» را که بر محور رویارویی با ایران و عراق در حوزه خلیج فارس طراحی شده بود، در اجلاس سالانه آیپک پیشنهاد کرد. این طرح توجه افرادی مانند «دنیس راس» و «ساموئل لوئیس» از طرفداران اسرائیل را که در اداره امور خاورمیانه کابینه کلینتون فعال بودند، جلب کرد.

 

پرونده ویژه‌ی «نفوذ صهیونیسم در سیستم حکومتی آمریکا»؛
شماره هفدهم
: نقش‌آفرینی لابی صهیونیسم در سیاست مهار دو جانبه

 

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر، سیاست خارجی آمریکا در برابر جمهوری اسلامی ایران از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون از نوسان زیادی برخوردار نبوده و این کشور راهبرد یکسانی را در مواجهه با ایران در دستور کار خود قرار داده است؛ اگرچه در مقاطع مختلف به لحاظ روشی سعی کرده است از تاکتیک‌های متنوعی برای پیش‌برد استراتژی مهار و کنترل رفتار جمهوری اسلامی بهره‌گیری نماید.

یکی از سیاست‌های عمده آمریکا در قبال ایران از زمان پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون استفاده از سیاست تحریم بوده است. آیپک، به عنوان مهم‌ترین لابی صهیونیست فعال در آمریکا تعیین‌کننده‌ترین نقش را به عنوان یک نهاد یهودی در مطرح‌شدن ایده تحریم و تبدیل آن به استراتژی تحریم علیه ایران ایفا کرده است. این لابی با استفاده از نفوذ خود در دستگاه‌های تصمیم‌گیری و اجرایی آمریکا و مراکز فکری و تحقیقاتی توانست به شکل بسیار تعیین‌کننده‌ای این ایده را تبدیل به استراتژی کند و آن را به تصویب برساند. نقش این نهاد در تحریم ایران به شکلی روشن بود که تقریباً تمامی افراد و مراکز مرتبط با موضوع تحریم ایران بر آن صحه گذاشته‌اند.

روشن است که منظور از تحریم جمهوری اسلامی تحریم همه‌جانبه نظام و ملت ایران، از سوی نظام استکبار است. برای بررسی چگونگی نقش‌آفرینی لابی صهیونیسم، به ویژه آیپک، در تأثیرگذاری بر رویکرد مقابله‌گرایانه دولت آمریکا در راستای تحریم اقتصادی و فناوری ایران می‌توان به سه مصداق مشخص اشاره داشت. در این قسمت به یک مورد، و در یادداشت بعدی به دو مصداق دیگر اشاره خواهد شد.

 

سیاست مهار دو جانبه

یکی از اقدامات دولت آمریکا در زمان ریاست‌جمهوری کلینتون در مسیر مقابله با تهدید ایران بروز نوعی بازنگری در سیاست‌های رؤسای‌جمهور گذشته آمریکا بود که به زمینه‌ای مناسب برای فضاسازی لابی صهیونیستی، به ویژه آیپک، بر محور «هشدار به احتمال هسته‌ای‌شدن ایران»، تبدیل شد.

به این ترتیب سیاست «محاصره مشترک» که آمریکا در کنار متحدان اروپایی خود در اصطلاح به اعمال آن علیه ایران برآمد، همراه با لفاظی‌های جدیدی که این دولت را به عنوان دولتی متمرد یا یاغی معرفی می‌کرد، نهایتاً در چهره سیاست مهار دو جانبه متبلور شد. در این زمینه نیز ردپای نقش‌آفرینی لابی صهیونیستی مدافع اسرائیل قابل پیگیری است.

 

 

پیشنهاد مطالعه:

پرونده ویژه| سیطره لابی صهیونیست بر مطبوعات و اندیشکده‌های آمریکا

 

«مارتین ایندیک»[1]، سیاستمدار استرالیایی پس از فعالیت به عنوان مشاور مطبوعاتی «اسحاق شامیر»[2]، نخست‌وزیر اسرائیل، به استخدام آیپک درآمد و با کمک مالی این سازمان، «مؤسسه واشنگتن برای مطالعه خاور نزدیک»[3] را در سال ۱۹۸۵م. تأسیس کرد. فعالیت‌های گسترده این مؤسسه به ویژه در حوزه سیاست‌گذاری در امور خاورمیانه، به تدریج زمینه‌های ورود ایندیک را به کاخ سفید فراهم آورد و وی عهده‌دار مسئولیت امور خاورمیانه در شورای امنیت ملی آمریکا شد.

ایندیک برای اولین بار، «سیاست مهار دو جانبه» را که بر محور رویارویی با ایران و عراق در حوزه خلیج فارس طراحی شده بود، در اجلاس سالانه آیپک پیشنهاد کرد. این طرح توجه افرادی مانند «دنیس راس»[4] و «ساموئل لوئیس»[5] از طرفداران اسرائیل را که در اداره امور خاورمیانه کابینه کلینتون فعال بودند، جلب کرد. به این ترتیب ایده یاد شده پس از عبور از سه مرحله «طرح در اجلاس آیپک»، «طرح در محافل تخصصی خاورمیانه» و «طرح در سطح عمومی سیاست» به مرحله مباحث عمومی نخبگان سیاست خارجه آمریکا وارد شد. ابعاد اجرایی سیاست مهار دوجانبه بر سه محور سیاسی، اقتصادی و نظامی استوار بود:

 

الف) پایه سیاسی

در بعد سیاسی مقامات آمریکا باب گفتگو با ایران را همچنان باز نگه داشته بودند و بارها بر ضرورت گفتگوی آشکار با دولت جمهوری اسلامی ایران برای شناخته‌شدن دقیق مواضع و خواست‌های دوطرف و جلوگیری از بروز سوءتفاهم تصریح می‌کردند. از این زاویه بر سه نکته تأکید می‌شد:

- در مذاکره با ایران آمریکا پیش‌قدم نخواهد شد؛

- مذاکرات باید آشکار باشد و از مجاری رسمی و صلاحیت‌دار ایران صورت گیرد؛

- رفتار ایران در هرگونه مذاکرات احتمالی در دستور کار قرار خواهد داشت.

 

ب) پایه نظامی

ادعای کوشش‌های ایران برای دست‌یابی به فناوری‌ها و تسلیحات کشتار جمعی، به ویژه فناوری هسته‌ای و ضرورت خنثی‌سازی این تلاش‌ها و تهدیدهای ناشی از آن یکی از محورهای اصلی سیاست مهار دوجانبه بود که بسیار مورد تأکید ارائه‌کنندگان آمریکایی - صهیونیستی آن قرار داشت.

 

ج) پایه اقتصادی

اگرچه رکن اقتصادی سیاست مهار دو جانبه به‌طور عمده به سوی تأثیرگذاری در پایه‌های اقتصادی ایران از طریق اعمال تحریم‌های نفتی جهت‌گیری شده بود، اما دغدغه اصلی طراحان این سیاست را باید تحمیل نوعی قرنطینه مالی - فناوری به دولت ایران دانست که احتمال داشت زمینه‌های محروم‌سازی آن را از فرآیند جهانی مبادلات فناوری و تسلیحاتی فراهم آورد و در مسیر تقویت پایه‌های راهبردی آن نیز موانعی ایجاد کند.

 

منبع:

1-فرمانروایان پنهان، حسین جعفری موحد، صص 293 تا 304.

2- لابی یهود و سیاست خارجی آمریکا، اصغر کیوان حسینی، ص۱۳۹.

3- سیاست مهار دوجانبه در تئوری و عمل، سید محمد کاظم سجادپور، صص ۳۰-۳۶.

4- ایران و آمریکا: نگاهی دیگر، مجتبی امیری، ص۱۷.

5- لابی اسرائیل و سیاست خارجی آمریکا، جان میر شایمر، استفان والت، ص 68.

 

لینک کوتاه: http://khbn.ir/SzSHISZ


[1]. Martin Indyk

[2]. Yitzhak Shamir

[3]. The Washington Institute for Near East Policy

[4]. Dennis Ross

[5]. Samuel Lewis

نظرات: (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

امام خامنه ای (حفظه الله تعالی):

امروز دشمن اصلی ما در دنیا، صهیونیست و استکبار است. پلیدتر از آمریکا، دولت صهیونیست، در فلسطین اشغالی است. چرا؟ چون بالاخره دولت آمریکا، یک دولت و متّکی به یک ملت است. در صورتی که اساساً دولت غاصب صهیونیستی، متّکی بر یک ملت نیست! ملت ساکن آن مناطق، ملتی است که امروز آواره است! اسراییل، از اوّل با ظلم و آدمکشی، با دروغ و فریب به وجود آمده است. مردم فلسطین، در خارج از فلسطین، با حال کوخ نشینی و اردوگاه نشینی زندگی می‌کنند. خانه‌های آنها و وطن آنها در اختیار کسانی است که از اروپا، از استرالیا، از آمریکا، از آسیا و از آفریقا به آن جا رفته‌اند و یک ملت جعلی و دروغین به وجود آورده‌اند و در آن جا به نام یک ملت، زندگی میکنند و دولتی هم دارند! اساساً چنین ملتی، وجود و هویّتی ندارد.