پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

گفت‌وگو| تغییر فاز مبارزه از تدافعی و مقاومت به تهاجمی و جهاد در جغرافیای فلسطین

دکتر علیرضا عرب معتقد است مقام معظم رهبری با درک هوشمندانه و خردمندانه این موقعیت سرنوشت‌ساز و نقطه عطف تاریخی اقدام به ارائه راهبردها و توصیه‌ها اعم از فردی و جمعی جهت طراحی صحنه در سراسر جغرافیای مقاومت کرده‌اند و در بیانات ایشان تقسیم کارها در هر منطقه‌ای از جغرافیای مقاومت مشخص شده است.

 

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر، روز جمعه دوم خرداد ماه، رهبر معظم انقلاب برای نخستین بار طی دهه‌های اخیر در روز جهانی قدس سخنرانی کردند و ضمن پرداختن به تحولات منطقه، نقشه راه گروه‌های مبارز و مقاومت را برای نابودی رژیم صهیونیستی تبیین و ترسیم نمودند. در همین زمینه نیز خبرنگار پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر با «دکتر علیرضا عرب»، کارشناس مسائل منطقه و روزنامه‌نگار گفت‌وگو کرده که شرح آن از نظر می‌گذرد.

 

خیبر: باتوجه به محدودیت‌های پزشکی و بیماری کرونا در سال جاری شاهد برگزاری مدل‌های جدیدی از مراسم روز قدس بودیم که سخنرانی مقام معظم رهبری را می‌توان به عنوان اوج مراسمات عنوان کرد. تحلیل شما از نحوه برگزاری مراسمات روز قدس امسال چیست؟

بزرگداشت ایام‌الله دفاع از مظلوم و عزت مسلمین واجب شرعی است و توقف ناپذیر است، اما امسال در شرایط بحران و تهدید شیوع کرونا و در راستای اعمال محدودیت‌های بهداشتی جهت مواجهه با آن، امکان برگزاری گسترده و سراسری راهپیمایی روز قدس فراهم نبود؛ اما در روز جهانی قدس محور مقاومت به زعامت حضرت آقا تهدید کرونا را پشت سر گذاشت و فرصتی بس گران‌بها و ارزشمند را در راستای حمایت از آرمان فلسطین خلق کرد.

امسال در روز جهانی قدس رهبر عظیم‌الشان انقلاب اسلامی، امام خامنه‌ای(مدظله العالی) در آخرین جمعه از ماه مبارک رمضان، مورخ 2 خرداد 1399 (22می 2020م) به صورت زنده با امت اسلامی با محوریت روز قدس و مسأله فلسطین سخن گفتند. حال سوال اساسی اینجاست: دلایل انتخاب این زمان توسط حضرت آقا برای این سخنرانی زنده با امت اسلامی چیست؟ بررسی ساختاری و محتوایی بیانات ایشان چه نکاتی را مشخص خواهد کرد؟

مهم‌ترین اصلی که در شرایط بحران شیوع کرونا، کشورها و نظام‌های سیاسی باید به آن توجه کنند این است که هر کشوری که زودتر بتواند شرایط بحران شیوع کرونا پشت سر گذاشته و از آن عبور نسبی و موفق انجام دهد در دوران پساکرونا از سایرین به نحو بارزی جلوتر و موفق‌تر است.

با توجه به این اصل راهبردی، اسرائیلی‌ها از بدو شروع بحران کرونا درصدد مهار و مدیریت بحران بودند و از همان آغاز به رصد آثار و پیامدهای آن در چهار حوزه اسرائیلی، فلسطینی، منطقه‌ای و بین‌المللی پرداختند تا از شرایط بحرانی فرصت استخراج کنند.

در ارتباط با فلسطین آن‌ها درصدد نهایت سوء استفاده از شرایط بحرانی فلسطینیان جهت اجرای طرح معامله قرن و الحاق کلیه شهرک‌های صهیونیستی کرانه باختری و غور اردن به اسرائیل هستند و در ارتباط با اهداف منطقه‌ای‌شان در هماهنگی کامل با آمریکا درصدد تضعیف مستمر محور مقاومت هستند.

با بررسی دقیق بحران کرونا مشخص می‌شود که این بحران دارای آثار و پیامدهای منفی بیشتر در حوزه‌های بهداشتی، پزشکی، اقتصادی، روانشناختی و سیاسی است و در مراجعه به تحقیقات میدانی دقیق و موثق مشخص می‌شود که جامعه فلسطینی در نوار غزه و کرانه باختری برای عبور هرچه سریعتر از بحران کرونا بیشتر نیازمند حمایت روحی و روانشناختی است تا بتواند هر چه سریعتر و با قدرت هر چه بیشتر با اجرای طرح معامله قرن و الحاق به صورت موثر و حداکثری مبارزه و مقابله کند.

بنابراین در این برهه که طبعاً امکان برگزاری تظاهرات عظیم و شکوهمند روز قدس به علت محدودیت‌های ناشی از تهدید کرونا مهیا نبود، رهبر معظم انقلاب اسلامی از دل تهدید فرصتی منحصربفرد و بسیار روحیه‌بخش و راه‌گشا خلق کردند و اعلام نمودند در روز قدس با امت اسلامی در خصوص فلسطین به صورت زنده صحبت خواهند کرد.

پس فلسفه انتخاب این برهه و این زمان جهت ایراد سخنرانی زنده برای امت اسلامی در راستای پیشی‌گرفتن هوشمندانه و هدفمند از بحران‌های موجود و فرصت‌سازی فعالانه از دل آن‌ها ارزیابی می‌شود.

در این شرایط تهدید بحران کرونا که راهپیمایی همیشگی و باشکوه روز قدس انجام نشد و منطقه نیز در آستانه اجرای طرح معامله قرن و الحاق کرانه باختری است که همگی با همکاری و هماهنگی بی‌سابقه اسرائیل و آمریکا درحال صورت گرفتن است، و همچنین تثبیت جایگاه نتانیاهو به عنوان نخست‌وزیر دولت وحدت ملی اضطراری به نظر می‌رسید مشکلات بهداشتی، پزشکی، اقتصادی و روانشناختی بحران کرونا و سایر موارد فوق الذکر موجب بروز انفعالی احتمالی در جهان اسلام و به ویژه فلسطینیان گردیده است. اما رهبری با اعلام اینکه خودشان سخنرانی در روز قدس را به صورت زنده انجام خواهند داد، عملاً به مقاومت در پیشی‌گرفتن از بحران‌ها کمکی راهبردی کردند. کشتی مقاومت نه تنها از بحران‌ها پیشی‌گرفت، بلکه عملاً از منظر سیاسی، تبلیغاتی، روانشناختی و سیاسی بر آن‌ها غلبه کرد.

 

خیبر: از منظر شما بررسی محتوا و ساختار سخنرانی رهبری و نکات مطرح شده توسط ایشان چه حد اهمیت دارد؟

سخنان مقام معظم رهبری با تبریک و شادباش فرارسیدن عید سعید فطر آغاز شد که به نوعی تأکیدی بر هویت اسلامی مشترک ملت‌های مسلمان منطقه و تأییدی بر وحدت اسلامی و تداعی‌گر چشم‌انداز روشن و پر شکوه آن است.

 

گفت‌وگو| مسئله فلسطین، مؤمنین و خائنان امت اسلامی را مشخص می‌کند

خبر| ویژه‌نامه اختصاصی روز قدس + دانلود

پرونده ویژه| تاریخچه استفاده‌ اسرائیل از سلاح‌های بیولوژیک

 

تأکید ایشان بر اینکه روز قدس میراث ماندگار انقلاب اسلامی و امام (ره) جهت وحدت مسلمانان جهان حول آرمان آزادی فلسطین و رهایی قدس شریف است، در واقع اشاره مستقیم به توجه و تمرکز انقلاب اسلامی بر آرمان آزادی فلسطین و وحدت اسلامی و نیز هویت ضد صهیونیستی و ضد اسرائیلی ذاتی این انقلاب است. لذا از منظر مقام معظم رهبری روز قدس دارای کارکردهای زیر است.

الف) کارکرد داخلی روز قدس: آرمان آزادی قدس و مسأله فلسطین بخش انکار ناپذیر هویت انقلاب اسلامی و حرکت امام خمینی (ره) از دهه 40 است. پس تأکیدی تاریخی بر این هویت ضد صهیونیستی و ضد اسرائیلی است.

ب) کارکرد خارجی روز قدس: مسیر اصلی آزادی فلسطین از راه اسلام و با اتکا به فرهنگ اسلامی مردم مسلمان منطقه است و گفتمان‌های چپ و ناسیونالیستی در مسیر مبارزه با اسرائیل اصل نیستند. هویت انقلاب اسلامی قومی و فرقه‌ای نیست، بلکه کاملاً اسلامی است.

لذا هنگامی که حمایت از فلسطین و مبارزه با صهیونیسم و اسرائیل بخشی لاینفک از هویت انقلاب اسلامی محسوب می‌شود، بنابراین ظرفیت‌های بالای فرهنگی، مردمی و عملیاتی انقلاب بزرگ اسلامی طبعاً و منطقاً متوجه حمایت از آرمان آزادی فلسطین و نابودی اسرائیل می‌شود. بنابراین محور مقاومت در منطقه و دستاوردهای بزرگ آن در راستای حمایت از ملت فلسطین، آرمان آزادی قدس شریف و مبارزه با اسرائیل، مولود منحصربفرد و خجسته‌ی انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام (ره) است.

همچنین مقام معظم رهبری به صورت واضح و شفاف به جهانیان اعلام کردند که این حمایت از آرمان آزادی فلسطین و مبارزه با اسرائیل دائمی خواهد بود و با قدرت ادامه خواهد یافت. بنابراین عقب‌نشینی یا استحاله‌ای که صهیونیست‌ها و مستکبرین در خصوص انقلاب اسلامی آرزوی آن را دارند، محقق نخواهد شد و خیالی باطل است.

ایشان ادامه دادند که سیاست راهبردی صهیونیسم و استکبار تضعیف مستمر آرمان فلسطین در جهان اسلام است و این هدف راهبردی نه تنها توسط خود آن‌ها تعقیب می‌شود بلکه نفوذی‌ها و خائنین در خود جوامع اسلامی و کشورهای مسلمان در دو حوزه سیاسی و فرهنگی آن را تعقیب می‌کنند، که اشاره مستقیم به نقش خطرناک و مکمل بخشی از حاکمان سیاسی و نخبگان فرهنگی مرعوب و خائن در راستای عادی‌سازی روابط کشورهای مسلمان با رژیم صهیونیستی و تضعیف آرمان آزادی فلسطین در جوامع اسلامی است.

پیام رهبری همچنین متقابلاً بر لزوم هوشیاری بسیار و اقدام فوری جوامع اسلامی و نخبگان فرهنگی و سیاسی جهان اسلام مقابل این افراد خائن و این پروژه خطرناک تأکید می‌کند. بنابراین ملت‌های مسلمان در کنار پروژه‌ها و اقدامات مختلف دشمن خارجی جهت تخریب آرمان آزادی فلسطین و مبارزه با اسرائیل با خیانتی از درون جوامع اسلامی نیز مواجه هستند که فوراً و جداً باید علیه آن اقدام کنند.

ایشان بر اصل بسیار راهبردی دیگر به صورت هدفمند و آشکار اشاره می‌کنند: در دنیای امروز و در قرن 21م و در زمان هوشیاری، آگاهی، اعتماد به نفس، غیرت ملت‌های مسلمان آرمان آزادی فلسطین و هویت ملت فلسطین فراموش نخواهد شد. مسأله فلسطین بسیار عظیم است و سطح بالای آگاهی جوامع مسلمان و اصلاً نوع بشر در قرن ارتباطات اجازه فراموشی مسأله فلسطین و هویت فلسطینی را نخواهد داد.

به طور مشخص اسرائیل و حامیان بین‌المللی و منطقه‌ای آن به هیچ وجه قادر نیستند آرمان فلسطین و هویت فلسطینی را محو و یا استحاله کنند، فلذا منطقاً مقاومت علیه اسرائیل جهت آزادی فلسطین و قدس شریف کاملاً امیدوارانه و با چشم‌اندازی روشن ادامه خواهد یافت.

بنابراین در بیانات رهبری آگاهی، غیرت، هوشمندی و اعتماد به نفس ملت‌های مسلمان به مرحله‌ای رسیده است که فلسطین را فراموش نخواهند کرد. این عناصر همان اجزای یک مبارزه تمام‌عیار و قاطعانه علیه دشمن هستند و مقام معظم رهبری همگی آن‌ها را در نزد انسان مسلمان امروزی حاضر می‌دانند، فلذا این مسلمان لحظه‌ای از مبارزه هوشمندانه و همه‌جانبه با غاصبان قدس شریف غفلت نخواهند کرد.

در واقع رهبری چشم‌انداز روشن و سرشار از امید و موفقیت مبارزه جهت آزادی فلسطین را به تصویر می‌کشند و عناصر مبارزه را نزد انسان مسلمان حاضر و زنده می‌دانند.

علی‌رغم تمامی هزینه‌ها و طرح‌های عادی‌سازی و معامله قرن و تجاوزات و اشغالگری‌های اسرائیل و حامیان غربی و منطقه‌ای‌اش جهت محو مساله فلسطین، آرمان آزادی فلسطین زنده و الهام‌بخش مسلمان مبارز آگاه و مطمئن است. اما به‌جز وجود سطح بالای آگاهی، غیرت، هوشمندی و اعتماد به نفس انسان مسلمان در عصر حاضر، چه چیز دیگری است که اجازه فراموشی مسأله فلسطین را نمی‌دهد؟

غصب و اشغال فلسطین و تشکیل غده سرطانی اسرائیل فاجعه بزرگی است که امکان فراموش‌شدن ندارد؛ آن‌هم در عصر ارتباطات و افزایش آگاهی‌ها. پس هم سطح آگاهی و عمل و اعتماد به نفس انسان مسلمان افزایش یافته است و هم غصب فلسطین و کشتار یک ملت و اشغال یک سرزمین فاجعه بزرگی است. لذا فراموشی در کار نیست و اصلاً و منطقاً و طبعاً امکان ندارد. البته عامل هم کاملاً مشخص است: «سیاست‌های شیطانی دولت‌های غربی».

حضرت آقا می‌فرمایند: در میان جنایات بشری دوران‌های نزدیک به زمان حاضر، هیچ جنایتی در این حجم و با این شدّت وجود ندارد. غصب یک کشور و بیرون‌کردن مردم برای همیشه از خانه و کاشانه و سرزمین اجدادی خود، آن‌هم با فجیع‌ترین انواع قتل و جنایت و هلاکِ حَرث و نسل و ده‌ها سال تداوم این ستم تاریخی، حقیقتاً یک رکورد جدید از سَبُعیّت و شیطان‌صفتی بشر است. عامل و مجرم اصلی این فاجعه، دولت‌های غربی و سیاست‌های شیطانی آن‌ها بود.

در این خصوص بحثی مفصل لازم است تا یک سوء تفاهم فلسفی، سیاسی و اجتماعی که به صورت هدفمند صهیونیسم بین‌الملل با استفاده از سیطره‌اش بر رسانه‌ها، فضای سایبر و شبکه‌های اجتماعی سعی در القاء هرچه گسترده‌تر و عمیق‌تر آن در افکار عمومی بین‌المللی و جهان اسلام دارد، مشخص گردد.

صهیونیست‌ها هرگونه حمایت از ملت مظلوم فلسطین را به هر نحوی حتی به تصویر کشیدن رنج‌ها و محرومیت‌های فلسطینیان و تبعیضات ناروایی که در حق آنان از جانب اسرائیل اعمال می‌شود را به نحو ماهرانه‌ای ترجمه و تفسیر به یهودی‌ستیزی می‌کنند. دفاع مشروع فلسطینیان مقابل اشغالگری، کشتار، سرکوب، اعمال تبعیضات گوناگون، آوارگی و زندانی‌کردن اسرائیل را تروریسم و خشونت معرفی می‌کنند.

اما حقیقت ماجرا چیست؟ نفس ایجاد یک دولت که حتی در ابتدا ملتی نیز نداشت و فاقد ملت و حتی قوم مشخص و واقعی بود براساس هویت‌های موهوم قومی یهودی (و دین یهود و زبان عبری) در قلب منطقه خاورمیانه و در فلسطینی که در ابتدای قرن 20م به هیچ وجه گفتمان‌های قوم‌گرایانه عربی و فلسطینی در آن رواج نداشت، خود عین رواج پایدار خشونت و مصداق نهادینه‌سازی تبعیض، استبداد و ظلم ماندگار علیه نه تنها ملت فلسطین بلکه کلیه ملت‌های منطقه است.

قوم یهود خلاف قوم‌هایی چون کرد یا ترک یا عرب که دارای زبان، آداب و رسوم و تاریخ مشترک در یک جغرافیای مشخص هستند، اصلاً در ابتدای تأسیس رژیم صهیونیستی وجود خارجی و تعیین واقعی نداشت و صرفاً یک پدیده ذهنی و موهوم بود. البته یهودیان در سراسر عالم حضور داشتند، در نیویورک، پاریس، یزد، بیت‌المقدس، سن پطرزبورگ و...، اما هر یک جذب جامعه‌ای شده بودند که سال‌ها در طول تاریخ در آن‌ها زندگی کرده بودند.

اما نخبگانی از یهودیان صرفاً جهت مطامع کاملاً سیاسی و اقتصادی در قلب خاورمیانه درصدد تشکیل دولتی یهودی از ملت و قوم موهوم یهود بر اساس تلقی و قرائت مدرن صهیونیستی از دین یهود و زبان عبری برآمدند و باحمایت مستقیم و همه‌جانبه آمریکا و انگلیس و فرانسه، اسرائیل را تأسیس کردند.

از نظر فلسفی و اجتماعی تشکیل دولتی بر مبنای هویت قومی(خود) ضرورتاً نیازمند ایجاد یک دیگری و غیریت(غیر خودی) است. لذا صهیونیست‌های مؤسس اسرائیل در خاورمیانه این غیریت هویت‌ساز را هویت اسلامی و عربی قرار دادند.

تأکید بر هویت قومی یهودی یعنی تأیید یهودی و از طرف دیگر انکارکردن غیر یهودی (عرب، فلسطینی، مسلمان) و غیریت‌سازی جهت بزرگنمایی و تأکید موکد بر یهودی‌بودن. یعنی تأکید بر هویت یهودی مبتنی بر آن است که چه هستیم (یهودی، صهیونیست، اسرائیلی) و چه نیستیم (عرب، فلسطینی، مسلمان). این یعنی نهادینه‌کردن عمیق تبعیض و تضاد قومی و مذهبی و پایدارسازی آن در قلب منطقه خاورمیانه.

منطقه‌ای که به علت قدمت و دیرینگی‌اش خود مملو از شکاف‌های قومی و مذهبی بود باید بیشتر در باتلاق منازعات قومی و مذهبی فرو می‌رفت و نفس تشکیل اسرائیل برمبنای هویت قومی و دینی ذاتاً کارکردی آشکارا تنش‌آفرین و تفرقه‌افکن دارد و فلسطینیان اولین قربانی تشکیل این موجودیت منحوس و البته نه آخرین آن هستند.

و مقام معظم رهبری حکیمانه اشاره می‌کنند که: آماج این ضربه (تأسیس رژیم صهیونیستی) در درجه‌ی اوّل ملّت فلسطین و در درجه‌ی بعد همه‌ی ملّت‌های این منطقه بودند. طنز تلخ و تناقض کریه تأسیس اسرائیل اینجاست که دولتی که ذاتاً بر مبنای یک قومیت موهوم باکارکردی تفرقه‌افکن، تنش‌آفرین و تبعیض‌آمیز و به نام دولت یهود ایجاد شده است، مدعای هویت دمکراتیک و رعایت حقوق شهروندی را دارد.

در صورتیکه قومیت ذاتاً مفهومی غیر انتخابی و بنابراین غیر دمکراتیک است. قومیت بر مبنای انتخاب و اختیار نیست، لذا محال است دولتی که بر اساس قوم یهود تأسیس شده است در آینده دچار رفتارهای سیاسی انحصارطلبانه و قوم‌گرایانه و خودمدارانه نگردد؛ همانطور که در رفتار سیاسی و حقوقی و اقتصادی و امنیتی رژیم صهیونیستی در مقابل فلسطینیان آن را می‌بینیم. هویت شهروندی در تضاد با هویت قوم‌گرایانه قراردارد و اسرائیل مدعی است که کشوری یهودی و دمکراتیک است! لذا اسرائیل جمع اضداد و سرریز تناقضات بزرگ و لاینحل است.

طنز دیگری که در تأسیس رژیم صهیونیستی رخ می‌نمایاند آن است که ایجاد دولتی بر مبنای یک ژنتیک، یک  قوم، یک هویت، یک زبان یا یک دین الگوی دولت-ملت سازان مکتب نازیسم در آلمان است که مؤسسین رژیم صهیونیستی عیناً آن را در قلب جهان اسلام و در سرزمین فلسطین بازتولید کردند.

گویا زندانی‌های یهودی زندان نازی‌ها بیشترین تأثیر را از زندانبانان خود گرفته‌اند و علی‌رغم مدعای ضد نژادپرستی و ضد نازیسم خود شاگردان این مکتب بودند که از استادانشان گوی سبقت را در اعمال تبعیض و خشونت و نژادپرستی ربوده‌اند.

البته اگر در مکتب نازیسم حداقلی از رواداری در خصوص جذب و استحاله سایر قومیت‌ها در قوم برتر در مواردی اعمال می‌شد، صهیونیست‌ها در اسرائیل راه کشتار و اشغال و راندن فلسطینیان را در پیش گرفتند. از طرفی ایجاد یک دولت یهودی با تأکید بر هویت یهودی در قلب خاورمیانه منجر به ایجاد حس ناامنی هویتی بین سایر ملت‌ها و قومیت‌های خاورمیانه و تشدید آن می‌شود.

بنابراین در اینجا آنکه ایجادگر خشونت، ناامنی، تبعیض، قوم‌گرایی در خاورمیانه است با بهره‌گیری از سیطره جهانی‌اش بر رسانه‌ها و فضای سایبر و شبکه‌های اجتماعی ژست مظلوم گرفته و خود را قربانی معرفی می‌کند.

صهیونیست‌ها بودند که با پی‌ریزی اسرائیل قوم موهوم و قرائت مدرن خود از دین یهود را در جغرافیای فلسطین نه تنها بالاتر و برتر از مسلمان، فلسطینی و عرب بلکه حتی برتر از قرائت سنتی از دین یهود و تورات قرار داده و به عنوان دولت صهیونیستی مسلط، به اعمال تبعیض و خشونت پایدار و مستمر اقدام کردند.

در ابتدای قرن 20م فلسطینی مسلمان عرب در خانه طبیعی و مادری‌اش، یعنی سرزمین فلسطین حضوری تاریخی و طبیعی داشت و نیازمند قوم‌گرایی، نژادپرستی و خشونت‌ورزی توامان با آن‌ها نبود. اما قرائت مدرن صهیونیستی از دیانت یهود خود را محور قرار داد و سایرین اعم از مسیحی مسلمان یهودی عرب و غیر عرب را در سرزمین مقدس غیر خودی و مشمول اعمال تبعیض و تهدید و ارعاب و کشتار و انکار و تحقیر دانست و پایه‌های دولت مدرن صهیونیستی را به کمک حامیان سکولار غربی‌اش مستحکم کرد.

حال در ابتدای قرن 21م و در عصر ارتباطات و تفاهمات بین‌المللی اگر فلسطینی مسلمان عرب از حق طبیعی زندگی در سرزمین مادری‌اش و تحت دین و زبان و آداب و رسوم خودش دفاع مشروع کند در مقابل چنین تهاجم تاریخی و مستمر وحشتناکی آنگاه دستگاه تبلیغاتی و دیپلماسی قدرتمند و پرنفوذ اسرائیل به همراه لابی‌های گسترده و تارعنکبوتی یهودی در سراسر جهان او را تروریست و خشونت‌طلب معرفی می‌کنند و این همان ظلم تاریخی است که آنچنان فاحش و عظیم است که پوشاندنی نیست و مقام معظم رهبری با نهایت دقت آن را مطرح و بر آن تأکید می‌کنند.

به طور ذاتی ایجاد اسرائیل به عنوان دولت یهود با مرزهای هویتی پررنگ، قهراً و طبعاً و ذاتاً سبب تحریک کل ملت‌های مسلمان عرب و غیرعرب منطقه شده و احساس پایدار و قدرتمند ناامنی هویتی در میان آنان ایجاد می‌کند.

مقام معظم رهبری به روشنی و به دقت بیان می‌کنند: در بدو تأسیس رژیم صهیونیستی با «دولتی بدون ملت» مواجه هستیم و منظور آن است که  دولت صهیونیستی کاملاً برساخته و مصنوعی و جبری تأسیس شد و فاقد مرزهای جغرافیای مشخص، ملت مشخص، حتی قوم مشخص که نیازهای طبیعی ایجاد یک دولت متعارف هستند، بود و اگر حمایت‌های بی‌دریغ دولت‌های استعماری غربی جهت ایجاد یک پایگاه امن نظامی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی در قلب منطقه جهت استمرار سلطه خود نبود، امکان ایجاد موجودیتی با نام اسرائیل فراهم نمی‌شد.

مقام معظم رهبری به درستی اشاره می‌کنند که هدف از این موجودیت نامشروع استمرار سلطه همه‌جانبه دولت‌های استعمارگر غربی و زرسالاران یهودی بر منطقه و نهادینه‌کردن همه‌جانبه این سلطه در ابعاد مختلف سیاسی، نظامی، امنیتی و اقتصادی بود.

ایشان هوشمندانه و با وضوح در بیانات اخیرشان می‌فرمایند: هدف از تأسیس رژیم صهیونیستی در قلب جهان اسلام فراهم‌سازی امکان دسترسی نزدیک دولت‌های استعماری غربی جهت دخالت و تحمیل و تسلّط بر کشورها و دولت‌های این منطقه بود. لذا رژیم جعلی و غاصب صهیونیستی را به انواع امکانات قدرت‌آفرین -چه نظامی و چه غیر نظامی- حتّی تسلیحات اتمی مجهّز کردند و رشد این غدّه‌ی سرطانی را در پهنه‌ی نیل تا فرات در برنامه‌های خود گنجاندند.

سپس مقام معظم رهبری به تسلیم‌شدن اغلب دولت‌های عرب به ویژه بعد از ورود آمریکا به عنوان حامی اصلی اسرائیل اشاره می‌کنند و بر فراموشی وظیفه انسانی، اسلامی، سیاسی و حتی غیرت عربی آنان تأکید می‌کنند و اینکه آنان از راه جهاد به مسیر مذاکرات مستمر بی‌سرانجام با آمریکا و دیگر دولت‌های غربی و نیز با مجامع بی‌خاصیّت بین‌المللی، منحرف شدند که تجربه‌ای تلخ و ناموفق بود.

معاهده اسلو 1993م و فرایند صلح خاورمیانه خسارت‌بار بود و سرنوست یاسر عرفات نیز که با آن گره خورده بود عبرت‌آمیز است. اما وقوع انقلاب اسلامی فصل جدیدی را در مبارزه برای فلسطین گشود. ایجاد جبهه مقاومت در منطقه مولود پربرکت انقلاب اسلامی است که امیدها را برای آزادی فلسطین زنده کرد. با ظهور جبهه‌ی مقاومت، کار برای رژیم صهیونیستی سخت و سخت‌تر شد و البتّه در آینده بسی سخت‌تر هم خواهد شد؛ ان‌شاءالله. متقابلاً تلاش‌های اسرائیل و حامیانش به ویژه آمریکا نیز برای ضربه‌زدن به جبهه مقاومت به شدت افزایش یافت.

 

خیبر: لطفاً در رابطه با پیدایش گروه‌های مقاومت در کل جغرافیای مقاومت و تأثیر آن در خنثی‌کردن نقشه‌های دشمنان منطقه‌ای به ویژه صهیونیست‌ها توضیح دهید.

پیدایش گروه‌های مقاومت در کل جغرافیای مقاومت سبب شد که در وهله اول اسرائیل و حامیانش ابعاد سخت‌افزاری و نرم‌افزاری رژیم صهیونیستی را تقویت کنند و اولویت مهم بعدی‌شان یارگیری از درون منطقه و از درون جامعه‌ی عربی باشد.

دو جبهه مقاومت و استکبار درمقابل هم هستند، اما جبهه مقاومت اقتدار همه‌جانبه و امیدش رو به رشد است ولی جبهه ظلم، کفر و استکبار رو به افول و ناامیدی پیوسته و روزافزون قراردارد. نماد این افول نیز ارتش اسرائیل است که یک روز شکست‌ناپذیر و برق‌آسا بود اما اکنون در جنوب لبنان و نوار غزه مجبور به عقب‌نشینی و پذیرش آتش‌بس ظرف چند روز می‌شود.

مبارزه این دو جبهه بسیار خطرناک است. به عبارتی اگر  دائماً و از همه نظر اعم از نظامی، امنیتی، فرهنگی و سیاسی مراقب دشمن و تحرکات آن نباشیم، صحنه تغییر کرده و احتمالاً متحمل خسارت می‌شویم. محاسبات ما باید دقیق باشد و کاملاً هوشیار باشیم، وگرنه امکان تحمل خسارات و زیان‌های سنگین وجود دارد. لذا باید به این موارد توجه فراوان داشته باشیم:

 

۱ـ مبارزه برای آزادی فلسطین، جهاد فی سبیل اللّه و فریضه و مطلوب اسلامی است. به عبارتی مقام معظم رهبری مبارزه علیه اسرائیل را مصداق جهاد دانسته‌اند و اضافه کردند مبارزه برای آزادی قدس امری انسانی و اخلاقی نیز است و اگر کسی وجدان و همت و شجاعت داشته باشد، قطعاً علیه ظلم اشغال فلسطین و کشتار و قتل و جنایت اسرائیل خواهد ایستاد.

پس حمایت از آزادی فلسطین انسانی، اسلامی و اخلاقی است و مسأله صرفاً فلسطینی یا عربی نیست. بنابراین مقام معظم رهبری جبهه حمایت از فلسطین و مبارزه برای آزادی قدس را گسترش دادند و امکان سازش در خصوص سرزمین فلسطین و قدس را به شدت تضعیف کردند.

متولی مسأله فلسطین و قدس تنها سران عرب و یا مقامات فلسطینی نیستند، بلکه امری است که به کل انسان‌ها و مسلمانان جهان مربوط است. کسانی که مسأله فلسطین را فلسطینی یا عربی می‌دانند یا دچار خطای فاحش و یا خائن هستند.

این بخش از بیانات رهبری در آستانه اجرای طرح معامله قرن و الحاق شهرک‌های صهیونیست‌نشین و غور اردن به اسرائیل، امید و تحرک را نزد مبارزین و مجاهدین به ویژه فلسطینیان افزایش داده و امکان سازش را نزد برخی از دولتمردان کشورهای عرب و مقامات فلسطینی تضعیف می‌کند.

هدف مبارزه و جهاد هم آزادی کل فلسطین است. لذا طرح معامله قرن و فرایند سازش که صرفاً به دنبال تشکیل دولت فلسطینی ضعیف و حقیر در گوشه‌ای از فلسطین است، مورد قبول نیست و نه مشروع است و نه واقعیات موجود که همانا وجود فلسطینی‌های آگاه، با تجربه و دارای مرتبه بالایی از اعتماد به نفس است، اجازه پذیرش چنین دولت حقیر و ضعیف فلسطینی را می‌دهد.

این فلسطینی در راه جهاد بزرگ گام می‌نهد و به نصرت الهی، از پیروزی نهایی و حمایت و همدردی مسلمانان سراسر جهان مطمئن است.

مقام معظم رهبری می‌فرمایند: در مسیر مبارزه باید از همه امکانات مشروع و حلال از جمله حمایت‌های جهانی استفاده کرد، اما به دولت‌های غربی و مجامع جهانی وابسته به آنان نباید اعتماد کرد. زیرا آن‌ها با هر موجودیّت اثرگذار اسلامی دشمنند؛ آن‌ها به حقوق انسان‌ها و ملّت‌ها بی‌اعتنایند و خودعامل بزرگترین خسارات و جنایات در حق امت اسلامی اعم از یمن، سوریه، عراق، فلسطین، افغانستان و... هستند.

کدام نهاد جهانی پاسخگوی ترورها و قحطی‌های مصنوعی در چندین کشور اسلامی و عربی است؟ امروز دنیا یک به یک تعداد قربانیان کرونا را در سراسر جهان می‌شمارد، امّا هیچ‌کس نپرسیده و نمی‌پرسد قاتل و مسئول صدها هزار شهید و اسیر و مفقود در کشورهایی که آمریکا و اروپا در آن آتش جنگ را روشن کرده‌اند کیست؟

چرا کسی قتل‌عام‌شدن مسلمانان را تسلیت نمی‌گوید؟ چرا میلیون‌ها فلسطینی باید هفتاد سال از خانه و کاشانه‌ِی خود دور بوده و در تبعید به سر برند؟ و چرا قدس شریف، قبله‌ی اوّل مسلمانان باید مورد اهانت قرار گیرد؟ سازمان به اصطلاح ملل به وظیفه‌ی خود عمل نمی‌کند و نهادهای به اصطلاح حقوق بشری مُرده‌اند.

در واقع رهبری به وضوح استانداردهای دوگانه غرب و نهادهای به اصطلاح حقوق بشری را در مواجهه با جهان اسلام زیر سؤال برده و آن‌ها را محکوم می‌کنند. لذا اعتماد به دولت‌های غربی و مجامع جهانی وابسته را غلط و خطا می‌دانند و تنها راه درست برخیزش مسلمانان با اتکا به خود و توکل به خدا و اتحاد با یکدیگر حول اسلام و قرآن است که ضامن موفقیت خواهد بود.

لذا ایشان می‌فرمایند: پس جامعه‌ی مُسلمِ غیور و دیندار باید به خود و نیروی درونی‌اش تکیه کند؛ دست قدرتمند خود را از آستین بیرون آوَرَد و با توکّل و اعتماد به خداوند از موانع عبور کند. سپس ایشان به آسیب‌شناسی مبارزه و مقاومت علیه جبهه ظلم و استکبار می‌پردازند و می‌فرمایند: نکته مهمّی که نباید از نظر نخبگان سیاسی و نظامی جهان اسلام دور بماند، سیاست آمریکا و صهیونیست‌ها در انتقال درگیری‌ها به پشت جبهه‌ی مقاومت است.

راه‌اندازی جنگ‌های داخلی در سوریه، و محاصره‌ی نظامی و کشتار شبانه‌روزی در یمن، و ترور و تخریب، و تولید داعش در عراق، و قضایای مشابه در برخی دیگر از کشورهای منطقه، همگی ترفندهایی برای سرگرم‌کردن جبهه‌ی مقاومت و فرصت‌دادن به رژیم صهیونیستی است.

برخی سیاستمداران کشورهای مسلمان نادانسته و برخی دانسته در خدمت این ترفندهای دشمن قرار گرفته‌اند. راه جلوگیری از اجرای این سیاست خباثت‌آمیز، عمدتاً خواست و مطالبه‌ِی جدّی جوانان غیرتمند در سراسر جهان اسلام است. جوانان در همه‌ی کشورهای اسلامی به‌ویژه کشورهای عربی، نباید توصیه‌ی امام خمینی عظیم را از نظر دور بدارند که فرمود: هر چه فریاد دارید بر سر آمریکا - و نیز البته دشمنِ صهیونیست – بکشید.

در واقع ایشان راه غلبه بر این راهبرد جبهه استکبار مبنی بر ایجاد جنگ داخلی در جهان اسلام را توجه و تمرکز جوانان مسلمان بر مبارزه علیه آمریکا و اسرائیل معرفی می‌کنند. ایشان همچنین فرایند عادی‌سازی روابط برخی از کشورهای عربی با اسرائیل را راهبردی آمریکایی دانسته و آن را یک‌سره عقیم و بی‌نتیجه می‌دانند.

در واقع عادی‌سازی روابط چون مخالف خواست ملت‌های مسلمان است و نزد افکار عمومی جهان اسلام محکوم است تلاشی بی‌نتیجه و عقیم تلقی می‌گردد که صرفاً به علت فشار آمریکا و مرعوب‌بودن و وابستگی برخی از سردمداران کشورهای عربی رخ می‌دهد و بی‌سرانجام است.

مقام معظم رهبری، اسرائیل را بدون شک محکوم به فنا دانسته و آن را واقعیت مهلک و زیان‌بخشی مثل کرونا معرفی کردند که تمامی انسان‌های باشعور با آن مبارزه خواهند کرد تا آن را ریشه‌کن کنند.

 

خیبر: از نظر شما مهم‌ترین فرازهای سخنان مقام معظم رهبری کدام است؟

مهم‌ترین فرازهای سخنان مقام معظم رهبری در دو فراز آخر رخ می‌نمایاند: ایشان می‌فرمایند: اصلی‌ترین توصیه‌ی اینجانب توصیه به تداوم مبارزه و سامان‌بخشیدن به سازمان‌های جهادی و همکاری آنان با یکدیگر و گسترش عرصه‌ی جهاد در همه‌ی سرزمین‌های فلسطینی است.

پس مبارزه برای آزادی فلسطین از طریق تقویت و سامان‌دهی و سازماندهی هرچه بیشتر سازمان‌ها و گروه‌های جهاد و مقاومت و نیز همگرایی و هماهنگی هر چه بیشتر آن‌ها در سراسر سرزمین فلسطین اعم از کرانه باختری، نوار غزه و سرزمین‌های اشغالی 1948م است.

تأکید مؤکد ایشان بر مفهوم جهاد و سازمان‌های جهادی نماد تغییر فاز مبارزه در جغرافیای فلسطین از حالت تدافعی و مقاومت به حالت تهاجمی و جهاد است که بیانگر از طرفی آمادگی روزافزون مبارزین جهت این تغییر فاز مشخص و تعیین‌کننده و از طرفی شرایط بسیار خطرناک در سرزمین‌های اشغالی فلسطین در آستانه اجرای طرح معامله قرن و الحاق تمامی شهرک‌های صهیونیست‌نشین در کرانه باختری و غور اردن به اسرائیل است. به عبارتی اکنون روز موعود فرارسیده است و محور مقاومت در تغییر فازی انقلابی به محور جهاد تغییر یافته است.

ایشان همچنین اضافه می‌کنند: همه باید ملّت فلسطین را در این جهاد مقدّس یاری کنند. همه باید دست مبارز فلسطینی را پُر، و پشت او را محکم کنند. ما با افتخار، هر چه در توان داشته باشیم در این راه انجام خواهیم داد.

اکنون گروه‌های مقاومت فلسطین در نوار غزه به بازدارندگی و موازنه قدرت مقابل اسرائیل دست یافته‌اند و این بازدارندگی و موازنه قدرت به علت دین، شجاعت و غیرت مبارز فلسطینی و دارابودن تسلیحات نظامی است که با حمایت محور مقاومت در سطح منطقه به نوار غزه رسیده است و اینچنین بازدارندگی و موازنه قدرت مقابل اسرائیل ایجاد شده است.

این حالت باید در کرانه باختری نیز ایجاد شود، یعنی تقویت روحیه مبارزه و فرهنگ مقاومت و شهادت در کرانه باختری در کنار تسلیح کرانه باختری باید موازنه قدرت و بازدارندگی علیه اسرائیل را مثل نوار غزه ایجاد کند و تشکیلات خودگردان فلسطین در این خصوص تکلیف بزرگی بر عهده دارد که باید انجام دهد و در این صورت است که قضیّه‌ی فلسطین  به گام‌های نهایی نزدیک خواهد شد.

 

خیبر: تحلیل شما از طرح پیشنهادی رهبر انقلاب مبنی بر برگزاری همه‌پرسی برای تعیین تکلیف فلسطینی‌ها و اخراج صهیونیست‌ها چیست؟

سخن آخر مقام معظم رهبری آن است که: فلسطین متعلّق به فلسطینیان است، و باید با اراده‌ی آنان اداره شود. طرح همه‌پرسی از همه‌ی ادیان و اقوام فلسطینی - که از نزدیک به دو دهه‌ی پیش از این ارائه کرده‌ایم - تنها نتیجه‌ای است که باید بر چالش‌های امروز و فردای فلسطین مترتّب شود. این طرح نشان می‌دهد که ادّعای یهودی‌ستیزی که غربیان با بوق‌های خود آن را تکرار می‌کنند، به‌کلّی بی‌اساس است.

در این طرح، فلسطینیانِ یهودی و مسیحی و مسلمان، در کنار هم در یک همه‌پرسی شرکت و نظام سیاسی کشور فلسطین را تعیین می‌کنند؛ آنچه قطعاً باید برود نظام صهیونیستی است و صهیونیسم، خود بدعتی در آئین یهود و کاملاً بیگانه از آن است.

با توجه به شرایط خطیر فلسطین در آستانه اجرای طرح معامله قرن و الحاق غور اردن و تمامی شهرک‌های صهیونیستی در کرانه باختری به اسرائیل و نیز اقتدار روز افزون محور مقاومت در سطح منطقه و فلسطین اکنون موعد تغییر فاز مبارزه برای آزادی فلسطین از فاز تدافعی و مقاومت به فاز تهاجمی و جهاد در جغرافیای فلسطین فرا رسیده است.

 

خیبر: راهبردها و توصیه‌های رهبری اعم از فردی و جمعی جهت طراحی صحنه در سراسر جغرافیای مقاومت را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

مقام معظم رهبری با درک هوشمندانه و خردمندانه این موقعیت سرنوشت‌ساز و نقطه عطف تاریخی اقدام به ارائه راهبردها و توصیه‌ها اعم از فردی و جمعی جهت طراحی صحنه در سراسر جغرافیای مقاومت کرده‌اند. در بیانات ایشان تقسیم کارها در هر منطقه‌ای از جغرافیای مقاومت مشخص شده است.

از طرفی به صورت هوشمندانه بر لوازم فردی جهاد که همانا آگاهی، دینمداری، شجاعت، همت و غیرت است تأکید می‌شود و از طرفی دیگر به صورت هدفمند بر ارتقاء کیفیت و کمیت و سازماندهی گروه‌ها و سازمان‌‎های جهادی و هم‌گرایی و هماهنگی هر چه بیشتر آن‌ها در جغرافیای فلسطین تمرکز می‌شود و این دو بعد لازم و ملزوم هم محسوب می‌شوند. علاوه بر آن در بیانات رهبری صحبت از جبهه مقاومت به جای محور مقاومت می‌شود که بیانگر ارتقاء اقتدار و گسترش وسعت مقاومت در سطح منطقه است.

وظیفه جبهه مقاومت در سطح منطقه در این جهاد نیز مشخص می‌شود که همانا حمایت همه‌جانبه از مجاهدین در جغرافیای فلسطین است، که در خط مقدم قرار دارند. البته مقام معظم رهبری به آسیب‌شناسی جبهه مقاومت در سراسر جهان اسلام نیز می‌پردازند و یکی از بزرگ‌ترین آسیب‌ها و آفت‌ها را ایجاد جنگ داخلی توسط قدرت‌های غربی و حامیان منطقه‌ای‌شان معرفی می‌کنند که باید مورد توجه مسلمانان قرارگیرد.

 

خیبر: ممنون از توضیحات جامع و کاملی که ارائه فرمودید.

 

 

لینک کوتاه: http://khbn.ir/geu

نظرات: (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

امام خامنه ای (حفظه الله تعالی):

امروز دشمن اصلی ما در دنیا، صهیونیست و استکبار است. پلیدتر از آمریکا، دولت صهیونیست، در فلسطین اشغالی است. چرا؟ چون بالاخره دولت آمریکا، یک دولت و متّکی به یک ملت است. در صورتی که اساساً دولت غاصب صهیونیستی، متّکی بر یک ملت نیست! ملت ساکن آن مناطق، ملتی است که امروز آواره است! اسراییل، از اوّل با ظلم و آدمکشی، با دروغ و فریب به وجود آمده است. مردم فلسطین، در خارج از فلسطین، با حال کوخ نشینی و اردوگاه نشینی زندگی می‌کنند. خانه‌های آنها و وطن آنها در اختیار کسانی است که از اروپا، از استرالیا، از آمریکا، از آسیا و از آفریقا به آن جا رفته‌اند و یک ملت جعلی و دروغین به وجود آورده‌اند و در آن جا به نام یک ملت، زندگی میکنند و دولتی هم دارند! اساساً چنین ملتی، وجود و هویّتی ندارد.