پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

گفت‌وگو| هولوکاست به یک دروغ مقدس تبدیل شده است

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر، باتوجه به فوت مشکوک بهنام بهرامی، هنرمند ضدصهیونیست ایرانی در سوئیس، خبرنگار پایگاه صهیونپژوهی خیبر گفتوگوی ویژهای با آقای «علیرضا سلطانشاهی»، پژوهشگر و کارشناس حوزه فلسطین انجام داده تا اهمیت هولوکاست برای صهیونیستها و روشهای مقابله با انکارکنندگان هولوکاست مورد بررسی قرار گیرد.

 

پرونده ویژه‌ی «رمز و راز یک قتل»؛
شماره سوم: گفت‌وگو| هولوکاست به یک دروغ مقدس تبدیل شده است

 

خیبر: چرا رژیم صهیونیستی نسبت به هولوکاست حساسیت ویژهای دارد و با هرگونه انکار و زیرسؤال بردن این موضوع به شدت برخورد میکند؟

در مورد این سؤال نیاز میدانم که یک دید مبنایی و اصولی نسبت به کلیّت برخوردی که صهیونیستها با این موضوع دارند داشته باشیم. فرض کنید که رژیم صهیونیستی همین فردا نابود شود و هیچ اثری از آن باقی نماند. کما اینکه تا صد سال پیش از این، جدای از زمزمههای تأسیس رژیم اسرائیل، دولت صهیونیستی وجود نداشت. سؤال این است که: آیا یهودیها در دنیا وجود داشتند یا نه؟ و نحوه تعامل اینها با سایر اقوام و ملل چطور بود؟ چه بعد از فروپاشی رژیم صهیونیستی و چه قبل از تأسیس این رژیم.

طبیعی است که در این شرایط ما شاهد یک رویهی واحد از عملکرد یهود نسبت به غیر یهودیها در همین خصوص هستیم. چطور؟ تا الان میگویند پنج اسطوره وجود دارد که یهودیها بر اساس این اسطورهها که با دستمایههای واقعی در طول تاریخ اتفاق افتاده، رفتار خودشان با غیر یهودیها را ترسیم کردند.

مثلاً حملهی بختالنصر، حاکم بابل به اورشلیم. و پیش از آن حملهی آشورها به سرزمین فلسطین و یهودیها. بعد از آن انگیزاسیون یا تفتیش عقاید که در سال 1492م در قلمرو حکومت فردیناند و ایزابلا بوقوع پیوست. بعد از آن نیز بحث پوگرومها یا قتلعام یهودیها در روسیه تزاری است. با یک واقعه یهودستیزانهای مثل دریفوس هم در این میانه مواجه هستیم که قبل از کنگره بال در 1897م حادث میشود و یهودیان به دنبال این هستند که دولت خودشان را تأسیس کنند و بعد از آن بزرگترین اسطوره در میان این پنج اسطوره، داستانسرایی و اعلام میشود که آن بحث هولوکاست است.

سؤال این است که: این پنج اسطوره به چه دلیل به کار گرفته شده و در تاریخ یهود چرا به آن تأکید میشود؟

یهودیان پراکندهترین قوم در سراسر دنیا هستند. به دلیل به دست آوردن پول و امنیت، در سراسر دنیا میچرخند. هرجایی که بتواند منافع مالی و امنیت  آنها را تأمین کند، سرزمین موعود آنهاست. به عبارتی آنها هیچ تعلقی به سرزمین موعود که الان میگویند فلسطین است، ندارند. برای همین است که در آرژانتین، آمریکای شمالی، معادل جمعیتی که در آمریکا حضور دارند در اسرائیل هست، در اروپا، ایران، آسیا، روسیه و حتی در ژاپن حضور دارند. با وجود تأسیس رژیم صهیونیستی به عنوان مصداق دولت یهودی، الان بیش از 8 میلیون از یهودیها هنوز خارج از فلسطین زندگی میکنند. یعنی خیلیها هنوز به فلسطین نرفتهاند. با بالاترین برآورد هنوز جمعیت یهودیها به 6 میلیون نفر در فلسطین اشغالی نمیرسد؛ آن هم با انواع و اقسام تبلیغاتی که شده است. چرا؟ چون پول و امنیت برای یهودیان مهم است.

حالا چطور شده که اینها در سراسر دنیا اینقدر به راحتی پراکنده میشوند؟ این، همان اسطورههایی است که مهاجرت و زندگی یهود در سراسر دنیا را به راحتی تأمین میکند. اگر به هر کدام از این اسطورهها در دوره خودش نگاه کنیم، میبینیم با تبلیغات شدید مظلومنمایی برای یهود اتفاق افتاده است. یعنی یهودیها اگر میخواستند از نقطهای به نقطه دیگری مهاجرت کنند، یک اسطورهای درست میکردند و این را تبلیغ میکردند که غیر یهودیها در صدد آزار و کشتار و اذیت و اخراج یهودیها هستند. و این بهترین بهانه بود برای اینکه از یک مملکتی که برای آنها نفع و امنیت اقتصادی ندارد، به یک جای بهتری مهاجرت کنند. برای همین است که بعد از همه اسطورهها، یک مهاجرت عظیم اتفاق میافتد که یهودیها از یک نقطهای به نقطه بهتری مهاجرت میکنند.

با این اوصاف، مظلومنمایی بر اساس همان اسطورهها، لازمهی موجودیت و بقای یهود است. در این دوره و صد سال اخیر، هولوکاست بزرگترین اسطوره برای مظلومنمایی یهود جهت بقای رژیم صهیونیستی است. جنگ جهانی دوم وقتی اتفاق افتاد، اینها آمدند کورههای آدمسوزی و اتاقهای گاز را در قالب هولوکاست، به عنوان یک قتلعام سیستماتیک داستانسرایی و تدوین کردند، برای اینکه به دنیا بقبولانند که ما (یهودیان) به عنوان یک قوم مظلوم، تحت فشار، تحت کشتار و اذیت و آزار دیگران، هیچ راهی جز تأسیس دولت مستقل برای خودمان نداریم، که الان فلسطین است. در واقع مظلومنمایی کمک کرد که دولت صهیونیستی به راحتی شکل بگیرد. اگرچه خیلی تبلیغات بر روی مظلومنمایی صورت گرفته بود. یکی از تأکیدات صهیونیستها این است که 6 میلیون یهودی در کورههای آدمسوزی، به بدترین شکل کشته شدند و هر چقدر باورپذیری این نزد جهانیان بیشتر باشد، اعتقاد به تأسیس دولت صهیونیستی هم بیشتر است.

به همین دلیل، اگر هر کسی هولوکاست یا قتلعام یهود و اسطورهی کشتار یهود در جنگ جهانی دوم را نه تنها انکار کند، بلکه زیر سؤال ببرد و یا حتی کوچک بشمارد، مثل این است که موجودیت رژیم صهیونیستی زیر سؤال رفته باشد. یعنی به هر نسبتی که مردم در این کشتار و هولوکاست تردید کنند، انگار متوجه یک دروغی شدهاند که بر اساس آن دروغ دولت صهیونیستی تشکیل شده است. لذا دیگر تأسیس دولت صهیونیستی موضوعیت ندارد.

میخواهم این را عرض کنم که هیچ یک از این 14 میلیون یهودی که در سراسر دنیا زندگی میکنند، هولوکاست را زیر سؤال نمیبرند؛ حتی اگر یهودیهای ضدصهیونیست باشند. وقتی با یهودیهای ضد صهیونیست ایران که الان در قالب انجمن کلیمیان هستند و میگویند شدیداً با صهیونیستها مخالف هستند، در مورد هولوکاست صحبت میکنیم، میگویند: هولوکاست اتفاق افتاده است. وقتی با شخص دیوید وایس[1] که من با این شخص وقتی به تهران آمده بود در مورد هولوکاست صحبت کردم، ایشان هولوکاست را کاملاً تأیید میکرد و میگفت: هیچ شک و شبهه و تردیدی نسبت به وقوع هولوکاست وجود ندارد.

یهودیها در هر نقطه از دنیا، حتی اگر ضد صهیونیست باشند، به این دلیل هولوکاست را زیر سؤال نمیبرند، چون اگر زیر سؤال ببرند مظلومنمایی به عنوان حربهای که برای بقای یهود حتی بعد از اسرائیل نیاز است را از بین میبرند و لذا یهودیها همیشه در طول تاریخ از ابتدای به وجود آمدن قوم بنیاسرائیل و انحرافی که در این قوم ایجاد شد تا آخرالزمان، حربه مظلومنمایی را در دست خودشان دارند؛ برای اینکه بتوانند با این مظلومنمایی بقای خودشان را تضمین کنند و اگر این را به هر نحوی از دست بدهند، انگار که موجودیت خودشان را از دست دادهاند و دیگر هیچ حربهای ندارند که بر اساس آن غیر یهودیها را مورد هجمه قرار بدهند، از آنها طلبکار باشند و نسبت به آنها توقع و انتظار داشته باشند.

الان اگر نگاه کنید، یهودیها به واسطه هولوکاست، همه دنیا را مدیون خودشان میدانند. همه مردم دنیا را در وقوع هولوکاست گناهکار و مجرم میدانند. میگویند: اگر شما کمک نمیکردید، هولوکاست اتفاق نمیافتاد؛ شما نسبت به هولوکاست سکوت کردید؛ شما نسبت به هولوکاست بیتفاوت بودید و همراهی داشتید. آمریکا، انگلیس و اروپاییها که این همه در تأسیس رژیم صهیونیستی کمک کردند، الان مورد انتقاد یهودیها و صهیونیستها هستند و میگویند: شما کمکاری کردید! اگر آن زمان شما تلاش میکردید، هولوکاست اتفاق نمیافتاد. یعنی با وجود اینکه دولت صهیونیستی تشکیل شده و این همه قدرتها به آنها کمک میکنند و با وجود اینکه توانستهاند بر اساس یک دروغ، دولتی را تأسیس کنند، بازهم از دنیا توقع دارند، طلبکار هستند و دنیا را مقصر میدانند و میگویند: همیشه به ما ظلم شده است.

بعد از این هم هولوکاست را وسیله و مستمسکی قرار میدهند برای اینکه هر اشتباه و هر جنایت و اقدامی را خلاف عرف و ضوابط حقوق بینالملل انجام بدهند. مئیر داگان[2] از رؤسای سابق موساد، عکسی از پدربزرگی که به قول خودش در جریان هولوکاست از دنیا رفته، در اتاق کارش زده بود. خیلیها از او سؤال میکردند که برای چه این عکس در اتاق او قرار دارد؟ میگفت: این عکس همیشه جلوی چشمم هست، به این نیت که دیگر هیچوقت و به هیچ عنوان نگذارم که هولوکاست اتفاق بیفتد.

هولوکاست به ابزار و وسیلهای برای توجیه هر اقدامی به هر شکل توسط صهیونیستها در هر نقطهای از دنیا، هم در فلسطین اشغالی و هم خارج از این ناحیه، تبدیل شده است. یعنی جنایت میکنند و میگویند: ما دنبال این هستیم که نگذاریم دوباره هولوکاست اتفاق بیفتد؛ ما چون زخم 6 میلیون را بر قلب خودمان داریم، نمیخواهیم بگذاریم این اتفاق دوباره برای ملت یهودی بیفتد. اگر فلسطینیها و غیر فلسطینیها را میکشند، با مردم دنیا به بدترین شکل برخورد میکنند، با همین نیت است.

در مورد پرونده هستهای ایران به شدت اصرار دارند که ایران محدود بشود و تحت محاصره قرار بگیرد، به این نیت است که میگویند: ایران یکی از کشورهایی است که میخواهد دوباره هولوکاست را رقم بزند. یعنی با همان هولوکاست، هم گذشتهشان و تأسیس دولت صهیونیستی، و هم حال و آیندهشان را توجیه میکنند.

برای همین است که به هیچ عنوان، به هیچ کسی در دنیا اجازه نمیدهند هولوکاست را زیر سؤال ببرد؛ در صورتی که این امکان وجود دارد که هر مقدساتی را زیر سؤال ببرند. از نظر آنها هرکسی اگر خدا و عصمت انبیا را زیر سؤال ببرد و به انبیا توهین کند، اشکالی ندارد؛ اما هولوکاست نباید کوچک یا به آن توهین شود؛ نباید هولوکاست را انکار و حتی در مورد آن تردید کنند.

در واقع هولوکاست به یک دروغ مقدس تبدیل شده است. هرکسی که چنین کاری کند، باید مجازات شود. قوانینی را برای این مسئله در کشورهای اروپایی، آمریکایی و غیره در مجالسشان با لابی تصویب میکنند و تصور اینکه حتی یک غیر یهودی این را زیر سؤال ببرد، در ذهن افراد هم میکشند؛ یعنی کسی جرأت نمیکند در خصوص هولوکاست تردید کند یا آن را زیر سؤال ببرد.

 

خیبر: صهیونیستها برای مجازات انکارکنندگان هولوکاست از چه روشهایی استفاده میکنند؟ اگر مصداقی هم در ذهن دارید بفرمائید.

صهیونیستها حواسشان هست و روشهای مختلفی را برای برخورد با تقویت باور هولوکاست و ترساندن منکرین هولوکاست به کار میگیرند. به همین اندازه که نقش سلبی دارند در اینکه هر کسی هولوکاست را زیر سؤال ببرد با او مقابله میکنند، از طرف دیگر نقش ایجابی هم در باوراندن هولوکاست به اعتقاد مردم و جهانیان دارند. اول به این میپردازم بعد به سراغ مجازات منکرین میروم.

مثلاً به شیوههای علمی، با انجام تحقیقات مفصل در ذهن مخاطبین دنیا جا میاندازند که هولوکاست از نظر علمی و تاریخی ثابت شده و هیچ شک و شبههای در آن وجود ندارد. من دایرهالمعارفهای متعددی را دیدهام مبنی بر اینکه به صورت تاریخی اثبات کردند که هولوکاست وجود داشته است. شیوه دیگر برای احیای هولوکاست، انتشار خاطرات بازماندگان هولوکاست است؛ کسانی که به قول خودشان در داستان هولوکاست، کورههای آدمسوزی و اتاقهای گاز بودهاند؛ خاطرات اینها را به دروغ منتشر میکنند. یکی از شخصیتهایی که خیلی روی آن مانور میدهند، خاطرات دختری به نام آنهفرانک[3] است که به اشکال مختلف از روی آن فیلم میسازند و کتابهای متعددی از روی آن با زبانهای مختلف منتشر میکنند.

یکی دیگر از راههای احیای هولوکاست، فیلم و سریالهایی است که در اروپا و آمریکا به بهانههای مختلف و با سناریوهای متفاوت و با بررسی جزئیات داستان هولوکاست، به صورت خیلی دقیق و ریز ساخته میشود؛ اتفاقاً جوایزی هم از طرف برخی آکادمیها و جشنوارههای فیلمسازی از جمله هالیوود، اسکار، و کَن دریافت میکنند؛ تا اینکه مردم به صورت کامل هولوکاست را بپذیرند. مثلاً یکی از فیلمهای اخیری که در این حوزه ساخته شده، فیلم «انکار» است که داستان دیوید ایروینگ[4] و دادگاهیشدن او توسط یک فرد مورخ آمریکایی را به تصویر میکشد. در این فیلم یهودیها بازهم مظلومنمایی میکنند و دیوید ایروینگ را به عنوان یک فردی که بدون احساس درحال زیر سؤال بردن هولوکاست یهودیان است، نمایش میدهند و طوری فیلم را تدوین میکنند که به باور غیر یهودیها برای اثبات هولوکاست کمک کند.

یک راه دیگر موزههایی است که از لوازم و اماکنی که از هولوکاست به جای مانده به وجود آمده است. در اروپا و آمریکا متعدد از این موزهها وجود دارد و بقایای مختلفی را به قول خودشان از داستان هولوکاست جمع کردهاند و برای اثبات هولوکاست مورد استفاده قرار میدهند. راه دیگر این است که خیلی از سربازان، فرماندهان و یا دستاندرکارانی که با نازیها در وقوع هولوکاست همراهی و همکاری کردند را تحت تعقیب قرار میدهند و اینها را از نقاط مختلف دنیا شناسایی و محاکمه و مجازات میکنند. از جمله این افراد آدولف آیشمن[5] است که او را از آرژانتین دزدیدند و به اسرائیل بردند و محاکمه کردند. اخیراً هم فیلمی در مورد همین قضایا ساخته شده است.

اینها همه راههایی است که به اثبات هولوکاست در ذهن افکار عمومی دنیا کمک میکند. ضمن اینکه این کارها را به صورت اثباتی انجام میدهند، روش سلبی هم دارند که اگر کسی به حریم هولوکاست نزدیک شود با اعمال قوانین و محدودیتها مجازات میشود. اگر آن افرادی که منکر هولوکاست هستند، افراد شناختهشدهای باشند، با آنها به واسطه تهدید و ارعاب و جریمه و محاکمه، برخورد میکنند. نمونههای این روش بسیار است. مثلاً فردریک توبن[6] از استرالیا، وقتی به آلمان سفر کرده بود دستگیر میشود. دیوید ایروینگ نیز وقتی به اتریش رفته بود دستگیر میشود. و یا شخصیتهای دیگری که با مسافرتهایشان به برخی نقاط دنیا که قوانین مربوط به هولوکاست وجود دارد، دستگیر و محاکمه میشوند.

با یکسری از افراد که آنچنان شناختهشده نیستند، به صورت حذفی برخورد میکنند، طوری که نمیخواهند سر و صدایش بلند شود؛ چون اینها تبعات تبلیغاتیاش را مدنظر دارند. به دو نمونه و دو شکل از برخورد صهیونیستها با منکرین هولوکاست اشاره میکنم: فردی به نام روبر فوریسون[7] در فرانسه هست که پایاننامه دکترایش در مورد اتاقهای گاز در اردوگاههای مرگ نازی بود. ایشان اثبات کرده و گفته بود: اینکه میگویند یهودیها را در اتاقهای گاز خفه میکردند، دروغ است؛ چون از لحاظ علمی با شیمیدانها صحبت کردهام، حتی به اردوگاهها رفتم و این موضوع را از جهات مختلف بررسیکردیم و دیدیم اصلاً گاز زیکلون‌ب[8] قابلیت کشتار دستهجمعی نداشته و اساساً این یک داستان مسخره و خندهداری است که بشود با گاز کسی را کشت؛ اصلاً مکانیزمش امکان ندارد و به هیچ شکلی عملیاتی نیست.

این تِز دکترای فوریسون بود. وقتی از آن دفاع کرد، از لحاظ علمی نتوانستند با او برخورد کنند؛ اما چنان فشاری به دانشگاه آوردند که از دانشگاه اخراج شد و حتی نتوانست کتابش را به راحتی منتشر کند و برخوردهای فیزیکی متعددی با او داشتند و از زندگی ساقطش کردند. زندگی خصوصیاش از بین رفت و حسابی دچار مشکلات مختلف حتی برای اعاشه خودش شد و هنوز هم در فرانسه با محدودیتهای سختی مواجه است که نمیتواند حتی نفس بکشد!

همزمان فرد دیگری در فرانسه به نام روژه گارودی[9]، هولوکاست را انکار نه، اما تعداد کشتهشدگان در هولوکاست را کم برآورد کرد. گفت: اینکه میگویند 6 میلیون نفر کشته شده امکان ندارد؛ چون اگر کورههای آدمسوزی و اتاقهای گاز با بالاترین درصد و هر روز از سال 1942 تا 1944 که جنگ تمام شد، کار میکردند، نهایتاً میتوانستند 200 هزار نفر را بکشند. صهیونیستها با ایشان هم برخورد کردند. اما چون روژه گارودی آدم خیلی شناختهشدهتری نسبت به فوریسون بود، نمیتوانستند طوری با او برخورد داشته باشند که از زندگی ساقطش کنند. صهیونیستها آمدند گارودی را در دادگاه محاکمه و به پرداخت جریمه نقدی محکومش کردند و بعد از آنهم تهدید کردند که اگر بیشتر از این در مورد هولوکاست صحبت کند، بازهم محاکمهاش میکنند. اتفاقاً بعد از این روژه گارودی هیچ حرفی نزد و تا زمان مرگش فقط همان یک بار بود که محاکمه شد.

بسته به موضوع و فرد، برخورد صهیونیستها متفاوت است. اگر بتوانند فردی مثل همین کسی که جدیداً در سوئیس کشته شده (بهنام بهرامی)، بدون سر و صدا یک فردی را حذف کنند، حتماً این کار را میکنند. چون میدانند چنین فردی یک ظرفیت بالقوه برای انکار هولوکاست است و امکان دارد بازهم فعالیتی ضد هولوکاست انجام دهد. بنابراین وقتی فرد ناشناخته است، او را از بین میبرند. اما وقتی فرد شناخته شده باشد، سعی میکنند از طریق چارچوبها و قوانینی مثل پیگرد حقوقی، محاکمه و ایجاد محدودیتهای مالی و زندگی، دخالت در خانواده، پروندهسازیهای مختلف و ایجاد مشکلات از جهات مختلف، با افراد برخورد کنند. بنابراین از تهدید، تطمیع و از همه روشها استفاده میکنند تا شخص موردنظر را متوجه هزینههای گزاف انکار هولوکاست کنند.

 

خیبر: صهیونیستها به اهمیت هنر واقف هستند و همانطور که اشاره کردید، برای اینکه افکار عمومی هولوکاست را بپذیرند از فیلم و هنر استفاده میکنند. با این تفاسیر میشود گفت از فعالیتهای هنری مثل طراحی کاریکاتور، نسبت به فعالیتهای علمی در راستای انکار هولوکاست، ترس بیشتری دارند؟

به این دلیل است که هنر فراگیری و تأثیر بیشتری دارد. ممکن است خیلیها در دنیا کتاب نخوانند؛ ممکن است کار تحقیقی انجام ندهند؛ یا یک پژوهش علمی را مطالعه نکنند؛ کتاب اتاقهای گاز روبر فوریسون، کتاب پل راسینیه[10] و مقاله مارک وبر[11] را نخوانند؛ اما اکثر مردم دنیا فیلمهای برجسته هالیوود را میبینند. یعنی اگر یک نفر، کتاب معروفی را در دنیا نخواند، زیاد احساس کمبود نمیکند تا اینکه یک فیلم مهم را نبیند. وقتی فیلمهای مطرح و برجسته که جوایزی مثل اسکار، نخل طلا و خرس طلایی و نقرهای گرفتهاند منتشر میشوند، همه در موردشان صحبت میکنند. لذا فراگیری و تأثیر فیلم بسیار زیاد است؛ چون در بحث تحقیقات و پژوهش هرکسی که تحقیق کند باید طرف مقابلش را از لحاظ علمی اقناع کند. مثل یک اتوبان دوطرفه است؛ به همان نسبتی که شما سعی میکنید فرضیهتان را اثبات کنید، باید تلاش کنید که ذهن طرف مقابل را از لحاظ علمی نسبت به این فرضیهای که دارید قانع کنید. طرف مقابل هم میتواند قبول کند، نپذیرد و یا سؤال کند.

اما در بحث فیلم و هنر و مخصوصاً سینما، اتوبان کاملاً یکطرفه است؛ دیگر بحث اقناع نیست، بلکه بحث القاء است. فیلمساز تمام ابزار خودش را به کار میگیرد که از طریق حس، روی مخاطب تأثیر بگذارد. وقتی هم تأثیر میگذارد، این تأثیر در عمق جان مخاطب قرار میگیرد؛ صرفنظر از اینکه مخاطب سواد داشته باشد یا نه؛ کتاب خوانده باشد، یا نه؛ در مورد هولوکاست چیزی بداند، یا نه. تأثیری که تصویر روی ذهن انسان دارد، خیلی بیشتر از تأثیری است که مطالعه دارد. همه نمیتوانند مطالعه کنند، ولی همه میتوانند فیلم ببینند؛ حتی اگر سواد نداشته باشند.

سرمایهگذاری صهیونیستها برای اثبات هولوکاست در عرصه هنر خیلی زیاد است. آنها هم اتفاقاً میدانند که باید تلاش کنند که هیچکس از طریق فیلم و سینما هولوکاست را انکار نکند. در مورد انکار هولوکاست فیلمی منتشر نشده، اما کتابهای مختلفی در این زمینه منتشر شده است. یا اگر فیلمی هم تولید بشود، صهیونیستها توسط کمپانیهای توزیعشان در دنیا به هیچ عنوان اجازه پخش آن فیلم را نمیدهند. هر سال با بهانه و بیبهانه و با مناسبت و بدون مناسبت، در اسکار یک فیلم در مورد هولوکاست وجود دارد. اگر هم در اسکار چنین فیلمی حضور نداشته باشد، در کَن یا جشنواره دیگری حاضر میشود؛ نمیگذارند داستان هولوکاست از یاد برود.

کمدین سیاهپوست و محبوبی به نام دیودونه[12] در فرانسه هست که مدتی پیش هولوکاست را انکار کرد. اولین انگی که به او زدند، یهود ستیزی بود. دیودونه استندآپ میکند، بعضی وقتها فیلم میسازد و از قالبهای مختلف برای بیان نظر خودش استفاده میکند. صهیونیستها میدانند که تأثیر هنر بسیار زیاد است و این هنرمند هم محبوبیت دارد؛ شرایط را در فرانسه برای او طوری تغییر دادند که اگر بخواهد در صحنه هنر فرانسه باقی بماند، نباید در مورد هولوکاست صحبت کند. مدتی که دیو دونه به بحث هولوکاست پرداخته بود، طوری کنسرتهایش را لغو کردند و اجازه پخش برنامههایش را ندادند که کاملاً محدود شد. الان دیگر هیچ خبری از دیو دونه نیست؛ حداقل وقتی کارهایش را رصد میکنم، دیگر نمیبینم که از دیو دونه برای پخش برنامه در سراسر فرانسه خبری باشد. این شیوه برخورد یهودیان در بحث هنر است.

یک مؤسسه تجدیدنظرطلبی در آمریکا وجود دارد. این مرکز نشریه، سایت و تعداد زیادی کتاب در مورد انکار هولوکاست دارد. با این وجود تعداد محدودی این مرکز را میشناسد، شاید خیلی از افرادی که در مورد هولوکاست کار میکنند، ریویزیونیستها در آمریکا را نشناسند. آمریکاییها به هیچ عنوان اجازه نمیدهند حتی یکی از کتابهای این مرکز،به یک فیلم مستند تبدیل بشود؛ چه برسد به فیلم سینمایی که جای خود دارد.در باب انکار هولوکاست خیلیها صحبت کردهاند. از لحاظ رسانهای هم خیلی در دنیا مطرح شد؛ به ویژه زمانیکه رئیسجمهور قبلی ما به این قضیه پرداخت. کتابهای متعددی هم نوشته شد، در ایران هم همینطور. اما تا وقتی که اینها تبدیل به فیلم نشوند، فراگیر نشدهاند و هنوز مردم با هولوکاست در حد ابتدایی هم آشنا نیستند. بعضی وقتها ما در دانشگاهها صحبت میکنیم؛ در پایان جلسه مثلاً دانشجویی میپرسد بالاخره هولوکاست اتفاق افتاده یا نه؟ یعنی هنوز مردم با چرایی و عواقب و انکار و سؤالات مربوط به هولوکاست آشنا نیستند. اما به محض اینکه یک فیلم در این مورد ساخته میشود، تأثیر بسیاری میگذارد و صهیونیستها اجازه نمیدهند این فیلم ساخته بشود.

اتفاقاً در زمانی که در ایران، رئیسجمهور ما در باب انکار هولوکاست چند سؤال مطرح کرد، از صداوسیمای جمهوری اسلامی یک سریال بسیار پر خرج و خوشساخت به نام «مدار صفر درجه» برای اثبات هولوکاست ساخته شد. شاید باورتان نشود، ولی این اتفاق افتاد. وقتی ما با مسئولان صداوسیما صحبت و نامهنگاری کردیم که این فیلم پیامدهای منفی و آموزههای صهیونیستی دارد، ترتیب اثر به حرفهای ما ندادند. آخر سر به ما اجازه دادند که با مدیران صداوسیما صحبت کنیم؛ وقتی هم صحبت کردیم متوجه شدند که چه اشتباهی کردهاند. باورش برای یک ایرانی خیلی سخت است، اما در این مملکت اتفاق افتاد. نه تنها اجازه نمیدهند که در باب انکار هولوکاست فیلمی ساخته بشود، بلکه در اوج داستان هولوکاست در ایران، در باب اثبات هولوکاست فیلم ساخته میشود.

 

خیبر: در پایان اگر نکتهای مدنظر دارید، بفرمائید.

مطلب خاصی ندارم؛ اما فکر میکنم که ما باید در دنیا به ترویج این سؤالات بپردازیم:

اگر هولوکاست یک واقعیت تاریخی است، اجازه بدهید هر محققی بدون هرگونه محدودیتی آن را مورد پژوهش و راستیآزمایی قرار بدهد. اگر شما (صهیونیستها) اسنادی دارید مبنی بر وقوع هولوکاست، آن را منتشر کنید.

سؤال دوم هم این است که: به فرض مثال هولوکاست اتفاق افتاده باشد. 6 میلیون یهودی هم کشته شدهاند، که البته اینطور نیست. چرا تاوان کشتاری که در اروپا توسط نازیها اتفاق افتاده را مردم فلسطین باید بدهند؟ اگر غربیها مرتکب چنین جنایتی شدهاند، خودشان باید این تاوان را بپردازند. در کشورهای اروپایی یا آمریکایی، این همه زمین وجود دارد. مثلاً انگلیس به عنوان کشوری که کشورهای مشترکالمنافعی در آفریقا، آسیا، آمریکا و اقیانوسیه مثل کانادا و استرالیا دارد، در همینکشورها 27 هزار کیلومتر مربع معادل مساحت سرزمین فلسطین اختصاص بدهند و یهودیان را در آنجا جمع کنند تا به قول خودشان دولت یهود مستقل باشد و تحت آزار و اذیت قرار نگیرند. اگر نتوانند و نخواهند به این دو سؤال جواب بدهند، باید شک کنیم که هولوکاست یک داستان دروغین است و ماجرای اشغال فلسطین غیر از داستان مظلومنمایی و ضرورت تشکیل دولت یهود است.

منطقه خاورمیانه غنیترین نقطه دنیا از جهت ذخایر زیرزمینی و نفت و ثروتهای دیگر، و مهمترین نقطه دنیا به لحاظ آبراههای استراتژیک محسوب میشود، و مهمتر از همه اینکه این نقطه زرخیز و استراتژیک در اختیار مسلمانان قرار دارد. آنها برای اینکه حاکمیت خودشان را در دنیا را تثبیت کنند، نیاز داشتند در این نقطه جای پایی داشته باشند؛ و صهیونیسم این امکان را فراهم کرد. و لذا همه این داستانهای هولوکاست و مظلومنمایی و دولت موعود و موضوعات دیگری که مطرح میکنند برای این است که یهودیان وارد فلسطین شوند، همه داستانهایی است  برای گولزدن مردم دنیا. واقعیت همان چیزی است که دنبالش بودند: پیداکردن یک جای پا در مهمترین نقطه دنیا از لحاظ ثروت و آبراههای استراتژیک که تحت تسلط مسلمانان قرار دارد. برای اینکه بتوانند این تسلط را از بین ببرند و مسلمانان را تحت تسلط خودشان در بیاورند، رژیم صهیونیستی را در منطقه فلسطین تأسیس کردند.

 

خیبر: ممنون از توضیحات جامع و کاملی که ارائه فرمودید.

 

پینوشت:

[1]. Yisroel Dovid Weiss

[2]. Meir Dagan

[3]. Anne Frank

[4]. David Irving

[5]. Adolf Eichmann

[6]. Frederic Toben

[7] . Robert Faurisson

[8] . Zyklon B

[9] . Roger Garaudy

[10]. Paul Rassinier

[11] . Mark Webber

[12] . Dieudonné Mbala Mbala

 

 

لینک کوتاه: http://khbn.ir/MEjqX

نظرات: (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

امام خامنه ای (حفظه الله تعالی):

امروز دشمن اصلی ما در دنیا، صهیونیست و استکبار است. پلیدتر از آمریکا، دولت صهیونیست، در فلسطین اشغالی است. چرا؟ چون بالاخره دولت آمریکا، یک دولت و متّکی به یک ملت است. در صورتی که اساساً دولت غاصب صهیونیستی، متّکی بر یک ملت نیست! ملت ساکن آن مناطق، ملتی است که امروز آواره است! اسراییل، از اوّل با ظلم و آدمکشی، با دروغ و فریب به وجود آمده است. مردم فلسطین، در خارج از فلسطین، با حال کوخ نشینی و اردوگاه نشینی زندگی می‌کنند. خانه‌های آنها و وطن آنها در اختیار کسانی است که از اروپا، از استرالیا، از آمریکا، از آسیا و از آفریقا به آن جا رفته‌اند و یک ملت جعلی و دروغین به وجود آورده‌اند و در آن جا به نام یک ملت، زندگی میکنند و دولتی هم دارند! اساساً چنین ملتی، وجود و هویّتی ندارد.