پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

گفت‌وگو| بهنام بهرامی، خار چشم صهیونیست‌ها بود

من مطمئنم با فشارهایی که به بهنام وارد کردند و مدارکش را هم حتی به او نمیدادند، از او خواستهاند اقداماتی را [ضد کشور و نظام] انجام دهد؛ اما بهنام نپذیرفته است.

 

پرونده ویژة «رمز و راز یک قتل»؛
شماره ششم: گفت‌وگو| بهنام بهرامی، خار چشم صهیونیست‌ها بود

 

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر، باتوجه به اهمیت هولوکاست نزد صهیونیستها و با نظر به سابقه سیاه صهیونیسم جهانی در ترور شخصیتی و فیزیکی منکرین هولوکاست، به نظر میرسد فوت بهنام بهرامی نیز به نوعی با این جماعت ظالم ارتباط داشته باشد. خبرنگار پایگاه صهیونپژوهی طی گفتوگویی با آقای محمد علی فراحی، داماد خانواده بهرامی، شرایط زندگی مرحوم بهرامی در سوئیس و موضوعات دیگری در این زمینه را جویا شده است.

 

خیبر: برای شروع خودتان را به صورت کامل معرفی بفرمائید و میزان ارتباطتان با مرحوم بهنام بهرامی را توضیح دهید.

محمد علی فراحی هستم. تقریباً از سال 1390 به عنوان داماد وارد خانواده بهرامی شدم؛ اما آقا بهنام را پیش از ورود به خانواده ایشان، از طریق فعالیتهای بسیج و نمایشگاههای کاریکاتور که برگزار میکرد میشناختم. حتی دورهای من مجموعهی آموزشی داشتم و همکاریهایی باهمدیگر داشتیم. بهنام کاریکاتور و کارتپستالهایی طراحی میکرد. بنابراین پیش از ورود به خانواده ایشان، روابط کاری داشتیم. تقریباً از 1386 یا 1387 میزان همکاریمان بیشتر از گذشته شد.

 

خیبر: در مورد روحیات و عقاید شادروان بهرامی هم توضیح بدهید.

بهنام فرد بسیار فعالی بود. نسبت به مسائل مربوط به شهدا و تفحص شهدای دفاع مقدس شدیداً علاقهمند بود. به یاد دارم که با گردانهای تفحص ارتباط داشت و در فعالیتهای آنها به صورت کاملاً داوطلبانه شرکت میکرد. خیلی با شهدا مأنوس بود و با حتی دیدن عکس و فیلمهایی از شهدا، حالتهای روحی خاصی برایش پیش میآمد. همسر بنده تعریف میکردند: «وقتی بهنام عکس شهیدی را به من نشان میداد، تعابیری از چهره شهدا ارائه میکرد». در حقیقت مرحوم دید فلسفی و عاطفی خاص و ظریفی نسبت به شهدا داشت.

زمانی که هم سن و سالهای بهنام درگیر مسائل عادی و روزمره و جامعه بودند، به نقل خواهر و پدرشان، بهنام به دنبال مسائل مربوط به شهدا بود. حتی کارهای هنری در این زمینه، مثل ساخت و تدوین کلیپهای مختلف برای شهدا، انجام میداد. ضمن اینکه هنر بهنام، هنر بسیار ویژهای بود. کاریکاتورهایی که میکشید، همه در سطح بالایی بودند. مخصوصاً اواخر که کارش پختهتر شده بود، تعدادی کاریکاتور ویژه طراحی و اجرا کرد و در نمایشگاههای داخل کشور نمایش داد و در سطح بینالمللی مطرح شد.

یکی از ابعاد شخصیتی بهنام را با نقل خاطرهای بیان میکنم: سالها پیش، دورانی که فکر میکنم صدام در عراق مستقر بود یا شاید اوایل دوران هجوم آمریکاییها به عراق بود، یکباره خبردار شدم که بهنام به کربلا سفر کرده است. فکر میکنم این اتفاق سال 1381 یا 1382 رخ داد. بهنام روحیات خاصی داشت که از طریق کوههای مهران به قصد زیارت به کربلا سفر کرد. بهنام چنین ویژگیهای شخصیتی در خود داشت.

مرحوم همچنین کاریکاتور معروفی را در خصوص دروغ هولوکاست طراحی کرد که پس از اجرای این کار به خواهرش گفته بود: «نمیدانم چرا از وقتی این کاریکاتور را طراحی کردم، فکر میکنم به خاطر ترسیم آن به دنیا آمدم. انگار این کاریکاتور نقطه آغاز و پایان من است». اینها گوشهای از حالات و روحیات بهنام است.

 

خیبر: پس زندهیاد بهرامی عقاید مذهبی عمیق و انس بسیاری با شهدا داشتند.

بله دقیقاً. در دورانی که شرایط سفر به کربلا بسیار سخت بود، بهنام با دل و جرأتی مثالزدنی تصمیم گرفت به کربلا سفر کند. در آن دوران مرزها باز نبودند و بهنام مجبور بود از طریق مسیرهای سخت مانند کوههای مرزی به کربلا برود.

بهنام آنقدر به حضرت سیدالشهدا (ع) ارادت داشت که وقتی اسم اباعبدالله میآمد، غیرتی میشد. ما میدیدیم که چه حسی نسبت به امام حسین (ع) داشت. همین الان که تعریف میکنم و یادم میآید، خودم به شخصه تحت تأثیر قرار میگیرم و به همین دلیل اتفاقاتی که برای بهنام رخ داد، برای من بسیار ناراحتکننده است.

 

خیبر: نسبت به مسئله فلسطین و صهیونیسم چه دیدگاه و فعالیتهای هنری داشتند؟

بهنام در راهپیماییهای روز جهانی قدس شرکت میکرد. در حقیقت او عضو ثابت راهپیمایی روز قدس بود. در نمایشگاه هولوکاست هم شرکت کرده بود و کاریکاتور ویژهای با موضوع صهیونیسم و هولوکاست طراحی کرده بود. البته دو، سه کاریکاتور و طرح ضدصهیونیستی دیگر هم ترسیم کرده است.

 

خیبر: متأسفانه در فضای مجازی این شبهه مطرح شده که علت فوت مرحوم بهنام بهرامی، خودکشی است و ایشان ترور نشدهاند. همچنین گفته میشود که ایشان مدتی پیش به کشور سوئیس پناهنده شده بودند. در این خصوص توضیح دهید.

بهنام فرد هنرمندی بود و با نشریات مختلف اعم از قدس و شهرآرا کار میکرد. خیلی ناگهانی تصمیم به سفر گرفت و از ایران خراج شد. مدتی پیش از خروج، به من و خانوادهاش میگفت: «موقعیت کاری خوبی برای من فراهم شده، چند نشریه کارهای من را دیدهاند و درخواست همکاری در زمینه طراحی کاریکاتور دارند».

من مطمئن نیستم، اما احتمال دارد خروج بهنام از کشور با برنامهریزی یکسری افراد صورت گرفته باشد. همانطور که گفتم بهنام فرد معتقدی بود و حتی فعالیتهای ضدصهیونیستی مثل طراحی همان کاریکاتور معروف داشت. من هم چند روز پیش شنیدم که گفته شد بهنام پناهنده بوده، اطلاع دقیق ندارم، اما میخواهم بگویم قطعاً باتوجه به کاریکاتور ضد صهیونیستی که طراحی کرده بود، پناهندگی سیاسی به او ندادهاند. بنابراین باید تحقیق شود و با سند و مدرک صحبت کرد.

 

گفت‌وگو| به عنوان دشمن صهیونیسم، خونخواه بهنام بهرامی هستیم

گفت‌وگو| برادرم به‌دست صهیونیست‌ها به شهادت رسید

 

یک سال پیش از فوت بهنام، شرایطی پیش آمد و مشخص بود که او مدام تهدید میشد و تحت نظر قرار داشت. چندین مرتبه توسط پلیس سوئیس به صورت اختصاصی مورد بازجویی قرار گرفت و همچنین مدارکش هم به سرقت رفت. بنابراین احتمال دارد یکسری افراد، او را با برنامهریزی از کشور خارج کرده باشند.اما مشخص است کسی که کاریکاتور صریحی در خصوص صهیونیسم و دروغ هولوکاست ترسیم میکند و خودش و طرحش جهانی میشوند، حتماً زیر ذرهبین قرار میگیرد و عدهای که از طراحیاش متضرر شدند، تصمیم به انتقام میگیرند. البته بهنام هیچگاه، حتی وقتی به سوئیس رفت، از مواضعش عقبنشینی نکرد.

 

خیبر: پس برای شما هم هنوز بحث خروج ایشان از ایران، به صورت کامل مشخص نیست. اما باتوجه به روحیات شادروان بهرامی و اعتقادات و فعالیتهایی که داشتند، بحث پناهندگی سیاسی درست به نظر نمیرسد.

بله صد در صد. الان 6 ماه است که از این اتفاق دردناک (درگذشت بهنام بهرامی) گذشته، اما پلیس و دولت  سوئیس پاسخگو نیستند و مدارک پزشکی قانونی را ارائه نمیکنند. شخصی که یک سال پس از خروجش، روزنامه لسآنجلس تایم در موردش تیتر میزند: «بهنام بهرامی؛ کاریکاتوریست ضد صهیونیست» یا عبارتی نزدیک به این، مطمئناً تحت نظر قرار داشته است. لذا اگر همین فرد تصمیم به بازگشت به ایران میگرفته، به او اجازه نمیدادند.

بهنام حتی یک نمایشگاه نقاشی غیر سیاسی در سوئیس برگزار کرد، اما منافقین وارد نمایشگاه شدند و همهچیز را خراب کردند و نمایشگاه را بهم ریختند. این مسئله هم البته مورد رسیدگی قرار نگرفت. پلیس سوئیس هم بهنام را به خاطر کاریکاتوری که چندین سال پیش ترسیم کرده بود، بازداشت کرد و به شکل ویژه مورد بازجویی قرار داد. حتی به بهنام تذکر دادند و گفته بودند: «شما میدانی اگر کسی اقدامات ضداسرائیلی در سوئیس انجام بدهد، دولت سوئیس باید طبق تعهدات بینالمللی به دولت اسرائیل خسارت پرداخت کند؟ شما چنین اقدامی انجام دادی و ما باید به همین دلیل خسارت پرداخت کنیم!»

البته بهنام هم گفته بود کاریکاتور معروف ضدصهیونیستی را پیش از ورود به سوئیس اجرا کرده و گفته بود: «اگر شرایط به این شکل است، آمادهام از این کشور خارج شود». حدوداً یک روز در اداره پلیس حضور داشت و دقیقاً وقتی از اداره پلیس خارج میشود، عدهای تمام مدارکش را سرقت میکنند. کشورهای پیشرفته مدعی هستند که دزدی در جوامع آنها وجود ندارد؛ چطور میشود که وقتی پلیس به صورت ویژه بازجویی و بررسی کرده، لپتاپ، موبایل و حتی کلید منزل بهنام دزدیده میشود؟ سندسازی برای آنها کار سختی نیست. وقتی میخواهند یک نفر را حذف کنند، طوری این کار را انجام میدهند که ردپایی باقی نماند.

آیا بهنام در مدت 4 سالی که در سوئیس مستقر بوده، نمیتوانست یک کاریکاتور ضد نظام جمهوری اسلامی ترسیم کند؟ حتی با وجود فشارهای فراوانی که به او وارد کردند، بهنام این کار را نکرده است. اگر طرحی با این موضوع توسط او اجرا شده بود، حتماً تا الان در سطح گسترده و جهانی نشر و بازتاب میدادند.

الان که قضیه بهنام درحال جهانیشدن است به صراحت میگویم که در آینده تهمت نزنند و کاریکاتوری ضد نظام را به اسم بهنام رونمایی نکنند، چون اگر طرحی با این موضوع توسط بهنام ترسیم شده بود، تا الان باید منتشر میشد. پس چنین چیزی امکان ندارد. این مسئله نشان میدهد بهنام با اینکه یک سال شدیداً تحت فشار و تحت نظر قرار داشت، اما فعالیتی را در راستای منافع صهیونیسم و ضد کشورش انجام نداد.

باور کنید بهنام مدتی پیش از فوتش میگفت: «شبها که در خانهام میخوابم، احساس امنیت نمیکنم. یکسری آدمها اطراف خانهام هستند». حتی یک روز پس از اینکه برای خرید لباس به یک فروشگاه رفته بود، اداره پلیس مجدداً او را احضار کرده و مورد بازجویی قرار داده بود! از بهنام پرسیده بودند که دلیل صحبت کردنش با فروشنده چه بوده و آن لباس را برای چه کسی خریده است؟

در ضمن برادر بهنام با یکی از روحانیون مستقر در سوئیس صحبت میکردند. ایشان چند هفته پیش از فوت بهنام، با او دیدار داشتند. همین روحانی که البته نامشان خاطرم نیست، از روحیات و احوالات معنوی بهنام بسیار تعریف و تمجید کرده بود.

همه اینها نشان میدهد، کاریکاتورهای بهنام و مخصوصاً طرح ضدصهیونیستی معروف و برگزیده او باعث شد عدهای برنامهریزیهایی را برای بهنام انجام دهند. لسآنجلس دیلینیوز در خصوص کاریکاتور معروف بهنام به چشمهای قرمز و دماغ دراز فرد صهیونیست و خونهای موجود در طرح اشاره کرده بود. این یعنی طرح بهنام جهانی شده بود و شدیداً تحت نظر قرار داشت.بهنام قصد داشت به ایران برگردد اما مدارکش که دزدیده بودند را به او تحویل نمیدادند و لذا نمیتوانست برگردد. نکته دیگر اینکه هر دو هفته یا هر ده روز، پلیس او را احضار و بازجویی میکرد. یعنی او به شدت تحت نظر قرار داشت.

         

خیبر: مدتی که زندهیاد بهرامی در ایران و سوئیس بودند و تحت نظر قرار داشتند، در مورد تهدید شدنشان توسط افراد ناشناس، به شما یا خانوادهشان چیزی گفته بودند؟

طبق گفته پدر بهنام، یک سال آخر قبل از این اتفاق شدیداً احساس نا امنی میکرده، اما فشارها بر بهنام 6 ماه آخر بسیار بیشتر بوده و در همین دوران پلیس او را بازداشت میکند؛ مدارکش هم دزدیده میشود. توسط پلیس هم تهدید میشود که کاریکاتور ضد صهیونیستی که او ترسیم کرده برای دولت سوئیس خطرناک است. حتی بهنام احتمال میداد که تلفن او تحت کنترل باشد و به همین خاطر از طریق واتساپ با او صحبت میکردیم. یعنی شرایطش تا این حد سخت بود.

پس از بازجویی توسط پلیس و دزدیدهشدن وسایل و مدارکش، یکسری از مدارک اولیه و حتی کلید خانهاش را تا یک هفته به او نمیدادند، کلید دیگری هم نمیتوانسته بسازد و به همین دلیل در منزل افراد مختلف مستقر بوده است. در نهایت توانست وسایل و مدارک اولیه را بگیرد. هفته آخر که به مدارک لازم برای خروج نیاز داشت و میخواست به ایران برگردد، به برادرش گفته بود: «اگر اجازه بدهند میخواهم به ایران برگردم». چند روز بعد هم تلفنش خاموش شد و اتفاقاتی رخ داد.

 

خیبر: به نظر شما امکان دارد عدهای در داخل یا خارج از کشور به مرحوم بهرامی پیشنهاد داده باشند طرحی را جهت تعدیلکردن کاریکاتور معروف ضد هولوکاست، اجرا کند؟

چنین احتمالی وجود دارد. البته بهنام هیچوقت و به هیچ وجه چنین پیشنهادی را نپذیرفت. ممکن است به همین دلیل او را کشته باشند. بهنام به شخص من مستقیماً در خصوص چنین پیشنهاداتی چیزی نگفته، اما حس میکنیم چنین بحثی وجود داشته و به همین دلیل اجازه ندادند به ایران برگردد؛ و الّا یک آدم عادی نباید اینقد تحت فشار قرار بگیرد.

 

خیبر: با توجه به توضیحات شما، میشود این فرضیه را مطرح کرد که: زندهیاد بهنام بهرامی کاریکاتور بسیار مفهومی را ضد صهیونیسم بینالملل و با محوریت دروغبودن هولوکاست طراحی میکند و این طرح جهانی میشود و بازتاب پیدا میکند. در ادامه یکسری پیشنهادات ارائه و فشارهایی وارد میشود تا ایشان را مجبور کنند با طراحی یک طرح جدید، کاریکاتور ضد هولوکاست را تعدیل کند؛ و از آنجا که مرحوم بهرامی زیر بار این کار نمیرود، نهایتاً به طرز مشکوکی ترور میشود.

این فرضیه میتواند درست باشد. من مطمئنم با فشارهایی که به بهنام وارد کردند و مدارکش را هم حتی به او نمیدادند، از او خواستهاند اقداماتی را انجام دهد؛ اما بهنام نپذیرفته است. البته بهنام در متنی، در خصوص پیشنهاداتی که به او ارائه شده توضیحاتی داده و گفته که نسبت به اقدامات و اعمالش اختیار دارد و هرکاری را انجام نمیدهد. کاملاً مشخص است که این متن تحت فشار نوشته شده، چراکه بهنام در آن صریحاً میگوید: «من را اذیت میکنید، اما من اختیار دارم که هر کاری را انجام ندهم».

مدت کوتاهی پس از اعلام خبر درگذشت بهنام، سردار سلیمانی به شهادت رسیدند. بعد از آن هم کشور با کرونا درگیر شد. ما هم دسترسی رسانهای نداشتیم و هنوز هم مات و مبهوت هستیم. باور کنید که پدر بهنام در این مدت اخیر فشارهای زیادی را تحمل کرده و با ضعف چشم مواجه شده است. سایر اعضای خانواده هم اصلاً حال و احوال مساعدی ندارند.

در این شرایط البته آقای یاسر قدسی وارد عمل شدند و قضیه بهنام را رسانهای کردند. از ایشان و دوستان مختلف که درحال پیگیری هستند تشکر میکنم. درست است که بهنام دیگر دربین ما نیست، اما مظلومیت او همچنان وجود دارد. به نظرم لازم است ابعاد این اتفاق دردناک و مظلومیت بهنام برای خانواده او و سایر مردم حقپرست در ایران و جهان که میدانند صهیونیستها چه جنایتکارانی هستند و چقدر راحت مخالفانشان را از بین میبرند، روشن شود.

دولت، پلیس و پزشکی قانونی سوئیس همچنان همکاری نمیکنند. وزارت خارجه اعلام کرده پنج، شش نامه ارسال کردهاند؛ اما هنوز پاسخی از طرف سوئیس ارائه نشده است. متأسفانه گذر زمان این فرصت را برای افراد پشتپرده به وجود میآورد که سندسازی کنند. اگر درگذشت بهنام طبیعی است و پشت صحنه و طراحیای ندارد، بایستی مقامات سوئیس در جواب اولین نامه وزارت خارجه کشورمان ابعاد اتفاق را روشن میکردند و ماجرا اینقدر طولانی نمیشد. دولت، پلیس و پزشکی قانونی سوئیس مشغول چه کاری هستند که مدارک و توضیحات دقیق و صحیح را ارائه نمیکنند؟ واقعاً چه اتفاقی رخ داده؟ آیا واقعاً نمیشود در طول 6 ماه، واقعیت را تغییر داد؟ البته ما پاسخ این سؤالات را دقیقاً نمی‌‌دانیم؛ اما مشخص است که به طرز مشکوکی بهنام ترور شده و قصد دارند این اتفاق وحشتناک را خودکشی جلوه دهند.

 

خیبر: در خصوص اقدامات قانونی که برای مشخصشدن ابعاد قضیه انجام دادهاید، توضیح دهید.

ما به شدت پیگیر این ماجرا هستیم. همین چند روز پیش پدر بهنام پیگیری کردند. حدوداً سه یا چهار هفته پیش به وزارت خارجه رجوع و درخواست کردیم با سوئیس نامهنگاری کنند. ما دائماً در حال پیگیری هستیم. هر وقت که به وزارت خارجه رجوع میکنیم، به ما اعلام میکنند که نامهای ارسال شده و به درخواست ما نامه دیگری جهت پیگیری ماجرا به سفارت ما در سوئیس ارسال میکنند. فکر میکنم تا الان حداقل پنج نامه از طرف وزارت خارجه ارسال شده، اما متأسفانه پاسخگو نیستند و جوابی به ما نرسیده است.قطعاً ما تقاضا داریم که نهادهای مربوطه این قضیه را پیگیری کنند، چراکه یکی از جوانان با استعداد و هنرمند این کشور به ناحق و به شکل مشکوکی فوت شده و این حق قانونی ماست که از قضیه مطلع شویم. یقیناً یکسری افراد دوست نداشتند این استعداد به کشورش برگردد، چراکه میدانستند اگر بهنام حداقل دو کاریکاتور دیگر ترسیم کند و تولیدات ذهنی و فکری داشته باشد، به شدت شرایط برای آنها سخت خواهد شد. وقتی یک کاریکاتور بهنام اینقدر به صهیونیستها فشار میآورد، قطعاً تولیدات بیشتر بهنام باعث میشد ضربهی بیشتری به آنها وارد شود. بنابراین ما از آقای قدسی و همه افرادی که ورود کردند و حتی از شما تشکر میکنیم؛ از بزرگان و مسئولان کشور از جمله مسئولان قوه قضائیه و وزارت خارجه هم درخواست میکنیم بزرگواری کنند تا ما به حقمان برسیم. همانطور که طی ماههای اخیر به نمایندگی وزارت خارجه در مشهد مراجعه کردیم، بازهم درخواست داریم که این ماجرا به دقت پیگیری شود.فکر میکنم پدر بهنام حدوداً 10 مرتبه به وزارت خارجه مراجعه کرده باشد. تعداد و تاریخ نامههای وزارت خارجه و مراجعات ما برای پیگیری نشان میدهد تا چه حد خواهان روشنشدن ابعاد این اتفاق هستیم، اما دولت سوئیس که موظف است پاسخگو باشد، جوابگو نیست. مگر میشود یک ایرانی در کشور دیگری کشته شود، به قتل برسد یا شهید شود، و دولت آن کشور روشنگری نکند و مدارک دقیق و صحیح را ارائه نکند؟ چرا همان روز اولی که از دولت سوئیس درخواست کردیم، مدارک را ارسال نکردند؟ دولت سوئیس مشغول چه فعالیتی است که همکاری نمیکند؟ مشخص است که قدرت لابی صهیونیست اجازه نمیدهد این ماجرا روشن شود. واقعاً اقدامات و فعالیتهای بهنام آنقدر آشکار است که نمیتوانند چیزی ارائه کنند.غم از دست دادن بهنام که بر دل خانواده بهنام و من نشسته، هر لحظه شعلهورتر میشود، به دلیل اینکه موضوع نامشخص است و از این بابت بسیار تحت فشار هستیم. اما متأسفانه شرایط به شکلی است که حتی اگر شدت فشارها و پیگیریهای وزارت خارجه و قوه قضائیه افزایش پیدا کند، بازهم مشخص نیست دولت سوئیس چه مدارکی را ارائه میکند. ما قصد پیشبینی نداریم، اما من مطمئن هستم واقعیت را نمیگویند. اگر قرار بود ماجرا را مبهم باقی نگذارند، بایستی پس از نامه اولی که وزارت خارجه در آذرماه 1398 ارسال کرد، بلافاصله جزئیات را توضیح میدادند و نباید اینقدر طول میکشید. معلوم است که در حال سندسازی هستند و نمیخواهند واقعیت را بیان کنند.

 

خیبر: ممنون از اینکه در این گفتوگو شرکت کردید.

 

لینک کوتاه: http://khbn.ir/0vXGR

نظرات: (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

امام خامنه ای (حفظه الله تعالی):

امروز دشمن اصلی ما در دنیا، صهیونیست و استکبار است. پلیدتر از آمریکا، دولت صهیونیست، در فلسطین اشغالی است. چرا؟ چون بالاخره دولت آمریکا، یک دولت و متّکی به یک ملت است. در صورتی که اساساً دولت غاصب صهیونیستی، متّکی بر یک ملت نیست! ملت ساکن آن مناطق، ملتی است که امروز آواره است! اسراییل، از اوّل با ظلم و آدمکشی، با دروغ و فریب به وجود آمده است. مردم فلسطین، در خارج از فلسطین، با حال کوخ نشینی و اردوگاه نشینی زندگی می‌کنند. خانه‌های آنها و وطن آنها در اختیار کسانی است که از اروپا، از استرالیا، از آمریکا، از آسیا و از آفریقا به آن جا رفته‌اند و یک ملت جعلی و دروغین به وجود آورده‌اند و در آن جا به نام یک ملت، زندگی میکنند و دولتی هم دارند! اساساً چنین ملتی، وجود و هویّتی ندارد.