پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

گفت‌وگو| به عنوان دشمن صهیونیسم، خونخواه بهنام بهرامی هستیم

ما بزرگترین دشمن خودمان را صهیونیسم میدانیم. صهیونیسم بینالملل بزرگترین دشمن انسانیت در همهجای دنیاست. در درجه اول ما به عنوان دشمن صهیونیسم حتماً خونخواه بهنام بهرامی خواهیم بود؛ ان‌شاءالله.

 

پرونده ویژة «رمز و راز یک قتل»؛
شماره پنجم: گفت‌وگو| به عنوان دشمن صهیونیسم، خونخواه بهنام بهرامی هستیم

 

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر، سیام اردیبهشت ماه، یاسر قدسی از فعالان رسانهای کشورمان با انتشار پستی در صفحه اینستاگرام خود، ماجرای فوت مشکوک «بهنام بهرامی» کاریکاتوریست ایرانی را رسانهای کرد. قدسی در خصوص ماجرای مشکوک درگذشت این کاریکاتوریست که اتفاقاً طرح مفهومی ویژهای با موضوع دروغ بودن هولوکاست و جنایات صهیونیسم جهانی طراحی کرده بود، نوشت: «آبان گذشته در تماس با خانواده از عزم بازگشت به ایران گفت. اما یکی دو هفته بعد، در روزهایی که اینترنت در ایران قطع بود، تلفنش هم خاموش شد. از اوایل آذر هیچ خبری از او نبود؛ تا اینکه پلیس سوئیس جسد بیجان بهنام را بی هیچ توضیحی درباره علت مرگ و مکان کشفش، در اختیار کنسولگری ایران گذاشت».

خبرنگار پایگاه صهیونپژوهی خیبر گفتوگوی ویژهای با آقای «یاسر قدسی»، فعال رسانهای انجام داده تا انگیزه ایشان از رسانهای کردن موضوع فوت بهنام بهرامی را جویا شود.

 

خیبر: برای شروع بحث خودتان را معرفی بفرمائید و میزان ارتباطتان با شادروان بهنام بهرامی را توضیح دهید.

یاسر قدسی هستم. حدود 20 سال است که فعالیت رسانهای، روزنامهنگاری و خبرنگاری انجام میدهم. البته الان خبرنگار نیستم. تا سال گذشته در فضای رسانهای مدیر بودم و مقداری هم در حوزه روابط عمومی فعالیت داشتم؛ اما الان کارمند نیستم. مستندسازی، نویسندگی و تدریس میکنم.

با بهنام بهرامی بیست و یک سال پیش آشنا شدم؛ اما بعد از آنکه دانشجوی تهران شدم، ارتباط ما خیلی کم شد. در سالهای اخیر هیچ ارتباط و تماسی با او نداشتم. به همین خاطر، از فوت بهنام، شش ماه دیرتر مطلع شدم.

 

خیبر: چه شد که بحث فوت مشکوک بهنام بهرامی را رسانهای کردید؟ چرا تصمیم گرفتید در پست اینستاگرامیتان از لفظ شهید استفاده کنید؟

چیزی که من شنیدم این بود که مجموعه اتفاقاتی رخ داده و شواهد و قرائنی هست مبنی بر اینکه این مرگ، مشکوک است؛ دولت سوئیس از ارائه نتیجه تحقیقات جدی خودداری کرده، و اصلاً مشخص نیست تحقیقی انجام شده یا نه؟ هر شهروندی در هر نقطهای از دنیا، حتی اگر جسدش را در خانهاش پیدا کنند و حتی اگر شواهد و قرائنی مبنی بر خودکشی وجود داشته باشد، بالاخره مطمئن میشوند که آیا دلیل مرگ همین است یا چیز دیگری. اگر آن شخص به هر نحوی تهدید شده باشد، و احتمال قتل او وجود داشته باشد، در این خصوص کوتاه نمیآیند، ولو اینکه جسدی در خانهای حلقآویز شده باشد؛ ظاهراً هم همه چیز طبیعی باشد، درب خانه هم شکسته نشده باشد و...، در این صورت باز هم نمیشود به راحتی از این اتفاق گذشت. من در مورد کسی که تهدید شده صحبت میکنم.

خوب این آدم (بهنام بهرامی) هم از جانب دولت سوئیس به نحوی تهدید شده، البته نه به صورت مستقیم و نه تهدید به مرگ، اما به نوعی به او تعرض شده است؛ یعنی پلیس سوئیس او را احضار و بازداشت کرده؛ یک شب در بازداشت بوده؛ آنهم برای کاریکاتوری که ده سال قبل در ایران کشیده؛ نه برای کاری که در سوئیس انجام داده باشد.

 

گفت‌وگو| برادرم به‌دست صهیونیست‌ها به شهادت رسید

گفت‌وگو| هولوکاست به یک دروغ مقدس تبدیل شده است

 

اینجا هم دولت و هم پلیس سوئیس در واقع محل اتهام هستند، و هم منافقین. چون منافقین یک بار به نمایشگاه بهنام حمله کردند و نمایشگاه را بهم ریختند و شعار مرگ بر بسیجی دادند. البته اتفاقات دیگری هم رخ داده است. مثلاً بعد از این دو ماجرا، یک بار در بیمارستان به نحوی که من به جنبه پزشکیاش وارد نمیشوم، اتفاقی میافتد و گویا پرستاری یا شخص دیگری به بهنام میگوید که: میخواهند تو را به قتل برسانند. این هم یک اتفاق است.

صهیونیستها هم جای خود. آنها سابقه تهدید دارند. همین نمایشگاه هولوکاست که بهنام بهرامی چند سال پیش در ایران، در آن اثر ارائه کرد و دبیر آن جشنواره کاریکاتور آقای سید مسعود شجاعی طباطبایی بود، حزب لیکود رژیم صهیونیستی بابت آن نمایشگاه آقای شجاعی را به مرگ تهدید کرد، و ایشان در 22 کشور ممنوعالورود شدند.

بنابراین صهیونیستها، منافقین و دولت سوئیس در این ماجرا به نحوی متهم هستند. دولت سوئیسی که تحت تأثیر صهیونیستهاست و برای کاریکاتوری که سالها قبل در ایران کشیده شده، حدوداً ده سال پیش، آنهم کاری که از جنس اعلام نظر بوده، بهنام را احضار میکند. یک وقتی کسی جرم مسلحانه و یا قتلی انجام داده، طبیعتاً ممکن است تا سالهای سال تعقیب شود. اما یک کسی حرفی زده و اثری هنری را چند سال پیش در کشور دیگری خلق کرده و پلیس سوئیس بابت آن اثر، او را احضار و بازداشت میکند و بعد هم به او میگویند باید از آن کشور خارج شود؛ اما وسایل و شرایط خروجش را فراهم نمیکنند.

از شواهد و قرائن معلوم است که فشار روی بهنام بوده است. در یکی از آخرین وُیسهایی (پیام صوتی) که برای خانوادهاش فرستاده، میگوید: «من تلاش میکنم اگر بشود [به ایران] برگردم؛ فکر میکنم این بهترین راهِ خدمت -هم به دولت سوئیس و هم به خودم- است». این جمله یعنی چه؟ نشان میدهد فشار روی بهنام بوده است.

 

خیبر: با این تفاسیر میشود گفت شما به خاطر اتهام منافقین، دولت سوئیس و صهیونیستها لفظ شهید را برای بهنام بهرامی به کار بردید.

قرائن مختلفی وجود دارد. به هر حال ما این لفظ را به کار میبریم چون همه شواهد وجود دارد. به لحاظ منطقی، اگر کسی در معرض تهدید باشد و یک باره جانش را از دست بدهد، فرض اولیه را بر قتل میگذارند. اگر من به کسی بگویم: میکشمت! و آن شخص روز بعد جانش را در حادثهای از دست بدهد، هرکسی که از این جمله و تهدید من خبر داشته باشد، به لحاظ منطقی و حقوقی بنای اولیه را بر قتل میگذارد. نه اینکه لزوماً در لحظه اول، این حکم را صادر کنند، اما برای تهدید چنین جایگاهی در افکار عمومی و منطق وجود دارد. یعنی اگر کسی تهدید شد و بعد اتفاقی برای او رخ داد، اول باید بنا را بر آن تهدید گذاشت و قضیه را از این دریچه بررسی کرد.

خوب چنین شواهد و قرائنی داریم و میدانیم که بهنام مسلمان بوده، سابقهاش را هم داریم. لذا بنا به دلایلی که عرض کردم فرض شهادت را جدیتر دیدم و این لفظ را درباره فوت بهنام بهرامی به کار بردم.

 

خیبر: به نظر شما چقدر امکان دارد صهیونیستها، منافقین، دولت سوئیس و...، از بهنام بهرامی درخواست کرده باشند کاریکاتور یا طرح هنری اجرا کند تا اثر کاریکاتور معروف ضد هولوکاست را تعدیل کند و اینگونه در رسانههای جهانی جلوه دهند که کاریکاتوریست ضد صهیونیست ایرانی از موضعش عقبنشینی کرد؟

نمیشود درصد گفت؛ اما یکی از روشهای مرسومشان این است. کسی که چنین پیشینهای داشته را اول تهدید میکنند، بعد پیشنهاد میدهند به شرطی به او پناه میدهند و او را حذف نمیکنند که در زمین آنها بازی کند. این کار سابقه دارد. یعنی خیلی افراد را تا به حال اینها آلوده خودشان کردند، و در واقع کاری انجام دادند که آن شخص آدم آنها شود و هنر و سابقهاش و شهرتش را در خدمت هدف آنها قرار دهد؛ اینگونه خیالشان هم راحت میشود که آن شخص دیگر تعلق گذشته را به آرمانهای سابقش ندارد.

نمیتوانم بگویم چند درصد احتمال دارد چنین جریانی رخ داده باشد، اما میتوانم بگویم این یکی از روشهای آنها بوده و هست. و به خصوص افرادی که سابقهی کار و زندگی در این کشورها را دارند خیلی بهتر میتوانند از موارد مشابه مثال بزنند.

 

خیبر: در پایان اگر نکتهای مدنظر دارید، بفرمائید.

قصد دارم در خصوص وزارت خارجه کمی صحبت کنم. قدرت و نفوذ وزارت خارجه به این است که حقوق شهروندانش را در کشورهای مختلف دنبال کند. هرکشوری که قدرتمندتر باشد، این کار را بیشتر و موثرتر انجام میدهد. یعنی شما میبینید یک شهروند دو تابعیتی که یک تابعیتش کانادایی و به جاسوسی در ایران متهم است، وقتی جانش را از دست میدهد، دولت کانادا سفیر خود را از ایران فرا میخواند. فراخوان کردن سفیر برای این مسئله، نشانه اهمیتی است که دولت کانادا برای جان اتباعش قائل است.

این نحوه برخورد دولتهایی است که در واقع خودشان را قدرتمند میدانند. شبیه این اتفاق را شما در مورد دولت آمریکا، انگلیس و دولتهای مختلف میبینید که در مورد مسائل مربوط به شهروندانشان در دنیا چکار میکنند. وقتی یک شهروندشان بازداشت میشود، چه برخوردهایی میکنند؟ چقدر سر و صدا میکنند؟ چقدر در رسانهها به این مسئله میپردازند؟ حالا وزارت خارجه ما درباره شهروندانش چطور رفتار میکند؟

شش ماه از فوت بهنام بهرامی گذشته است. سخنگوی وزارت خارجه، که آنهم بعد از موج رسانهای مجبور به واکنش شد، میگوید: «یک گزارش اولیه ارائه شده و الان پس از گذشت شش ماه هنوز نتایج جدید را اعلام نکردهاند و ما همچنان پیگیریم». این «همچنان پیگیریم» یعنی هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. چون وقتی میگویند: «همچنان پیگیریم»، یعنی همانطور که در شش ماه گذشته پیگیر بودیم، پیگیر هستیم. نتیجه شش ماه گذشته، سکوت دولت سوئیس بوده و از این به بعد هم منتظر سکوت دولت این کشور خواهیم بود.

زمانی وزارت خارجه واقعاً کاری انجام خواهد داد و میشود انتظار حاصلشدن نتیجه داشت که مثلاً بگویند: «فردا سفیر سوئیس را احضار خواهیم کرد و از او توضیح خواهیم خواست. ما مراتب اعتراض جدی خودمان را اعلام خواهیم کرد». اینها کمترین کار است.

دیپلماتهای ایرانی حاضر در کشور سوئیس مثل دیپلماتهای ایرانی در همه کشورهای دیگر، معمولاً بهشدت محافظهکار هستند. چرا؟ به خاطر اینکه متأسفانه، نمیگویم لزوماً، اما غالباً مرعوب دولتهای غربی و زندگی در خارج از کشور هستند. اینها سالها در صف بودند تا نوبتشان بشود و مأموریت خارج از کشور به آنها بدهند. حالا چنین دیپلماتی به کشور خارجی رفته و حاضر نیست هیچ کاری انجام بدهد که دولت آن کشور، آنها را به ایران برگرداند. لذا میبینیم که اصلاً حاضر نیستند به شکل جدی پیگیری کنند. اصلاً حاضر نیستند با دولت کشور میزبانشان در بیفتند. این رفتار وزارت خارجه ماست.

ارزش پاسپورت به این نیست که چند کشور، ما را به خاکشان راه میدهند. ارزش پاسپورت به این نیست که از هر کشوری مطالبهی ویزا کنیم، به ما ویزا بدهند. اصلاً اینطوری نیست؛ مثال نقضش وجود دارد. شما میبینید بعضی کشورها یا دولتها، لزوماً اینطور برخورد نمیکنند که به راحتی به هر کسی ویزا بدهند، حتی به شهروندان کشورهای دوستشان. ارزش پاسپورت به این است که بدانند این آدم در این کشور یا هر نقطه از دنیا، پاسپورت ایرانی دارد و اگر به قتل برسد یا به شکل مشکوکی از دنیا برود، آنها گرفتار میشوند و باید جوابگو باشند؛ این یعنی ارزش پاسپورت.

ارزش پاسپورت به این است که جرأت نکنند شهروند ایرانی را در آنجا به راحتی یک شب بازداشت کنند، آنهم به خاطر کاریکاتوری که سالها پیش در ایران کشیده است. کسانی که در سنجش رفتار وزارت خارجه و در خصوص توفیق یا عدم توفیق وزارت خارجه ایران دچار اشتباه شدند، باید ببینند که واقعاً وزارت خارجه ما چقدر در این قضیه جلو بوده است؟

شش ماه از مرگ یک شهروند ایرانی در سوئیس گذشته، شهروندی که هنرمند بوده و این آدم در آنجا تهدید شده، اتفاقاتی برایش رخ داده، بازداشت شده، بازخواست و از او سؤال شده و بعد هم به او اعلام کردند که نمیتواند در آن کشور زندگی کند، در نهایت هم با مرگ مشکوکی از دنیا رفته است.

شش ماه گذشته، اما هنوز توضیحات و اطلاعات تکمیلی در مورد نحوه مرگ و قتل این شهروند ایرانی به دست وزارت خارجه نرسیده است؛ حتی گزارش پزشکی قانونی!

البته این تازه مرحله اول است! یعنی اگر فرضاً دولت، پزشکی قانونی و یا پلیس سوئیس گزارش تکمیلی و جزئیات بیشتری هم ارائه میکردند، لزوماً ما نباید زیر بار میرفتیم. بایستی ما بیشتر و بیشتر مطالبه میکردیم. همانطوری که آنها، این کار را میکنند. در موارد مشابه میبینیم که آنها چطوری پیگیری میکنند و ساکت نمیمانند. میخواهم بگویم این مرحله اول است و ما در قدم اول ماندهایم!

شش ماه است که پدر بهنام بهرامی به نمایندگی وزارت خارجه در مشهد مراجعه کرده و مطالبه کرده، اما به او گفتهاند دولت سوئیس پاسخگو نیست. یعنی چه؟ به نظر من بایستی اهل هنر، فرهنگ و رسانه، هنرمندان، کاریکاتوریستها و هر کسی که فکر میکند بهنام بهرامی اینجا مظلوم واقع شده این موضوع را پیگیری کنند.

ممکن است کسانی معتقد باشند و بگویند نفی هولوکاست اشتباه است. برخی افرادی که البته آدمهای بدی نیستند و اتفاقاً انقلابی هم هستند، اعتقاد دارند نباید هولوکاست را نفی کرد و استدلالشان این است که این کار هزینه زیادی برای ما میتراشد. حتی کسانی که اینطور اعتقادی دارند، به دنبال اعتلای ملیت ایرانی و قدرتمندتر شدن کشورشان هستند.

هر کسی با هر نوع تفکری، دلش میخواهد به عنوان یک ایرانی به هر نقطه از دنیا رفت، محفوظ باشد و امنیتش تأمین شود و کسی جرأت تعرض به او را نداشته باشد. به نظر من هرکسی با هر نوع تفکری میتواند از وزارت خارجه و دولت سوئیس این مسئله را مطالبه کند. به این راحتی نباید سکوت کرد.

 

خیبر: با این تفاسیر دغدغه شما برای پیگیری این مسئله، فقط شخص بهنام بهرامی نیست؛ بحث شما خدشهدار شدن غرور و قدرت ملی است.

این یک مورد است. یکی جنبه ایدئولوژیک است؛ در هر صورت ما بزرگترین دشمن خودمان را صهیونیسم میدانیم. صهیونیسم بینالملل بزرگترین دشمن انسانیت در همهجای دنیاست. در درجه اول ما به عنوان دشمن صهیونیسم حتماً خونخواه بهنام بهرامی خواهیم بود؛ انشاءالله. اما قسمت دیگر این است که فرض کنید کسانی مثل منِ یاسر قدسی فکر نکنند. آنها هم میتوانند به عنوان یک ایرانی این قضیه را مطالبه کنند. در واقع کسانی که خودشان را آزادیخواه معرفی میکنند، و اصلاً هیچ کاری با جمهوری اسلامی ندارند، ایرانی هم حتی نیستند، میتوانند مطالبه کنند که چرا بهنام بهرامی به خاطر کاریکاتوری که چند سال پیش در ایران و در کشور دیگری کشیده بود، بازداشت و بازخواست و تهدید شده؟

من فکر میکنم یک مسئله مثل ماجرای بهنام بهرامی نماد و مصداقی هست برای هر قشر ایرانی یا غیر ایرانی، حزباللهی یا غیر حزباللهی. البته حزباللهی برای پیگیری این ماجرا انگیزههای بیشتری دارد.

سابقه کار ضد صهیونیستی بهنام بهرامی احتمالاً باعث این اتفاقات شده؛ پس علاوه بر ایرانی بودن، انگیزههای دیگری وجود دارد. ایرانی حداقل به خاطر آوازهی ملیت ایرانی و اعتلای ملیت ایرانی میتواند پیگیر باشد. آن کسی که آزادیخواه است، حتی اگر ایرانی هم نباشد میتواند این قضیه را در دنیا پیگیری کند. من فکر میکنم با همه این انگیزهها میتوانیم ماجرای بهنام بهرامی را پیگیری کنیم.

 

خیبر: ممنون از اینکه در این گفتوگو شرکت کردید.

 

 

لینک کوتاه: http://khbn.ir/6OMV

نظرات: (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

امام خامنه ای (حفظه الله تعالی):

امروز دشمن اصلی ما در دنیا، صهیونیست و استکبار است. پلیدتر از آمریکا، دولت صهیونیست، در فلسطین اشغالی است. چرا؟ چون بالاخره دولت آمریکا، یک دولت و متّکی به یک ملت است. در صورتی که اساساً دولت غاصب صهیونیستی، متّکی بر یک ملت نیست! ملت ساکن آن مناطق، ملتی است که امروز آواره است! اسراییل، از اوّل با ظلم و آدمکشی، با دروغ و فریب به وجود آمده است. مردم فلسطین، در خارج از فلسطین، با حال کوخ نشینی و اردوگاه نشینی زندگی می‌کنند. خانه‌های آنها و وطن آنها در اختیار کسانی است که از اروپا، از استرالیا، از آمریکا، از آسیا و از آفریقا به آن جا رفته‌اند و یک ملت جعلی و دروغین به وجود آورده‌اند و در آن جا به نام یک ملت، زندگی میکنند و دولتی هم دارند! اساساً چنین ملتی، وجود و هویّتی ندارد.