پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

گفت‌وگو| صهیونیسم جهانی در سه لایه با منتقدانش برخورد می‌کند

صهیونیستها واقعاً مثل رامکردن اسب وحشی رفتار میکنند. خودشان پرونده دارند، خودشان پروندهسازی میکنند و خودشان این پروندهها را وقتی که طرف مقابل را رام کردند، حل می‌کنند. در لایههای بالاتر اینها در کنگره، پارلمانها، بین نمایندگان، ریاستجمهوریها، وزرا، نخستوزیریها و مراکز تصمیمگیری و امنیتی دخل و تصرف مستقیم دارند.

 

پرونده ویژة «رمز و راز یک قتل»؛
شماره هشتم(پایان): گفت‌وگو| صهیونیسم جهانی در سه لایه با منتقدانش برخورد می‌کند

 

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر، خبرنگار پایگاه صهیونپژوهی خیبر گفتوگوی ویژهای با «دکتر غلامرضا منتظمی»، دیپلمات سابق جمهوری اسلامی ایران در فرانسه انجام داده تا نحوه پیگیری فوت مشکوک بهنام بهرامی توسط وزارت خارجه کشورمان و حساسیت صهیونیسم جهانی نسبت به انکار هولوکاست مورد بررسی قرار گیرد.

 

خیبر: سخنگوی وزارت خارجه کشورمان در صحبتهایشان پیرامون ماجرای درگذشت بهنام بهرامی به این موضوع اشاره کردند که: حسب اطلاعات دریافتی متوفی در آذر ماه ۱۳۹۷ به بخش کنسولی سفارت جمهوری اسلامی ایران در سوئیس مراجعه و ضمن اشاره به اینکه در سال ۱۳۹۴ از ایران خارج و سپس به سوئیس پناهنده شده است... .  باتوجه با اینکه این هنرمند اجرای کاریکاتور ضد هولوکاست را در کارنامه دارد، ممکن است کشورهای اروپایی و مشخصاً سوئیس که لابی صهیونیسم در آنها نفوذ دارد به تقاضای پناهندگی او پاسخ مثبت داده باشند؟

تردید نباید کرد که این قضیه مشکوک به نظر میرسد. به جهت اینکه لابی صهیونیسم نفوذ زیادی در اروپا دارند و افکار عمومی اروپا و آمریکا بیش از افکار عمومی منطقه و غرب آسیا و کشورهای عربی اسلامی برای صهیونیستها مهم است. به خاطر اینکه آنجا، جایگاه اصلیشان است و باید آن مناطق آرام باشد و کسی متوجه نشود که اینها چه اقدامات خشونتباری و چه طرحهای شیطانیای بر علیه منتقدانشان در کلیه کشورهای اروپایی، آمریکا و کانادا انجام میدهند. لذا خیلی بعید به نظر میرسد که به چنین افرادی تابعیت بدهند. چراکه آنها این افراد را میشناسند و کنترل میکنند. مخصوصاً موضوعات حساسی مثل هولوکاست را زیر ذرهبین دارند و اجازه نمیدهند چیزی از دستشان در برود.

 

خیبر: الان بیشتر از 6 ماه از فوت مشکوک بهنام بهرامی میگذرد و وزارت خارجه هم به صورت رسمی و هم به خانواده مرحوم بهرامی اعلام کرده درحال پیگیری است. جمله مهمی که مسئولان وزارت خارجه به خانواده متوفی گفتهاند این است که: ما نمیتوانیم با اینها با شدت برخورد کنیم؛ باید با ملایمت با مقامات سوئیس برخورد کنیم تا اینها حقیقت را توضیح دهند. از نظر شما وزارت خارجه واقعاً اهرم فشاری در دست ندارد و باید با ملایمت برخورد کند؟

در اروپا، آمریکا و کانادا موضوعاتی که به اسرائیل مربوط باشد، دولتهای غربی باید مجوزش را از رژیم صهیونیستی بگیرند. اسرائیل و شبکه گسترده صهیونیستها و یهودیان افراطی آنقدر بر غرب سیطره دارند که موضوعاتی که به اینها و خاورمیانه و منتقدین اسرائیل مربوط شود، حتماً باید با مشورت، رایزنی و با نظر اسرائیل باشد.

به این جهت سوئیس پاسخی نخواهد داد؛ تا زمانی که اسرائیل مجوز لازم را به آنها بدهد. تا آن موقع دولت ما هرچه تلاش کند، به صورت طبیعی آنها پاسخی نخواهند داد و باید منتظر ماند تا اسرائیلیها اجازه بدهند. چون جمهوری اسلامی با صهیونیستها و اسرائیلیها درگیر است و در منطقه حتی با اسرائیل درگیری نظامی داریم و نیز نیروهایی به نیابت از اسرائیل درمنطقه طرحهای ضد امنیتی علیه ایران و محور مقاومت و کشورهای دوست ایران اجرا میکنند. وقتی چنین چالشهای گسترده امنیتی با رژیم صهیونیستی داریم، این رژیم هم به محض اینکه فرصت پیدا کند وارد عمل میشود تا به فعالیت منتقدانش پایان دهد، و به شخصیتهای منتقد و بهویژه ایرانیها و شخصی مانند کاریکاتوریست هولوکاست، مرحوم بهرامی ضربه بزند و او را ترور کند. ضمناً ممکن است مأمورین خود اسرائیل عامل این کار باشند، نه سوئیسیها. به این جهت سوئیس پاسخی نمیدهد تا اسرائیل مجوز لازم را صادر کند.

 

خیبر: با این تفاسیر فرقی نمیکند چه رویکردی حاکم بر وزارت خارجه و دولت کشورمان باشد؟

نه، چون کل نظام ما و کشورمان به عنوان تنها کشور روی کره زمین با اسرائیل در چالش و در حال درگیری است، صهیونیسم بینالملل و اسرائیل با کل نظام مقابله میکند. البته اسرائیل قبلتر سعی میکرد فلش رویاروییاش با جریان اصولگرا باشد و از جریانهای دیگر در برابر جریانهای انقلابی داخل کشور حمایت میکرد تا از این شکاف داخلی برای ضربهزدن به ایران استفاده کند. اما اکنون کل نظام را با هر گرایش سیاسی و متفاوت هدف قرار میدهد. به این جهت این اشتباه فاحش است که تصور شود، اگر نسبت به اسرائیل نرمش نشان داده شود، اسرائیل و آمریکا از خشونت و براندازی دست بر میدارند. باید توجه داشت که ایران در حوزه امنیتی اسرائیل قرار دارد. به این معنی حتی اگر ایران عقبنشینی کند، اسرائیل ضربات بیشتری به ایران وارد میکند. کافی است نگاهی به مصر و سودان و تونس و لیبی بیندازید، همه آنها که در برابر اسرائیل نرمش نشان دادند، سقوط کردند و ایران و محور مقاومت که ایستادگی کردند، ماندند. پس رمز بقا در نرمش نیست بلکه در مقاومت و ایستادگی در برابر اسرائیل و آمریکا است.

 

خیبر: فرضیهای وجود دارد مبنی بر اینکه صهیونیستها برای خنثی یا تعدیلکردن اثر کاریکاتور معروف بهنام بهرامی، به این شخص پیشنهاد دادهاند اثری در راستای منافع صهیونیسم جهانی طراحی کند و احتمالاً مرحوم بهرامی قبول نکرده و همین موجب فوت مشکوک این هنرمند شده است. از نظر شما این فرضیه میتواند صحیح باشد؟

بله این فرضیه کاملاً وارد است. یک تجربه شخصی را خدمت شما عرض میکنم: هیأتی فرهنگی و سینمایی به ریاست آقای شمقدری که در سال 1390 ریاست سازمان سینمایی را برعهده داشتند، در چارچوب یکسری همکاریهای هنری و سینمایی سفری به سوئیس داشتیم و چند روزی با شخصیتهای مختلف ملاقاتهایی برای همکاریهای هنری و فرهنگی داشتیم. همزمان با یک منتقد خیلی معمولی و نه سطح بالا به نام «کلودیو کواسی» که نقطه نظر و مواضعی علیه اسرائیل داشت، یک دیدار داشتیم. ایشان احساس خطر میکرد و نگران بود. چون تهدیدش کرده بودند، قصد داشت از سوئیس خارج و در جای امنتری مستقر شود. سفر ما به پایان رسید و به ایران برگشتیم. بعد از 2 ماه، ایشان که جوان و از لحاظ جسمی سلامت بود را به قتل رساندند.

 

گفت‌وگو| احتمال ترور بهنام بهرامی توسط صهیونیست‌ها وجود دارد

گفت‌وگو| بهنام بهرامی، خار چشم صهیونیست‌ها بود

 

لیست بسیار طولانیای وجود دارد که نام افرادی که کوچکترین انتقادی به اسرائیل و صهیونیسم در اروپا، آمریکا و کانادا داشتند و توسط همینها به واسطه ترور بیولوژیکی یا فیزیکی به قتل رسیدند یا تهدید و از کار برکنار شدند، تهیه شده است. هولوکاست که یکی از حیثیتیترین و ناموسیترین موضوعات برای صهیونیستها و اسرائیلیها حساب میشود، غربی‌ها بیش از همه روی این مسئله حساسیت نشان میدهند. صهیونیستها کاری با غرب کردهاند که اکنون هولوکاست بجای حضرت مسیح مقدس شمرده میشود.

اینگونه القا میکنند که در غرب آزادی وجود دارد و همه میتوانند حرفشان را بزنند اما کسی راجع به اسرائیل، صهیونیسم و هولوکاست نمیتواند حرفی بزند. در پاریس به نمایشگاهی سر زدم که در آن آکواریومی قرار داشت و در آن فضولات بود. مجسمه حضرت مسیح را در این آکواریوم انداخته بودند و میگفتند اینجا آزادی است و میتوانند هرکاری انجام دهند. اتفاقاً من به صاحب نمایشگاه گفتم: اگر اینجا آزادی است، آیا ما هم میتوانیم روی یک برگه کاغد بنویسیم هولوکاست و در این آکواریوم فضولات بیندازیم؟ همان لحظه من را گرفتند و فقط چون دیپلمات بودم و مصونیت سیاسی داشتم، من را رها کردند وگرنه معلوم نبود چه بلایی سر من میآوردند.

تمام کشورهای غربی آزاد هستند که به حضرت مسیح و سایر پیامبران اهانت کنند. مثلاً شارلی ابدو[1] کاریکاتورهای موهن از حضرت رسول (ص) را کشید، که با واکنشها و جنجالهای زیادی در جهان اسلام روبرو شد. اما آنها به اسم آزادی از این کاریکاتورها دفاع کردند. اما امکان نزدیک‌‌شدن به اسم هولوکاست وجود ندارد و نمیتوان به عنوان یک محقق در مورد این موضوع انتقاد یا تشکیک کرد؛ چه برسد به اینکه یک کاریکاتور در خصوص هولوکاست اجرا و دیده بشود و اثر بگذارد.

مطمئناً در ماجرای فوت این هنرمند ایرانی دستهای پنهانی در کار بوده و مأموران موساد احتمالاً وارد عمل شدهاند. تهدیدشدن ایشان هم شاهدی است مبنی بر اینکه این شخص را از قبل میشناختند. پیش از ترورش هم که در سوئیس زندگی میکرد، میخواستند تطمیعش کنند و فشار بیاورند که این شخص از مسیر خودش برگردد و کاریکاتوری علیه نظام جمهوری اسلامی اجرا کند و از طرحش در مورد هولوکاست ابراز پشیمانی نماید. لذا صهیونیستها این مدت با این امید که او را جذب نمایند، در ترور نمودن ایشان تأخیر کرده‌اند، در غیر اینصورت، از همان ابتدای ورود این هنرمند به اروپا، او را ترور میکردند. به صورت قوی و با اطمینان میشود اذعان کرد که این ترور توسط مأموران اسرائیلی صورت گرفته است.

 

خیبر: اگر نام تعدادی از منتقدین صهیونیسم و رژیم صهیونیستی که توسط صهیونیستها ترور یا مجازات شدهاند را در ذهن دارید، برای آشنایی بیشتر مخاطبان معرفی بفرمایید.

صهیونیستها اساتید بسیار بزرگ و سرشناسی را به دلیل انتقاد از اسرائیل و نقد یا انکار هولوکاست مجازات کردهاند؛ اما به نفعشان نیست که این ماجراها رسانهای و دیده شود. البته رسانه و تمام شبکههای تلویزیونی در اختیار صهیونیستهاست و کسی از این موضوعات باخبر نمیشود. اما، ما که ارتباط داریم اینگونه اتفاقات را دنبال میکنیم. همانطور که اشاره کردم لیست بلندی از این شخصیتهای بزرگ که زندگی خود را قربانی مبارزه با اسرائیل و صهیونیسم کردهاند، وجود دارد که میتوان به تعدادی از آنها اشاره کرد:

آقای مایکل کالینز پایپر[2] یکی از قویترین نظریهپردازها و محققان و نویسندگان منتقد اسرائیل و صهیونیسم در آمریکا بود که این فرد را مثل استاد نادر طالبزاده به صورت بیولوژیکی ترور کردند. مدتی آقای مارک گلن از او پرستاری کرد، اما دوام نیاورد و از بین رفت.

آقای امانوئل راتیه که من با او از طریق ایمیل در تماس بودم، از نظر جسمی سلامت بود و حتی در فرانسه هم باهمدیگر ملاقات و جلسات خوبی داشتیم. ایشان زندگیاش را برای مبازه با صهیونیستها و یهودیان افراطی در فرانسه گذاشت. فقط 25 سال برای دو جلد کتاب در مورد اینکه یهودیانی که در 200، 300 سال گذشته اسامیشان را تغییر دادند و اسامی مسیحی برای پوشش انتخاب کردند، تا شناخته نشوند و بتوانند اهداف یهود و صهیونیسم را دنبال کنند، وقت گذاشت. اسامی تمام این افراد و سوابق و شجرهنامهشان را به دست آورد و در دایرهالمعارفی جمع کرده بود تا نشان دهد این افراد یهودی هستند و تغییر نام دادهاند تا اهدافشان را محقق کنند و این افراد در جایگاههای مختلف دولتی، رسانهای، پستهای حساس اطلاعاتی، امنیتی، مالی و تجاری حضور دارند. تدوین یکی از این کتابها 15 سال و جلد دوم آن 10 سال طول کشیده بود که البته کتاب ممنوعی هم بود و من 2، 3 سال دنبال این کتاب بودم تا بالاخره توانستم آن را تهیه کنم. فوت این دو شخصیت ضربه بزرگی به جریان ضد صهیونیستی در آمریکا و اروپا زد.

در حقیقت صهیونیستها به دقت در غرب درحال مبارزه با منتقدان صهیونیسم و اسرائیل هستند. این منتقدان زندگیشان را برای مبارزه با صهیونیسم فدا کردهاند، اما دیده نمیشوند. کار شما واقعاً قابل تقدیر است که نگذاشتید این جریان که پیشآمده محو و گم شود. چون آنها ارادهشان بر این است که کسی از چنین اتفاقاتی باخبر نشود.

از جمله افراد دیگری که مورد مجازات صهیونیستها قرار گرفت، آقای پیسکورسکی نماینده پارلمان اروپا بود که 5 سال زندانی شد. آقای استفان سایزر [3]، کشیش بزرگ کلیسای کنتربری انگلیس و نویسنده کتاب صهیونیسم مسیحی که به ایران هم سفری داشتند و در یکی از کنفرانسهای افقنو هم شرکت کردند را 5 سال از رفتن به کلیسا محروم کردند. ایشان را کاملاً خانهنشین کردند و اجازه ندادند حتی برای سخنرانی به کلیسا برود، مصاحبه انجام بدهد، یک کتاب بنویسد و حتی یک تحقیق انجام دهد. ایشان سفرهای مختلفی داشت و دیدارهایی با مجامع مختلف مسیحی دنیا انجام میداد؛ اما او را کاملاً خانهنشین کردند. صهیونیستها همینقدر خشن هستند و بیرحمانه و شقاوتبار برخورد میکنند. در واقع بدتر از برخوردی که در غزه و سرزمینهای اشغالی با فلسطینیها انجام میدهند را با اروپاییها و آمریکاییها انجام میدهند. البته این برخوردها یک لایه از ماجراست. لایههای دیگری هم وجود دارد که مهمتر و خطرناکتر هستند. در لایههای بالاتر ردپای اسرائیل را در جاهای حساستری در غرب میبینیم که خوب است اینها هم افشاگری بشود.

نیکسون، رئیسجمهور آمریکا مواضع ضد یهودی داشت و به این خاطر رسوایی واترگیت را برایش پیش آوردند. جان اف کندی را هم چون با هستهایشدن اسرائیل مخالف بود و انتقاداتی نسبت به این رژیم داشت، ترور کردند. وقتی رئیسجمهور آمریکا را ترور میکنند، دیگر وای به حال هنرمندی که یک کاریکاتور هنری ضد هولوکاست اجرا کرده است و نویسنده و محقق غربی که در هولوکاست تشکیک کند.

رئیسجمهوری دستآموزتر از کلینتون برای اسرائیلیها نبود. اصلاً وزارت خارجه آمریکا تعطیل بود و اسرائیل نیازهای خود را در منطقه خاورمیانه از طریق شخص کلینتون دنبال می‌‌کرد. اما به محض اینکه کمی از او ناراحت شدند، به واسطه یک خانم یهودی به نام مونیکا برایش پروندهسازی کردند و آبرویش را بردند.

بوش پدر در طرح مادرید اصرار داشت که صلح فلسطین و اسرائیل انجام بشود و دو کشور به مرزهای 1967م. برگردند. با اینکه بوش پدر افتخاراتی برای آمریکا کسب کرده بود، مثلاً کویت را در جنگ اول خلیج فارس آزاد کرد و آمریکا در این نبرد به اهدافش رسید؛ اما اجازه ندادند بوش پدر در دور دوم انتخابات ریاستجمهوری پیروز شود و او را با تمام خدماتی که برای اسرائیلیها انجام داد، تنبیه و برکنار کردند. اسرائیلیها با این اقدامات به نمایندگان و مسئولین و رؤسای جمهور اروپا و آمریکا و کانادا به خوبی فهماندهاند که کوچکترین کوتاهی در برابر اراده اسرائیل خطرات بزرگی را برای آنها به ارمغان میآورد. لذا همه مطیع محض اسرائیل در غرب هستند.

صهیونیستها واقعاً مثل رامکردن اسب وحشی رفتار میکنند. خودشان پرونده دارند، خودشان پروندهسازی میکنند و خودشان این پروندهها را وقتی که طرف مقابل را رام کردند، حل می‌کنند. در لایههای بالاتر این‌ها در کنگره، پارلمانها، بین نمایندگان، ریاستجمهوریها، وزرا، نخستوزیریها و مراکز تصمیمگیری و امنیتی دخل و تصرف مستقیم دارند.

در مورد بیوتروریسم شخصیتهای منتقد، مخالف و مبارز علیه اسرائیل و همچنین شخصیتهایی که به علت انتقاد و یا مقابله با اسرائیل بهویژه در غرب توسط صهیونیستها مورد تهدید قرار گرفته، به پرداخت جریمههای سنگین محکوم شده، کارشان را از دست داده، به زندان افتادند و یا مورد ضرب و شتم قرار گرفتند، به این موارد هم میتوان اشاره کرد:

دیوید ایروینگ[4]، نویسنده انگلیسی منتقد هولوکاست بسیار تحت فشار قرار گرفت؛ اما علیرغم بازگشت از نظریاتش به سه سال زندان محکوم شد.

ارنست زاندل[5]، تجدیدنظرطلب برجسته آلمانی درباره هولوکاست، مرکز انتشاراتیاش در آلمان تعطیل شد و حتی از ارسال محمولههای پستی نیز محروم گردید و به پنج سال زندان نیز محکوم شد.

گرمار رودولف[6]، شیمی‌دان آلمانی بخاطر نوشتن کتاب کالبد شکافی هولوکاست، تحت تعقیب قرار گرفت و در سال 2006 از آلمان گریخت؛ اما دستگیر شد و به دو سال و نیم زندان محکوم گردید.

فردیریک توبن[7] آلمانی از چهرههای شاخص منتقد هولوکاست پنج بار در استرالیا، انگلیس و آلمان دستگیر و زندانی شد.

گراد هوسنیک، از شخصیتهای اطریشی منکر هولوکاست به اسپانیا گریخت و در آنجا دستگیر و زندانی شد.

خانم اورسولا هاوریک آلمانی علیرغم اینکه 88 سال داشت، در برلین به یک سال زندان محکوم شد.

زیگفرد وربک، رئیس مرکز تحقیقات آزاد تاریخی بلژیک به علت تشکیک در هولوکاست بازداشت و از سمت خود برکنار شد.

لوران لویی، نماینده پارلمان بلژیک به علت انتقاد از اسرائیل از نمایندگی پارلمان بلژیک محروم شد.

دیودونه[8]، کمدین شهیر فرانسوی به علت انتقاد از اسرائیل تئاتر و سالن نمایش ملک ایشان در پاریس ضبط گردید و ایشان به جریمههای سنگینی محکوم شد و بارها توسط لیکرا، میلیشیای صهیونیستی تهدید گردید.

لایه دیگری بعد از این وجود دارد که مخوفتر است. در این لایه آژانس یهود[9] و بیلدربرگ[10] و شبکه فراماسونری هستند که این لایه اصلاً دیده نمیشود. اینها نظام و آرایش پیچیده و دقیقی دارند. در سه لایه فعالیت میکنند و برخوردهای بسیار شدیدی در لایههای مختلفی اعم از سازمانهای زیرزمینی مخفی که بسیار قدرتمند هستند مثل بیلدربرگ و شکبه فراماسونری و آژانس یهود، انجام میدهند. لایه دوم این است که نفوذ زیادی در ساختار قدرت و مقامات کشورها دارند و هر اقدامی که بخواهند انجام میدهند. در لایه سوم که پایینترین لایه محسوب میشود نیز مثلاً در آمریکا سازمان «ADL»[11] را دارند که گروه میلیشیای یهودی است که اگر کسی انتقادی کند، او را حتی مورد ضرب و شتم قرار میدهند و تهدیدات از طریق اینها انجام میشود. در فرانسه نیز مرکز لیکرا وجود دارد که یک حالت نیمهنظامی دارد و اگر کسی اقدامی کند و بخواهد در مسیرش مقاومت کند، اینها فعال میشوند و افراد مورد نظر را تهدید میکنند. اگر هم عقبنشینی نکردند، این افراد را ضرب و شتم یا ترور میکنند و یا بلایی برسر خانوادههایشان میآورند. نمونهاش آقای رابرت فوریسون[12] است که ایشان یکی از محققان بزرگ در زمینه تجدیدنظر در خصوص هولوکاست بود. غیر از جریمهها و زندانیکردن، محدودیتهایی برای ایشان اعمال کردند، کارش را از دست داد و از دانشگاه اخراجش کردند. حتی ایشان را به راحتی مورد ضرب و شتم قرار میدادند و پلیس هم مانع نمیشد و پس از شکایت هم تحقیق و بررسی نمیکرد.

بنابراین صهیونیستها در سه لایهای که اشاره کردم بسیار مخوف عمل میکنند. اما الحمدالله با مواضع جمهوری اسلامی ایران و درگیری طولانی که با اسرائیل از ابتدای انقلاب اسلامی داشتیم، آمریکاییها و اروپاییها دارند چهره واقعی اسرائیل را میشناسند و به هزینههای سنگینی که اسرائیل بر منافع ملی و امنیتی آنها تحمیل کرده است، بهتدریج واقف شدهاند و هر روز اعتراضات آنها به اسرائیل و شبکههای صهیونیستی در غرب بیشتر میشود. تا جایی که اکنون افرادی در این مسیر مقدس قربانی شدند و فداکاری کردند؛ و الان افکار عمومی با اسرائیل به چالش برخورد کرده است.

اسرائیل در مسیر تضعیف قرار گرفته است؛ جمهوری اسلامی و امام خمینی(ره) و حضرت آقا در مسیر تضعیف اسرائیل در غرب بسیار مؤثر بودند. چراکه ما روی موضعمان پافشاری کردیم، هزینه دادیم و ایستادهایم و عقبنشینی نکردهایم. الان این شکاف ایجاد شده و آیندة صهیونیستها در غرب روشن نیست. همانطور که در منطقه شکست خوردند، در اروپا و آمریکا هم در حالت ضعف هستند و آسیبپذیر شدهاند و ضربات زیادی دارد به آنها وارد میشود. جمهوری اسلامی باید از این وضعیت استفاده کند و آنها را زیر ضربات بیشتر قرار دهد.

افراد زیادی توسط صهیونیستها تهدید و ترور و زندانی شدند. بایستی اینها را مطالبه کنیم و باید برای مطرحکردن این موضوعات راهی پیدا کنیم تا افکار عمومی غرب متوجه این مسائل بشوند. شما یک دریچه باز کردید و این کار بسیار ارزشمند است. من بر حسب تجربهای که دارم و کارهایی که در کنار استاد طالبزاده و در حین برگزاری کنفرانس افقنو انجام دادهایم، پیشنهاد میکنم این کار ادامه پیدا کند. ابتکار شما نیز میتواند طلیعه ورود به این بحث و حرکت باشد. تعداد زیاد دیگری از مهمترین شخصیتها و نخبگان غربی که تحت فشار قرار گرفته، زندانی شده، کار خود را از دست داده، به جریمههای سنگین محکوم گردیده و تحت تعقیب قرار گرفتهاند، وجود دارد. اسامی این شخصیتها به همراه توضیحات مفیدی در یک لیست جمعآوری شده است؛ این لیست را در اختیار شما قرار میدهم تا منتشر کنید.

 

خیبر: ممنون از اینکه در این گفتوگو شرکت کردید.

 

پینوشت:

[1]. Charlie Hebdo

[2]. Michael Collins Piper

[3]. Stephen Sizer

[4]. David Irving

[5]. Ernest Zundel

[6]. Germar Rudolf

[7]. Frederic Toben

[8]. Dieudonné Mbala Mbala

[9]. Jewish Agency for Israel

[10]. Bilderberg Meeting

[11]. Anti-Defamation League

[12]. Robert Faurisson

 

لینک کوتاه: http://khbn.ir/nnRV

نظرات: (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

امام خامنه ای (حفظه الله تعالی):

امروز دشمن اصلی ما در دنیا، صهیونیست و استکبار است. پلیدتر از آمریکا، دولت صهیونیست، در فلسطین اشغالی است. چرا؟ چون بالاخره دولت آمریکا، یک دولت و متّکی به یک ملت است. در صورتی که اساساً دولت غاصب صهیونیستی، متّکی بر یک ملت نیست! ملت ساکن آن مناطق، ملتی است که امروز آواره است! اسراییل، از اوّل با ظلم و آدمکشی، با دروغ و فریب به وجود آمده است. مردم فلسطین، در خارج از فلسطین، با حال کوخ نشینی و اردوگاه نشینی زندگی می‌کنند. خانه‌های آنها و وطن آنها در اختیار کسانی است که از اروپا، از استرالیا، از آمریکا، از آسیا و از آفریقا به آن جا رفته‌اند و یک ملت جعلی و دروغین به وجود آورده‌اند و در آن جا به نام یک ملت، زندگی میکنند و دولتی هم دارند! اساساً چنین ملتی، وجود و هویّتی ندارد.