پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

یادداشت| جامعه‌شناسان جدید و نقد جامعه دموکراتیک اسرائیل

همواره از سوی غرب ادعا می‌شود که اسرائیل تنها دموکراسی خاورمیانه است. این مطلب بارها توسط مقامات آمریکایی اعلام شده است. جامعهشناسان جدید یا منتقد گروهی از پست صهیونیست‌ها هستند که ضمن ردکردن مبانی اصولی دموکراتیک در اسرائیل، به شکاف‌های عظیم طبقاتی و نژادی در این رژیم می‌پردازند.

 

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر، همواره از سوی غرب ادعا می‌شود که اسرائیل تنها دموکراسی خاورمیانه است. این مطلب بارها توسط مقامات آمریکایی اعلام شده است. جامعه‌شناسان جدید یا منتقد گروهی از پست صهیونیست‌ها هستند که ضمن ردکردن مبانی اصولی دموکراتیک در اسرائیل، به شکاف‌های عظیم طبقاتی و نژادی در این رژیم می‌پردازند.

در بیانیه تشکیل اسرائیل که در ۱۴ مه ۱۹۴۸ بوسیله دیوید بن گوریون قرائت شد، تصریح شده است: «اسرائیل کامل‌ترین مساوات اجتماعی و سیاسی را برای تمام شهروندانش بدون تمایز مذهبی، نژادی یا جنسی تأمین خواهد کرد». اما وی در عین حال چندین بار می‌گوید که اسرائیل یک دولت ‌یهودی است.

 

آیا یک دولت می‌تواند هم یهودی باشد و هم دموکراتیک؟

«آلن داوتی» یکی از جامعه‌شناسان پست صهیونیست می‌گوید آیا یک دولت می‌تواند هم یهودی باشد و هم دموکراتیک؟ به نظر وی از آنجا که اسرائیل یک دولت یهودی است و تنها یهودیان را به رسمیت می‌شناسد، نمی‌تواند دموکراتیک باشد. به اعتقاد داوتی کشوری که بنیان آن، با توجه شدید به نژاد بنا شده باشد، آشکارا یک کشور نژادپرست خواهد بود.

جامعه‌شناسان جدید از چند منظر به نقد جامعه و دولت اسرائیل می‌پردازند. عده ای از جامعه‌شناسان پست صهیونیست، اسرائیل را از دیدگاه «استعمار» تبیین کرده‌اند. «باروخ کایمرلینگ» در سال ۱۹۸۳ در کتابی تحت عنوان «صهیونیسم و سرزمین: بعد اجتماعی سرزمینی سیاست‌های صهیونیستی» تشکیل دولت اسرائیل را در قالب نظریه استعمار شرح می‌دهد.

 
توسعه سفیدپوستان در مناطق غیر سفیدپوست

به نظر وی اسرائیل وابسته به جهان استعمار است که هدف آن توسعه سفیدپوستان در مناطق غیر سفیدپوست است. «گرشون شافیر» نیز معتقد است یهودیان در اثر توسعه مهاجرین در امور اقتصادی در اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ و امتزاج آن با ایدئولوژی صهیونیسم زمینه برای استثمار اعراب فراهم شد.

به اعتقاد وی در سال ۱۹۰۵ یهودیان بسیار زیادی از اروپای شرقی برای دستیابی به موفقیت کاری بهتر برای کار به فلسطین آمدند. آنان که به فلسطین آمدند با توجه به سرمایه‌ای که داشتند اعراب را به کار گرفتند و بعدها به عنوان یک مسأله فرعی و روساختاری مسأله مرزها و تشکیل دولت اسرائیل میان آن‌ها مطرح شد. وی بازگشت یهودیان به فلسطین را نه بر اساس ایده مذهبی صهیونیسم بلکه صرفاً با دیدگاه استعماری تحلیل می‌نماید.

 

گفتمان استعماری صهیونیسم

شاماس و جیبی که دو جامعه‌شناس پست صهیونیست هستند، تئوری استعمار را با وضعیت کنونی اعراب ساکن در مرزهای ۱۹۴۸ تطبیق می‌دهند. به زعم آنان اعرابی که تعداد آن‌ها بیش از یک میلیون نفر نیز هست به یک مستعمره در کنار یهودیان تبدیل شده‌اند به گونه‌ای که آن‌ها امروزه از نظر فیزیکی به حاشیه اسرائیل رانده شده و به زبان اقلیت صحبت می‌کنند و جایگاهی در ساختار سیاسی قدرت در اسرائیل ندارند به عقیده این دو، گفتمان استعماری صهیونیسم باعث شده است که اسرائیل به صورت گروهی متشکل از یک ملت (نه شامل گروه‌های دیگر) ایجاد شود که در تناقض با شعارهای اولیه تشکیل اسرائیل مبنی بر جامعه‌ای فارغ از هرگونه تبعیض نژادی است.

«نیرماساه» اخیراً کتابی تحت عنوان «امپراتوری اسرائیل و فلسطین، سیاست توسعه‌طلبی» منتشر کرده است. موضوع اصلی این کتاب توسعه‌طلبی اسرائیل در سرزمین‌های اشغال شده کرانه باختری و نوار غزه از سال ۱۹۶۷ می‌باشد. وی در این کتاب مبانی ایدئولوژیکی اسرائیل برای توسعه‌طلبی همراه موارد استفاده از خشونت و زور و جنایات جنگی که توسط برخی از سازمان‌های حقوق بشر مورد تأیید قرار گرفته را تبیین می‌نماید.

 
ایدئولوژی توسعه‌طلبی

وی معتقد است که ایدئولوژی توسعه‌طلبی صهیونیسم که از سال ۱۹۴۸ در وجود رهبران اسرائیل تجلی‌یافته تاکنون به رغم جابجایی و تغییر تحولات سیاسی در داخل اسرائیل یکسان مانده است و همگی آن‌ها تئوری اخراج فلسطینی‌ها از سرزمین مادری خود و یک سرزمین بدون ملت را دنبال می‌کنند.

ماساه تأکید می‌کند که این استراتژی کلی در قالب تاکتیک‌های متفاوت انجام شده است. برای نمونه از سال ۱۹۶۷ به این سو انتقال جمعیت مهاجر یهودی، جایگزین اخراج فلسطینی‌ها در این مناطق شده است. مبنای این اقدام صهیونیست‌ها از نظر وی این است که باید یک توازن دموگرافیکی در این مناطق به وجود بیاید.

به نظر وی احزاب اسرائیل از چپ گرفته تا راست همه توسعه‌طلب و استعمارگر هستند. ماساه می‌گوید چهار گرایش عمده: صهیونیسم حزب کار، صهیونیسم تجدیدنظر طلب، گروه‌های بنیادگرای یهودی و سکولارهای افراطی نظیر Tahiya – moleder – Tsomet همگی توسعه‌طلب هستند و مسأله انتقال جمیعت موضوع محوری و مشترک همه این‌هاست. 

 

ناصر حسن‌پور

 

منابع:

1. Laurence j.silberstein (1999) The post zionism Debates: knowledge and power in Israel culture, Rutledge, Newyourk and London

2 www.meforum.org / meq / article

3.Ilan pappe, the making of the arb-Israel conflict,1997-1951, London: I.B.Tauris 1992

4.Tom segev, one palestine complete:jews and arabs under the british mandot ,New yourk: metropolitan books 2000

۵.can isreal survive, post zionism?, middle east quarterlly vol VI march 1999

۶.Ilan pappe: post zionism critique on Israel and the palestians,part

I (Journal of palestine sudies) winter 1997 part II spring 1997-part III summer 1997.

۷.A Symposim the Jewish state:the next fifty years azure-NO.6 winter 2000.

 

لینک کوتاه: http://khbn.ir/Qb1

نظرات: (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

امام خامنه ای (حفظه الله تعالی):

امروز دشمن اصلی ما در دنیا، صهیونیست و استکبار است. پلیدتر از آمریکا، دولت صهیونیست، در فلسطین اشغالی است. چرا؟ چون بالاخره دولت آمریکا، یک دولت و متّکی به یک ملت است. در صورتی که اساساً دولت غاصب صهیونیستی، متّکی بر یک ملت نیست! ملت ساکن آن مناطق، ملتی است که امروز آواره است! اسراییل، از اوّل با ظلم و آدمکشی، با دروغ و فریب به وجود آمده است. مردم فلسطین، در خارج از فلسطین، با حال کوخ نشینی و اردوگاه نشینی زندگی می‌کنند. خانه‌های آنها و وطن آنها در اختیار کسانی است که از اروپا، از استرالیا، از آمریکا، از آسیا و از آفریقا به آن جا رفته‌اند و یک ملت جعلی و دروغین به وجود آورده‌اند و در آن جا به نام یک ملت، زندگی میکنند و دولتی هم دارند! اساساً چنین ملتی، وجود و هویّتی ندارد.