پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

گفت‌وگو| مسلمانان در تعامل با دشمنان خود باید مراقب باشند

آنچه از آیات قرآن و سیره پیامبر در مورد تعامل با یهود و نصارا قابل برداشت است این است که هر کس به دشمن خود اعتماد کند نمی‌­تواند روی موفقیت و سعادت را بیند. مسلمانان در تعامل با دشمنان خود همواره باید مراقب باشند و هیچ گاه دشمن را بدون قید دشمن­‌بودن لحاظ نکنند که اگر چنین کنند میدان را برای تاخت و تاز دشمن فراهم کرده‌­اند و دراین بین وجود و کیان خود را به خطر انداخته‌­اند.

 

پایگاه صهیون پژوهی خیبر، یکیارتباط با یهود و نصارا در قرآن و تاریخ اسلام از موضوعات مهم در صدر اسلام نحوه تعامل پیامبر با یهود و نصارا است که در برخی از آیات قرآن نیز به آن پرداخته شده است. در صدر اسلام پیامبر همواره برخوردی قاطع و از موضع قدرت با یهود و نصارا داشت و هیچ گاه از موضع ضعف با آنها برخورد نکرد. دقت در تاریخ و عبرت­گیری از آن نشان می­‌دهد چنانکه پیامبر چنین برخوردی را در مواجهه با آنها نداشت، توطئه­‌افکنی و خیانت‌­ورزی آنها به اسلام بسیار ضربه می‌­زد.

این موضوع را در  گفت و گویی با حجت الاسلام و المسلمین دکتر محسن محمدی، نویسنده،  پژوهشگر و کارشناس مسائل یهود و صهیونیسم پی‌گرفته­‌ایم. امید است مورد استفاده و توجه شما قرار گیرد.

 
ابعاد سیاسی و معارف سیاسی در قرآن چه جایگاهی دارد؟ اساسا آیا در قرآن مباحث سیاسی را نیز می­توان پی­گرفت یا اینکه قرآن را باید به مباحث اخلاقی و اعتقادی محدود دانست؟

قرآن کتاب هدایت انسان‌ها است. قرآن برای هدایت بشر نازل شده و در این راستا ابعاد مختلفی مانند مسائل سیاسی، فرهنگی و را بیان کرده است. قرآن گاهی تاریخ را بیان می‌کند. گاهی نیز مثال‌های ساده‌ای از حیوانات بیان می‌کند و گاهی مثال‌های عمیقی می‌زند. خداوند متعال می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ لاَیَسْتَحْیی اَن یَضْرِبَ مَثَلاً مَّا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا؛ خداى را از این‌که به پشه‌اى ـ یا فروتر [یا فراتر] از آن ـ مَثَل زند، شرم نیاید.»

قرآن کتاب تاریخ نیست ولی مثال‌های تاریخی می‌زند. یکی از مسائل لازم در زندگی افراد برای هدایت آن‌‌ها، بُعد سیاسی است که قرآن در این‌باره نیز ورود دارد؛ چون جامعه بشری به گونه‌ای است که برای هدایت جامعه اسلامی ابعاد سیاسی نیز لازم است که در قرآن بیان شد. بسیاری از مردم خیال می‌کنند تنها مسائل اخلاقی در قرآن بیان شده، در حالی که قرآن مسائل سیاسی را نیز بیان می‌کند.

 
قرآن معجزه است ولی مسائل سیاسی با اعجاز قرآن چه ارتباطی دارد؟

اعجاز قرآن دو بخش است که یک بخش آن بحث‌هایی مانند بلاغت، فصاحت و است که مربوط به الفاظ و ادبیات این کتاب الهی است. بخشی از معارف قرآن نیز مربوط به مباحث محتوایی است که اصل اعجاز قرآن نیز به این موضوع باز می‌گردد. هر چند ظاهر قرآن اعجاز است ولی محتوای عمیقی که در این کتاب به صورت فصیح و بلیغ بیان شده شاه بیت و نقطه ثقل فصاحت آن است.

یکی از ابعاد اعجاز قرآن این است که مطالب آن نو و بدیع است. هر چند قرآن بیش از ۱۴۰۰ سال پیش نازل شده ولی مطالب آن بسیار نو، فصیح، شاداب و بدیع است؛‌ به گونه‌ای که گویا همین امروز نازل شد. گویا همین امروز برای ما بیان شده است.

حال باید دید آیا موضوعات سیاسی مهمی که در جامعه با آن روبرو هستیم در قرآن بیان شده یا خیر؟ یعنی آیا می‌توانیم بر اساس آیات قرآن موضوعات سیاسی جامعه اسلامی را تحلیل کنیم یا خیر. مسلماً یکی از مهم‌ترین موضوعات سیاسی که اکنون با آن مواجه هستیم بحث برجام و یا گفت‌وگوها با ۱ + ۵ است. این موضوع را می­توان در ذیل عنوان ارتباط یا یهود و نصارا بررسی کرد که در صدر اسلام نیز به نوعی محقق شده است. در واقع این بحث هم از جهت قرآن و هم از جهت تاریخی در صدر اسلام و سیره نبوی قابل بررسی است و می­توان از آن برای جامعه امروز عبرت­گیری کرد.

یکی از این موارد در قرآن آیات ۵۱ و ۵۲ سوره مائده است که راهنمای بسیار خوبی درباره این موضوع به حساب می­آید. خداوند متعال در آیه ۵۱ می‌فرماید:

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْیَهُودَ وَالنَّصَارَىأَوْلِیَاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ وَمَن یَتَوَلَّهُم مِّنکُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّـهَ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ؛ اى کسانى که ایمان آورده‌اید، یهود و نصارى را دوستان [خود] مگیرید [که‌] بعضى از آنان دوستان بعضى دیگرند. و هر کس از شما آنها را به دوستى گیرد، از آنان خواهد بود. آرى، خدا گروه ستمگران را راه نمى‌نماید.»

آیه می‌فرماید که یهود و نصارا را ولی و بالا دست خود قرار ندهید. یعنی در تعامل با آن‌ها در موضع ضعف قرار نگیرید. البته آیه نمی‌فرماید که با یهود و نصارا مذاکره نکنید، گفت‌وگو نکنید و ارتباط نداشته باشید، بلکه تأکید می‌کند در مواجهه با این‌ها در موضع ضعف واقع نشوید، بلکه در موضع قوت باشید. این آیه نشانگر چگونگی ارتباط با یهود و نصارا است.

همچنین آیه در ادامه می‌فرماید: «بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ؛ برخی از این افراد ولی دیگران هستند.» آیه می‌خواهد بگوید یهود و نصارا با یک‌دیگر هم پوشانی و هم پیمانی دارند و نگویید که ما به سمت یکی از این‌ها می‌رویم تا گروه دیگر را پوشش دهیم. بلکه آیه می‌فرماید در ارتباط با یهود و نصارا دقت کنید. این‌ها هر چند ممکن است در ظاهر با یک‌دیگر اختلافاتی داشته باشند ولی در مواجهه با شما همه در موضع دشمن هستند.

این آیات بسیار خوب مسائل برجام را بیان می‌کند. چون اکنون با چند گروه در تعامل هستیم و ممکن است یکی به ما نزدیک شود و دیگری دور شود. یکی پلیس خوب باشد و دیگری پلیس بد. با تمام این وجود خداوند تأکید می‌کند که مراقب دشمن باشید. آیه به ما می‌گویید همواره دشمن را دشمن بدانید و با وصف دشمن بودن به سراغ او بروید. نمی‌گوید گفت‌وگو نکنید و ارتباط نداشته باشید ولی با این نگرش که آن‌ها دوست شما نیستند به سمت آن‌ها بروید. به طور کلی این آیه می‌فرماید این‌ها را کدخدا ندانید.

در ادامه آیه ۵۱ سوره مائده آمده: «وَ مَن یَتَوَلَّهُم مِّنکُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْإِنَّ؛ و هر کس از شما آن‌ها را به دوستى گیرد، از آنان خواهد بود.» این قسمت آیه بسیار مهم است. چون تأکید می‌کند اگر به دشمنان اعتماد کردید در تیم آن‌ها قرار گرفته‌اید. یعنی از فضای اسلامی دور شده‌اید. آیه می‌گویید این فضا بسیار لغزنده است و مراقب باشید که به هیچ وجه به دشمن اعتماد نکنید. در پایان آیه نیز می‌فرماید: «إِنَّ اللَّـهَ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ؛ آرى، خدا گروه ستمگران را راه نمى‌نماید.»

 

آیا در قرآن در مورد مواجهه برخی از مسلمانان با این موضوع نیز مطالبی بیان شده است. به عبارت دیگر آیا قرآن به جامعه شناسی این موضوع نیز اشاره کرده است یا اینکه آن را از موضعی اعتقادی و حیثیتی بیان کرده است.

قرآن در ادامه این موضوع را از جهت سیاسی اجتماعی بررسی می­کند. آیه ۵۲ سوره مائده فضای جامعه اسلامی را بیان می‌کند که در برابر دشمنان چه واکنش‌های دارند. می‌فرماید برخی در جامعه اسلامی نسبت به یهود و نصارا و دشمنان اسلام بسیار متمایل هستند؛ «فَتَرَى الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ یُسَارِعُونَ فِیهِمْ یَقُولُونَ نَخْشَى أَن تُصِیبَنَا دَائِرَةٌ؛ مى‌بینى کسانى که در دل‌هایشان بیمارى است، در [دوستى‌] با آنان شتاب مى‌ورزند.»

این آیه می‌گوید افرادی که ایمانشان ضعیف است به سرعت به سمت یهود و نصارا می‌روند و وقتی گفته می‌شود چرا به این میزان به دشمن اعتماد می‌کنید و هم و غمتان ارتباط با این دشمن است، پاسخ می‌دهند: «یَقُولُونَ نَخْشَى أَن تُصِیبَنَا دَائِرَةٌ؛ مى‌گویند: مى‌ترسیم به ما حادثه ناگوارى برسد.» که در ادبیات امروز بخواهیم بیان کنیم همان تحریم کردن می‌شود. چنین افرادی ایمانشان سست بوده و ایمان کامل به خدا ندارند. این افراد می‌گویند می‌ترسیم دشمن به ما گزندی بزند و می‌رویم گفت‌وگو کنیم تا گزندی نزند؛ برای نمونه به ما حمله نظامی نکرده و یا تحریم نکند.

آیه در ادامه به دلداری مسلمانان می‌پردازد و می‌فرماید: «فَعَسَى اللَّـهُ أَن یَأْتِیَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِّنْ عِندِهِ فَیُصْبِحُوا عَلَى مَا أَسَرُّوا فِی أَنفُسِهِمْ نَادِمِینَ؛ امید است خدا از جانب خود فتح [منظور] یا امر دیگرى را پیش آورد، تا [در نتیجه آنان‌] از آنچه در دل خود نهفته داشته‌اند پشیمان گردند.» این اسه می خواهد به مسلمانان بگوید امیدتان نسبت به خدا از بین نرود، خدا از جانب خود امری به شما می‌رساند که مشکلات برطرف می‌شود به همین دلیل به این میزان به سمت دشمن نروید و بدانید کسانی که با دشمنان پیمان پنهانی بسته‌اند پشیمان خواهند شد.

بحث دیگر آیه ۵۲ سوره مائده این است کسانی که ایمانشان کامل نیست و در قلبشان مرض است قرار و مدارهای پنهانی با دشمن می‌گذارند و این قرار و مدارها پس از مدتی علنی می‌شود و این افراد پشیمان می‌شوند؛ «فَیُصْبِحُوا عَلَى مَا أَسَرُّوا فِی أَنفُسِهِمْ نَادِمِینَ؛ تا [در نتیجه آنان‌] از آنچه در دل خود نهفته داشته‌اند پشیمان گردند.»

در واقع برخی افراد به دلیل فشاری که از طرف جامعه اسلامی به آنها وارد می­شود رابطه با یهودو نصارا را به صورت پنهانی پیش می­گیرند که در اینجا ایه شریفه می­فرماید این روابط پنهانی برملا خواهد شد و بانیان این ارتباط پنهانی شرمنده و پشیمان خواهند شد.

 
لطفا با توجه به آنچه فرمودید جمع­بندی خود از این دو آیه را در مورد مسائلی که امروز در عرصه سیاسی کشور با آن روبه­رو هستیم بیان کنید.

آیاتی که بیان کردیم اصول کلی تعامل به دشمن را بیان کرده و تأکید می‌کند هیچ‌گاه به دشمن اعتماد نکنید و در تعامل با او به قید دشمن بودنش توجه داشته باشید و بدانید که به نفع شما عمل نخواهد کرد. هیچ‌گاه نسبت به دشمن خوشبین نبوده و به او اعتماد نکنید. البته در صورت لازم گفت‌وگو و مذاکره کنید ولی با تمام توان توجه خود را جلب کنید تا گزندی از این دشمن به شما نرسد. در این‌باره نیز از هیچ سرزنشی نترسید.

پیام دوم آیات این است کسانی که به سمت دشمن می‌روند ایمانشان به خدا کامل نیست. آیه می‌فرماید کسانی که دشمنان را ولی و سرپرست خود می‌دانند و از خدا غافل می‌شوند ایمانشان ضعیف است. کسانی که در قلوبشان مرض است به سمت دشمن می‌روند و وقتی از آن‌ها پرسیده می‌شود چرا به سمت دشمن رفتید می‌گویند می‌ترسیم به ما گزندی بزنند و ما را تحریم کنند. پیام آیه این است که به جای توکل به خدا توکل بر کدخدا نکنید و کسانی که دشمن را کدخدا می‌دانند ایمانشان به خدا ضعیف است.

مقام معظم رهبری نیز در فرمایشات خود درباره روابط بین الملل به آیات قرآن تمسک دارند و سیاست کلان کشور در تعاملات خارجی را بر این اساس تدوین نموده­اند. ایشان از طرفی بر احترام به پیمان­ها تاکید دارند و در مقابل بر برخورد شدید با پیمان­شکنان معتقدند. هر دو این نکته مبنای قرآنی دارد. قرآن می‌فرماید با پیمان شکنان مقابله و برخورد کنید و اگر آن‌ها پیمان شکنی کردند شما کوتاه نیامده و سازش نکنید.

تمام فرمایشات رهبر معظم انقلاب نیز بُن­مایه‌های عمیق قرآنی دارد و این طور نیست که نظر یا برداشتی شخصی باشد. ایشان در جای دیگر فرمودند ما با هر کسی در این دنیا به جز رژیم اشغالگر قدس که آن را به رسمیت نمی‌شناسیم، گفت‌وگو می‌کنیم. گاهی لازم است که ما با قدرتی گفت‌وگو کنیم ولی حواسمان است که دشمن است و کسی از دشمن انتظار دوستی و محبت ندارد. کار دشمن دشمنی و نیرنگ است و اگر به او اعتماد کنیم اشتباه کرده‌ایم چون اقتضاء دشمن فتنه‌گری، نیرنگ، تخریب و ضرر زدن است به همین دلیل باید حواسمان جمع بوده و منافع خود را پیش ببریم.

 
آنچه بیان کردید بررسی موضوع از دید قرآن بود. لطفا این موضوع را از جهت تاریخی و در سیره پیامبر نیز بررسی کنید. این سوال را از این جهت می­پرسم که پیامبر نیز در صدر اسلام در تعامل با یهود  و نصارا بود. به طور کلی اصول سیاست خارجی پیامبر در این مواجهات چگونه بود؟

پیامبر صل الله و علیه و آله و سلم در همه شئون قرآن را اجرا می­کرد؛ چه در شئون اخلاقی و چه در شئون اجتماعی و سیاسی. از این جهت هم رفتار پیامبر جای تامل و عبرت­گیری بسیار دارد.

پیامبر هنگامی که وارد مدینه شدند قدرت غالب و برتر نبودند و به تدریج توانستند جایگاه سیاسی و اجتماعی خود را تقویت کنند و جامعه اسلامی را بنیان نمایند. به همین دلیل است که تعداد سپاهیان اسلام در جنگ­های بدر، احد، خندق، خیبر و سپس موته و تبوک به تدریج رو به افزایش است و از هزار نفر به سی هزار نفر افزایش یافت. در این ده سال تعداد جمعیت مدینه که ناگهان به این حد افزوده نشد بلکه جایگاه و مقبولیت پیامبر و اسلام افزایش یافت. در جنگ بدر پیامبر برای جنگ­های تن به تن افرادی را برگزید که از خاندان خود ایشان بودند که عمو و پسر عموی حضرت بودند. این مسئله به این معناست که هنوز پیامبر یاران قابل اعتماد در این حد نداشتند.

به هر حال غرض اینکه پیامبر هنگامی که وارد مدینه شدند قدرت غالب و برتر نبودند ولی ایشان در تعامل با گروه­هایی که در مدینه بودند روابط خود را بسیار محکم و جدی سامان دادند و هرگز از موضوع ضعف وارد نشدند. بلکه همواره با توکل بر خدا و با سلاح ایمان، عزت مسلمانان را حفظ کردند و از این طریق به قدرت رسیدند.

سابقه حضور پیامبر اسلام در مدینه به سال هشتم بعثت بر می­گردد. ایشان در سال سیزدهم به مدینه هجرت کرد. بنابراین یهودیان مدینه، پنج سال فرصت داشتند درباره اسلام تحقیق کنند. همچنین آنان افراد فراوانی در مکه داشتند که می­توانست سبب آشنایی آنها با اسلام شود؛ با این حال، هنگامی که نبی اکرم صلوات الله علیه وارد مدینه شد، هیئتی از سه قبیله یهودی بنی‌قریظه، بنی‌نضیر و بنی‌قینقاع خدمت حضرت رسیدند و از ایشان پرسیدند: مردم را به چه می­خوانی؟ فرمود: «به گواهی دادن به توحید و رسالت خودم. من کسی هستم که نامم را در تورات می‌یابید و علمایتان گفته‌اند که از مکه ظهور و به این حره (مدینه) کوچ می­کنم.» یهودیان گفتند: آنچه گفتی،‌ شنیدیم. اکنون آمده‌ایم با تو صلح کنیم که به سود یا زیان تو نباشیم و کسی را علیه تو یاری نکرده و متعرض یارانت نشویم؛ تو هم متعرض ما و دوستانمان نشوی تا ببینیم کار تو و قومت به کجا می‌انجامد.

پیامبر پذیرفت و قراردادی نوشته شد که بر اساس آن،‌ یهود نمی­بایست علیه پیامبر یا یکی از یارانش به زبان، دست، اسلحه، مرکب، پنهانی یا آشکارا، شب و یا روز اقدامی انجام می‌داد. اگر یهود این تعهدات را نادیده می­گرفت، رسول خدا می­توانست خون ایشان را بریزد، زن و فرزندانشان را اسیر سازد و اموالشان را غنیمت بگیرد. جالب این جاست که پیامبر برای هر کدام از این قبایل، قراردادی جداگانه نوشت.

آنچه در این بین جلب توجه می­کند قاطعیت پیامبر است. پیامبر پیمان بسیار سخت و قاطعی با یهود منعقد کرد و در مرحله اجرا نیز هرگز به دشمن اعتماد نکرد و برای اینکه دشمن در ادامه در پیمان­شکنی­هایش بهانه نیاورد با هر یک از آنها جداگانه پیمان بست.

آنچه در ادامه اتفاق افتاد این دوراندیشی و درایت پبامبر در عرصه روابط خارجه و تعامل با سایر رقبا را نشان داد. هر یک از طوایف یهود در ادامه یک به یک به تدریج پیمان­شکنی کردند و پیامبر بر اساس پیمانی که با آنها منعقد کرده بود ضمن اینکه هر گونه بهانه­تراشی و عوام­فریبی را از آنها گرفت، توانست یک به یک رقبایش را از صحنه حذف کند. در واقع پیامبر با انعقاد پیمان جداگانه با آنها مانع از اتحاد دشمنانش با هم شد. این اقدام پیامبر سبب شد مسلمانان خود را در مقابل سه دشمن نبینند بلکه هر بار با یک دشمن روبه­رو بودند. طبیعی است مقابله با یک دشمن آسان­تر از مواجهه با سه دشمن است. پیمان­های جداگانه مانع از این می­شد که هر یک به کمک دیگری بیاید.

نکته دیگر که در این سیره پیامبر بسیار راهگشاست این است که پیمان پیامبر با آنها بسیار صریح و شفاف است از هر گونه توجیه­گری و راه فرار دیپلماتیک به دور است به طوری که پیامبر بعد از پیمان­شکنی هر یک از این طوایف توانست با آنها به شدت برخورد کند.

 

در پایان لطفا جمع‌­بندی خود را از مطالبی که بیان کردید بفرمایید.

آنچه از آیات قرآن و سیره پیامبر در مورد تعامل با یهود و نصارا قابل برداشت است این است که هر کس به دشمن خود اعتماد کند نمی­تواند روی موفقیت و سعادت را بیند. مسلمانان در تعامل با دشمنان خود همواره باید مراقب باشند و هیچ  گاه دشمن را بدون قید دشمن­بودن لحاظ نکنند که اگر چنین کنند میدان را برای تاخت و تاز دشمن فراهم کرده­اند و دراین بین وجود و کیان خود را به خطر انداخته­اند. آنچه مسلمانان در این بین باید توجه داشته باشند این است که بزرگ­ترین سرمایه آنها ایمان و عمل صالح آنهاست که باوجود چنین سرمایه و سلاحی دشمن نمی­تواند به آنها لطمه بزند. پس از تقویت ایمان، اکنون مسلمانان می­توانند با قاطعیت در مقابل دشمن بایستند و از تهدید او نهراسند.

البته صرف تقویت ایمان و عمل صالح کافی نیست بلکه در مقابل دشمن مکار و حیله­گر، همواره باید با هوشیاری و بصیرت برخورد کرد و توطئه­های آنها را خنثی نمود.

پیامبر به خوبی این درس را از قرآن فراگرفتند و برای همه ما به خوبی تبیین نموده و در مقام عمل اجرا کردند. ایشان در مواجهه با یهود مدینه با اتکا به ایمان به خدا و عمل صالح، ایستادگی کردند و هرگز از ارزش­ها و اصول خود عدول نکردند. همچنین برای جلوگیری از توطئه و پیمان­شکنی آنها با تیزبینی ویژه­ای اقدام نموده و ضمن قاطعیت تمام و عدم اعتماد به دشمن، با بستن پیمان­های جداگانه و صریح زمینه هرگونه توطئه­گری را از آنها سلب نمودند.

نبی‌اکرم در مواجهه با یهود مدینه با اتکا به ایمان به خدا و عمل صالح، ایستادگی کردند و هرگز از ارزش­ها و اصول خود عدول نکردند. همچنین برای جلوگیری از توطئه و پیمان­شکنی آنها با تیزبینی ویژه­ای اقدام نموده و ضمن قاطعیت تمام و عدم اعتماد به دشمن، با بستن پیمان­های جداگانه و صریح زمینه هرگونه توطئه­گری را از آنها سلب نمودند.

امیر المومنین امام علی علیه السلام چه زیبا این نکات را در نامه ۶۲ نهج­البلاغه جمع کرده است. ایشان در این مورد می­فرماید: إِنَّ أَخَا الْحَرْبِ الْأَرِقُ وَ مَنْ نَامَ لَمْ یُنَمْ عَنْهُ؛ همانا برادر جنگ، بیداری و هوشیاری است. هر کس از دشمن آسوده بخوابد، دشمن نسبت به او نخواهد خفت.

به امید روزی که مسلمانان با تکیه بر آیات قرآن و سیره نبوی در مسیر کمال و عزت گام بردارند.

 
از اینکه وقتتان را برای این مصاحبه در اختیار ما گذاشتید سپاسگزارم.

 

منبع: خبرگزاری رسا

 

لینک کوتاه: http://khbn.ir/jdVu

نظرات: (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

امام خامنه ای (حفظه الله تعالی):

امروز دشمن اصلی ما در دنیا، صهیونیست و استکبار است. پلیدتر از آمریکا، دولت صهیونیست، در فلسطین اشغالی است. چرا؟ چون بالاخره دولت آمریکا، یک دولت و متّکی به یک ملت است. در صورتی که اساساً دولت غاصب صهیونیستی، متّکی بر یک ملت نیست! ملت ساکن آن مناطق، ملتی است که امروز آواره است! اسراییل، از اوّل با ظلم و آدمکشی، با دروغ و فریب به وجود آمده است. مردم فلسطین، در خارج از فلسطین، با حال کوخ نشینی و اردوگاه نشینی زندگی می‌کنند. خانه‌های آنها و وطن آنها در اختیار کسانی است که از اروپا، از استرالیا، از آمریکا، از آسیا و از آفریقا به آن جا رفته‌اند و یک ملت جعلی و دروغین به وجود آورده‌اند و در آن جا به نام یک ملت، زندگی میکنند و دولتی هم دارند! اساساً چنین ملتی، وجود و هویّتی ندارد.