پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

یادداشت| پیشینه نفوذ یهودیان در ارکان اصلی آمریکا

خطر یهود برای ما زیانبارتر از همه قوای دشمن است. آن‌ها یکصد بار از دشمن خطرناک‌ترند. خطرناک برای آزادی ما و برای آن چیزی که همگی برایش مبارزه می‌کنیم؛ اما متأسفانه ملت آمریکا، آن‌ها را همچون حیوانات درنده از خود نمی‌راند آن‌ها خطرناک‌ترین دشمن نیک‌بختی آمریکا می‌باشند.

 

پایگاه صهیون پژوهی خیبر، بر اساس کتب و منابع موجود، در خصوص چگونگی مهاجرت یهودیان جهان به ایالات متحده آمریکا و استقرار آنان در این کشور، می‌توان گفت که کشف قاره آمریکا توسط «کریستف کلمب»[۱] مقارن اخراج دسته جمعی یهودیان از اسپانیا و پرتغال بود. بحث تفتیش عقاید در این کشورها موجب شد که یهودیان آزار و شکنجه شوند و به فکر راه حلی برای خروج از این وضعیت اسفناک بیفتند.

اولین یهودیانی که وارد آمریکای شمالی شدند، یک دسته ۲۳ نفری از یهودیان مهاجر برزیل بودند که در سپتامبر سال ۱۶۵۴م. وارد «نیو آمستردام»[۲]  [که بعدها به نیویورک معروف شد] شدند، شهری که در آن جمعیت کوچک هلندی تبار از مأمورین «کمپانی هند غربی هلند»[۳] تحت ریاست «رود هودسون»[۴] اقامت داشتند.[۵] این عده ۲۳ نفری از طرف حاکم محل «پیتر استیوسنت»[۶] مورد بی‌مهری قرار می‌گیرند و از ایشان خواسته می‌شود که آنجا را ترک کنند. استیوسنت، نامه‌ای را با مفاد ذیل به کمپانی غربی هلند می‌نویسد: «...همه یهودیانی که به اینجا می‌آیند مایلند برای همیشه در شهر ما سکونت نمایند، ولی چون از سوابق ایشان باخبریم (پبشه رباخواری و معاملات تقلبی که با مسیحیان دارند) از پذیرفتن آن‌ها معذوریم. برای مقامات مؤثر دولتی، قضات دادگاه و همچنین برای مردمی که به شما اعتماد داشته و پاس احترام شما را دارند و نیز برای مقام روحانی کلیسا بسیار ناگوار است اشخاصی را که به هیچ وجه به آن‌ها علاقه و اعتماد ندارند در بین خود بپذیرند و نیز چون اطلاع داریم که این اشخاص صاحب هیچگونه صنعت و حرفه و هنری نیستند، واهمه داریم مبادا در آینده سربار جامعه فقیر ما گردند و در زمستان آینده، تامین زندگی این عده موجب دردسر ما گردد. لذا برای حفظ منابع کشور و شهری که در آن زندگی می‌کنیم و همچنین برای حفظ منافع جامعه‌ای که شما ایشان را رهبری می‌کنید، مصلحت است از این عدد، دوستانه خواهش کنیم این محل را ترک کنند و ما را به حال خود واگذارند. ما با خلوص نیت دعا می‌کنیم که خدا ما را از گزند کسانی که نام عیسی مسیح را به کفر می‌آلایند و از شر اشخاص بی‌آبرو و منقلب حفظ کند و اجازه ندهد که بیش از این کسی موجب بر هم زدن زندگی راحت و مخل آسایش اهالی این مستعمره جوان گردد.[۷]

این عده بر اساس منابع تاریخی، اولین هسته یهودیان ایالات متحده آمریکا را تشکیل می‌دهند و مهاجرت یهودی‌ها به آمریکای شمالی در این تاریخ شروع می‌شود. خود ملت یهود از این واقعه، به واقعه‌ای بس مهم یاد می‌کنند و مورخان این واقعه را گام اول و اساسی در گسترش جمعیت یهود در آمریکا ذکر می‌کنند؛ گامی که بعدها به نفوذ گسترده یهودیان در عرصه‌های مختلف جامعه آمریکا، عرصه‌هایی چون عرصه‌های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی، منجر می‌شود.

اوضاع یهودیان قاره جدید در قرن هجده میلادی رو به بهبود بوده است؛ به طوری که پارلمان ایالات متحده آمریکا در سال ۱۷۴۰م. قانونی را به تصویب می‌رساند که در آن علاوه بر یهودیان، پروتستان‌ها[۸] و کویکرها[۹] پس از هفت سال اقامت دایم در مستعمرات امریکایی انگلیس، خود به اتباع رسمی این کشور به حساب می‌آیند و از تمامی مزایای یک شهروند آمریکایی بهره‌مند می‌شوند. این واقعه نیز از دیگر وقایع مهم در رشد و پیشرفت و بهبود وضع یهودیان آمریکا در آینده قلمداد می‌شود.

یکی از دلایل پذیرش و جا افتادن یهودیان در آمریکای جدید به منازعان ارتش با انقلابیون، بر می‌گردد؛ بدین صورت که یهودیان وقوع جنگ انقلاب علیه انگلیس را لطمه شدیدی به امور کسبی خود می‌دیدند و لذا برای پیشرفت آزادی و استقلال با انقلابیون متحد شدند و مبارزات ضد استعماری را به صورت گسترده‌ای همراهی کردند. این اقدام مورد توجه رئیس‌جمهور آمریکا «جان کالوین کولیج»[۱۰] قرار گرفت. وی این همراهی صمیمانه یهودیان با انقلابیون را از محاسن یهودیان تلقی کرد. از همین دوره است که مقامات حکومتی آمریکا کم‌کم به عنوان شهروند به یهودیان توجه کرده‌اند.[۱۱]

 

قرن نوزدهم دومین مهاجرت یهودیان به آمریکا

در اواسط قرن نوزدهم ما شاهد دومین مهاجرت عمده اروپاییان به آمریکا هستیم. در سال ۱۸۲۷ و ۱۸۲۸ بیش از ده هزار آلمانی در نیویورک از کشتی پیاده می‌شوند. در سال ۱۸۴۸ نیز پنجاه هزار آلمانی دیگر، میهن خود را ترک می‌کنند و لذا مهاجرت دوم اروپاییان که از بین آلمان‌ها بوده است موجب فزونی جمعیت یهودی آمریکا میشود.[۱۲]

 

اواخر قرن نوزدهم سومین مهاجرت یهودیان به آمریکا

در اواخر قرن نوزدهم و در سال ۱۸۸۱ م. ما شاهد موج سوم مهاجرت یهودیان از اروپای شرقی به آمریکا هستیم[۱۳]. عامل اصلی افزایش مهاجرت یهودیان به آمریکا در طول این سال‌ها این بود که آنان سرزمین جدید خود را محیطی امن و راحت برای زندگی و توسعه فعالیت‌های اقتصادی خود یافتند. اگر پیش از مهاجرت، یهودیان در کشورهای اروپایی به سبب نفوذ و سیطره کلیسا به عنوان شهروندان درجه دو تحت فشار و آزار به سر می‌بردند، اینک در سرزمین جدید آمریکا می‌دیدند که دولت، حساب دین را از سیاست جدا ساخته و تعصبات دینی را ملغی اعلام کرده و عرصه‌ای فراخ برای فعالیت و اقتدار و نفوذ آنان فراهم آورده است.

 

آمریکا سرزمین موعود

یهودیان مهاجر در آمریکا نام‌های عبری همچون آبراهام، موشه، ساره، الیعاذر و بر فرزندان خود نهادند و محله‌های خویش را نیز را نام‌های عبری مانند حبرون، شالم، کنعان و نام‌گذاری کردند. بنابراین چندان شگفت‌آور نبود که یهودیان آن دوره، آمریکا را «سرزمین موعود»[۱۵] و «کنعان جدید»[۱۶] و شهر نیویورک را «اورشلیم» نامیدند و کسب سودهای کلان منافع بی حساب را همچون «من وسلوی»[۱۷] برشمردند. دلباختگی اینان نسبت به سرزمین زرخیز و سرشار از نعمت آمریکا و احساس آزادی و امنیت رفاه در آن به حدی بود که آن را «بهشت یهود»[۱۸] خواندند. در این مورد «استیون وایز»[۱۹] خاخام یهودی آمریکا می‌گفت: «آمریکا همان صهیون ماست».[۲۰]

در عین حال، باید اذعان داشت که طی سده‌های گذشته، رهبران سیاسی ایالات متحده نه تنها به یهودیان با چشم رضا و اطمینان نمی‌نگریستند، بلکه به دلیل روحیات مرموز و رفتارهای موذیانه و نیت‌های غیر صادقانه‌ای که از خود نشان می‌دادند، آنان را افرادی خطرناک و موجب برانگیختن انواع فتنه‌ها، آشوب‌ها و تشنج‌های داخلی در این کشور می‌دانستند.[۲۱]

«بنیامین فرانکلین»[۲۲] (۱۷۰۶ ۱۷۹۰ م) از رهبران استقلال آمریکا به هنگام تصویب قانون اساسی ایالات متحده آمریکا در سال ۱۷۸۹م، طی نطقی گفت: «یک خطر هولناک، ایالات متحده را تهدید می‌کند و آن خطر یهود است. آقایان! یهودیان در هر نقطه‌ای از جهان که گام نهاده‌اند، اخلاق را نابود ساخته و بنیاد اقتصاد آنجا را تباه کرده‌اند. آن‌ها همواره در عزلت به سر می‌برند و با دیگران اختلاط و همزیستی ندارند. فشارهای وارده بر آنان باعث شده است که ملت را در مشکلات و بحران‌های مالی قرار دهند؛ چنان که در پرتغال و اسپانیا شاهد بوده‌ایم. ۱۷۰۰ سال است که یهودیان گلایه و ادعا می‌کنند که از سرزمین پدران خویش رانده شده‌اند. اما آقایان! حتی اگر دولت‌های بزرگ امروز، فلسطین را به آنان واگذار کنند، ایشان هرگز حاضر به رفتن به آن سرزمین نیستند. چرا؟ زیرا این انگل‌صفتان، نمی‌توانند تنها در کنار یکدیگر زیست کنند. آن‌ها باید در میان مسیحیان و اقوام غیر یهود زندگی کنند. اگر به موجب قانون ایالات متحده، امروز ایشان از این کشور اخراج نشوند، به یقین سیل پرخروش مهاجرت این جماعت به آمریکا، باعث می‌شود طی یکصد سال آینده بر ما مسلط شده و بر ما حکومت کنند و آنچه ما برایش خون و قربانی دادیم و برایش زندگی، مال و آزادی خود را فدا ساختیم از ما سلب نمایند. مطمئن باشید که دویست سال نخواهد گذشت، که یهودیان در کاخ‌های خود بنشینند و استراحت کنند و فرزندان ما برای تامین منافع آن‌ها در میان مزارع کار کنند. آقایان! من هشدار می‌دهم اگر این طایفه را امروز از بلاد خود نرانید، به زودی، در حالی که در گورها خفته‌اید، فرزندان و نوادگانتان، شما را نفرین خواهند کرد. حتی اگر یهودیان تا ده نسل در میان ما زندگی کنند، آن‌ها رنگ ما را نخواهند پذیرفت...». [۲۳]

«جرج واشنگتن»[۲۴]، رهبر جنگ‌های استقلال (۱۷۷۶ ۱۷۸۳ م) و نخستین رئیسجمهور آمریکا نیز تأکید کرده است: «خطر یهود برای ما زیانبارتر از همه قوای دشمن است. آن‌ها یکصد بار از دشمن خطرناک‌ترند. خطرناک برای آزادی ما و برای آن چیزی که همگی برایش مبارزه می‌کنیم؛ اما متأسفانه ملت آمریکا، آن‌ها را همچون حیوانات درنده از خود نمی‌راند آن‌ها خطرناک‌ترین دشمن نیک‌بختی آمریکا می‌باشند».[۲۵]

این احساس نگرانی و اخطار و هشدار، نسبت به خطر یهود، امری موهوم و بی‌اساس نبود، بلکه در آن روزگار، یهودیان در آمریکا واقعا یک خطر بالقوه به شمار می‌آمدند.

سابقه نفوذ یهودیان در ارکان حکومتی آمریکا بنابر نقل «ج.ج گلدبرگ»[۲۶] در کتاب نفوذ یهود در ایالات متحده، به سال ۱۷۹۰م. باز می‌گردد. در این سال، یهودیان نخستین ارتباط رسمی خود را با رئیس‌جمهور آمریکا، جرج واشنگتن، برقرار کردند.

پس از انتخاب جرج واشنگتن (در سال ۱۷۸۹. م) به ریاست‌جمهوری ایالات متحده، سران یهود که در آن روز شمارشان بسیار اندک و در سراسر آمریکا، تنها دارای پنج معبد کوچک بودند، با یکدیگر به گفتگو نشستند که آیا آن‌ها نیز همچون سران مسیحیت، نسبت به ارسال پیام تبریک برای رئیس‌جمهور، اقدام کنند یا خیر. تا اینکه سرانجام تصمیم گرفته و سه نامه جداگانه برای جرج واشنگتن فرستادند که در یکی از آن‌ها چنین آمده بود: «حمد و سپاس خدای اسرائیل را که حامی (جرج) واشنگتن است و دولتی به پا می‌دارد که تعصب را در آن راه نیست و اذیت و آزار، در آن جایی ندارد».[۲۷]

جرج واشنگتن نیز در جواب این نامه نوشت: «در دولت ایالات متحده، جایی برای اعمال تعصب و اذیت و آزار نیست، و وظیفه‌اش در برابر کسانی که تحت حمایت آن به سر می‌برند، چیزی جز خدمت به شهروندان شایسته و تثبیت مستمر و پویای اساس این کشور نیست».[۲۸]

این مکاتبه میان رهبران یهود و اولین رئیس‌جمهور آمریکا، سرآغاز روابط یهودیان آمریکا و دولت ایالات متحده به شمار می‌آید.

 

 منبع: حسین جعفری موحد، فرمانروایان پنهان

 

پی‌نوشت:

[۱] Christopher Columbus.

[۲] New Amsterdam.

[۳] Dutch West India Compisny.

[۴] Rod Hudson.

[۵] ابا ابان، قوم من، ص ۴۰۹٫

[۶] Peter Steve Saint.

[۷] همان، ص ۴۰۹.

[۸] مذهب پروتستان شاخه ای از مسیحیت است که مبانی آن نخستین بار توسط مارتین لوتر مطرح شد. پروتستان ها امروزه بیشتر در شمال اروپا و آمریکای شمالی سکونت دارند. واژه انگلیسی پروتستان به معنی معترض و مخالف سرسخت است و به این دلیل به پیروان این مکتب دینی پروتستانتیست اطلاق می شود؛ چون آنها در مقابل شماری از قوانین کلیسای کاتولیک روم ایستادند.

[۹] بنیانگذار فرقه کویکرها «جرج فاکس» ازعارفان بزرگ مسیحیت است. او در سال ۱۶۴۶ م. به شهود و کشف بزرگی دست یافت که ایمان به عیسی به الفاظ انجیل نیست؛ ایمان به عیسی امری است قلبی و باطنی . سخنان الهی محدود به اوراق کتب مقدس نیست، ایمان به خداوند مستقیماً از سوی خدا در وجدان آدمی رسوخ کرده و به درون شخص راه می یابد.

او وجود کشیش یا روحانی را زاید و مزاحم رشد جامعه می دانست و لذا کمر به نفی آنان پست، او معتقد بود که بین خدا و خلق واسطه ای وجود ندارد و خود انسان می تواند با خداوند ارتباط برقرار کند. مرد و زن می توانند بر اثر تقوا کلام الهی را بشنوند. در تلقی این فرقه، جنگ و خونریزی کار شیطان است و خرید و فروش غلام و کنیز (برده داری) را گناه بزرگ می دانند.

یک فرد مسیحی مؤمن، هرگزسوگند یاد نمی کند و فقط به گفتن آری یا نه اکتفا می کند. احترام و تقدیس اشیاء و صور انبیاء و ممنوع و حرام است و آن را مترادف بت پرستی می دانند. این فرقه اعتقاد داشتند که در مجالس مذهبی با سکوت و ذکر و دعا می توان به تفکر و اشراق رسید و درون را نورانی کرد. نک: تاریخ ادیان و مذاهب جهان، جلد ۲، فرقه کویکرها

[۱۰] Calvin Coolidge

[۱۱] محسن اسلامی، لابی صهیونیسم در ایالات متحده آمریکا، ص ۱۰۲.

[۱۲] . همان.

[۱۳] همان، ص ۱۰۳.

[۱۴] مصطفی امین، العلاقات الأمریکیة. الصهیونیه، ص ۷۷.

[۱۵] the promised land.

[۱۶] . New Kanan.

[۱۷] مانده آسمانی که بنابر نقل قران کریم و همچنین تورات، در طول ۴۰ سال سرگردانی بنی اسرائیل در صحرای سینا، از آسمان برایشان نازل می شد.

[۱۸] Jewish paradise.

[۱۹] . Steven Wise

[۲۰] احمد کریمیان، یهود و صهیونیسم، ص ۶۱۴.

[۲۱] در حقیقت، عادی سازی افکار عمومی جامعه آمریکا نسبت به یهودیان از طریق رسانه های ارتباط جمعی صهیونیستی و نفوذ آنان در تار و پود نظام اقتصادی و سیاسی این کشور از پایان جنگ جهانی دوم آغاز شد. تا پیش از جنگ جهانی دوم، یهودیان در نگاه آمریکائیان از چهره ای زشت و منفور برخوردار بودند. به گونه ای که رستوران های جنوب آمریکا، به منظور جلب اعتماد مشتریان، تابلوی “ورود سیاهان و یهودیان ممنوع” را بر سر در رستوران خود نصب می کردند. به نقل از: احمد منصور، النفوذ الیهودی فی الادارة الامریکیة، ص۱۳۹.

[۲۲] Benjamin Franklin.

[۲۳] احمد کریمیان، یهود و صهیونیسم، صص ۶۱۵ و ۶۱۶ (متن کامل سخنان فرانکلین در بسیاری از منابع آمده است، از جمله: شیریب سبیرو دوفیتش، حکومة العالم الخفی، تعریب مأمون سعید.. ص ۳۹ ۳۱؛ لیف کارنی یف، الیهود والیهودیة فی نظر شعوب العالم، تعریب محمد علی حوات، ص ۶۴؛ یحیى العریضی، اسرائیل رقص على هضاب العجز، ۲۰ ۲۱.)

[۲۴] George Washington.

[۲۵] . هشام عواض، زیرنویس، ص ۳۶، کتاب الیهودی العالمی، به نقل از: جرج واشنگتن، کلمات قصار، ص۱۲۵.

[۲۶] . J. J. Goldberg

[۲۷] احمد مصنور، النفوذ الیهودی فی الإداره الامریکیه، ص ۱۴

[۲۸] . همان.

 

نظرات: (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

امام خامنه ای (حفظه الله تعالی):

امروز دشمن اصلی ما در دنیا، صهیونیست و استکبار است. پلیدتر از آمریکا، دولت صهیونیست، در فلسطین اشغالی است. چرا؟ چون بالاخره دولت آمریکا، یک دولت و متّکی به یک ملت است. در صورتی که اساساً دولت غاصب صهیونیستی، متّکی بر یک ملت نیست! ملت ساکن آن مناطق، ملتی است که امروز آواره است! اسراییل، از اوّل با ظلم و آدمکشی، با دروغ و فریب به وجود آمده است. مردم فلسطین، در خارج از فلسطین، با حال کوخ نشینی و اردوگاه نشینی زندگی می‌کنند. خانه‌های آنها و وطن آنها در اختیار کسانی است که از اروپا، از استرالیا، از آمریکا، از آسیا و از آفریقا به آن جا رفته‌اند و یک ملت جعلی و دروغین به وجود آورده‌اند و در آن جا به نام یک ملت، زندگی میکنند و دولتی هم دارند! اساساً چنین ملتی، وجود و هویّتی ندارد.