پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

یادداشت| جلوگیری از اتحاد و همبستگی مسلمانان صدراسلام توسط یهودیان مدینه

یهودیان که با وجود اتحاد و صمیمیت اوس و خزرج نمی‌توانستند به اهداف اقتصادی و دیگر منافع خود برسند، برای مقابله با رشد روزافزون اسلام کوشیدند بین مسلمانان تفرقه و جدایی افکنند.

 

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر، یکی از مشکلاتی که پیامبر(ص) هنگام ورود به مدینه با آن مواجه بود، اختلاف موجود بین دو قبیله اوس و خزرج بود. آن حضرت جهت تثبیت پایه‌های حکومت اسلامی باید این‌گونه دشمنی‌ها و تفرقه‌ها را از بین می‌برد، بنابراین در اولین فرصت بین این دو قبیله اتحاد و برادری به وجود آورد و همین اقدامِ شایسته حضرت کینه‌های چندین‌ساله اوس و خزرج را از بین برد. یهودیان که با وجود اتحاد و صمیمیت اوس و خزرج نمی‌توانستند به اهداف اقتصادی و دیگر منافع خود برسند، برای مقابله با رشد روز افزون اسلام کوشیدند بین مسلمانان تفرقه و جدایی افکنند.

 
تفرقه بیانداز حکومت کن

یهودیان با استفاده از اصل کارساز و مشهور «تفرقه بیانداز حکومت کن»1 بین دو قبیله اوس و خزرج اختلاف و دودستگی ایجاد کرده بودند و به‌این وسیله تمرکز قدرت را از آن‌ها سلب نموده بودند و همین، عاملِ رشد یهود در زمینه‌های مختلف اقتصادی و سیاسی و شده بود و چون با آمدنِ اسلام این طرح شوم خود را در معرض نابودی می‌دیدند دست به اقدامات مختلفی زدند تا رابطه بین آن‌ها را تیره کنند و آنان را به عصر جاهلیت برگردانند و به‌این طریق مانع پیشرفت سریع اسلام شوند؛ به‌همین منظور یهودیان مترصدِ فرصتی بودند تا به مقصود خود دست یابند و نقشه‌های خود را جهت این امر مهم عملی کنند.

روزی «شاس بن قیس» که یهودی ثروت‌مندی بود از محلی می‌گذشت، وقتی دید افراد قبیله اوس و خزرج با صمیمیت در آن‌جا جمع شده‌اند نتوانست رشک و حسد خود را کنترل کند و فرصت را برای اجرای طرح شوم خود مغتنم شمرد. یک جوان یهودی را واداشت در جمع آن‌ها حضور یابد و کینه‌های دیرینه جاهلی را بین آن‌ها تازه کند و این دوستی و اتحاد را به تفرقه و عداوت و دشمنی تبدیل نماید.2 همین‌که جوان اختلافات و درگیری‌های گذشته آنان را یادآور شد و اشعار اهانت‌آمیزشان را در هجو هم‌دیگر خواند محفل بسیار گرم و صمیمی آن‌ها، به درگیری بدل شد، هر دو قبیله دست به شمشیر شدند و افراد دیگر نیز به کمک آن‌ها شتافتند.

خبر به رسول خدا(ص) رسید، بی‌درنگ در جمع آنان حضور یافت و فرمود: «به خدا پناه ببرید، آیا به‌سوی جاهلیت باز می‌گردید و من در میان شما هستم؟ خدا شما را به اسلام هدایت کرد و عزیز گردانید، رشته جاهلیت را برید و شما را از کفر نجات داد و قلوب شما را متحد ساخت».3 سخنان پیامبر(ص) هم‌چون سیلی بود که بر صورت افراد از هوش‌رفته نواخته شد، همگی پی‌بردند کار آن جوان یهودی یک برنامه شیطانیِ از پیش طراحی شده و حیله دشمن بوده است؛ بنابراین پشیمان و گریان سلاح‌شان را بر زمین انداختند و  استغفار کردند و دست در گردن هم افکندند و الفت و پیوند برادری را تجدید نمودند.4 خداوند متعال در اشاره به این واقعه چنین می فرماید5: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تُطِیعُوا فَرِیقًا مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ یَرُدُّوکُمْ بَعْدَ إِیمَانِکُمْ کَافِرِینَ6؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید اگر از گروهی از اهل کتاب «که کارشان نفاق‌افکنی و شعله‌ور ساختن آتش کینه و عداوت است» اطاعت کنید شما را پس از ایمان به کفر باز می‌گردانند.»

هر چند آیه شریفه در آن زمان به‌خصوص نازل شده است، اما یک هشدار کلی است به همه مسلمانان که در هر عصر و زمانه‌ای متوجه ترفندهای دشمن باشند و بدانند یکی از عوامل بسیار مؤثر در پیروزی مسلمانان، اتحاد و همبستگی بوده است و اگر از آن غفلت کنند به یقین دشمن به شیوه‌های مدرن بین آنان تفرقه خواهد افکند، چنان‌که همین کار را انجام داده و متأسفانه تا حدی هم در این فتنه شوم خود موفق بوده است. اگر به زمان پیامبر(ص) نظری بیفکنیم پی می‌بریم یهودیان به کارساز بودن عامل وحدت پی‌برده بودند و به این فکر افتاده بودند که به آتش اختلاف و نفاق دامن بزنند و جنگ‌های صدوبیست ساله اوسیان و خزرجیان را که در سایه ایمان و اسلام و برابری و برادری از بین رفته بود تجدید کنند، تا سرانجام در قوای داخلی مسلمانان جنگ و خون‌ریزی آغاز گردد و جمله‌گی طعمه آتش جنگ‌های داخلی شوند.7

 

منبع: علی جدید بناب، تحلیلی بر عملکرد یهود در عصر نبوی

 

 

پی‌نوشت:

[۱] . جعفر سبحانی، فروغ ابدیت، ج ۱، ص ۴۶۸.

[۲] . عبدالملک بن هشام، السیرة النبویة، ج ۲، ص ۲۰۴ و جعفر سبحانی، فروغ ابدیت، ج ۱، ص ۹-۴۶۸٫

[۳]  . «یا مَعشرَ المُسلِمین، الله، الله أبدعوى الجاهِلیّة و أَنَا بَینَ أَظهُرِکُم بَعدَ أَن هَداکُم لِلإِسلامِ، وَ أَکرَمَکُم بِه وَ قَطَعَ بِه عَنکُم أَمرَ الجاهِلیّةِ وَ أَستَنقَذَکُم مِنَ الکُفرِ وَ أَّلفَ بَینَ قُلُوبِکُم» جعفر سبحانی، منشور جاوید، ج ۶، ص ۳۰-۲۹۹ و عبدالملک بن هشام، السیرة النبویة، ج ۲، ص ۲۰۵.

[۴] . جعفر سبحانی، منشور جاوید، ص ۳۰۰ و ملا محسن فیض کاشانی، الصافی فی تفسیر القرآن، ج ۱، ص ۳۳۶.

[۵] . منشور جاوید، همان.

[۶] . سوره آل عمران، آیه ۱۰۰.

[۷] . جعفر سبحانی، فروغ ابدیت، ج ۱، ص ۴۶۶.

 

لینک کوتاه: http://khbn.ir/5jim

نظرات: (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی