پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

یادداشت| سِفر هاباهیر

قدیمی‌ترین متن طریقت کابالا، میدراش سری و رمزی است که سفر هاباهیر نام دارد. این اثر مختصر، در اوایل قرن دوازده پرووانس تالیف شد و تشابه ادبی‌اش، پیوستگی آن را با سنت‌های باستانی مانند گنوسیه، ادیان مرموز خاورمیانه و سواحل مدیترانه مشخص می‌سازد.

 

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر، قدیمی‌ترین متن طریقت کابالا، سفر هاباهیر نام دارد. این اثر مختصر، در اوایل قرن دوازده پرووانس تالیف شد و تشابه ادبی‌اش، پیوستگی آن را با سنت‌های باستانی مانند گنوسیه، ادیان مرموز خاورمیانه و سواحل مدیترانه مشخص می‌سازد.

سنت ادبی کابالا واژه عبری باهیر را «درخشان» و «نور افشان» ترجمه کرده است.[۱] این اثر، ترکیبی است از دو زبان آرامی و عبری که به شیوه‌ای بسیار پیچیده نوشته شده است.

در تاریخ کابالا، نام مؤلف کتاب باهیر مشخص نیست؛ اما محققا این کتاب در قرن سیزدهم از پرووانس به اسپانیا و سپس به ایتالیا راه یافت. به اعتقاد شولم، کتاب باهیر تا حدود زیادی متأثر از منبع کهن مرکبه‌ای به نام «رازا ربا» یا «سر اعظم» است.

 

عناصر جادویی و قطعات کهن مکتب گنوسی

این کتاب در مجموع میدراشی عرفانی هلاخایی است که عناصر جادویی و قطعات کهن مکتب گنوسی، به زبان عبری در آن به چشم می‌خورد.[۲] باهیر اثری است که به تفسیر کتاب مقدس می‌پردازد.

نظریات بدیع این کتاب، بعدها الگوی نظریه‌پردازان قرون وسطای کابالا، همچون موسی ‌دلئون[۳] و اسحاق لوریا قرار گرفت. این کتاب دومین منبع معتبر در کابالیسم بعد از سفر یصیرا می‌باشد که به نوبه خود تأثیرات فراوانی بر این نظام داشته است. در حقیقت باهیر حلقه رابط نظریه‌های گنوسی قدیم و نظریه‌های فلسفی کابالیست‌های قرون وسطی، تلقی می‌شود. هرچند مؤلف سعی داشته که این مجموعه از هرگونه ثنویت وجود شناختی به دور باشد، محتوای این اثر کاملاً به ادبیات و عقاید گنوسی نزدیک شده است.[۴]

مطابق تعالیم باهیر، هستی بسیار پیچیده است. عالم جلوه‌ای از قوای الهی و دارای سلسله مراتب خاص خود است و نیرویی که در پله پایین نردبان آن سلسله مراتب قرار می‌گیرد- شخینا مسئولیت خاص اداره جهان محسوس را به عهده دارد. اندیشه تجلیات ده‌گانه سفیروت که از ان‌سوف نشأت می‌‎گیرد، پس از سفر یصیرا، در این اثر مشاهده می‌شود. البته تجلیات نورانی ده‌گانه در این دو کتاب با تفاوت‌های بسیاری نسبت به کتاب زوهر بیان شده است.[۵]

در این اثر شاهد احیای دوباره مفهوم گیلگول[۶] یا تناسخ هستیم که الهی‌دانان قدیم یهودی با آن به مبارزه برخاسته بودند.[۷] براساس این نظریه، روحی که در زندگی پیشین خود به کمال لازم دست نیافته است، در چند بدن پیاپی، دوباره متجسد و نمودار می‌شود. نظریه گلیگول یا تجسد، نخستین بار در کتاب باهیر بررسی شد.

 
تفسیر عرفانی حروف ابجد عبری

همچنین این اثر کوشید تا تفسیر عرفانی حروف ابجد عبری را پایه‌ریزی کند. موضوع حضور الهی خداوند، یعنی شخینا[۸] که پیش‌تر بر الهیات خاخامی از آن یاد شده بود، در این کتاب به عنصری زنانه در وجود خداوند تبدیل گردید و برای فهم آسان‌تر آن، از تأملات قدیمی، مبتنی بر تفسیر تمثیلی غزل‌های سلیمان استفاده شد که رابطه خدا با قوم برگزیده را به شکل پیوند ازدواج نشان می‌دهد.

کتاب باهیر دربردارنده موضوعاتی همچون اسطوره‌شناسی، جهان‌شناسی، فرجام‌شناسی و تاریخ مقدس است که هرکدام در کتاب زوهر گسترش یافته و به صورت کامل‌تری در ادبیات کابالا جای می‌گیرد.

 

منبع: فاطمه مهدیه، بررسی و نقد مبانی نظری کابالیسم

 

پی‌نوشت:

[۱] المسیری، ۱۳۷۲- ۱۳۸۴، ص ۱۸۷

[۲] شولم، ۱۳۸۵، صص۱۲۸-۱۲۹

[۳] Moses de Leon

[۴] راسخی، ۱۳۷۴، ص ۲۲۷

[۵] المسیری، ۱۳۷۲-۱۳۸۴ ، ص ۱۸۷

[۶] Gilgul تناسخ، به معنای گردش است و اعتقاد به آن اساس آموزه قبالا در باب سرنوشت روان بود. پیروان قبالا به رستاخیز مردگان در دوره آینده اعتقاد داشتند و معتقد بودند آدمی تا آن زمان باید چندین بار از نو زائیده شود تا وظایفش را در زمین به انجام برساند. (هینلز، ۱۳۸۶، ص۲۰۳).

[۷] دانشمندان و فیلسوفان یهودی مانند سعدیا گائون، یوسف البو، ابراهیم بن داود و موسی بن میمون به صراحت به تکذیب تناسخ در آرا و آثار خود پرداخته‌اند.

[۸] Shekhena

 

لینک کوتاه: http://khbn.ir/stY

نظرات: (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

امام خامنه ای (حفظه الله تعالی):

امروز دشمن اصلی ما در دنیا، صهیونیست و استکبار است. پلیدتر از آمریکا، دولت صهیونیست، در فلسطین اشغالی است. چرا؟ چون بالاخره دولت آمریکا، یک دولت و متّکی به یک ملت است. در صورتی که اساساً دولت غاصب صهیونیستی، متّکی بر یک ملت نیست! ملت ساکن آن مناطق، ملتی است که امروز آواره است! اسراییل، از اوّل با ظلم و آدمکشی، با دروغ و فریب به وجود آمده است. مردم فلسطین، در خارج از فلسطین، با حال کوخ نشینی و اردوگاه نشینی زندگی می‌کنند. خانه‌های آنها و وطن آنها در اختیار کسانی است که از اروپا، از استرالیا، از آمریکا، از آسیا و از آفریقا به آن جا رفته‌اند و یک ملت جعلی و دروغین به وجود آورده‌اند و در آن جا به نام یک ملت، زندگی میکنند و دولتی هم دارند! اساساً چنین ملتی، وجود و هویّتی ندارد.