پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

یادداشت| خدای‌ کابالا

اسحاق نابینا در قرن دوازدهم، نام ان‌سوف را بر ذات مطلق و نامتناهی «وجود» وضع کرد. از آن‌پس کابالا، ان‌سوف را خدایی دستنیافتنی پنداشت که هیچ آفریده‌ای نمی‌تواند تصوری از آن ذات ناشناخته و مکنون داشته باشد.

 

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر، پیروان کابالا از دو منظر به خدا می‌نگرند: اول، خدا را موجودی مکنون و درک‌ناشدنی برای انسان قلمداد می‌کنند. دوم، خدا را آن‌چنان به جهان نزدیک می‌دانند که قائلند در ماده حلول کرده است. این ماده می‌تواند قوم یهود، پدیده‌های طبیعی یا تاریخ باشد.

 

ان‌سوف، خدای مکنونا 

بر اساس اصول و مبانی کابالا، «یهوه» خدای متشخص کتاب مقدس، نمی‌تواند محل تفکر و اندیشه عمیق برای تابعان کابالا باشد؛ از این‌رو آن هنگام که سالکان کابالا می‌خواهند در کلام خود دقیق و صریح باشند، از به کار بردن نام‌هایی مانند «یهوه» و «الوهیم» که در تورات بر وجود خداوند اطلاق می‌شود، خودداری می‌کنند.

به اعتقاد ایشان خدایی می‌تواند محل تفکر و تعمق آدمی قرار بگیرد که از هر‌گونه صفت و تشخص انسان‌وار به دور باشد و با هیچ‌کدام ازمشخصه‌ها یا عناوین شخصی خدا در کتاب مقدس تأیید صلاحیت نشود.

در واقع ان‌سوف باید شامل هیچ‌گونه چیستی و کیستی نباشد. حال آن‌که خدای کتاب مقدس دارای نام‌هایی است که تمام آن‌ها ناظر بر صفات او هستند. کابالا معتقد است که هیچ‌کدام از نام‌ها و صفات موجود در عهد عتیق را نمی‌توان بر نور بی‌کران یا «انرژی سخاوت‌مند»1 که آفرینش به واسطه او صورت پذیرفته، اطلاق کرد. هر کلمه موجود در کتاب مقدس سرانجام معطوف به جنبه و وجهی از ظهور خداوند در خلق می‌شود اما خدای مورد تفکر اهالی کابالا باید فاقد صفات مخصوص و معلومی باشد. به اعتقاد برخی از کابالیست‌ها این خدا حتى فاقد اراده است.

اسحاق نابینا در قرن دوازدهم، نام ان‌سوف2 را بر ذات مطلق و نامتناهی «وجود» وضع کرد. از آن‌پس کابالا، ان‌سوف را خدایی دست‌نیافتنی پنداشت که هیچ آفریده‌ای نمی‌تواند تصوری از آن ذات ناشناخته و مکنون داشته باشد. خدای پیروان کابالا در حقیقت ورای درک تأملی و جذبه‌ای است. رسیدن به خدای مکنون حتی از طریق کامل‌ترین مکاشفه‌ها نیز امکان‌پذیر نیست و در محضر این خدا نیایش و تضرع هیچ معنایی ندارد.3 با توجه به استنتاج‌های بعدی، حتی در مکتب شبتای،4 فقط خدایی را که آشکار می‌شود، می‌توان خدا نامید و «ذات پنهان نامتناهی، نمی‌تواند موضوعی برای اندیشه مذهبی باشد».5

 

مشکل ثنویت در آموزه‌های کابالا

از آن‌جا که متصوفه یهودی میان ان‌سوف و خدایی که در وحی و آفرینش آنی جلوه می‌کند، تمایز قائل شدند و ان‌سوف را خدایی ندانستند که حتی در تورات و تلمود بدان اشاره‌ای نشده است،6 گسستی ریشه‌ای میان اندیشه‌های اهالی کابالا و تعالیم قلمرو دینی یهود به وجود آمد؛ از این‌رو استمداد از صورت‌های مختلف اساطیر گنوسی، تنها مسیری بود که تابعان کابالا را در کشف قلمرو نوینی از آگاهی دینی یاری می‌کرد. از آن پس هم‌چنان که فیلسوفان یهودی کوشیدند تا توضیحی فلسفی برای خدای کتاب مقدس بیان کنند، پیروان کابالا نیز سعی کردند تفاسیری نمادین و عرفانی از خدای خویش به دست دهند.

رهبران این طریقت قانوناً موظف شدند اشارات و قوانینی را در باب ان‌سوف بیابند که کم‌ترین بهانه را به دست فیلسوفان بدهد؛ به همین دلیل تضاد ذاتی میان این دو وجه خدا، یعنی خدای مکنون و خدای کتاب مقدس به روشنی بیان نشده است.7

ایشان برای دور نگاه‌داشتن آموزه‌های کابالا از شائبه ثنویت، براساس اساطیر گنوسی، مراحلی را در تکوین ان‌سوف تا مرتبه خلق ارائه دادند؛ اما به نظر می‌رسد تکاپوی صورت گرفته نه تنها مشکل ثنویت را به هیچ‌روی حل و فصل نکرد، بلکه ایشان را در مسیر اثبات ادعای خود با مشکلات جدی‌تری روبه‌رو ساخت.

به واسطه همین تعارض میان خدای کابالا و خدای کتاب مقدس بود که نویسنده‌ای گمنام حوالی سال ۱۳۰۰م. چنین نوشت: «خدای مکنون، به عنوان وجود مطلق یا همان هویتی که عین ذات اوست، موضوع وحی و الهام دیگران نمی‌شود و نباید و نمی‌تواند در اسناد وحیانی و نصوص الهی مانند نوشته‌های اصیل عهد عتیق و سنن یهودی و تفاسیر خاخام‌های یهود معنا یابد.»

بدین ترتیب از دیدگاه برخی اندیشمندان یهودی ان‌سوف نمی‌تواند محل وحی و الهام بر پیامبران عهد عتیق باشد و منطبق‌کردن این خدا با خدای کتاب مقدس کاری است بی‌معنا. با این‌حال پیروان کابالا در توضیح ثنویت موجود بین ان‌سوف و خدای کتاب مقدس، نظریات بسیار متفاوتی را مطرح کردند که در نهایت به این نتیجه کلی ختم شد: «مرحله انتقال ان‌سوف به خدای متشخص و آفرینش‌گر را نمی‌توان توصیف کرد. اما آنچه مسلم است، ‌ان‌سوف به دنبال یک تصمیم‌گیری آزادانه که همواره یک راز ثابت و غیرقابل نفوذ باقی خواهد ماند از اختفا به تجلی رسیده است».

 

 منبع: فاطمه مهدیه، بررسی و نقد مبانی نظری کابالیسم

 

پی‌نوشت:

 

[۱] برگ، ۲۰۱۰، ص ۵۵

[۲] ان‌سوف، در لغت به معنای بی پایان و لایتناهی است.

[۳] المسیری، ۱۳۷۲- ۱۳۸۴، ج۵، ص۱۸۸

[۴] Sabbatai

[۵] دقیقیان، ۱۳۷۸، ص ۳۶۷

[۶] آرمسترانگ، ۱۳۸۲، ص ۲۸۱

[۷] شولم، ۱۳۸۵، ص ۵۸

 

لینک کوتاه: http://khbn.ir/a3CNRs

نظرات: (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

امام خامنه ای (حفظه الله تعالی):

امروز دشمن اصلی ما در دنیا، صهیونیست و استکبار است. پلیدتر از آمریکا، دولت صهیونیست، در فلسطین اشغالی است. چرا؟ چون بالاخره دولت آمریکا، یک دولت و متّکی به یک ملت است. در صورتی که اساساً دولت غاصب صهیونیستی، متّکی بر یک ملت نیست! ملت ساکن آن مناطق، ملتی است که امروز آواره است! اسراییل، از اوّل با ظلم و آدمکشی، با دروغ و فریب به وجود آمده است. مردم فلسطین، در خارج از فلسطین، با حال کوخ نشینی و اردوگاه نشینی زندگی می‌کنند. خانه‌های آنها و وطن آنها در اختیار کسانی است که از اروپا، از استرالیا، از آمریکا، از آسیا و از آفریقا به آن جا رفته‌اند و یک ملت جعلی و دروغین به وجود آورده‌اند و در آن جا به نام یک ملت، زندگی میکنند و دولتی هم دارند! اساساً چنین ملتی، وجود و هویّتی ندارد.