پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

یادداشت| دشمنی یهود با اهل ایمان

عداوت مطرح شده بین مؤمنین و یهود دارای جنبه‌های متعدد است و فقط دشمنی ظاهری را در بر نمی‌گیرد بلکه همه‌ی شئون ضدیت و تقابل تام راشامل می‌شود و هدف از ذکر این تقابل و تضاد شناخت دین حق و باطل و تمایز بین آن دو است که منجر به انتخاب راه صحیح از غلط شده و مؤمنین ویژگیهای یهودیان را کنار گذاشته و تعالیم حقه‌ی دین خاتم نبیین را در پیش گیرند.

 

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر، یکی از ویژگی‌های بارز تفسیر المیزان در مقایسه با تفاسیر دیگر، پرداختن به مسائل جامعه‌‌شناختی و احیاناً روان‌شناختی است، نگاهی کلی به تفاسیر آیات مرتبط با مسائل اجتماعی در المیزان ومقایسه‌ی آن با سایر تفاسیر کاملاً گویای این مطلب است. نگاهی اجمالی به قصص انبیای پیشین در قرآن کریم  گویای این مطلب است که بحث از امت موسای کلیم در صدر این قصص است و آیات فراوانی در رابطه با یهود نازل شده که نشانه‌ی اهمیت سرگذشت این قوم برای همه‌ی مخاطبین قرآن که همه‌ی انسان‌ها اولاً و متقین و مؤمنین1 ثانیاً هستند می‌باشد.

 

معرفی شدیدترین دشمنان مؤمنین در قرآن

«لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَ الَّذینَ أَشْرَکُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ قالُوا إِنَّا نَصارى‏ ذلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسینَ وَ رُهْباناً وَ أَنَّهُمْ لا یَسْتَکْبِرُون2؛ یقیناً سرسخت‌ترین مردم را در کینه و دشمنی نسبت به مؤمنان، یهودیان و مشرکان خواهی یافت. و البته نزدیک‌ترین‌شان را در دوستی با مؤمنان، کسانی می‌یابی که گفتند: ما نصرانی هستیم. این واقعیت برای آن است که گروهی از آنان کشیشان دانشمند و عابدان خدا ترس‌اند، و آنان(در پیروی از حق) تکبّر نمی‌کنند.» سیاق این آیه نسبت به سایر آیات مربوط به یهود متفاوت است، زیرا از آن‌جایی که قرآن از دو ویژگی کلیت و دوام برخوردار است، این آیه هم از یک حقیقت کلی یعنی برای همه‌ی مکان‌ها ودوام یعنی برای همه‌ی زمان‌ها برخوردار می‌باشد، ضمن این‌که این آیه به نحو قضیه‌ی حقیقیه است که نتیجه‌ آن کلیت و دوام خواهد بود، به همین جهت می‌توان نتیجه گرفت: قوم یهود همیشه و همه جا با مؤمنین دشمن خواهند بود.

 

شناخت مومنین با شناخت اهل یهود

علامه طباطبائی (ره) در بیانی بسیار زیبا این تقابل بین یهود و مومنین را با توجه به سیاق آیات ماقبل معنی کرده است. نگاه دقیق و شناخت کامل یهود به ضمیمه‌ی این آیه موجبات شناخت جامعه‌ی اهل ایمان را فراهم می‌آورد. (مثل معروفى است که مى‏گویند: تعرف الاشیاء باضدادها، هر چیزى در مقابل ضد خود بهتر جلوه کرده و شناخته مى‏شود، خداى سبحان نیز براى این‌که حالات و معارف اسلام و حقانیت آن را در دل‌هاى امم و ملل جاى دهد، در چند آیه قبل خرافاتى را که اهل کتاب اسم دین بر آن‌ها نهاده بودند بیان فرمود سپس به همان منظور خرافاتى را که مختص به هر کدام از یهود و نصارا است مثلاً «یَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ» را نسبت به یهود و «إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِیحُ» را نسبت به نصارا ذکر فرمود، آن‌گاه براى این‌که کلام در ایفاى آن منظور بلیغ و رسا و کامل شود نمونه‏اى هم از حال مشرکین بر حال آن دو طایفه افزود، تا شنونده حال و عقاید و رفتار این سه ملت را که بزرگ‌ترین ملت‏هاى روى زمین‏اند دیده و با احوال و عقاید و رفتار مسلمین مقایسه کند تا حقانیت و جلاوت معارف اسلام را به‌خوبى درک کنند، و نیز بدانند که یهود، نصارا و وثنی‌ها3 از نظر دورى و نزدیکى به اسلام یکسان نیستند، آن‌گاه در خاتمه، این جهت را بیان فرموده که نصارا از بقیه ملت‏ها به دین اسلام نزدیک‏ترند.)4 پس علامه طباطبایی(ره) براین باورند که عداوت مطرح شده بین مؤمنین و یهود دارای جنبه‌های متعدد است و فقط دشمنی ظاهری را در بر نمی‌گیرد بلکه همه‌ی شئون ضدیت و تقابل تام راشامل می‌شود و هدف از ذکر این تقابل و تضاد شناخت دین حق و باطل و تمایز بین آن‌دو است که منجر به انتخاب راه صحیح از غلط شده و مؤمنین ویژگی‌های یهودیان را کنار گذاشته و تعالیم حقه‌ی دین خاتم‌نبیین را در پیش گیرند.

و از همین بیان استفاده می‌شود که هیچ نحله و آیینی به اندازه‌ی یهود در مقابله‌ی تام با اسلام واقعی معرفی شده توسط پیامبر خاتم(ص) نیست.

 

چرا صرفاً یهودیان «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً» هستند؟

این‌که قرآن از بین این همه آیین، نحله و مکاتب مختلف یهود را به‌عنوان دینی که به تقابل تام با دین حقه‌ی اسلام پرداخته است معرفی می‌کند بیان‌گر ویژگی‌هایی ذاتی می‌باشد که آن ویژگی‌ها این تقابل را خلق کرده است. همه‌ی ویژگی‌های یهود که در قرآن ذکر شده به این آیه که تقابل مؤمنین و یهود را تضاد تام معرفی می‌کند مرتبط است ولی بارز‌ترین ویژگی‌هایی که منجر به تضاد اسلام و یهود شده است در آیات ماقبل آیه مورد بحث آمده است. علامه‌ی طباطبایی در تبیین آیات ۶۸ تا ۷۰ همین سوره مبارکه مائده می‌نویسد: «قُلْ یا أَهْلَ الْکِتابِ لَسْتُمْ عَلى‏ شَیْ‏ءٍ حَتَّى تُقِیمُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِیلَ» در این آیه شریفه نکته‏ای‌ است که بیان آن نیازمند مقدماتی می‌باشد، آدمى در خلال کارهاى خود این حقیقت را درک مى‏کند که اگر بخواهد کارى را از کارهاى سنگین انجام دهد که در آن حاجت به اعمال قوت و شدتى باشد، لازم است که به جایگاهى مستوى که وى بر آن مسلط باشد تکیه کرده یا بر آن مرتبط شود، مثلاً کسى که چیزى را به‌طرف خود مى‏کشد و یا چیزى را از خود دفع مى‏کند و یا چیز سنگینى را بدوش مى‏گیرد و یا آن را سر پا مى‏کند قبلاً پاى خود را در زمین و جایى که لغزش‌گاه نباشد قرار مى‏دهد، چون مى‏داند اگر جز این کند از عهده انجام آن کار بر نمى‏آید، و این مطلب در علوم مربوطه به‌خوبى مورد بررسى قرار گرفته است، و ما اگر این مطلب را در امور معنوى مثل اعمال روحى و یا اعمال بدنى که با نفسانیات بستگى دارد راه داده و این حساب را در آن‌جا هم بکنیم چنین‏ نتیجه مى‏گیریم که بیش‌تر افعال و کارهاى بزرگ محتاج به پایه و اساسى از معنویات و بنیادى از نفسانیات است، آرى کارهاى بزرگ از هر کسى ساخته نیست، نفسى بردبار و همتى بلند و عزمى آهنین لازم دارد، کما این‌که رستگارى در آخرت و موفقیت در ایفاى وظایف عبودیت هم محتاج است به دلى پارسا و پرهیزگار. هنگامی که مقدمه بیان شده روشن شد نکته‌‏اى که در جمله «لَسْتُمْ عَلى‏ شَیْ‏ءٍ» است به‌خوبى مشخص می‌شود، این جمله کنایه‏‌ای‌ است از این‌که اهل کتاب جا پاى محکمى که بتوانند بر آن تکیه کرده و تورات و انجیل و سایر کتب آسمانى را به‌پا داشته و از انقراض آن‌ها جلوگیرى به‌عمل آورند، ندارند، و این اشاره است به این‌که دین خداوند و فرامین او بار بس سنگینى است که آدمى به‌خودى خود از اقامه آن عاجز است، مگر این‌که بر اساسى ثابت تکیه داشته باشد، و الا کسى از روى هوا و هوس نفسانى نمى‌تواند دین خدا را اقامه کند، و این اشاره را در بسیارى از آیات قرآنى می‌‏یابیم، چنان‌که آیه شریفه‏ «إِنَّا سَنُلْقِی عَلَیْکَ قَوْلًا ثَقِیلًا»5 یکى از آن‌هایى است که این اشاره را در خصوص قرآن دارد، و آیه‏ «لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى‏ جَبَلٍ لَرَأَیْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْیَةِ اللَّهِ وَ تِلْکَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ»6 و آیه «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَیْنَ أَنْ یَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها »7  یکى پس از دیگرى از همان آیاتند. و نیز قرآن کریم درباره تورات خطاب به موسى نموده و مى‏فرماید: «فَخُذْها بِقُوَّةٍ وَ أْمُرْ قَوْمَکَ یَأْخُذُوا بِأَحْسَنِها»8 و هم خطاب به بنى‌اسرائیل کرده و مى‏گوید: «خُذُوا ما آتَیْناکُمْ بِقُوَّةٍ»9 و خطاب به یحیى کرده و مى‏فرماید: «یا یَحْیى‏ خُذِ الْکِتابَ بِقُوَّةٍ»10، بنابراین مقدمه‌‏اى که گفته شد معناى این آیه چنین می‌شود: شما فاقد پایگاهى هستید که براى اقامه دینى که خدا به‌سوی‌تان فرستاده مستحکم باشید و تقوا و توبه پى‌در‌پى و اعتماد به رکن او نیز ندارید، آرى شما سر در راه اطاعت خداوند ندارید، بلکه سر پیچ و متجاوز از حدود خدایید. و این معنایى است که از آیه زیر نیز به‌خوبى استفاده مى‏شود زیرا در این آیه خطاب را متوجه به نبى خود و هم به مؤمنین نموده و می‌فرماید: «شَرَعَ لَکُمْ مِنَ الدِّینِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً وَ الَّذِی أَوْحَیْنا إِلَیْکَ وَ ما وَصَّیْنا بِهِ إِبْراهِیمَ وَ مُوسى‏ وَ عِیسى‏» در حقیقت ادیان الهى را منحصر در شریعت‏‌هاى انبیاى نامبرده کرده، سپس مى‏فرماید: «أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ وَ لا تَتَفَرَّقُوا فِیهِ» بیان مى‏کند که برگشت همه این دستورات وحدت کلمه در اقامه دین است، آن‌گاه مى‏فرماید: «کَبُرَ عَلَى الْمُشْرِکِینَ ما تَدْعُوهُمْ إِلَیْهِ» و این براى این‌ است که به نظرهاى کوتاه‌شان اتفاق و پایدارى در پیروى دین، امرى دشوار و بزرگ مى‏رسیده، سپس با جمله‏ «اللَّهُ‏ یَجْتَبِی إِلَیْهِ مَنْ یَشاءُ وَ یَهْدِی إِلَیْهِ مَنْ یُنِیبُ»11 خبر مى‏دهد از این‌که اقامه دین براى کسى جز به هدایت پى‌درپى الهى دست نمى‏دهد و کسى هم موفق به آن نمى‏گردد مگر این‌که متصف به انابه باشد و با رجوع پى‌درپى‏اش به درگاه خدا، رشته ارتباط با آن درگاه برقرار داشته باشد، و یا جمله‏ «وَ ما تَفَرَّقُوا إِلَّا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْیاً بَیْنَهُمْ»12 که جهت تفرقه و پراکندگی‌شان و علت این‌که نتوانستند دین خدا را اقامه کنند بیان مى‏کند که آن‌ها راه ظلم و تعدى را پیش‌گرفته و از راه وسط و شیوه عادله‏اى که خدا برای‌شان مقرر فرموده، منحرف شدند. جهت لعنت خدا و غضبش بر یهود این بود که آنان از حدود خداوند تجاوز نمودند لذا خدا در بینشان دشمنى انداخت لذا می‌‏بینیم در هر جاى قرآن که سخن از این مقوله رفته است مسلمانان را هم از ثمرات شوم و عاقبت وخیم گناه و گسیختن رشته پیوند از خدا و عدم بازگشت به‌سوى او تحذیر فرموده است، آرى مصیبت عداوت و بغض که براى جمعیت‏هاى بشرى مصیبتى است دردناک، در اثر گناهان مذکور در این آیات روى مى‏دهد.

 

نویسنده: مجید رحیمی

 

 

پی‌نوشت:

[۱] الم ذلِکَ الْکِتابُ لا رَیْبَ فیهِ هُدىً لِلْمُتَّقین‏(بقره ۲).

[۲] مائده ۸۲.

[۳] بت‌پرست.

[4]-ترجمه‌ی تفسیر المیزان ج۶ ص۱۱۴.

[۵] به‌درستى ما به همین زودى گفتارى را بر تو نازل مى‏کنیم که سنگین است بر تو (رسالت و ابلاغ آن). سوره مزمل آیه ۵.

[۶] اگر این قرآن را بر کوهى نازل کنیم خواهى دید که کوه از ترس خدا خاضع و متلاشى می‌شود، و این مثل‏ها را براى مردم مى‏زنیم باشد که به‌فکر بیفتند. سوره حشر آیه ۲۱.

[۷] ما عرضه کردیم این امانت را بر آسمان‌ها و زمین و کوه‏ها، و آن‌ها زیر بار به‌دوش گرفتن آن نرفتند، و از آن ترسیدند ولى انسان آن را به‌دوش گرفت، زیرا او ستم‌پیشه و بسیار نادان می‌باشد. سوره احزاب آیه ۷۲.

[۸] پس با کمال جدیت و با عزمى راسخ بگیر آن را و به قوم خود دستور بده تا بهترین آن را (یا به‌طریق بهترى آن را بگیرند). سوره اعراف آیه ۱۴۵.

[۹] بگیرید آن‌چه شما را داده‏ایم با جدیت تمام و عزم راسخ. سوره بقره آیه ۶۳.

[۱۰] هان اى یحیى بگیر کتاب را با جدیت تمام و عزم راسخ. سوره مریم آیه ۱۲.

[۱۱] تشریع کرد براى شما از اساس دین همان را که به نوح توصیه فرمود و آن‌چه را که به‌تو وحى فرستادیم و آن‌چه را که ابراهیم و موسى و عیسى را به آن وصیت کردیم عبارت بود از این‌که: دین را اقامه کنید و در آن متفرق نشوید، گران‌است بر مشرکین توحیدى که آن‌ها را به آن دعوت مى‏کنى، خداوند هر که را بخواهد به سوى خود می‌کشاند، و به‌سوى خود هدایت مى‏کند کسى را که توبه کند. سوره شورى آیه ۱۳.

[۱۲] و متفرق نشدند مگر بعد از این‌که به حقیقت راه یافتند، با این‌همه از روى ستم و تعدى در بین خود اختلاف کردند. سوره شورى آیه ۱۴.

[۱۳] پس معتقد به این باش(استقامت در دین داشته باش) در حالى که ثبات قدم و میل به آن داشته باشى، پیروى کن فطرت خداى را، همان فطرتى که خداوند مردم را بر طبق آن فطرت آفریده، در آفرینش خداوند تبدیل و تغییر نیست این دین است که می‌‏تواند جامعه را اداره کند ولیکن بیش‌تر مردم نمى‏دانند. سوره روم آیه ۳۲.

 

لینک کوتاه: http://khbn.ir/BrTwL

نظرات: (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

امام خامنه ای (حفظه الله تعالی):

امروز دشمن اصلی ما در دنیا، صهیونیست و استکبار است. پلیدتر از آمریکا، دولت صهیونیست، در فلسطین اشغالی است. چرا؟ چون بالاخره دولت آمریکا، یک دولت و متّکی به یک ملت است. در صورتی که اساساً دولت غاصب صهیونیستی، متّکی بر یک ملت نیست! ملت ساکن آن مناطق، ملتی است که امروز آواره است! اسراییل، از اوّل با ظلم و آدمکشی، با دروغ و فریب به وجود آمده است. مردم فلسطین، در خارج از فلسطین، با حال کوخ نشینی و اردوگاه نشینی زندگی می‌کنند. خانه‌های آنها و وطن آنها در اختیار کسانی است که از اروپا، از استرالیا، از آمریکا، از آسیا و از آفریقا به آن جا رفته‌اند و یک ملت جعلی و دروغین به وجود آورده‌اند و در آن جا به نام یک ملت، زندگی میکنند و دولتی هم دارند! اساساً چنین ملتی، وجود و هویّتی ندارد.