پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

یادداشت| بهانه‌جویی یهودیان صدر اسلام

از کارشکنی‌های بارز یهود بهانه‌جویی‌های آن‌ها بود تا به‌این وسیله از دعوت پیامبر خاتم(ص) شانه خالی کنند. یکی از بهانه‌جویی‌های یهود درخواست قربانی از پیامبر (ص) بود که قرآن‌کریم آن‌را به شیوه‌ای گویا بیان فرموده و تقاضای آن‌ها را بهانه‌ای بیش نمی‌داند.

 

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر، بیش‌تر یهودیان، با وجود یافتن نشانه‌های تورات در حضرت محمد (ص)، حضرت ‌را منکر شدند که علمای‌شان هم از این زمره بودند مگر افرادی چون عبدالله بن سلام و مخیریق بن النضیر که نگرشی دقیق به جایگاه اینان، قبل و بعد از اسلام، از عداوت و دشمنی و لجاجت حکایت دارد. وقتی عبدالله بن سلام مسلمان شد می‌دانست اگر قبیله‌اش از ایمان آوردن وی با خبر شوند او را توبیخ خواهندکرد و زبان به بدگویی خواهند گشود، به همین علت از پیامبر(ص) خواست ایمان آوردن وی ‌را آشکار نسازد تا از قوم خود اعتراف صریح به دانش و پرهیزکاری خود بگیرد. وقتی پیامبر(ص) از یهودیان درباره عبدالله بن سلام پرسید و همگی گفتند: «او پیشوای ‌ما و پیشوازاده و دانشمند عالی‌مقام ماست». عبدالله به پیش قوم خود رفت و مسلمان شدنش را ابراز کرد. انتشار این خبر، خشم یهود را برانگیخت و با این که اندک زمانی از اعتراف دسته‌جمعی نگذشته بود همگی حکم بر فسق و جهل و نادانی او کردند. سران یهود برای تحقیر و بی‌ارزش شمردن این دسته از علمای یهود به اسلام می‌گفتند: «آنان اشرار یهود بودند که آیین ‌اسلام‌ را پذیرفته‌اند و اگر از اخیار ما بودند آیین‌نیکان خود را ترک نمی‌گفتند». قرآن کریم در تنزیه این گروه می‌فرماید: «لَیْسُوا سَوَاءً مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ أُمَّةٌ قَائِمَةٌ یَتْلُونَ آیَاتِ اللَّهِ آنَاءَ اللَّیْلِ وَهُمْ یَسْجُدُونَ: آن‌ها همه یکسان نیستند. از اهل‌کتاب جمعیتی هستند که[به حق و ایمان] قیام می‌کنند و پیوسته در اوقات شب آیات خدا را می‌خوانند، در حالی که سجده می‌نمایند».

 

بهانه‌جویی‌های یهود

از کارشکنی‌های بارز یهود بهانه‌جویی‌های آن‌ها بود تا به‎این وسیله از دعوت پیامبر خاتم (ص) شانه خالی کنند. یکی از بهانه‌جویی‌های یهود درخواست قربانی از پیامبر(ص) بود که قرآن‌کریم آن‌را به شیوه‌ای گویا بیان فرموده و تقاضای آن‌ها را بهانه‌ای بیش نمی‌داند، چنان که می‌فرماید: «الَّذِینَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ عَهِدَ إِلَیْنَا أَلَّا نُؤْمِنَ لِرَسُولٍ حَتَّى یَأْتِیَنَا بِقُرْبَانٍ تَأْکُلُهُ النَّارُ قُلْ قَدْ جَاءَکُمْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِی بِالْبَیِّنَاتِ وَبِالَّذِی قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ، [این‌ها] همان کسانی[هستند] که گفتند که به هیچ پیامبر ایمان نیاوریم تا[این معجزه‌را انجام دهد] یک قربانی بیاورد که آتش [صاعقه‌آسمانی] آن‌را بخورد. بگو پیامبرانی پیش از من برای شما آمدند و دلایلِ روشن و آن‌چه‌را گفتند آوردند، پس چرا آن‌ها را به قتل رساندید اگر راست می‌گویید!»

بعضی از مفسران می‌گویند: «ادعای یهود بر این ‌بود که پیامبران الهی برای اثبات مدعای خود باید این معجزه مخصوص‌را داشته‌باشند و حیوانی‌ را قربانی کنند تا به‌وسیله صاعقه آسمانی در برابر مردم سوخته شود. اگر آنان در ادعای خود صادق بودند و واقعاً همان ‌را می‌خواستند، بسا پیامبرش را به برآوردن درخواست آن‌ها اذن می‌داد، ولی تاریخ نشان می‌دهد در یهود جز بهانه چیز دیگری نبود و اگر پیشنهادشان هم عملی می‌شد باز هم ایمان نمی‌آوردند، زیرا با آن که نشانه‌های پیامبر خاتم (ص) را در کتاب‌های خود خوانده‌بود از قبول و اطاعت وی سرباز می‌زدند. قرآن‌مجید به بیانی گویا به بهانه‌جویی آن‌ها پاسخ می‌دهد که اگر ادعای شما صحیح بود پس چرا به پیامبران پیشین از جمله، زکریا و یحیی و که این قربانی و نشانه‌های دیگر با خود داشتند ایمان نیاوردید و به چه علت آن‌ها را کشتید! 

      

نشانة پیامبری در بنی‌اسرائیل

بعضی دیگر بر ‌این عقیده‌اند که خدای تعالی در تورات به بنی‌اسرائیل دستور داده بود هر کسی به نزد آن‌ها آمد و مدعی پیامبری شد او را تصدیق نکنند تا قربانی بیاورد که آتش آن‌را بخورد، غیر از حضرت عیسی(ع) و حضرت محمد(ص) که باید بدون آوردن قربانی به آن دو ایمان بیاورند. که طبعاً باید از زمان حضرت مسیح(ع) منسوخ می‌گردید، بنابراین سخن یهودیان معاصر پیامبر(ص) اول در این‌باره جز بهانه‌جویی و ادعا چیز دیگری نبوده ‌است. بعضی از مفسرین معتقدند درخواست قربانی به معنای طلب معجزه نبوده است و تنها صورت مذهبی در بین آن‌ها داشت که شرح آن در فصل اول سفر لاویان از تورات آمده ‌است و از آن به نام «قربانی ‌سوختنی» یاد می‌کردند.

تفسیر نمونه این عقیده را رد می‌کند، چون کشتن یک حیوان و سوزاندن آن، عملی خرافی است و هرگز نمی‌تواند جزء دستورات آسمانی انبیاء باشد. از دیگر بهانه‌جویی‌های یهود این بود که از پیامبر(ص) می‌خواستند کتاب‌ آسمانی خود را یک‌جا برای آن‌ها بیاورد، همان‌طور که تورات یک‌باره و یک‌جا نازل شد و این در حقیقت بهانه‌ای بیش نبود، بنابراین وحی الهی نازل شد و درباره توطئه آن‌ها فرمود: «یَسْأَلُکَ أَهْلُ الْکِتَابِ أَنْ تُنَزِّلَ عَلَیْهِمْ کِتَابًا مِنَ السَّمَاءِ فَقَدْ سَأَلُوا مُوسَى أَکْبَرَ مِنْ ذَلِکَ فَقَالُوا أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ ثُمَّ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَیِّنَاتُ فَعَفَوْنَا عَنْ ذَلِکَ وَآتَیْنَا مُوسَى سُلْطَانًا مُبِینًا: اهل کتاب از تو می‌خواهند کتابی از آسمان(یک‌جا) بر آن‌ها نازل کنی؛ [در حالی که این یک بهانه است] آن‌ها از موسی بزرگ‌تر از این را خواستند و گفتند خدا را آشکارا به ما نشان بده و برای این ظلم و ستم، صاعقه آن‌ها را فرا گرفت. سپس گوساله[سامری] را پس از آن‌همه دلایل روشن که برای آن‌ها آمد [به‌خدایی] انتخاب کردند، ولی ما از آن درگذشتیم[و عفو کردیم] و به موسی برهان آشکاری دادیم».

یهودیان در این مورد هم حسن‌نیت نداشتند، زیرا فلسفه نزول کتب ‌آسمانی، ارشاد و هدایت است که گاهی این منظور با نزول دفعی و گاهی با نزول تدریجی حاصل می‌شود؛ چرا که اگر آن‌ها در این عمل خود سوء‌نیت نداشتند از پیامبر(ص) تعلیمات عالی و ارزشمند و دلیل آن‌را می‌خواستند، نه کیفیت نزول کتاب ‌آسمانی؛ بدین جهت خداوند متعال ضمن دل‌جویی از پیامبر(ص) و اشاره به سابقه عناد و لجاجت و بهانه‌جویی آنان در برابر پیامبرشان حضرت موسی(ع) می‌فرماید که آن‌ها از موسی(ع) بزرگ‌تر از این‌را درخواست می‌کردند و همین سبب شد که صاعقه آسمانی آن‌ها را فرا بگیرد.

 

لینک کوتاه: http://khbn.ir/A7MJ7YX

نظرات: (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

امام خامنه ای (حفظه الله تعالی):

امروز دشمن اصلی ما در دنیا، صهیونیست و استکبار است. پلیدتر از آمریکا، دولت صهیونیست، در فلسطین اشغالی است. چرا؟ چون بالاخره دولت آمریکا، یک دولت و متّکی به یک ملت است. در صورتی که اساساً دولت غاصب صهیونیستی، متّکی بر یک ملت نیست! ملت ساکن آن مناطق، ملتی است که امروز آواره است! اسراییل، از اوّل با ظلم و آدمکشی، با دروغ و فریب به وجود آمده است. مردم فلسطین، در خارج از فلسطین، با حال کوخ نشینی و اردوگاه نشینی زندگی می‌کنند. خانه‌های آنها و وطن آنها در اختیار کسانی است که از اروپا، از استرالیا، از آمریکا، از آسیا و از آفریقا به آن جا رفته‌اند و یک ملت جعلی و دروغین به وجود آورده‌اند و در آن جا به نام یک ملت، زندگی میکنند و دولتی هم دارند! اساساً چنین ملتی، وجود و هویّتی ندارد.