پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

یادداشت| خدای مذکر و مؤنث در آموزه‌های کابالا

با پیدایش دو عنصر نرینه و مادینه در تجلیات خداوند، در حقیقت شاهد بروز اصل ثنویت هستیم که از منظر کابالا در سراسر عالم جریان دارد و کابالا برحسب رابطة جنسی زن و مرد از آن نام می‌برد. به‌این ‌ترتیب تجلیات خداوند از دیدگاه کابالا دارای عناصر مذکر و مؤنث است که از طریق آمیزش‌جنسی، باعث صدور یک‌دیگر می‌شوند! هرچند بعدها پیروان کابالا بسیار سعی کردند به این گفتار زوهر جنبه نمادین ببخشند، بودند متصوفه‌ای که مطالعه زوهر را به‌خاطر همین نمادهای جنسی برای افراد زیر سی سال ممنوع کردند.

 

پایگاه صهیون پژوهی خیبر، آموزة سفیروت پس از کتاب سفر یصیرا در کتاب باهیر با اسطوره‌های گنوسی درآمیخت و سپس در کتاب زوهر به حد اعلى قوام یافت. مؤلف زوهر، تجلیات ده‌گانه را در سه‌ دستة سه‌گانه رده‌بندی کرد. سه‌ سفیرة ‌اول: کتر، حوخما و بینا، بیان‌گر بعد فکری خدا؛ سه‌ سفیرة ‌دوم: حسد، گبورا و تیفرت بیان‌گر بعد اخلاقی او و سه‌ سفیرة ‌سوم: نصح، هود و یسود نمایان‌گر نیروهای مادی درون طبیعت هستند. آخرین سفیره یعنی شخینا نیز رابط‌ میان خدا و جهان هستی است. زوهر براساس آموزه‌های گنوسی، برای سفیره‌های صادر شده از ان‌سوف جنبه‌های مذکر و مؤنث قائل شد. در حالی که سفیرۂ اول یعنی کتر خنثی و گاه با خود ان‌سوف یکی دانسته می‌شود. سفیرۂ دوم حوخما، پدر علوی و آسمانی است که نخستین علت مردانه و در بردارنده الگوها و ایده‌آل‌هایی است که خدا برای همه جهان وضع کرده است.

 

مادر آسمانی و نخستین علت زنانه

سفیرة سوم بینا نیز مادر آسمانی و نخستین علت زنانه است که در آن الگو و نمونة جهانی تحقق‌یافته و عینیت می‌یابد. از ارتباط جنسی تجلیات دوم و سوم، سفیرة ششم و دهم پدید می‌آید که از مهم‌ترین تجلیات هستند.1 فیض ‌الهی هم‌چنان ادامه دارد و تجلی‌ چهارم حسد که مذکر و بیان‌گر محبت سرشار الهی است، باسفیر: دین یا عدالت که مؤنث و سرچشمه شریعت و اوامر و نواهی است، در هم‌آمیخته و تیفرت حاصل می‌شود. به اعتقاد کابالا فقط از راه آمیزش عشق و عدالت است که نظام اخلاقی عالم تضمین می‌گردد. در سه‌ گانة سوم، اصل مذکر نصح یعنی تحمل و استقامت خدا با هود اصل مؤنث که جلال و عظمت خداست، متحد شده، یسود(دوام و پایداری عالم) آشکار می‌شود. سفیرة آخر شخینا، عنصری مادینه است که فیض ‌الهی را از یسود دریافت‌کرده و به‌عنوان رابط میان خدا و خلق، آن‌را میان جهانیان پخش می‌کند.

 

دو عنصر نرینه و مادینه در تجلیات خداوند

با پیدایش دو عنصر نرینه و مادینه در تجلیات خداوند، در حقیقت شاهد بروز اصل ثنویت هستیم که از منظر کابالا در سراسر عالم جریان دارد و کابالا برحسب رابطة ‌جنسی زن و مرد از آن نام می‌برد. به‌ این ‌ترتیب تجلیات خداوند از دیدگاه کابالا دارای عناصر مذکر و مؤنث است که از طریق آمیزش‌جنسی، باعث صدور یک‌دیگر می‌شوند! هرچند بعدها پیروان کابالا بسیار سعی کردند به این گفتار زوهر جنبه نمادین ببخشند، بودند متصوفه‌ای که مطالعه زوهر را به خاطر همین نمادهای جنسی برای افراد زیر سی سال ممنوع کردند. در بین مکاتب قدیمی‌تر کابالا، دو اعتقاد اصلی در مورد ماهیت سفیروت وجود داشت. اولین دیدگاه آن‌بود که این تجلیات، خود خداوند را نیز آفریده‌اند و بخش جدایی‌ناپذیر ذات الهی هستند و دیدگاه دوم که از آغاز قرن ‌چهاردهم، در تئوری‌های متأخر کابالایی بیان شد، سفیروت را تنها ظروف و مجرای نیت خداوندی برای آفرینش و حامل فیوضات ‌الهی می‌پنداشتند، که از او جدا شده و ابزاری هستند که خدا با آن‌ها جهان‌ را پدید آورده است.2 وجود دیدگاه‌های متفاوت در باب سفیروت نشان می‌دهد که تابعان کابالا نیز میان دیدگاه توحیدی و دیدگاه دوگانه‌گرایی در تردید بوده‌اند. از این‌روی اعتقاد به تجلیات ده‌گانه یعنی سفیروت، هیچ‌گاه با تعالیم ارتدوکسی یهود موازی نبوده ‌است.

 

مقایسه سفیروت و عقول عشره در فلسفه اسلامی

عقول، موجوداتی غیر مادی و مجرد هستند که هیچ‌گونه شائبه ماده در آن‌ها نیست. هم‌چنین آن‌ها نزدیک‌ترین موجودات(از حیث کمالات) به خدا هستند. از دیدگاه فیلسوفان مسلمان، همه موجودات عالم به یک‌باره و بی‌واسطه نمی‌توانند از ذات واجب‌الوجود صادر شوند؛ بلکه در ابتدا عقول از حق‌تعالی صادر شده و سپس بقیه موجودات توسط این عقول موجودیت یافته‌اند.3 به‌نظر می‌رسد این اندیشه، با اندیشة کابالا مبنی بر خلق جهان مادی توسط واسطه‌هایی به نام سفیروت، شباهت بسیار دارد. البته تفاوت‌های بنیادین نیز بین این دو اندیشه به‌چشم می‌خورد.

 

ماهیت ‌سفیروت                                                                                                  

تفاوت اول به اختلاف نظر مکاتب کابالایی در خصوص ماهیت سفیروت باز می‌گردد. اگر بر اساس نظریه برخی از کابالیست‌های اولیه، سفیروت را با ان‌سوف هم‌جوهر بدانیم، باید آن‌ها را موجوداتی نامتناهی فرض‌ کنیم که خدا برای آفرینش موجودات متناهی، به صدور آن‌ها پرداخته ‌است؛ در حالی‌که در فلسفة اسلامی عقول با این که واسطه آفرینش سایر موجودات پایین‌تر از خود هستند، موجوداتی متناهی و ممکن‌الوجود به شمار می‌آیند؛ به‌عبارت دیگر هرچند عقول در مقایسه با موجودات مادی مثل انسان‌ها، حیوانات، کوه‌ها و درختان و از گستردگی و شدت وجودی بیش‌تری برخوردارند و کمالات بیش‌تر و والاتری دارند، با این‌حال از نظر متناهی و مخلوق‌بودن و نقص و نیاز داشتن به خدا، هیچ فرقی با آن‌ها ندارند.4 اما تفاوت ‌دوم بین سفیروت و عقول ‌عشره در مذکر و مؤنث بودن و روابط ‌جنسی بین دوسفیره برای تولید سفیرة‌ سوم است که در نظریة عقول ‌عشره این نحوه صدور و زایش جایگاهی ندارد.5  به‌نظر می‌رسد اساساً ترسیم چنین رابطه‌ای بین سفیره‌ها ناشی از تصویری انسانی از خدا است؛ یعنی همان مشکلی که‌ در چهره‌ای که از خدا در تورات نمایانده می‌شود، به چشم می‌خورد. در واقع گویی یهود نمی‌تواند به‌جز از ‌منظر تشبیه خدا به انسان، او را تصور کند.

 

پی‌نوشت:

[۱] المسیری، ۱۳۷۲-۱۳۸۴، ج۵، ص ۱۸۸

[۲] المسیری، ۱۳۷۲- ۱۳۸۴، ج ۵، ص ۱۸۸

[۳] مصباح یزدی، ۱۳۶۶، ج ۲، ص ۷۶

[۴] ابن سینا، ۱۴۰۵ ص ۲۲

[۵] جعفری، ۱۳۵۷ ج۲، ص۱۱۸

 

لینک کوتاه: http://khbn.ir/LtKPUHL

نظرات: (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

امام خامنه ای (حفظه الله تعالی):

امروز دشمن اصلی ما در دنیا، صهیونیست و استکبار است. پلیدتر از آمریکا، دولت صهیونیست، در فلسطین اشغالی است. چرا؟ چون بالاخره دولت آمریکا، یک دولت و متّکی به یک ملت است. در صورتی که اساساً دولت غاصب صهیونیستی، متّکی بر یک ملت نیست! ملت ساکن آن مناطق، ملتی است که امروز آواره است! اسراییل، از اوّل با ظلم و آدمکشی، با دروغ و فریب به وجود آمده است. مردم فلسطین، در خارج از فلسطین، با حال کوخ نشینی و اردوگاه نشینی زندگی می‌کنند. خانه‌های آنها و وطن آنها در اختیار کسانی است که از اروپا، از استرالیا، از آمریکا، از آسیا و از آفریقا به آن جا رفته‌اند و یک ملت جعلی و دروغین به وجود آورده‌اند و در آن جا به نام یک ملت، زندگی میکنند و دولتی هم دارند! اساساً چنین ملتی، وجود و هویّتی ندارد.