پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

گفت‌وگو| امارات مجبور به پذیرش توافق عادی‌سازی با اسرائیل شده است

امارات کشوری تجاری است و این تجارت توسط مردم صورت می‌گیرد. اگر این کشور کاری کند که تحت‌فشار اقتصادی و تحریم‌های احتمالی قرار بگیرد، با مشکل مواجه می‌شود. به نظر می‌رسد، پذیرش این توافق از سوی امارات دستور کار آمریکایی بوده است.

 

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر، آمریکا، رژیم صهیونیستی و امارات متحده عربی با انتشار بیانیه‌ای در روز پنجشنبه (23 مرداد) اعلام کردند: امارات و رژیم اسرائیل برای عادی‌سازی روابط به توافق رسیده‌اند. خبرنگار پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر به جهت بررسی ابعاد این توافق ننگین، گفت‌وگوی ویژه‌ای با «دکتر حسین آجرلو»، پژوهشگر و کارشناس مسائل منطقه انجام داده است. در ادامه متن مصاحبه تقدیم می‌گردد:

 

خیبر: از نظر شما رسمی و عادی‌شدن روابط امارات با رژیم اسرائیل، نسبت به زمانی که روابط این دو رژیم پنهانی بود، شرایط خاصی را رقم خواهد زد؟

اصولاً برقراری رابطة دیپلماتیک به معنی به‌رسمیت‌شناختن طرفین است و به نوعی یک حرکت سیاسی محسوب می‌شود. برقراری یک رابطه سیاسی جدید، مخصوصاً اگر این رابطه سال‌های سال برقرار نبوده باشد، یک پیام سیاسی دارد. از این لحاظ می‌توانیم بگوییم برقراری رابطه سیاسی که دو روز پیش از سوی رژیم صهیونیستی و آمریکا و امارات اعلام شد، یک پیام برای جهان داشت و آن هم آغاز مجدد روند عادی‌سازی و برقراری رابطه سیاسی بود که تقریباً از دهه 90 میلادی به این سو، به این شکلی که اخیراً اتفاق افتاد نبوده است. مخصوصاً بعد از طرح ملک عبدالله که در سال 2002م مطرح شد. لذا ممکن است روندی که اخیراً آغاز شده، توسط کشورهای دیگر ادامه پیدا کند.

 

خیبر: این عادی‌سازی چه منافعی برای رژیم اسرائیل خواهد شد؟

یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های رژیم صهیونیستی، عدم مشروعیت در منطقه غرب آسیا نسبت به همسایگانش است؛ مخصوصاً نسبت به همسایگان عرب. به‌رسمیت‌شناختن سیاسی این رژیم توسط کشورهای دیگر به نوعی مشروعیت این رژیم در منطقه را افزایش خواهد داد و این یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های رژیم صهیونیستی را برطرف می‌کند. به همین جهت می‌بینیم که نخست‌وزیر رژیم اسرائیل و اکثر جریانات سیاسی این روند را یک روند تاریخی خواندند. اگرچه قبلاً هم سفارت‌خانه‌هایشان را در اردن و مصر بازگشایی کردند؛ اما حرکت اخیر بعد از حدود 30-40 سال صورت گرفته است.

در جریان برقراری صلح مادرید میان اردن و رژیم صهیونیستی، پیشرفت‌هایی در خصوص تشکیل کشور فلسطین ایجاد شده بود. در ماجرای پیمان کمپ دیوید نیز مصر با پذیرش این توافق بخشی از اراضی خود در سرزمین سینا را پس گرفت. اما امارات در حرکت اخیر، بدون هیچ دستاوردی یک اتفاق تاریخی به نفع رژیم صهیونیستی رقم زد.

بحث دیگر این است که صهیونیست‌ها در زمان ریاست‌جمهوری ترامپ، چند پروژه از قبیل به‌رسمیت‌شناختن بیت‌المقدس به عنوان پایتخت رژیم جعلی اسرائیل، به‌رسمیت‌شناختن جولان برای این رژیم و معامله قرن را در دستور کار قرار دادند. در این شرایط که فاصله و چالش بین صهیونیست‌ها و فلسطینی‌ها به بیش‌ترین حد خود رسیده بعد از سازشی که در اوایل دهه 90 اتفاق افتاد- صهیونیست‌ها موفق شدند یک کشور تقریباً مهم عربی که از نظر ثروت جایگاه خاصی دارد را وارد روندهای مدنظر خودشان کنند.

همچنین تیم نتانیاهو می‌توانند برای پیروزی ترامپ که پیش از انتخابات در شرایط خوبی قرار ندارد، برخی از صهیونیست‌های تندرو را برای کمک بیش‌تر به کمپین ترامپ تشویق کنند. در واقع ترامپ از توافق اخیر به دنبال بهره‌برداری در عرصه سیاست داخلی است.

مسئله دیگری هم وجود دارد: آغاز روابط رسمی و دیپلماتیک بین امارات متحده عربی و رژیم اسرائیل، منجر به ورود رسمی صهیونیست‌ها به منطقه خلیج‌فارس و همسایگی جمهوری اسلامی و در مناطق استراتژیک خلیج‌فارس خواهد شد که این به نوعی زمینه را برای حضور و نفوذ رسمی صهیونیست‌ها در منطقه خلیج‌فارس آماده می‌کند و از نظر صهیونیست‌ها می‌تواند منجر به تحت‌فشار قراردادن ایران در شرایط فعلی باشد.

 

خیبر: باتوجه به مطالبی که فرمودید و انفجار اخیری که در بیروت رخ داد  و در پی آن حزب‌الله شدیداً تحت فشار قرار گرفته، می‌شود اینطور جمع‌بندی کرد که فشار بر جبهه مقاومت به شدت افزایش یافته است. از نظر شما مقاومت باید اقدام بزرگ و پر سر و صدایی انجام دهد تا از این فشار خارج شود؟

یکی از راهبردها برای اینکه یک بازیگر موثر در یک منطقه را تحت تاثیر قرار بدهند، این است که یک‌سری اقدامات پیوسته انجام دهند که این اقدامات فشار را افزایش داده و در نهایت حجم بازیگری آن بازیگر را در منطقه کاهش دهد. به نظر می‌رسد روندی که شروع شده و هدف قراردادن مقاومت در سوریه، انفجار در بیروت و اعمال فشار مضاعف بر حزب‌الله، تحت‌فشار قراردادن حشدالشعبی و قانون سزار و تحریم اقتصادی سوریه و شناسایی رژیم صهیونیستی توسط امارات، جزئی از این روند و در راستای راهبرد فشار همه‌جانبه بر مقاومت اسلامی در منطقه هستند.

به نظر من مقاومت باید با هوشمندی عمل کند تا بتواند از زیر این فشار خارج شود. نباید فراموش کنیم که قبلاً هم فشارهای زیادی بر مقاومت وارد شده و البته مقاومت موفق شده آن‌ها را پشت‌سر بگذارد. ان‌شاءالله مقاومت با اتخاذ یک راهبرد درست می‌تواند از شرایط فعلی نیز به خوبی عبور کند. این راهبرد ضمن هوشمندبودن، باید در حوزه‌های دیپلماسی، نظامی-امنیتی و رسانه‌ای باشد. چراکه اقدامات دشمن نیز در این سه زمینه انجام می‌گیرد.

 

خیبر: امارات چه منافعی از این توافق کسب خواهد کرد؟

اکثر حاکمان حوزه خلیج‌فارس به شدت در حوزه امنیتی دفاعی به آمریکا وابسته هستند. اولین نکته این است که به نظر من، شاید حاکمان امارات خواستشان این نبود که وارد چنین توافقی شوند و میان جهان عرب و در بین مردم تحت‌فشار قرار بگیرند. امارات کشوری تجاری است و این تجارت توسط مردم صورت می‌گیرد. اگر این کشور کاری کند که تحت‌فشار اقتصادی و تحریم‌های احتمالی قرار بگیرد، با مشکل مواجه می‌شود. به نظر می‌رسد، پذیرش این توافق از سوی امارات دستور کار آمریکایی بوده است. با توجه به اینکه ترامپ پیش از انتخابات شرایط خوبی ندارد و پیروزی او مشخص نیست، امارات اگر کمی هوشمندی داشت و این راهبرد به نعفش بود، سعی می‌کرد با رئیس‌جمهور بعدی آمریکا این پروژه را پیش ببرد.

اما ظاهراً میزان تاثیرگذاری آمریکا در این کشورها به قدری زیاد است که با یک فرمان آمریکایی، توافق شکل می‌گیرد. یعنی پذیرش توافق توسط امارات به وابستگی این کشور به آمریکا برمی‌گردد. به خصوص اینکه امارات متحده در جنگ یمن و تحولات منطقه نشان داد بسیار آسیب‌پذیر است و به نوعی می‌خواهد با این توافق، حمایت‌های هرچه بیش‌تر آمریکا را جلب کند.

از سوی دیگر، امارات در شرایط کنونی به دنبال تقویت ائتلاف‌سازی‌های خود بر علیه محور مقاومت به خصوص جمهوری اسلامی ایران و اخوان‌المسلمین است. همانطور که می‌دانیم، جبهه مقاومت و جریان اخوان‌المسلمین که ترکیه و اردوغان سردمدار آن است، نسبت به رژیم صهیونیستی موضع‌گیری تندی دارند. به نظر می‌رسد، اماراتی‌ها با اقدام اخیرشان سعی کردند با صهیونیست‌ها وارد ائتلاف شوند تا به نظر خودشان رقبای منطقه‌ای‌شان را تحت‌فشار قرار دهند.

موضوع سوم این است که شیخ‌نشین‌ها، مثلاً شیخ محمد بن زاید، جایگاه‌های متزلزلی دارند و اگر مورد حمایت آمریکا نباشد، ممکن است در برابر سایر شاهزاده‌ها برای کسب قدرت با چالش مواجه شوند. این مسئله در خصوص محمد بن‌سلمان هم صدق می‌کند. می‌بینیم که هرگاه بن‌سلمان اقدامی خلاف نظر آمریکا یا غربی‌ها انجام می‌دهد، جانشین‌های احتمالی او به سرعت مطرح می‌شوند. به نظر می‌رسد توافق اخیر امارات و رژیم صهیونیستی را از این منظر نیز باید مورد توجه قرار داد.

مسئله دیگر این است که محمد بن زاید و امارات در سال‌های اخیر نشان داده‌اند به دنبال ماجراجویی‌های منطقه‌ای هستند. به نظر می‌رسد این کشور در پی ورود به خلأهایی است که در منطقه وجود دارد و می‌خواهد در این فضا به ماجراجویی بپردازد. می‌خواهم این را بگویم که توافق اخیر امتیاز اقتصادی برای امارات نخواهد داشت. چون احتمال تعارض با کشورهایی نظیر جمهوری اسلامی و اقدام تنبیهی احتمالی که شاید خیلی آشکار نباشد- قطعاً هزینه‌هایش برای امارات بیش‌تر از منافع اقتصادی است.

 

خیبر: بنابراین امارات برای جلوگیری از ضررهای احتمالی وارد این توافق شده است.

بله همینطور است. همچنین اماراتی‌ها برای اینکه رقابتشان با جمهوری اسلامی و ترکیه را بتوانند به نفع خودشان تقویت کنند، وارد این توافق شدند. اگر توجه کرده باشید رابط میان امارات و رژیم صهیونیستی، یوسی کوهن[1]، رئیس موساد است که سفرهای متعددی به امارات داشته است. لذا تقویت روابط موساد با نهادهای امنیتی امارات، شاید فضایی را برای امارات به وجود بیاورد تا این کشور دست بازتری برای تحرک در منطقه داشته باشد. از طرفی، امارات کشور ثروتمندی است و رژیم صهیونیستی می‌تواند بسیاری از مشکلات اقتصادی‌اش را به واسطة اعمال فشار آمریکا بر امارات، برطرف کند.

 

خیبر: ممنون از اینکه در این گفت‌وگو شرکت کردید.

 

پی‌نوشت:


[1]. Yossi Cohen

 

لینک کوتاه: http://khbn.ir/lZIu

نظرات: (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

امام خامنه ای (حفظه الله تعالی):

امروز دشمن اصلی ما در دنیا، صهیونیست و استکبار است. پلیدتر از آمریکا، دولت صهیونیست، در فلسطین اشغالی است. چرا؟ چون بالاخره دولت آمریکا، یک دولت و متّکی به یک ملت است. در صورتی که اساساً دولت غاصب صهیونیستی، متّکی بر یک ملت نیست! ملت ساکن آن مناطق، ملتی است که امروز آواره است! اسراییل، از اوّل با ظلم و آدمکشی، با دروغ و فریب به وجود آمده است. مردم فلسطین، در خارج از فلسطین، با حال کوخ نشینی و اردوگاه نشینی زندگی می‌کنند. خانه‌های آنها و وطن آنها در اختیار کسانی است که از اروپا، از استرالیا، از آمریکا، از آسیا و از آفریقا به آن جا رفته‌اند و یک ملت جعلی و دروغین به وجود آورده‌اند و در آن جا به نام یک ملت، زندگی میکنند و دولتی هم دارند! اساساً چنین ملتی، وجود و هویّتی ندارد.