پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

یادداشت| درآمدی بر نظریه صیمصوم در تاریخ کابالا

نظریه صیمصوم در نظام فکری لوریا، اگر چه نقشی محوری دارد اما اشکالات مهمی بر آن وارد است. این موضوع که خدا برای آفرینش جهان چون وجودش همه جا را فرا گرفته بود باید خود را جمع می‌کرد یا محدود می‌ساخت، نمایان‌گر تصوری انسانی و به تعبیر دیگر تصوری جسمانی از خدا است.

 

 

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر، نظریه صیمصوم1 در تاریخ کابالا یکی از پیچیده‌ترین مفاهیمی است که اسحاق لوریا، نظریه‌پرداز و متصوفه قرن شانزدهم، آن را در تعالیم این طریقت وارد کرد. لوریا با ارائه دادن نظریه صیمصوم، «ظروف‌شکسته» و تیقون2 تحولی اساسی در آموزه‌های کابالا به وجود آورد؛ تا آن‌جا که پس از او کابالای لوریایی در کنار کابالای زوهری قرار گرفت البته آن‌چنان که گرشوم شولم معتقد است این نظریه چنان زمخت و خام بود که بعدها تلاش فراوانی در قاعده‌مند کردن آن از طرف اهالی کابالا به کار رفته است.3

 
صیمصوم در مکتب لوریا

صیمصوم در مکتب لوریا در پاسخ به چند سؤال طرح گردید: اول آن‌که: اگر خدا همه جا هست، جهان چگونه می‌تواند آفریده شده باشد؟ دوم: اگر خداوند در جایی نباشد، چگونه اشیا می‌توانند باشند و سوم: چگونه از عدم، جهان به وجود آمده است؟ به اعتقاد لوریا، از آن‌جا که خداوند در همه جا حضور دارد، جهت فعل آفرینش، نیاز به مکانی بدون او است؛ از این‌رو ان‌سوف برای خلق عوالم گوناگون مجبور شد در خود منقبض شود یا عقب بنشیند تا در خلأیی که بر اثر این عقب‌گرد ایجاد شده است، بتواند به کار خلق بپردازد. از این منظر، فعل صیمصوم به معنای تمرکز خداوند در یک نقطه نیست بلکه عقب‌نشینی وی از یک نقطه است.4 در این عقب‌نشینی، همان تهی یا خلاء و عدمی که خدا به آن نیاز داشت تا آفرینش را شروع کند، حاصل شد. با این توضیحات نظریه صیمصوم، خدای مکنون و دست نیافتنی کابالا را: محدود کرد؛ برایش حد و مرز قائل شد برایش حد و مرز قائل شد و به درون خویشتن تبعیدش کرد.5 فرایند صیمصوم کوششی جدی در پاسخ به نظریه خلق از عدم بود.6 در این فعل، خلأیی جدای از خدا به وجود آمد تا با فیضان انوار الهی به‌عنوان عمل ثانوی خداوند، آفرینش تحقق یابد.

 
اشکالات فرضیة صیمصوم

نظریه صیمصوم در نظام فکری لوریا، اگر چه نقشی محوری دارد اما اشکالات مهمی بر آن وارد است. این موضوع که خدا برای آفرینش جهان چون وجودش همه جا را فرا گرفته بود «باید خود» را جمع می‌کرد یا محدود می‌ساخت، نمایان‌گر تصوری انسانی و به تعبیر دیگر تصوری جسمانی از خدا است. لوریا ان‌سوف را مانند شیئ تصور می‌کند که مکانی را اشغال کرده است؛ پس همان‌گونه که اجسام انعطاف‌پذیر می‌توانند با تغییر در حجم خود، جمع شوند تا برای اجسام دیگر جا باز بشود، ان‌سوف هم که در ابتدا وجودش همه جا را اشغال کرده بود، حالا به ضرورتی باید خودش را جمع کرده محدود سازد. اگر در مورد ان‌سوف بتوان چنین تصوری داشت، پس او موجودی مادی و جسمانی است و به ناچار ویژگی‌های جسمانیات را خواهد داشت؛ از جمله این که چنین موجودی طبعاً قابل اشارۂحسی است؛ زیرا اشاره حسی با توجه به مکان انجام می‌گیرد و هر چه مکان‌دار باشد، قابل اشاره حسی هم خواهد بود و می‌توان درباره آن گفت: این جا است یا آن جا نیست.7 از سویی موجود جسمانی دارای امتداد چهارمی است که از آن به زمان تعبیر می‌شود. پس آن هنگام که موجودی زمان‌دار باشد، دارای حرکت تدریجی است؛ زیرا «زمان و حرکت رابطه ای نزدیک و ناگسستنی دارند و هیچ حرکتی بدون زمان تحقق نمی‌یابد؛ چنان که تحقق زمان، بدون وجود نوعی حرکت و دگرگونی پیوسته و تدریجی امکان ندارد»8 بنابراین چنین موجودی در تقسیمات وجود، موجودی سیال خواهد بود و نه ثابت.

 
مکان ان‌سوف

از این منظر اگر درباره ان‌سوف صحبت از جا و مکان باشد، باید پذیرفت که جسم است. اگر جسم باشد، موجودی زمانی و متحرک خواهد بود و هر حرکتی محرکی می‌خواهد. پس ان‌سوف طبق این قاعده، خود نیازمند موجود دیگری است که شایسته است او را خدا بنامیم. خدای جدید که محرک ان‌سوف است، باید جسمانی نباشد تا زمان، مکان و حرکت نداشته باشد؛ چون در این صورت باز همین اشکالات بر او نیز وارد خواهد شد. اگر ادعای لوریا درباره ان‌سوف صادق باشد، ثابت می‌شود که ان‌سوف خدا نیست بلکه موجود نیازمندی است مانند سایر موجودات، و اگر ان‌سوف حقیقتاً خدا باشد، پس ادعای جمع شدن و انقباض در مورد او صادق نیست، مگر آن‌که جسمانی بودن خداوند را باور داشته باشیم.

 

فاطمه مهدیه، بررسی و نقد مبانی نظری کابالیسم

 

پی‌نوشت:

[۱] Zimzum

[۲] Tikkun

[۳] شولم، ۱۳۸۵، ص ۳۳۲

[۴] همان، ص ۳۳۰

[۵] آرمسترانگ، ۱۳۸۲، ص ۳۰۶

[۶] شولم، ۱۳۸۵، ص ۳۳۲

[۷] مصباح یزدی، ۱۳۶۶، ج۲، ص ۵۹

[۸] همان، ص ۶۸

 

لینک کوتاه: http://khbn.ir/hvFiDX

نظرات: (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

امام خامنه ای (حفظه الله تعالی):

امروز دشمن اصلی ما در دنیا، صهیونیست و استکبار است. پلیدتر از آمریکا، دولت صهیونیست، در فلسطین اشغالی است. چرا؟ چون بالاخره دولت آمریکا، یک دولت و متّکی به یک ملت است. در صورتی که اساساً دولت غاصب صهیونیستی، متّکی بر یک ملت نیست! ملت ساکن آن مناطق، ملتی است که امروز آواره است! اسراییل، از اوّل با ظلم و آدمکشی، با دروغ و فریب به وجود آمده است. مردم فلسطین، در خارج از فلسطین، با حال کوخ نشینی و اردوگاه نشینی زندگی می‌کنند. خانه‌های آنها و وطن آنها در اختیار کسانی است که از اروپا، از استرالیا، از آمریکا، از آسیا و از آفریقا به آن جا رفته‌اند و یک ملت جعلی و دروغین به وجود آورده‌اند و در آن جا به نام یک ملت، زندگی میکنند و دولتی هم دارند! اساساً چنین ملتی، وجود و هویّتی ندارد.