پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

یادداشت| مسیح‌گرایی در مکتب کابالا

پیروان کابالا تحت‌تأثیر مسیح‌گرایی زوهر در صفد گرد آمدند. در این زمان علاقه فراوانی به تفسیر زوهر و بحث در مورد محتوای عقیدتی آن به وجود آمد. صفد، حدود چهل سال پس از مهاجرت یهودیان از اسپانیا، به طور خاص محفل پیروان کابالا گشت.

 

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر، اخراج یهودیان از اسپانیا و پرتغال به‌ترتیب در سال‌های ۱۴۹۲ و ۱۹۹۷م. باعث مهاجرت پیروان کابالا، به شمال آفریقا، ایتالیا و مشرق شد. انتشار کابالا در این مناطق، پس از قرن پانزدهم گسترش چشم‌گیری داشت. در این قرن کابالای گرونایی به محوریت زوهر بیش از پیش در اجتماعات جدید که به واسطه یهودیان اخراج شده تأسیس شده بود، اثر گذاشت و به‌عنوان عامل روحانی مهمی در زندگی آنان تا اواسط قرن شانزدهم گسترش یافت. محصول ادبی نخستین نسل بعد از مهاجرت، قابل توجه است. این نسل از پیروان کابالا، علاقه‌مند به حفظ سنت‌های رمزی و وارث کابالای اسپانیا بودند؛ از این رو ماهیت تألیفات آن‌ها سعی و تلاشی بود برای ایجاد طرح‌های تفکری جامع که در آن تمام زنجیره عرفانی و کیهانی وجود، توصیف می‌شد. این امر بر عهده برخی از پیروان کابالای اسپانیا قرار گرفت؛ افرادی که به صورت اصولی سنت‌های رمزی قدیمی‌تر را سازماندهی کردند. هم‌چنین برخی از پیروان کابالا در ایتالیا مانند یوحنان آلمانو1 در پی آن بودند تا بین فلسفه، جادو و کابالا پیوند ایجاد کنند. پس از مهاجرت یهودیان، جریان روبه‌رشد کابالا به فلسطین رسید. رنسانس صفد در قرن شانزدهم دوره‌ای از شور عرفانی و روشن‌فکری بود که اخراج از اسپانیا و دیگر مصیبت‌های اواخر آن قرن، این شور را تقویت می‌کرد. در ۲۵ سال اول قرن شانزدهم، صفد شهری دور افتاده بر بالای تپه جلیل2  بود که بیش از ۱۲۰۰ شهروند نداشت. با وجود این در ۲۵ سال آخر همین قرن، صفد محل زندگی ۱۸۰۰۰ یهودی شد.

 
مسیح‌گرایی در مکتب کابالا

پیروان کابالا تحت‌تأثیر مسیح‌گرایی زوهر در صفد گرد آمدند. در این زمان علاقه فراوانی به تفسیر زوهر و بحث در مورد محتوای عقیدتی آن به وجود آمد. صفد، حدود چهل سال پس از مهاجرت یهودیان از اسپانیا، به طور خاص محفل پیروان کابالا گشت. بدون تردید تا زمان اخراج یهودیان از اسپانیا آثار تألیف شده در این حوزه بسیار بوده است؛ اما اغلب آن‌ها به کار نظام‌مند کردن و ترویج زوهر و یا گسترش نظریه‌پردازی‌هایی که پیش‌تر در قرن سیزدهم به وجود آمده بودند، پرداختند ولی پس از تبعید مباحث مربوط به انتظار مسیحا شدت یافت.3 از آوازه شهر صفد برای مدت طولانی ادامه نیافت. در سال ۱۵۷۶م. سلطان عثمانی فرمان اخراج یک‌هزار یهودی را از صفد، به منظور جای‌گزین کردن جمعیت جدید در جزیره تازه تسخیر شده قبرس داد. هرچند بلافاصله آن فرمان لغو شد اما یهودیان زیادی شهر را ترک کردند. فراوانی جمعیت صفد، بعدها به خاطر فساد دولت‌مردان عثمانی، وقوع زلزله‌های خانمان برانداز و یورش‌های دوره‌ای اعراب محلی، روبه‌کاهش گذاشت. در قرن هفدهم، صفد مستعمره‌ای معمولی در قلمروی دور افتاده بود؛ در حالی که نظریات کابالایی که در آن‌جا به ظهور رسید، به سرعت در سرزمین‌های یهودی‌نشین گسترش یافت. پیروان کابالا در صفد تألیفاتی از خود برجای گذاشته‌اند که هر کدام در پیشرفت این مکتب سهم فراوانی داشت. از مهم‌ترین پیروان کابالا در این مکتب می‌توان به موسی کوردورو،4 موسی بن یعقوب قرطبی، اسحاق لوریا و شاگردانش حییم ویتال5 و ربی یوسف بن تابول اشاره کرد.

 

 پی‌نوشت:

[۱] Yohanan Alemanno

[۲] Galilee

[۳] وایدا، ۱۳۸۰، ص ۱۲۶

[۴] Moses Cordovero

[۵] Haim Vital

 

لینک کوتاه: http://khbn.ir/3jq

نظرات: (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

امام خامنه ای (حفظه الله تعالی):

امروز دشمن اصلی ما در دنیا، صهیونیست و استکبار است. پلیدتر از آمریکا، دولت صهیونیست، در فلسطین اشغالی است. چرا؟ چون بالاخره دولت آمریکا، یک دولت و متّکی به یک ملت است. در صورتی که اساساً دولت غاصب صهیونیستی، متّکی بر یک ملت نیست! ملت ساکن آن مناطق، ملتی است که امروز آواره است! اسراییل، از اوّل با ظلم و آدمکشی، با دروغ و فریب به وجود آمده است. مردم فلسطین، در خارج از فلسطین، با حال کوخ نشینی و اردوگاه نشینی زندگی می‌کنند. خانه‌های آنها و وطن آنها در اختیار کسانی است که از اروپا، از استرالیا، از آمریکا، از آسیا و از آفریقا به آن جا رفته‌اند و یک ملت جعلی و دروغین به وجود آورده‌اند و در آن جا به نام یک ملت، زندگی میکنند و دولتی هم دارند! اساساً چنین ملتی، وجود و هویّتی ندارد.