پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

یادداشت| درآمدی بر اصلی‌ترین میراث تصوف یهود

پیروان کابالا، منشأ مطالب و محتوای زوهر را از آدم ابوالبشر می‌دانستند که تعالیم آن پس از وی به صورت شفاهی نسل به نسل شد و سرانجام ایلیای نبی(علیه‌السلام) آن را در غاری به شمعون بن‌یوهای آموخت. او نیز این اسرار و حکمت‌ها را، هنگام مرگ با شاگردان در میان گذاشت، تا سرانجام تقدیر بر آن بود که این تعالیم به واسطه موسی دلئون در اختیار قوم یهود قرار گیرد.

 

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر، در اواخر سده سیزدهم میلادی در قلب شهر کاستیل در اسپانیا، کتابی تدوین گشت که مقدر بود همانند نامش بر تمام آثار ادبی کابالا، چه پیش و چه پس از خود «پرتوافکنی» کند. این کتاب که سفر هازوهر نام داشت، به لطف پیروان کابالا، اصلی‌ترین میراث تصوف یهود شناخته شد و دیری نپایید که هم‌تراز با کتاب مقدس و تلمود، در اندیشه مردم جای گرفت. انتساب زوهر به نویسندگان متعدد یا موسی دلئون، قرن‌ها محل تأمل پژوهش‌گران یهودی بود؛ اما در سال‌های اخیر تحقیقات پژوهش‌گر یهودی، گرشوم شولم هیچ ابهامی در انتساب این اثر به موسی دلئون برجای نگذاشت. به‌نظر می‌رسد موسى دلئون قباله‌گرای قرن سیزدهم از آن جهت که گفتارش در نزد مردم از اعتبار بیش‌تری برخوردار شود، کتاب زوهر را به شمعون بن یوحای1 متصوفه یهودی قرن دوم منتسب ساخت. با این عمل شائبه تأثیر پذیری این اثر از منابع مسیحی و اسلامی نیز از میان می‌رفت؛ چرا که اسپانیای اسلامی در آن زمان متفکران و فیلسوفان مسلمان بزرگی را در دامان خود پرورانده بود که به شهادت تاریخ، آثار متفکران یهودی و حتی مسیحی متأثر از آن‌ها بود.2هرچند عده‌ای از پیروان کابالا از لحاظ ادبی، زوهر را جدی نگرفتند و آن را متنی خیال پردازانه انگاشتند و برخی از بزرگان کابالا نیز خوانندگان آثار خویش را از به کارگیری تعالیم زوهر برحذر داشتند، از دیگر سوی، کابالیست‌های فراوانی نیز این کتاب را معتبر شناخته، حتی اندک تأملی در انتساب این اثر به شمعون بن یوحای نداشتند. به تدریج زوهر در بین یهودیان، آن‌چنان جایگاه رفیعی یافت که هر خانوادۂ مؤمن، دست کم یک جلد از آن کتاب را حتی اگر نمی‌خواند، در خانه نگاه می‌داشت؛ زیرا بر این باور بود که وجود این مجموعه در خانه، سبب حفظ ساکنان از خطرات و بلایا و آفات می‌شود.3 برخی نیز زوهر را همانند کشتی نوح(علیه‌السلام) می‌دانستند که حاملان خود را از طوفان در امان می‌دارد.4

منشأ مطالب و محتوای زوهر

پیروان کابالا، منشأ مطالب و محتوای زوهر را از آدم ابوالبشر می‌دانستند که تعالیم آن پس از وی به صورت شفاهی نسل به نسل شد و سرانجام ایلیای نبی(علیه‌السلام) آن را در غاری به شمعون بن یوهای آموخت. او نیز این اسرار و حکمت‌ها را، هنگام مرگ با شاگردان در میان گذاشت، تا سرانجام تقدیر بر آن بود که این تعالیم به واسطه موسی دلئون در اختیار قوم یهود قرار گیرد.5 با این اوصاف اگر به آموزه‌های زوهر از زاویه‌ای دیگر بنگریم، در می‌یابیم که مؤلف کتاب، با شرح و توصیف مبانی نظری کابالا به بهانه تفسیر بطون تورات، بیش‌تر به دنبال نشر افکار آمیخته به خرافات و تعالیم گاه در تضاد با کتاب مقدس بوده است. آن‌جا که آیات کتاب مقدس بر یکتایی خداوند تأکید دارد، زوهر در پی قوام بخشیدن به اندیشه خدای نامعین و دست نیافتنی به غیر از خدای کتاب مقدس است؛ حتی در شرح وجود عنصر مادینه در خداوند، قلم‌فرسایی کرده و آموزه‌های بدیعی را مطرح می‌کند.

 
مطالعه زوهر ، هیجان‌انگیز و ویران‌گر است

به اعتقاد بسیاری از اندیشمندان یهودی، مطالعه زوهر و متون مرتبط با آن، هیجان‌انگیز و ویران‌گر است و این دقیقاً به خاطر صور خیالی به شدت جنسی است که به‌عنوان مناسب‌ترین شکل برای نشان دادن فعل و انفعالات بین سفیروت به کار رفته است. استفاده از تصاویر انسان‌انگارانه و حتی شهوت‌انگیز برای بیان این ارتباط موجب شد تا مطالعه کتاب زوهر برای آنان که در سنت ربی آموزش ندیده‌‌اند و آنان که زیر سن بلوغ عرفانی، یعنی چهل سالگی هستند، ممنوع شود.6 زوهر دارای ۲۶ فصل است و بخش عمده آن، شرح گفت وگوهای شمعون بن یوحای با حلقه مریدان و شاگردانش می‌باشد. موسی دلئون سعی کرد در این فصول از زبان این قباله‌گرای قرن دوم، رازهای هستی و مکاشفات گوناگونی را فاش کند. تفسیر و تشریح آیات کتاب مقدس به ویژه اسفار پنج‌گانه موسی(علیه السلام)، از دیگر بخش‌های عمده کتاب زوهر می‌باشد. نویسنده زوهر بر آن است تا از زبان نماد، تمثیل و داستان‌های رمز آمیز، به بیان عقاید و آرای خود بپردازد. گویا در این‌باره تا به ‌آن پایه موفق بود که برخی از پیروان کابالا بر تلمود به‌عنوان کتابی کهنه و منسوخ حمله بردند؛ حتی موسی بن نحمان «یکی از علمای تلمودی» سخت تحت نفوذ کابالا قرار گرفته، خود از مروجان این طریقت شد.7 الاهیات مرکزی زوهر، مفهوم خداوند را وجودی بسیار پیچیده بیان می‌کند؛ ساختی از شکل‌های متفاوت، شامل دو عنصر متضاد که می‌تواند به‌عنوان جنس نر و ماده تصور شود. (این نظریه به روشنی با نظریات ارتدوکسی یهود در مورد خداوند در تضاد است)8 مفهوم شخینا که پیش از این در کتاب باهیر یافت می‌شد، بار دیگر در زوهر با معنای جدید رخ می‌نماید. تا پیش از این شخینا در تلمود، حضور دائمی‌ خداوند تعبیر می‌شد و به هیچ‌ وجه به‌عنوان عنصر زنانه در خداوند به کار نرفته بود9، اما در باهیر و پس از آن زوهر بر اساس اساطیر گنوسی، شخینا به عنصری زنانه در خداوند تبدیل می‌شود و زوهر حتی در تعبیری عجیب موسی را «شوهر شخینا» قلمداد می‌کند و او را تنها شخص فناناپذیری می‌داند که به‌طور جاودان در مقام «ازدواج عرفانی» باقی مانده است.10

 
آموزه ماشیح یا منجی آخرالزمان

آموزه ماشیح یا منجی آخرالزمان، از دیگر موضوعات بسیار مهم مطرح شده در کتاب زوهر است که تأثیر عمیقی بر یهودیان پراکنده آن زمان گذاشت. به اعتقاد برخی محققان، موضوع ظهور منجی از دوری اسارت بابلی، بر اساس ایده سوشیانت در بین ایرانیان، بر دل تبعیدیان یهودی نشست11 و بعدها جزو موضوعاتی شد که در ادبیات کابالا و مخصوصاً کتاب زوهر گسترش شایانی یافت. با آن‌که ربی‌ها به صراحت محاسبه زمان ظهور منجی را تحریم کرده بودند و بیم داشتند که با غلط بودن این پیش‌گویی‌ها مردم یک‌سره از آمدن ماشیح نا امید شوند،12 کتاب زوهر به شکل گسترده به این دست محاسبه‌ها روی آورده است. نویسنده زوهر ، در بخش‌هایی از کتاب، به صراحت اعلام می‌کند مقدر بود کتاب زوهر در آخرالزمان، به آخرین نسل پیش از آمدن مسیحا وحی شود. زوهر، زمان آمدن ماشیح را با استفاده از محاسبات پیچیده حروف اسم اعظم خداوند تعیین کرد. به نظر می‌رسد موسی دلئون، مؤلف کتاب، انتظار داشت، ماشیح در سال ۱۳۰۰ م. ظهور کند و این سال، آغاز دوران مسیحایی باشد.13

 
دوران پیش از عصر مسیحایی

بر اساس پیش‌گویی زوهر، دوران پیش از عصر مسیحایی، دورانی سخت و پر از رنج برای یهودیان پیش‌بینی شده بود که امت‌ها در ستم کردن به بنی‌اسرائیل بر یک‌دیگر سبقت می‌گیرند،14 از این‌رو این قوم هنگام روبه‌رو شدن با سختی‌ها و آوارگی‌ها، خود را با دوران ظهور مسیح مواجه می‌پنداشتند و همین امید، همواره ایشان را برای رویارویی با مصائب یاری می‌کرد. از همین جاست که یهودیان پس از اخراج از اسپانیا، زوهر را منبع قدرت تازه‌‌ای یافتند و آن را به همه کشورهایی که آغوش خود را به سوی آن‌ها گشوده بودند، به ارمغان بردند.15

 

فاطمه مهدیه، بررسی و نقد مبانی نظری کابالیسم

 

 

پی‌نوشت:

[۱] Simeon ben Yochai

[۲] به‌عنوان مثال می‌توان از تاثیر اندیشه‌های ابن رشد، فیلسوف بزرگ مسلمان بر آثارموسی بن میمون، فیلسوف یهودی نام برد. (ابراهیمی دینانی، ۱۳۸۹، ص ۲۳۲)

[۳] شولم، ۱۳۸۵، ص۱۶

[۴]  شهبازی، ۱۳۷۷، ص ۲۵۳

[۵] معدی، ۲۰۰۷، ص ۴۲۶

[۶] کتز، ۱۳۸۳، ص ۱۴۰

[۷] مهدی زاده، ۱۳۷۰، ص۱۸۳

[۸] Oliver 94.p ,2009

[۹] دقیقیان، ۱۳۷۸، ص ۳۵۸

[۱۰] شولم، ۱۳۸۵، ص ۲۶۶

[۱۱] آریانپور کاشانی، ۱۳۵۲، ص ۴۳

[۱۲] گرینستون، ۱۳۷۷، ص۱۱۱

[۱۳] همان، ص۱۱۹

[۱۴] همان، ص ۱۱۲

[۱۵] اپستاین، ۱۳۸۵، ص ۲۹۴

 

لینک کوتاه: http://khbn.ir/glLk

نظرات: (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

امام خامنه ای (حفظه الله تعالی):

امروز دشمن اصلی ما در دنیا، صهیونیست و استکبار است. پلیدتر از آمریکا، دولت صهیونیست، در فلسطین اشغالی است. چرا؟ چون بالاخره دولت آمریکا، یک دولت و متّکی به یک ملت است. در صورتی که اساساً دولت غاصب صهیونیستی، متّکی بر یک ملت نیست! ملت ساکن آن مناطق، ملتی است که امروز آواره است! اسراییل، از اوّل با ظلم و آدمکشی، با دروغ و فریب به وجود آمده است. مردم فلسطین، در خارج از فلسطین، با حال کوخ نشینی و اردوگاه نشینی زندگی می‌کنند. خانه‌های آنها و وطن آنها در اختیار کسانی است که از اروپا، از استرالیا، از آمریکا، از آسیا و از آفریقا به آن جا رفته‌اند و یک ملت جعلی و دروغین به وجود آورده‌اند و در آن جا به نام یک ملت، زندگی میکنند و دولتی هم دارند! اساساً چنین ملتی، وجود و هویّتی ندارد.