پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

یادداشت| کارشکنی‌های اعتقادی یهودیان صدر اسلام

از دیگر حوزه‌های کارشکنی یهود عصر پیامبر (ص) حوزه اعتقادی بود. آن‌ها در این زمینه با وجود علم به آن‌چه پیامبران قبل آورده بودند و آن‌چه در کتاب آسمانی خود تورات خوانده بودند به علل مختلف (که در فصل بعد به آن پرداخته خواهد شد) از معتقدات خود حتی مسائل ضروری دین همچون توحید و نبوت و معاد را خدشه‌دار کردند و چه‌بسا این اصول را انکار می‌کردند تا بدین طریق بر اهداف دنیوی و دسترسی داشته باشند.

 

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر، از دیگر حوزه‌های کارشکنی یهود عصر پیامبر (ص) حوزه اعتقادی بود. آن‌ها در این زمینه با وجود علم به آن‌چه پیامبران قبل آورده بودند و آن‌چه در کتاب آسمانی خود تورات خوانده بودند به علل مختلف (که در فصل بعد به آن پرداخته خواهد شد) از معتقدات خود حتی مسائل ضروری دین همچون توحید و نبوت و معاد را خدشه‌دار کردند و چه‌بسا این اصول را انکار می‌کردند[۱] تا بدین طریق بر اهداف دنیوی و دسترسی داشته باشند.

 

 

انحراف از اصل توحید

یهود داعیه خداپرستی دارند، حتی یکی از علل سرگردانی خود را ثبات و خداپرستی می‌دانند، اما یهودیان زمان پیامبر(ص) به سبب عناد و لجاجت شدیدی که با پیامبر (ص) داشتند اساس دین خود را به باد فراموشی سپردند و در مقابل دعوت پیامبر (ص) که مردم را به یگانه‌پرستی می‌خواند، به شرک گرایش پیدا کردند و از اصل توحید فاصله گرفتند.[۲]

خداوند متعال در توبیخ و مذمت آنان می فرماید: «قُلْ أَیُّ شَیْءٍ أَکْبَرُ شَهَادَةً قُلِ اللَّهُ شَهِیدٌ بَیْنِی وَبَیْنَکُمْ وَأُوحِیَ إِلَیَّ هَذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَکُمْ بِهِ وَمَنْ بَلَغَ أَئِنَّکُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللَّهِ آلِهَةً أُخْرَى قُلْ لَا أَشْهَدُ قُلْ إِنَّمَا هُوَ إِلَهٌ وَاحِدٌ وَإِنَّنِی بَرِیءٌ مِمَّا تُشْرِکُونَ [۳]: بگو بالاترین گواهی، گواهی کیست؟ [و خودت پاسخ بده و بگو خداوند، گواه میان من و شماست و [بهترین دلیل این است که] این قرآن بر من وحی شده تا شما و تمام کسانی را که این [قرآن] به آن‌ها می‌رسد با آن بیم دهیم [و از مخالفت فرمان خدا بترسانم]. آیا به راستی شما گواهی می‌دهید که معبودان دیگری با خداست!» بگو من هرگز چنین گواهی نمی‌دهم، بگو اوست معبود یگانه و من از آن چه برای او شریک قرار می‌دهید بیزارم.»

البته شأن نزول آیه مربوط به مشرکین است، اما چون یهودیان نیز در آن نقش اساسی داشتند، شاهد بر مدعا آوردیم. از امام صادق (ع) در تفسیر آیه مذکور روایت شده است که «مشرکین مکه در آغاز بعثت به پیامبر(ص) گفتند: ای محمد (ص) آیا خداوند رسولی به غیر تو نیافت تا بر ما بفرستد؟ گمان نمی‌کنیم کسی تو را در آن‌چه می‌گویی تصدیق کند، ما از یهود و نصارا هم در مورد تو پرسیدیم، آن‌ها نیز اظهار بی‌اطلاعی کردند و گفتند در کتبی که نزد ماست ذکری از این مرد نشده، بنابراین باید شاهد بر رسالت خود بیاوری».[۴]

یهود برای رسیدن به آمال دنیوی خود و لجاجت با پیامبر(ص) حاضر شدند شرک و بت‌پرستی را بر دعوت به یگانه‌پرستی رسول خدا (ص) ترجیح دهند و بگویند: «خدای دیگری با او هست».[۵]

یکی‌دیگر از شواهد محکم و متقن بر شرک یهودیان معاصر پیامبر(ص) این است که عزیر را فرزند خداوند می‌شمردند، همچنان که مسیحیان حضرت مسیح را فرزند خدا می دانستند[۶]؛ این‌هم یکی از توطئه‌های علمای یهود بود و می‌دانستند که چنین چیزی محال است. خداوند متعال ضمن اظهار تنفر و بیزاری از این عمل بیهوده می فرماید: «وَقَالَتِ الْیَهُودُ عُزَیْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَقَالَتِ النَّصَارَى الْمَسِیحُ ابْنُ اللَّهِ ذَلِکَ قَوْلُهُمْ بِأَفْوَاهِهِمْ یُضَاهِئُونَ قَوْلَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَبْلُ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى یُؤْفَکُونَ[۷]: یهود گفتند عزیر پسر خداست و نصاری گفتند مسیح پسر خداست. این سخنی است که با زبان خود می‌گویند که همانا گفتار کافران پیشین است. خدا آنان را بکشد که چگونه از حق انحراف می‌یابند!»

مرحوم طبرسی در مجمع‌البیان می‌فرماید: «ابن عباس گفته که گوینده این سخن(عزیر فرزند خداست) عده‌ای از یهود همچون سلام بن مشکم، نعمان بن اوفی، شامل بن قیس و مالک بن ضعیف بودند که به نزد رسول خدا (ص) آمدند و این سخن را گفتند و عقیده داشتند که عزیر تورات را از قلب خود املا کرده و جبرئیل به او آموخته بود، از این روی او را پسر خدا نامیدند؛ ولی خداوند متعال این گفتار را به همه یهود نسبت داد، اگر چه گوینده، همان چند تن بودند، زیرا وقتی این آیه نازل شد یهودیان انکار نکردند، با این که در صدد بودند تا به هر نحوی شده رسول خدا را تکذیب کنند و همین تکذیب نکردن رسول خدا(ص) دلیل بر اعتقاد آن‌ها به این مطلب بود».

دلیل دیگر بر شرک یهود آیه بعد است که می‌فرماید: «اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَالْمَسِیحَ ابْنَ مَرْیَمَ وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِیَعْبُدُوا إِلَهًا وَاحِدًا لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا یُشْرِکُونَ: آنان دانشمندان و راهبانشان و مسیح پسر مریم را به جای خدا به خدایی گرفتند؛ در حالی که مأمور نبودند مگر اینکه معبود یگانه را که هیچ معبودی جز او نیست بپرستند؛ منزّه و پاک است از آنچه شریک او قرار می‌دهند».

مقصود از ارباب گرفتن احبار و راهبان به جای خدای متعال این است که به جام اطاعت خدا، احبار و راهبان را اطاعت می‌کنند و به گفته‌های ایشان گوش فرا می‌دهند،‌ بدون هیچ قید و شرطی از آن‌ها فرمانبرداری می‌کنند، در حالی که جز خدای متعال کسی شایسته این نوع از تسلیم و اطاعت نیست.[8]

البته طبق فرمایشات امام صادق (ع) احبار و راهبان آنان هرگز یهود و نصاری را به پرستش خود نمی‌خواندند اگر هم به پرستش خود دعوت می‌کردند نمی‌پذیرفتند، اما وقتی احبار و راهبان بعضی از حرام‌ها را حلال و بعضی حلال‌ها را حرام کردند و آنان کورکورانه پذیرفتند یهود و نصاری بدون اینکه متوجه شوند احبار و راهبان خود را پرستیدند.[9]

پس یهودیان برای رسیدن به اهداف پست دنیوی خود حاضر بودند حتی مواضع اصولی خود را نیز زیر پا بگذارند و در اصل دین هم کوتاه بیایند؛ با آن که به حقانیت پیامبر خاتم (ص) یقین داشتند از دعوت به توحید و یگانه‌پرستی او روی گرداندند و با مشرکین مکه، هم‌نوا شدند و در بسیاری از زمینه‌ها حاضر به همکاری با آن‌ها شدند تا ریشه اسلام را بخشکانند.

دلیل دیگر بر شرک آن‌ها این بود که ادعا می‌کردند فرزندان خدا هستند. زمانی که پیامبر اسلام تا عده‌ای از بزرگان یهود را به آیین اسلام دعوت کرد و از عذاب الهی ترساند، آنان با این گمان که امت برگزیده خدایند به رسول خدا (ص) گفتند: «ما را از چه ترسانی، ما فرزندان خداییم». قرآن مجید در مذمت آنان می‌فرماید: «وَ قَالَتِ الْیَهُودُ وَالنَّصَارَى نَحْنُ أَبْنَاءُ اللَّهِ وَأَحِبَّاؤُهُ قُلْ فَلِمَ یُعَذِّبُکُمْ بِذُنُوبِکُمْ بَلْ أَنْتُمْ بَشَرٌ مِمَّنْ خَلَقَ یَغْفِرُ لِمَنْ یَشَاءُ وَیُعَذِّبُ مَنْ یَشَاءُ وَلِلَّهِ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَیْنَهُمَا وَإِلَیْهِ الْمَصِیرُ[10]: و یهود و نصاری گفتند: ما پسران خدا و دوستان اوییم. بگو: [اگر گفتار شما درست است] پس چرا خدا شما را به گناهانتان عذاب می‌کند؟ بلکه شما هم بشری هستید از مخلوقاتی که خدا آفریده است. هر که را بخواهد می‌آمرزد، و هر که را بخواهد عذاب می‌کند. و مالکیّت و فرمانروایی آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آن دو قرار دارد، فقط در سیطره خداست، و بازگشت به سوی اوست».

البته به نظر می‌رسد ادعای فرزند خدا بودن یهود برگرفته از خصلت ناشایست خودبرتربینی و نژادپرستی یهود باشد، بنابراین اگر یهود ادعا می‌کنند فرزند خدایند به این سبب است که تفوق نژادی خود را به اثبات برسانند و ثابت کنند قوم یهود قومی برتر است و هیچ نژادی بر یهود برتری ندارد، بلکه پایین‌تر از یهودند و باید در خدمت یهود باشند که این ادعای بی‌دلیل سبب نفرت و انزجار عموم مردم از قوم نژادپرست یهود شده است.

 

منبع: علی جدید بناب، تحلیلی بر عملکرد یهود در عصر نبوی

 

پی‌نوشت:

[۱] . در حوزه فرهنگی به آن پرداخته شد.

[۲] . جعفر سبحانی، منشور جاوید، ج ۶، ص ۳۰۷.

[۳] . سوره انعام، آیه ۱۹.

[۴] . علی بن ابراهیم قمی، تفسیر القمی، ج ۱، ص ۱۹۵؛ سید محمد حسین طباطبائی، همان، ج ۷، ص ۴۳ و واحدی، اسباب النزول، ص ۲۴۶.

[۵] . علی بن ابراهیم قمی، تفسیر القمی، ج ۱، ص ۱۹۵؛ سید محمد حسین طباطبائی، همان، ج ۷، ص ۴۳ و واحدی، اسباب النزول، ص ۲۴۶. جعفر سبحانی، منشور جاوید، ج ۶، ص ۳۰۷.

[۶] . جعفر سبحانی، همان، ص ۲-۲۴۱٫

[۷] . سوره توبه، آیه ۳۰.

[8] سید محمد حسین طباطبائی، همان، ج ۹، ص ۲۵۳

[9] سید محمد حسین طباطبائی، همان، ج ۹، ص ۲۶۳.

[10]  سوره مبارکه مائده آیه ۱۸

 

لینک کوتاه: http://khbn.ir/EupZH

نظرات: (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

امام خامنه ای (حفظه الله تعالی):

امروز دشمن اصلی ما در دنیا، صهیونیست و استکبار است. پلیدتر از آمریکا، دولت صهیونیست، در فلسطین اشغالی است. چرا؟ چون بالاخره دولت آمریکا، یک دولت و متّکی به یک ملت است. در صورتی که اساساً دولت غاصب صهیونیستی، متّکی بر یک ملت نیست! ملت ساکن آن مناطق، ملتی است که امروز آواره است! اسراییل، از اوّل با ظلم و آدمکشی، با دروغ و فریب به وجود آمده است. مردم فلسطین، در خارج از فلسطین، با حال کوخ نشینی و اردوگاه نشینی زندگی می‌کنند. خانه‌های آنها و وطن آنها در اختیار کسانی است که از اروپا، از استرالیا، از آمریکا، از آسیا و از آفریقا به آن جا رفته‌اند و یک ملت جعلی و دروغین به وجود آورده‌اند و در آن جا به نام یک ملت، زندگی میکنند و دولتی هم دارند! اساساً چنین ملتی، وجود و هویّتی ندارد.