پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

معرفی کتاب| آغازی برای یک پایان

به هر حال جنبش احیای دینی در جهان اسلام و حتی غرب و به تعبیر رهبر معظم انقلاب امام خامنه‌ای بیداری اسلامی منبعث از انقلاب اسلامی ایران بود که دشمن را وحشت‌زده کرده است و رفته رفته می‌رود تا بانگ الله‌اکبر و نفی همه الهه‌ها و طواغیت زمانی را بر بالای مأذنه‌های مساجد طنین‌انداز و حرکت جهانی نفی سلطه‌پذیری اجانب را در میان مسلمانان تعمیق بخشید.

 

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر، کتاب «آغازی برای یک پایان» نوشته مجید صفاتاج، جلد ششم از مجموعه آثار انقلاب، مقاومت و بیداری اسلامی است. این اثر در سال ۱۳۹۴ با شمارگان ۱۲۰۰ نسخه توسط انتشارات آفاق روشن بیداری در تهران منتشر شد. در این کتاب نویسنده به بررسی اوضاع جامعه قبل از انقلاب تا چگونگی و آغاز معجزه قرن بیستم یعنی انقلاب اسلامی به رهبری حضرت روح الله(ره) در ایران پرداخته و این موضوع را در پنج فصل؛ انقلاب اسلامی ایران، جهانی شدن اسلام و انقلاب اسلامی از منظر قرآن مجید و روایات اسلامی، انقلاب اسلامی در مسیر جهانی شدن، نظام سلطه در سراشیبی سقوط و نتیجه‌گیری تهیه و تنظیم شده است. نویسنده در مقدمه این کتاب به آغاز پیدایش دین اسلام، سختی‌ها و رنج‌هایی که پیامبر اسلام(ص) را بعد از بعثت مورد توجه قرار داد، پرداخته و اوضاع جامعه را تا معجزه قرن بیستم به آن دوران تشبیه کرده است.

 

فصل اول: انقلاب اسلامی ایران

انقلاب اسلامی ایران هم طولانی‌تر و هم کوتاه‌تر از انقلاب‌های دیگر صورت گرفت؛ طولانی‌تر از این حیث که ریشه‌های آن با معیارهای علوم انسانی و اجتماعی غرب، نامرئی به نظر می‌رسد و کوتاه‌تر برای این‌که سرعت حرکت این جهش اجتماعی، خارج از شاخص‌های جامعه‌شناسی روز در نوسان بود. موتور انقلاب اسلامی ایران را احزاب روشن نکردند و مطبوعات و رسانه‌های داخلی هم در اعتصاب یا در اختیار رژیم شاه بودند. مطبوعات و رسانه‌های جهان علیه انقلاب اسلامی بسیج شده بودند و انقلاب و بسیج عمومی یک منطقه، ثقل جغرافیایی و طبقاتی ویژه نداشت که از طرف دشمن مورد هدف قرار گیرد و در عین حال در همه جا وجود داشت(حمید مولانا، ۱۳۸۸، ص۱۶). مهم‌ترین ویژگی‌های انقلاب اسلامی ایران عبارت‌اند از: نفی سلطه‌گری و سلطه‌پذیری، اهتمام ویژه نسبت به محرومان و مظلومان، پایداری روی عقیده در برابر سلطه‌گران، عدالت‌خواهی، جهان شمولی انقلاب اسلامی، انطباق انقلاب اسلامی با فطرت الهی انسان‌ها علیه نظام سلطه جهانی.

 

فصل دوم: جهانی شدن اسلام و انقلاب اسلامی از منظر قرآن مجید و روایات اسلامی

پس از ۱۴۰۰ سال از تشکیل اولین حکومت جهانی اسلام در سرزمین وحی توسط نبی اکرم(ص) ، دوباره وجدان و ضمیر اسلامی مردم مسلمان جهان به ویژه ایران توسط مردی از سلاله پاک پیامبر اسلام(ص) برانگیخته شد و همه طبقات مختلف و احیاناً متضاد مردم زیر پرچم رهبر انقلاب خود در یک حرکت هماهنگ و منسجم برای پیروزی انقلاب اسلامی و براندازی استبداد خشن وابسته به ستم‌شاهی پهلوی و کوتاه کردن دست استعمار به تلاش و حرکت دست زدند.

در قرآن، آیات مختلف و متعددی آمده است که اسلام کره زمین را فرا خواهد گرفت. ابزار کاری برای اسلام نیاز هست تا دنیا را بگیرد، خون‌ریزی نیست بلکه هدایت و دین حق است. برای این‌که اسلام کره زمین را بگیرد سه شرط لازم است که باید آماده و مهیا باشد: رهبری لایق می‌خواهد تا بتواند کره زمین را هدایت کند و خداوند ذخیره خود را که حضرت مهدی است، برای روز موعود نگه داشته تا جهان را از فساد و تباهی خالی کند، قانون کامل، جامع و بی‌عیب می‌خواهد که قرآن مجید است، امت اسلامی باید آمادگی خود را برای ظهور آخرین حجت خدا بر خلق مهیا نمایند. انقلاب اسلامی ایران نیز نمونه‌ای از انقلاب جهانی اسلام است، زیرا یک مرد خدایی توانست رژیم طاغوتی را که نوکر استکبار جهانی است، سرنگون سازد و حکومت را به دست گیرد پس امام زمان هم می‌تواند.

 

فصل سوم: انقلاب اسلامی در مسیر جهانی شدن

امام خمینی(ره) بنیان‌گذار و معمار کبیر انقلاب اسلامی ایران در سال‌های غربت و مظلومیت انقلاب اسلامی در حالی که تمامی دشمنان بیرونی و دنباله‌های داخلی آنان علیه ایران اسلامی متحد شده بودند و دو ابرقدرت شرق و غرب، اختلاف‌ها را کنار نهاده و برای خاموش کردن شعله‌های ستم‌سوز انقلاب با هم‌دیگر به ائتلاف رسیده بودند و در آن روزها که چشم دنیاگر این و آن در آینه صاف، آینده‌ای برای نظام اسلامی و نوپای ایران نمی‌دید، امام راحل(ره) در خشت خام، ذلت روزهای حاکمان دیکتاتور منطقه را می‌دید. صدای شکستن استخوان قدرت‌های استکباری را می‌شنید و با صلابت می‌فرمود: من با اطمینان می‌گویم که اسلام، ابرقدرت‌ها را به  خاک ذلت می‌نشاند. اسلام موانع بزرگ داخل و خارج محدوده خود را یکی پس از دیگری بر طرف و سنگرهای کلیدی جهان را فتح خواهد کرد( صحیفه نور، ج ۲۰، ص ۴۱٫ ۱۲ مهر ۱۳۶۵).

 

فصل چهارم: نظام سلطه در سراشیبی سقوط

در شرایطی که کشور اسلامی ایران زیر سلطه نظام آمریکایی ایادی سرسپرده آن قرار داشت و هنوز از شروع قیام مردم مسلمان ایران علیه رژیم ستم‌شاهی پهلوی خبری نبود، امام خمینی(ره) سقوط و نابودی نظام را به‌طور قطعی پیش‌بینی کرده و فرموده بودند: « عوامل و ایادی استعمار می‌دانند که با آشنایی ملت‌ها به‌خصوص نسل جوان تحصیل‌کرده به اصول مقدسه اسلامی، سقوط و نابودی استعمارگران و قطع دست آنان از منافع ملت‌ها و کشورهای استعمار شده قطعی خواهد بود » (صحیفه نور، ج۲۰، ص ۱۸۵، ۲۲ تیر ۱۳۵۱).

 

علائم فرسایش و فروپاشی نظام سلطه

در این‌جا به‌منظور تبیین بهتر و روشن‌تر از روند فرسایش و فروپاشی نظام سلطه در جهان و قرار گرفتن آن در سراشیبی سقوط ضروری است که در این کتاب به مهم‌ترین علائم فرسایش و فروپاشی نظام سلطه به سرکردگی آمریکا اشاره می‌شود.

 

نتیجه

به هر حال جنبش احیای دینی در جهان اسلام و حتی غرب و به تعبیر رهبر معظم انقلاب امام خامنه‌ای بیداری اسلامی منبعث از انقلاب اسلامی ایران بود که دشمن را وحشت‌زده کرده است و رفته رفته می‌رود تا بانگ الله‌اکبر و نفی همه الهه‌ها و طواغیت زمانی را بر بالای مأذنه‌های مساجد طنین‌انداز و حرکت جهانی نفی سلطه‌پذیری اجانب را در میان مسلمانان تعمیق بخشد و این آیه قرآن و بشارت الهی به منصه ظهور رسد که: «هُوَ اَّلذی أَرسَلَ رَسُولُهُ بِلهُدی وَ دینِ الحَقَّ لِیُظهِرَهُ عَلَی الدَّینِ کٌّلهِ وَ لَو کَرِهَ المُشرِکُون»(سوره توبه، آیه ۳۳)؛ حرکتی که سرانجام فروپاشی نظام سلطه و دیگر نظام‌های مادی، الحادی و استبدادی را یکی پس از دیگری نوید می‌دهد و هم‌اکنون نیز صدای ناقوس خطر مرگ نظان سلطةجهانی و دشمنان اسلام را بیشتر به صدا درآورده است.

 

لینک کوتاه: http://khbn.ir/rSJWCvV

نظرات: (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

امام خامنه ای (حفظه الله تعالی):

امروز دشمن اصلی ما در دنیا، صهیونیست و استکبار است. پلیدتر از آمریکا، دولت صهیونیست، در فلسطین اشغالی است. چرا؟ چون بالاخره دولت آمریکا، یک دولت و متّکی به یک ملت است. در صورتی که اساساً دولت غاصب صهیونیستی، متّکی بر یک ملت نیست! ملت ساکن آن مناطق، ملتی است که امروز آواره است! اسراییل، از اوّل با ظلم و آدمکشی، با دروغ و فریب به وجود آمده است. مردم فلسطین، در خارج از فلسطین، با حال کوخ نشینی و اردوگاه نشینی زندگی می‌کنند. خانه‌های آنها و وطن آنها در اختیار کسانی است که از اروپا، از استرالیا، از آمریکا، از آسیا و از آفریقا به آن جا رفته‌اند و یک ملت جعلی و دروغین به وجود آورده‌اند و در آن جا به نام یک ملت، زندگی میکنند و دولتی هم دارند! اساساً چنین ملتی، وجود و هویّتی ندارد.