پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

معرفی شخصیت| پروفسور برناردین دهرن

ما هم در برابر جنگ و هم در برابر نژادپرستی ایستادیم. ما همچنین آموختیم که زندگی تمام انسان‌‎ها به یک اندازه با ارزش است، نه فقط زندگی تعداد اندکی از افراد ایالات متحده.

 

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر، مدتی قبل کتابی تحت عنوان صد و یک پروفسور خطرناک در آمریکا منتشر شد. موضوع این کتاب معرفی صد و یک پروفسور دانشگاهی است که جرم‌شان سخن گفتن درمورد هولوکاست و یهود در کلاس‌ها و کتاب‌هایشان است. در کنار انتشار این کتاب به اساتید دانشگاه‌های دیگر هشدار داده شده که چون این افراد از خط قرمزها عبور کرده‌اند نباید از آثار آن‌ها استفاده کنید. در مجموع وقتی آزادی نامحدود شود خودش مشکلاتی به وجود می‌آورد که نهایتاً محدودش خواهد کرد. متن ذیل معرفی «پروفسور برناردین دهرن» یکی از صد و یک پروفسوری است که نویسنده کتاب به آن پرداخته است.

 

پروفسور برناردین دهرن (Professor Bernardine Dohrn)

دانشگاه نورث وسترن

استاد حقوق در دانشگاه نورث وسترن

مدیر مرکز قانونی عدالت کودکان و خانواده دانشگاه نورث وسترن

رهبر گروه تروریستی داخلی در دهه ۱۹۷۰، گروه زیرزمینی هواشناس

برناردین درن یک  ۱۹۶۰ و رهبر حزب هواشناس، دانشجویان در یک جامعه دموکراتیک بود که در سال ۱۹۶۹ بصورت زیرزمینی به فعالیت خود ادامه داد و به اولین فرقه تروریستی آمریکا تبدیل شد.

در سال ۱۹۶۹ در یک گردهمایی با عنوان شورای جنگ در فلینت، میشیگان، دهرن به یاد ماندنی‌ترین و شنیع‌ترین سخنرانی خود را برای پیروانش ایراد کرد. او با اشاره به قتل‌های خونین که اخیرا توسط خانواده منسون انجام شده بود و در آن شارون تیت، بازیگر باردار و مامور مونث قهوه‌ی فلاگر (نام یک برند قهوه در آمریکا) و چندین نفر دیگر از ساکنان عمارت بندیت کانیون بصورت وحشیانه‌ای به قتل رسیده بودند، در حالی که سه تا از انگشتان دستش را به نشانه چنگال مبارک بالا آورده بود، گفت: بی‌نظیر است، ابتدا آن خوک‌ها را کشتند و سپس با آن‌ها در همان اتاق شام خوردند.

آن‌ها حتی یک چنگال هم به معده قربانی دادند (در این حادثه قاتلان یکی از قربانیان را با چنگال کشتند). قربانی حمله با چنگال، شارون تیت بود. شورای جنگ با اعلامیه رسمی جنگ علیه AmeriKKKa پایان یافت، که همیشه با سه K نوشته می‌شد.

پروفسور دهرن، در مورد گذشته رادیکال خود هیچ گونه پشیمانی را ابراز نمی‌کند. اگرچه او گفته‌ی خود را در مورد عمارت بندیت انکار می‌کند (با ریشخند طعنه‌آمیزی می‌گوید که شوخی بود)، همچنان دیدگاه‌های سیاسی‌اش به همان اندازه افراطی است. در حال حاضر او استاد حقوق در دانشگاه نورث وسترن است.

او مدیر مرکز قانونی عدالت کودکان و خانواده دانشگاه نورث وسترن است و از اعضای هیئت مدیره کمیته‌های مهم انجمن بار آمریکا (American bar association یک انجمن داوطلبانه از وکلا و دانشجویان حقوق) و اتحادیه آزادی‌های مدنی آمریکا است.

پروفسور دهرن در مورد گذشته خود در هواشناس گفت: ما تروریسم را قبول نداشتیم. ما مراقب بودیم که به کسی صدمه نزنیم. بدون شک این حرف بسیار اشتباه است.

دستور کار کلی هواشناس تروریسم بود (به همین دلیل است که چارلز مانسون قهرمان او بود) و جنگ (وجود هواشناس با اعلام جنگ رسمی آغاز شد)، دهرن مکررا اعلامیه‌های جنگی را به صورت گسترده بین عموم منتشر کرد.

هدف گروه این بود که برتری حاصل از پوست سفید خود را پایمال کند و جنگ‌های نژادی را به جانبداری از مردم جهان سوم آغاز کنند. پروفسور دهرن و رفقایشان به مردم آسیب رساندند. یکی از دادستان‌های منطقه شیکاگو به نام الروود، در طول شورشی که هواشناس در جریان روزهای خشم در شیکاگو بپا کرد، فلج شد.

دهرن به مناسبت فلج شدن این شخص جشن تنفر برانگیزی برپا کرد که در آن، او و دوستانش شعری که تقلید مضحکی از آهنگ باب دیلان به اسم lay,elrod,lay بود را می‌خواندند. سه تن از سربازان ارتش خود مختار هواشناس به اسم ارتش سرخ که در حال ساخت یک بمب ضد نفر برای کار گذاشتن در یک رقص عمومی که در فورت دیکس به مناسبت جشن گرفتن روز اول سربازی مشمولان سربازی برگزار شد و در آن سربازان و دوست‌دخترانشان بصورت معصومانه‌ای در حال خوش‌گذرانی بودند منفجر شدند. پلیس هنوز در حال بررسی یک بمب‌گذاری در سانفرانسیسکو است که جان یک پلیس را گرفت. پروفسور دهرن یکی از مظنونین است. علاوه بر این، پروفسور دهرن مخالفت خود را با دیدگاه شوهرش، پروفسور بیل آیرس، که به خبرنگار نیویورک تایمز گفت و در مقاله‌ای در تاریخ ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ گفته او چاپ شد که: «ما به اندازه کافی بمب‌گذاری نکردیم»، ابراز نکرده است.

پروفسور دهرن بیش‌تر دهه ۱۹۷۰ را به همراه هم‌دستانش، در حال فرار از دست FBI بودند که موجب شد اسم او جزو فهرست ده فرد، که بیش‌تر از همه تحت تعقیب هستند قرار بگیرد. در سال ۱۹۸۰، او و هم‌دستانش تسلیم شدند، اما همه اتهامات علیه آن‌ها به این دلیل که آن‌ها به طور غیرقانونی مورد بازرسی قرار گرفته بودند، برداشته شد.

پروفسور دهرن در توجیح اعمالش گفت: «ما هم در برابر جنگ و هم در برابر نژادپرستی ایستادیم. ما همچنین آموختیم که زندگی تمام انسان‌ها به یک اندازه با ارزش است، نه فقط زندگی تعداد اندکی از افراد ایالات متحده».

پروفسور دهرن سخنران آغازین در چندین جشن فارغ‌التحصیلی، از جمله جشن فارغ‌التحصیلی در کالج معتبر پیتزر کالیفرنیا بوده است.

در پیتزر، او به نوجوانان فارغ‌التحصیل گفت: «در طول سال تحصیلی‌تان در اینجا، اقتصاد تکه‌تکه شده و بیکار شدن‌ها، پیامدهای deregulation (حذف قدرت و نفوذ حکومت در یک صنعت خاص که برای افزایش رقابت صورت می‌گیرد) و devolution (دادن برخی از اختیارات حکومت مرکزی به حاکمیت‌های محلی) که باعث ورشکستگی دولت مرکزی و حکومت‌های محلی شد (منظور از حکومت‌های محلی حاکمیت نیمه‌مستقل موجود در ایالات مختلف آمریکا است)، مجازات‌های بی‌رحمانه و زندانی شدن بیش از دو میلیون نفر در آمریکا، غارت و جنایات آشکار شرکت‌ها، برق رفتن‌های مداوم، جنگ ظاهرا دائمی علیه تروریسم، ترس و وحشت اشغال عراق، بازداشت‌های سیستماتیک و تحقیرآمیز بدون محاکمه، شکنجه و قتل‌های غیر قضایی و تاسیس یک هلال از پایگاه‌های نظامی جدید ایالات متحده در سرتاسر خاورمیانه و جنوب آسیا ـ هنگام ورود شما به اینجا به یک‌سری توهمات سعادت‌آمیز تبدیل شده‌اند».

فرد نمی‌تواند دست از تعجب بردارد که چگونه از بین همه نامزدها برای کسب این کار معتبر در دانشکده حقوق دانشگاه نورث وسترن، که احتمالا برای انتخاب شخص مناسب جستجوی ملی صورت گرفته است، برناردین دهرن موفق به گرفتن این شغل شد. شخص دیگری به جز یک تروریست سابق وجود نداشت؟ از آنجایی که پروفسور دهرن به طور خاص در رشته قانون مرتبط با خانواده و کودکان استخدام شد، کمیته جستجو متوجه نشد که در دهه ۱۹۷۰، او در سرقت شماره کارت‌های اعتباری از والدینی که در حال خرید از یک فروشگاه کودکان بودند که او در آنجا برای کمک مالی به تروریست‌های زیر زمینی هواشناس کار می‌کرد مشارکت داشت؟

زمانی که او دنبال شغل استادی در رشته حقوق، بخصوص حقوق خانواده و کودکان بود، این قضایا علیه او در نظر گرفته نشد؟ مطمئنا، از زمان انتصابش در دانشکده حقوق، پروفسور دهرن مقاله‌های متعددی در مجلات علمی منتشر کرده است. به نظر می‌رسد که اکثر کارهای او پیرامون مجازات مجرمان نوجوان، که مرتکب جنایات خشونت‌آمیز شده‌اند متمرکز است. بنابراین، او هنوز هم یک برنامه ایدئولوژیک متمرکز را دنبال می‌کند که عاملان خشونت (همانند خودش) را به گونه‌ای قربانی جلوه دهد.

 

تحقیق: جان پارانزو

 

لینک کوتاه: http://khbn.ir/DXFig

نظرات: (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

امام خامنه ای (حفظه الله تعالی):

امروز دشمن اصلی ما در دنیا، صهیونیست و استکبار است. پلیدتر از آمریکا، دولت صهیونیست، در فلسطین اشغالی است. چرا؟ چون بالاخره دولت آمریکا، یک دولت و متّکی به یک ملت است. در صورتی که اساساً دولت غاصب صهیونیستی، متّکی بر یک ملت نیست! ملت ساکن آن مناطق، ملتی است که امروز آواره است! اسراییل، از اوّل با ظلم و آدمکشی، با دروغ و فریب به وجود آمده است. مردم فلسطین، در خارج از فلسطین، با حال کوخ نشینی و اردوگاه نشینی زندگی می‌کنند. خانه‌های آنها و وطن آنها در اختیار کسانی است که از اروپا، از استرالیا، از آمریکا، از آسیا و از آفریقا به آن جا رفته‌اند و یک ملت جعلی و دروغین به وجود آورده‌اند و در آن جا به نام یک ملت، زندگی میکنند و دولتی هم دارند! اساساً چنین ملتی، وجود و هویّتی ندارد.