پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

گفت‌وگو| سرنوشت فلسطین در گرو برگزاری رفراندوم

برگزاری رفراندوم و حتی نزدیک‌شدن به این اتفاق در مدت زمان کوتاهی انجام نمی‌شود و حداقل به زمانی ۱۰ ساله نیاز دارد؛ چراکه این طرح ماورایی نیست و اگر بنا باشد رفراندومی صورت گیرد بایستی تکلیف خیلی از موارد قبل از آن روشن شده باشد.

 

پایگاه صهیون پژوهی خیبر، بسیاری از دولت‌های عربی منطقه خاورمیانه اگرچه در ظاهر نظام‌هایی اسلامی هستند، اما در باطن به قضیه فلسطین پشت‌کرده و سیاست‌های منطقه‌ای آنان و به خصوص رویکرد آن‌ها در قبال مسئله فلسطین، کاملاً هم‌سو با طرح‌ها و سیاست‌های آمریکا و رژیم صهیونیستی است. جمهوری اسلامی ایران اما همواره مدافع حقیقی ملت فلسطین و مخالف طرح‌های استکباری و ظالمانه مثلث غربی، عبری و عربی بوده و در برابر این طرح‌ها مقابله کرده است.

راهبرد جمهوری اسلامی از بدو اشغال فلسطین تاکنون، مقاومت در برابر زورگویی‌ها و تجاوز رژیم صهیونیستی بوده و همین راهبرد موفقیت‌های بسیاری را به همراه داشته است. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان رهبر انقلاب و امت اسلامی در کنار راهبرد مقاومت، سال‌ها پیش راهبرد دیگری را تحت عنوان «برگزاری رفراندوم در فلسطین» مطرح کردند تا سرنوشت این سرزمین به شکلی اصولی تعیین شود.

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر به جهت وارسی جوانب طرح مدنظر رهبر انقلاب اسلامی، گفت‌وگویی با «دکتر سعدالله زارعی» استاد دانشگاه و کارشناس مسائل بین‌المللی انجام داده است؛ در ادامه متن مصاحبه تقدیم می‌گردد. (این مصاحبه پیش از سال 1399 انجام شده و در تاریخ فعلی بازنشر شده است).

 

خیبر: مقام معظم رهبری طرحی را تحت عنوان رفراندوم برای مردم فلسطین در سال ۱۳۶۹ مطرح کردند؛ رهبری معظم حدوداً ۱۷ مرتبه بر روی این طرح تأکید داشتند. بحث موجود این است که عده‌ای در جمهوری اسلامی طرح رهبر انقلاب را یک عملیات‌روانی برای تضعیف روحیه صهیونیست‌ها می‌دانند؛ اما عده‌ای دیگر اعتقاد دارند این طرح با روحیه مقاومت سازگاری داشته و اگر طرحی توانایی حل مسئله فلسطین را داشته باشد، همین طرح مدنظر رهبر انقلاب است. نظر جناب‌عالی درخصوص کلیّت طرح رفراندوم و تحلیل شما نسبت به این مقوله چیست؟

به نظر من، رهبر معظم انقلاب با مطرح کردن این طرح، غرب را دچار بحران کردند. غربی‌ها خیلی شارتالان هستند و با لات‌بازی در دنیا کارهای زیادی انجام دادند؛ همین غربی‌ها بحث انتخابات را در جهان مطرح کردند و به این وسیله هر فردی را در هر نقطه از جهان که خواستند روی کار آوردند؛ با هر فرد و گروهی هم که مخالف بودند با همین مفاهیم برخورد کردند.

رهبر انقلاب اما با هوشمندی تمام از همین دست‌آویز غرب استفاده کردند و راهکار برگزاری همه‌پرسی که در ظاهر با سیاست‌های غرب هم‌خوانی دارد را به عنوان حلّال مسئله فلسطین اعلام کردند. در حقیقت ایشان غرب را در شرایطی بحرانی قرار دادند؛ رهبر انقلاب شرایطی را رقم زدند که غرب مجبور شود یا دست از داعیه رفراندوم بکشد و یا این پیشنهاد را قبول کند؛ چنانچه غربی‌ها دست از رفراندوم و همه‌پرسی بکشند در واقع از تمدن خود دست کشیده‌اند؛ از طرفی امکان پذیرش طرح رهبری را هم ندارند و لذا در شرایطی قرار گرفتند که در دو طرف این طرح برای غربی‌ها باخت و شکست است.

 

خیبر: به نظر شما این طرح قابلیت اجرایی‌شدن را دارد و این طرح پایانی بر قضیه فلسطین خواهد بود؟

طرح مدنظر رهبر انقلاب، طرحی حقیقی است و به عقیده من اجرا خواهد شد؛ اما پیرامون مسئله فلسطین و اسرائیل دو مسئله وجود دارد: یک بحث، از بین رفتن اسرائیل است و بحث دیگر آینده سرزمین فلسطین است؛ این دو بحث‌های جدایی هستند.

در مسئله نابودی رژیم صهیونیستی تنها روش موجود، مقاومت است و نمی‌توان صهیونیست‌ها را به واسطه قوانین بین‌الملل و پیمان‌های منطقه‌ای و جنگ‌های بیرونی از فلسطین اخراج کرد؛ تنها راه از بین بردن اسرائیل، مقاومت درونی است؛ همین مقاومتی که درون فلسطین وجود دارد و رهبر انقلاب نیز بر روی این مسئله تکیه داشته و همچنین بر مقاومت مسلحانه تأکید دارند.

غزه حدوداً ۶ درصد از خاک فلسطین را شامل می‌شود و امروزه این ناحیه تسلیح شده است؛ تجهیز و تسلیح کرانه باختری اما شرایط مقابله با اسرائیل را دست‌خوش تغییرات بسیار زیادی می‌کند؛ چراکه کرانه باختری ۱۶ درصد از خاک فلسطین را شامل می‌شود. این ناحیه هم از غزه بزرگ‌تر است و هم اینکه به آوارگان فلسطینی ساکن در اردن متصل است؛ در واقع بیش از ۴ میلیون آواره می‌توانند به انتفاضه مسلحانه اضافه شوند و این مسئله اساساً بنیان اسرائیل را متزلزل می‌کند.

بنابراین مسئله اسقاط اسرائیل تنها با مقاومت انجام‌پذیر است؛ اما این سؤال مهم مطرح می‌شود که بعد از نابودی اسرائیل، فلسطین چگونه باید اداره شود؟ در اداره این سرزمین نقش مسلمانان، مسیحیان و مهاجران یهودی چگونه باید باشد و تکلیف آنان چه خواهد شد؟

باید توجه داشت که این زندگی ۷۰ ساله در فلسطین اشغالی، مسئله حقوقی فلسطین را دست‌خوش تغییر کرده است؛ صهیونیست‌ها اگرچه مقصر این تغییرات هستند، اما این مسئله به عنوان یک امر واحد و یک وضعیت خاص اتفاق افتاده و باید فکری به حال آن کرد.

نمی‌توان این جمعیت را به دریا ریخت و یا نابود کرد؛ این مسئله نیازمند یک تدبیر سیاسی است که رهبر انقلاب آن‌را مطرح کرده‌اند و فرمودند بایستی فلسطینی‌ها اعم از مسلمانان، یهودیان و مسیحیان در این رفراندوم شرکت کرده و نحوه اداره سرزمین فلسطین را مشخص کنند.

اخبار حاکی از این هستند که عده‌ای تلاش می‌کنند تا وضعیت تک‌تک ساکنان و غیرساکنان آواره را بررسی و ریشه‌های این افراد را مشخص کنند؛ ان‌شاءالله اگر در سال‌های آتی زمینه اجرای همه‌پرسی فراهم شود، با این اقدام یک بخشی از زمینه‌های تحقق این طرح به وقوع پیوسته و باید چنین اقداماتی انجام گیرند تا نگرانی‌ها و چالش‌های موجود برطرف شوند.

طبق ادعای صهیونیست‌ها، ۷ میلیون یهودی در اراضی اشغالی ساکن هستند؛ بررسی‌های ما البته نشان می‌دهد جمعیت یهودیان بیش از ۴٫۵ میلیون نفر نیست؛ اما در هرصورت این تعداد از یهودیان که حتماً بیش از ۳ میلیون نفر از آنان یهودیان غیر فلسطینی هستند، بایستی تکلیف آن‌ها مشخص شود. لاجرم بخشی از این‌ها را تحت یک‌سری شرایط و چارچوب می‌بایست به عنوان ساکن و شهروند فلسطین پذیرفت.

بنابراین چالش‌ها و پیچیدگی‌هایی وجود دارد و لذا باید یهودیان ساکن فلسطین نیز مطمئن باشند که نادیده گرفته نخواهند شد و قرار نیست کاری که صهیونیست‌ها با مسلمانان انجام دادند، مسلمانان با یهودیان انجام دهند.

 

خیبر: رهبر انقلاب اسلامی در توضیح طرح برگزاری همه‌پرسی در فلسطین به این نکته اشاره می‌کنند که طرح رفراندوم مختص فلسطینی‌هایی است که قبل از سال ۱۹۴۸ در سرزمین فلسطین زندگی می‌کردند. نظر شما در خصوص این مسئله چیست؟

روند مهاجرت یهودیان به فلسطین از سال ۱۹۰۵ آغاز شد؛ دولت اسرائیل اما ۴۳ سال بعد از این روند تأسیس شد و در این مدت انبوهی از یهودی‌ها به فلسطین مهاجرت کردند. سال ۱۹۴۵ حدوداً ۳ درصد از فلسطین در اختیار یهودیان بود، اما سال ۱۹۴۸ که سازمان ملل اسرائیل را تأسیس کرد این رقم به بیش از ۳۷ درصد رسید.

براساس طرح رهبر انقلاب، فلسطینی‌های قبل از سال ۱۹۴۸ باید در این رفراندوم حضور داشته باشند؛ این یعنی باید درمورد برخی از افرادی که به فلسطین مهاجرت کردند، بحث شود؛ رهبری معظم در حقیقت این پرونده را نبستند، بلکه ایشان پرونده انتقال یهودیان بعد از سال ۱۹۴۸ را ختم کردند. به نظر من همین مسئله نیز قابل بحث و بررسی است؛ چراکه امکان دارد یک فردی ضمن مهاجرت به فلسطین از نسل اهالی فلسطین بوده باشد؛ بنابراین نمی‌توان پرونده یهودیان و ساکنین فلسطین قبل از سال ۱۹۴۸ را هم یک‌باره بست.

این مسئله یکی از پیچیدگی‌های طرح همه‌پرسی است و همان‌طور که گفتم برگزاری رفراندوم نیازمند حل و فصل چالش‌ها و مسائل حقوقی در فلسطین است. این مسائل بایستی ریز به ریز مطرح شوند و پس از بررسی تعیین تکلیف شده و در نهایت اعلام شود. باید همه جوانب را بررسی و به روشنی اعلام کرد فلسطینی‌های قبل از ۱۹۴۸ و مهاجرین بعد از ۱۹۴۸ و مهاجرینی که در آینده احتمالاً به این سرزمین مهاجرت می‌کنند، چه سرنوشتی خواهند داشت.

کسانی که ریشه فلسطینی دارند البته می‌توانند وارد فلسطین شوند؛ اما صحبت و بحث اصلی پیرامون افرادی است که ریشه‌ای در فلسطین ندارند و تنها در جریان یک طرح سیاسی به این سرزمین وارد شدند و هیچ قانونی از سوی سازمان ملل و حقوق بین‌الملل این مسئله را تأیید نکرده است.

نکته حائز اهمیت این است که رهبر انقلاب چند مرتبه طرح رفراندوم و کلیت آن‌را اعلام کردند و بررسی جزئیات این طرح برعهده پژوهشگران و کارشناسان است. البته به تازگی فعالیت‌هایی در این زمینه شکل گرفته است، اما به طور کلی باید گروهی متشکل از فلسطینی‌ها و حقوقدان‌های عرب و اروپایی تشکیل شود و اطلاعات کافی در این زمینه جمع‌آوری شود و پس از بررسی همه جوانب و مشورت با حقوقدان‌ها و فقها، به صورت یک طرح جهانی و مستحکم به نام «طرح اداره فلسطین» ارائه شود.

 

خیبر: آینده طرح رفراندوم در فلسطین را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

این مسئله ظرافت‌های بسیاری دارد و در عین حال بهترین طرح برای فلسطین است که علاوه بر منطقی، عاقلانه و منصفانه بودن، قابلیت اجرایی‌شدن را دارد. به عقیده من اگر بر روی جزئیات این طرح هرچه بیشتر کار و جزئیات آن اعلام شود، پشتیبانی و حمایت‌های بسیاری از این طرح صورت می‌گیرد.

البته باید توجه داشت که برگزاری رفراندوم و حتی نزدیک‌شدن به این اتفاق در مدت‌زمان کوتاهی انجام نمی‌شود و حداقل به زمانی ۱۰ ساله نیاز دارد؛ چراکه این طرح ماورایی نیست و اگر بنا باشد رفراندومی صورت گیرد بایستی تکلیف خیلی از موارد قبل از آن روشن شده باشد.

اما خوشبختانه هرچه جلوتر می‌رویم گرایش به این طرح و باور نسبت به عملیاتی‌شدن آن افزایش پیدا می‌کند؛ من در روند منطقه می‌بینم که این طرح در آینده حتماً اجرا خواهد شد؛ این اتفاق ممکن است پیش از اسقاط اسرائیل رخ‌دهد و حتی ممکن است همه‌پرسی بعد از نابودی اسرائیل انجام شود.

 

 

خیبر: تشکر استاد؛ ممنون از توضیحاتی که ارائه فرمودید.

 

لینک کوتاه: http://khbn.ir/HFhK6JT

نظرات: (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

امام خامنه ای (حفظه الله تعالی):

امروز دشمن اصلی ما در دنیا، صهیونیست و استکبار است. پلیدتر از آمریکا، دولت صهیونیست، در فلسطین اشغالی است. چرا؟ چون بالاخره دولت آمریکا، یک دولت و متّکی به یک ملت است. در صورتی که اساساً دولت غاصب صهیونیستی، متّکی بر یک ملت نیست! ملت ساکن آن مناطق، ملتی است که امروز آواره است! اسراییل، از اوّل با ظلم و آدمکشی، با دروغ و فریب به وجود آمده است. مردم فلسطین، در خارج از فلسطین، با حال کوخ نشینی و اردوگاه نشینی زندگی می‌کنند. خانه‌های آنها و وطن آنها در اختیار کسانی است که از اروپا، از استرالیا، از آمریکا، از آسیا و از آفریقا به آن جا رفته‌اند و یک ملت جعلی و دروغین به وجود آورده‌اند و در آن جا به نام یک ملت، زندگی میکنند و دولتی هم دارند! اساساً چنین ملتی، وجود و هویّتی ندارد.