پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

معرفی کتاب| تاریخ مستطاب آمریکا

متأسفانه تعداد بومیان قاره آمریکا خیلی زیاد بود و حقوق بشر به همه نمی‌رسید. این بود که مهاجران اروپایی به فکر کاهش جمعیت افتادند. برنامه کاهش جمعیت بومیان، نه تنها به افزایش تعداد معتقدان به دموکراسی کمک می‌کرد، بلکه موجب افزایش رفاه و خوشبختی بومیان هم می‌شد.

 

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر، کتاب «تاریخ مستطاب آمریکا» به قلم  دکتر محمدصادق کوشکی، کارشناس سیاست بین‌الملل با زبانی طنز و همراه کاریکاتورهایی از مازیار بیژنی، به روایت تاریخ ایالات متحده آمریکا می‌پردازد.

این کتاب توسط «موسسه فرهنگی خاکریز ایمان و اندیشه» با همکاری «موسسه خیزش‌ نو» در حالی منتشر شده که عده‌ای می‌خواهند چهره واقعی و کریه آمریکا را بزک نموده و دشمنی دیرینه آن شیطان بزرگ با ملت‌های مظلوم جهان را پنهان کنند.

 

چیزی که دنیا کم داشت!

در بخشی از این کتاب آمده است: همه فکر می‌کنند تاریخ آمریکا از آنجا شروع می‌شود که کریستف کلمب قاره آمریکا را کشف کرد. چه سری است در این ماجرا که همه، اروپایی‌ها را کاشف سرزمین سرخ‌پوستان می‌دانند، خدا عالم است! لابد میلیون‌ها موجود متمدنی که از هزاران سال قبل در آن سرزمین زندگی می‌کردند آدم نبوده‌اند!

اما حقیقت این است که کلمب فهمیده بود دنیا چیزی کم دارد. همین که پای کلمب به اولین جزیرة قاره آمریکا رسید، تصمیم گرفت اجرای حقوق بشر را شروع کند.

اما همانطور که گفتیم در سراسر قاره جدید حتی یک بشر هم پیدا نشد که کلمب و دوستانش بتوانند حقوق او را محاسبه و پرداخت کنند؛ او در خاطراتش نوشته: «همین که به اولین جزیره سرزمین جدید رسیدم عده‌ای از بومیان را اسیر کردم تا قدرتم را به آنان نشان دهم.» البته مقصود کلمب همین قضیه پرداخت حقوق بوده و می‌خواسته بومیان را با حقوق بشر آشنا کند!

 
اولین گام برای پرداخت حقوق بشر

یکی از گام‌های کلمب برای آشناسازی بومیان سرزمین جدید با حقوق بشر، فهماندن نسبت «طلا و مس» به آن‌ها بود. او و یارانش همه بومیان بالای ۱۰ سال جزیرة کیکائو در آمریکای مرکزی را مجبور می‌کردند هر سه ماه مقداری معین طلا جمع‌آوری کرده و به کلمب تحویل دهند و به جای آن، حلقه‌ای مسی به گردنشان آویزان می‌شد، آن وقت هر سرخ‌پوست بالای ۱۰ سالی که گردنش فاقد حلقه‌ی مسی بود خیلی مختصر جریمه می‌شد.

فقط یک دستش را قطع می‌کردند تا از خون‌ریزی بمیرد! البته این جریمه برای یک بومی که نتوانسته رابطه میان «طلا و مس» را درک کند جریمه‌ی زیادی نیست! بالأخره بومیان یک روزی باید این رابطه را درک می‌کردند. واقعأیک بومی که نتواند این رابطه را بفهمد، چطور می‌تواند با بشر و حقوق و مزایای او آشنا شود؟

اروپایی‌هایی که به آمریکا مهاجرت می‌کردند، یعنی اجداد آمریکایی‌های امروز، یکی از سنگین‌ترین مسئولیت‌های تاریخی جهان را بر عهده گرفته بودند.

آن‌ها مجبور بودند به زبان خوش، مفاهیم عمیقی مثل صلح، عدالت، دموکراسی و حقوق بشر را در ذهن بومیانی که حتی بشر هم نبودند و زبان آدمیزاد یعنی اروپایی‌ها را هم نمی‌دانستند، فرو کنند؟

آن‌ها نشستند و فکر کردند و عقل‌هایشان را روی هم ریختند و در نهایت موفق شدند روش‌هایی خلاقانه برای فروکردن این مفاهیم در کله بومیان پیدا کنند.

روش‌هایی مثل آنچه در منطقه آلگون در فوریه سال ۱۹۶۳ به کار گرفتند. آن‌ها شبانه به سرخ‌پوستان این منطقه حمله کردند و بسیاری از آن‌ها را در خواب به قتل رساندند. بعضی از بچه‌ها را به رودخانه می‌انداختند و هنگامی که پدران و مادران آن‌ها برای نجاتشان به رودخانه می‌پریدند، با تیراندازی مانع بازگشت‌شان به خشکی می‌شدند! در نتیجه همه در کنار هم غرق می‌شدند؟

 

بومیان و مفاهیم عمیق آمریکایی!

متأسفانه تعداد بومیان قاره آمریکا خیلی زیاد بود و حقوق بشر به همه نمی‌رسید. این بود که مهاجران اروپایی به فکر کاهش جمعیت افتادند. برنامه کاهش جمعیت بومیان، نه تنها به افزایش تعداد معتقدان به دموکراسی کمک می‌کرد، بلکه موجب افزایش رفاه و خوشبختی بومیان هم می‌شد.

بالاخره بومی کم‌تر، خوشبخت‌تر، مرفه‌تر کارشناسان ترویج دموکراسی در قاره‌ی آمریکا برای تحقق این مهم راه‌های طاقت‌فرسایی را طی کردند!

مثلا کورتز که از پیروان خلف کلمب بود، در سال ۱۵۱۹ با هفتصد نفر از یارانش، به مناطق میانی قاره آمریکا پا گذاشت؛ در حالی که جمعیت بومیان آن منطقه به ۲۵ میلیون نفر می‌رسید. کورتز و یارانش، چه زحمت‌ها که نکشیدند و چه خون دل‌هایی که نخوردند، تا موفق شدند یک قرن بعد(۱۹۰۵)
جمعیت بومیان آن منطقه را به یک میلیون نفر کاهش دهند! وقتی جمعیت یک بیست و پنجم شود، ثروت و رفاه هر نفر بیست و پنج برابر خواهد شد!؟

 

پی‌نوشت:

.تاریخ ناگفته و پنهان آمریکا، تصیر صاحی خلق، تهران، انتشارات موجود، چاپ هشتم: ۱۳۹۱، ص۳۲

2.تاریخ آمریکا، هاوارد زین، ترجمه های صالحی علامه، تهران، انتشارات کتاب آمد، چاپ دودر: ۱۳۹۱، ص، ۱۱

3.تاریخ آمریکا، هاوارد زین، ترجمه مان صالحی علاقه، تهران، انتشارات کتاب آم، چاپ دوم، ۱۳۹۱، ص ۸

4.پروتستانتیزم، پیورینالیسم و مسیحیت صهیونیستی، نصیر صاحب لی، تهران، انتشارات موعود، چاپ ششم، ۱۳۸۹، صفحه ۴۴

 

لینک کوتاه: http://khbn.ir/rap

نظرات: (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

امام خامنه ای (حفظه الله تعالی):

امروز دشمن اصلی ما در دنیا، صهیونیست و استکبار است. پلیدتر از آمریکا، دولت صهیونیست، در فلسطین اشغالی است. چرا؟ چون بالاخره دولت آمریکا، یک دولت و متّکی به یک ملت است. در صورتی که اساساً دولت غاصب صهیونیستی، متّکی بر یک ملت نیست! ملت ساکن آن مناطق، ملتی است که امروز آواره است! اسراییل، از اوّل با ظلم و آدمکشی، با دروغ و فریب به وجود آمده است. مردم فلسطین، در خارج از فلسطین، با حال کوخ نشینی و اردوگاه نشینی زندگی می‌کنند. خانه‌های آنها و وطن آنها در اختیار کسانی است که از اروپا، از استرالیا، از آمریکا، از آسیا و از آفریقا به آن جا رفته‌اند و یک ملت جعلی و دروغین به وجود آورده‌اند و در آن جا به نام یک ملت، زندگی میکنند و دولتی هم دارند! اساساً چنین ملتی، وجود و هویّتی ندارد.