پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

گفت‌وگو| نگاهی به عملکرد صهیونیسم مذهبی و صهیونیسم سیاسی

صهیونیست به دو گرایش صهیونیسم مذهبی و صهیونیسم سیاسی تقسیم می‌شود. صهیونیست مذهبی، یهودیانی هستند که اعتقاد دارند دولت اسرائیل قبل از میلاد وجود داشته است. صهیونیسم سیاسی نیز توسط هرتزل شکل می‌گیرد.

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر؛ صهیونیست‌ها از زمان اشغال فلسطین همواره به‌دنبال نیل تا فرات بوده‌اند و قصد دارند با تشکیل یک دولت جعلی تمام سرزمین فلسطین را غصب کنند. به همین جهت در هر یک از برهه‌های تاریخی طرحی جدید را مطرح می‌کنند و قصد دارند بوسیله‌ی طرح‌های متمادی به هدف اصلی خود یعنی تشکیل دولت یهود دست یابند.

به جهت اهمیت بررسی این موضوع پایگاه صهیون پژوهی خیبر گفتگویی را با دکتر «ناصرپورحسن»[۱] مترجم کتاب «دولت یهود»[۲] و عضو هیئت علمی دانشگاه آیت‌الله بروجردی انجام داده است که در ادامه متن این گفتگو محضر مخاطبان محترم تقدیم می‌گردد.

 

خیبر؛ استاد لطف کنید در ابتداء گزارشی از کتاب «دولت یهود» و بخش‌های مختلف آن بیان کنید.

کتاب «دولت یهود» نوشتة «تئودور هرتزل»[۳] مهمترین کتاب در حوزه صهیونیسم سیاسی است؛ چرا که بنیانگذار و پدر معنوی رژیم‌صهیونیستی، تئودور هرتزل است. این کتاب حدود ۱۳۰ سال پیش نوشته شده و برخلاف سایر متون یهودی که بیشتر نظری و تئوریک هستند، پروژهای است که مرحله به مرحله نحوة شکل گیری دولت یهود را توضیح میدهد.

ماجرای کتاب از جایی آغاز می‌شود که وقتی هرتزل به شغل روزنامه‌نگاری مشغول بوده است، جریان محاکمة یک یهودی به‌-نام «دریفوس»[۴] را گزارش می‌کند. «دریفوس» یک افسر یهودی در ارتش فرانسه بوده و به اتهام فروش نقشة ساخت توپ به آلمانها محاکمه و تبعید میشود. به تعبیر هرتزل این افسر یهودی گناهی نداشته و «دریفوس» صرفاً به دلیل یهودی بودن مورد محاکمه قرار گرفته است. لذا از همینجا مسئله‌ای تحت عنوان مسئلة یهود شکل می گیرد. هرتزل اعتقاد داشته یهودستیزی به ویژه یهودستیزی در اروپا، به دلیل یهودی بودن افراد است و این مردم صرفاً چون یهودی هستند مورد آزار قرار میگیرند. هرتزل راه حل مسئله آزار یهودیان را تشکیل دولت یهود می داند.

در مقطعی که هرتزل این بحث را مطرح کرد، در بین یهودیان دیدگاههای مختلفی وجود داشت. برخی معتقد بودند که باید یهودیان در هر جامعه‌ای که هستند، هضم شوند. اما هرتزل و طرفداران او مخالف با هذف و هضم یهودیان در جوامع بودند؛ بلکه اعتقاد داشتند که لازم است یهودیان نیز صاحب یک دولت شوند. هرتزل درخصوص اینکه دولت یهودی در کجا و چه سرزمینی مستقر شود ایده خاصی نداشت.

در بخشی از خاطرات هرتزل وجود دارد که او آئین و نیایشهای یهودی را به جا نمی آورده است. همچنین در جایی موجود است که هرتزل بعد از انجام نیایشی یهودی از خستگی زیاد ناشی انجام این مراسم صحبت میکند؛ لذا تئودور هرتزل دارای شخصیت مذهبی یهودی نبوده است و به همین دلیل ایشان بیشتر صهیونیست سیاسی هستند.

تفاوت صهیونیسم سیاسی با مذهبی این است که صهیونیسم سیاسی بیشتر در پی حل کردن مسئلة یهود به وسلیه ابزار سیاسی هستند. لذا ایده‌ها و گزینه‌های مختلفی برای محل تشکیل دولت یهودی مطرح شد که در نهایت سرزمین فلسطین مورد تأیید قرار گرفت. اولین کنگره جهانی صهیونیسم به نام «کنگره هرتزل»[۵] در شهر بازل واقع در کشور سوئیس برگزار شد. در این کنگره، عملاًپروژه شکل‌گیری دولت یهود آغاز میشود.

کتاب «دولت یهود» بعد از حدود یک و نیم قرن به زبان فارسی ترجمه و با استقبال خوبی مواجه شد. هرتزل در ابتدای این اثر تمام مراحل شکلگیری یک دولت را بیان کرده و سپس پروژه شکلگیری دولت یهود را بهصورت گام به گام مطرح میکند. هرتزل در سال ۱۸۹۷م. و دو سال بعد از تحریر کتاب خود میگوید: «من در بال (بازل) بنیاد دولت یهودی را گذاشتم و شاید در پنج سال آینده، و به یقین در پنجاه سال آینده دولت یهودی شکل می‌گیرد». و دقیقاً در سال ۱۹۴۷م. یعنی پنجاه سال بعد از پیش بینی هرتزل، سازمان ملل سرزمین فلسطین را تقسیم می کند.

 

خیبر: از آنجا که در تفکرات هرتزل، بعد مذهبی یهودیت اهمیت زیادی نداشته است؛ آیا می توان انگیزه و هدف یهودیان از تأسیس یک دولت را صرفاً نجات یهود به زعم یهودیان از مظلومیت دانست؟ یا اینکه در بحث تشکیل دولت یهودی رویکردی تمدنی نیز به این قضیه وجود داشته است؟

یهودیت از نظر دستگاه فلسفی و فکری بسیار قوی است و مکاتب بسیار مختلفی در یهودیت وجود دارد. وقتی اندیشة نحله‌های صهیونیسم را مطالعه میکنیم با صدها گرایش مختلف مواجه میشویم. البته لازم است عرض کنم که بنده میان «یهودیت» و «صهیونیسم» تفاوت قائل هستم. یهودیت یکی از ادیان الهی است اما در صهیونیسم و به ویژه صهیونیسم سیاسی تفکرات مذهبی چندان وجود ندارد. به تعبیر دقیق‌تر صهیونیستها ارتباطی تنگانگ با قدرت دارند. در اواخر قرن ۱۹ و نیمة اول قرن ۲۰، کانون قدرت دنیا در اروپا قرار داشته است و یهودیان نیز در این منطقه بسیار فعال بودند. در آن مقطع، اعلامیه «بالفور» با همکاری انگلیس در سال ۱۹۱۷م. منتشر می‌شود؛ این یعنی صهیونیسم و استعمار دارای ارتباط دقیقی با یکدیگر هستند. به همین دلیل می‌توان شکلگیری اسرائیل را از این منظر نیز تحلیل نمود.

می‌توان گفت که خاورمیانه از دیدگاه دینی، منطقة مختص به دین اسلام است؛ هرچند که بیت المقدس نزد همة ادیان از جمله اسلام، یهودیت و مسیحیت دارای اعتبار می‌باشد، البته این اعتبار در حد بعد مذهبی است. اما از هنگامی که دولت اسرائیل شکل می‌گیرد، علاوه بر بعد مذهبی، ابعاد سیاسی، استعماری و تفرقه نیز به ابعاد مسئلة بیت المقدس افزوده می شود. با افزودن این ابعاد است که می بینیم پدیدة دولت اسرائیل در طول هفت دهة اخیر، بحرانهای متعددی را به وجود آورده است؛ لذا مسئلة دولت یهودی از این منظر نیز قابل تحلیلی و بررسی است.

 

خیبر: با توجه با سخنان شما می‌توان نتیجه گرفت که همة صهیونیستها به طور کامل به دین یهود پایبند نیستند؟

بنده درخصوص بحث یهود و صهیونیسم نکتهای را عرض میکنم. یهودیت یکی از ادیان الهی است و هر یهودی، صهیونیست است؛ اما صهیونیست به دو گرایش صهیونیسم مذهبی و صهیونیسم سیاسی تقسیم میشود.

صهیونیست مذهبی، یهودیانی هستند که اعتقاد دارند دولت اسرائیل قبل از میلاد وجود داشته است، مرتکب گناه شده و خداوند آنان را مورد تنبیه قرار داده است و تا زمانی که یهودیها تاوان گناه خود را ندهند، خداوند آنان را به سرزمینی که در آن حضور داشته‌ا‌‌ند باز نمیگرداند. البته لازم به ذکر است که منطقه‌ای که یهودیان در آن حاضر بودند شامل بخش کوچکی از فلسطین می‌شود که یهودیان ۸۰ سال در آن منطقه دولت داشتند. و همچنین معتقدند که هر نوع اقدامی که یهودیان انجام دهند، گناه محسوب می‌شود.

اما از سال ۱۸۹۷م. که صهیونیسم سیاسی توسط هرتزل شکل می گیرد، بین یهودیت و صهیونیسم فاصله و تفاوت‌های زیادی به وجود می‌آید. از این زمان به بعد با یهودیانی مواجه می‌شویم که به یهودیان ضدصهیونیسم شهرت دارند که در واقع با صهیونیسم سیاسی مخالف هستند. بارزترین گروه این جریان، گروه «ناتوریکارتا»[۶]نام دارد.

عمدة فعالیتهای ناتوریکارتا در آمریکا صورت میگیرد و چهره شاخص آنها «دیوید وایس» است. این گروه یهودیان مخالف با صهیونیسمسیاسی هستند و اعتقاد دارند که شکل گیری دولت اسرائیل بزرگترین گناه در دین یهود است؛ چرا این عمل را برخلاف اراده الهی میدانند.

البته گروه سومی نیز وجود دارد که افراد در این دسته، یهودی نیستند اما صهیونیست ‌‌‌سیاسی محسوب میشوند. بسیاری از صهیونیستهای سیاسی که در آمریکا حضور دارند، یهودی نیستند؛ اما بین یهودیت و مسیحیت ارتباط قائل هستند و اعتقاد دارند که شکل گیری حکومت یهودی در اسرائیل، مقدمة بازگشت حضرت مسیح(ع) است. تعداد یهودیان جهان عددی بین ۱۳ تا ۱۴ میلیون نفر است در صورتی که جمعیت مسیحیان صهیونیست در آمریکا حدود ۶۰ میلیون نفر است. پس ارتباط بین یهودیت و صهیونیسم ارتباطی پیچیده است. برخی از یهودیان، صهیونیس‌مذهبی هستند؛ عده‌ای از یهودیان، ضدصهیونیسم می‌باشند؛ تعداد زیادی از صهیونیستها، یهودی هستند و بسیاری از صهیونیستهای سیاسی، یهودی نیستند. این چهار وجه روابط موجود میان صهیونیست و یهودیت است.

 

خیبر: پس به طور کلی تفکر صهیونیسم و صهیونیسم جهانی که استکبار از آن حمایت میکند در حقیقت همان صهیونیسمسیاسی است که موجب تشکیل دولت یهودی شده است.

در این تعبیر، صهیونیسم جهانی شبکة پیچیده‌ای از سازمانها، لابیها و اتاقهای فکر و به بیان دقیق‌تر مجموعهای پیچیده از این موارد است. تنها در کشور آمریکا حدود ۵۵۰ سازمان یهودی و حدود ۷ میلیون نفر یهودی حضور دارند. یکی از ویژگیهای صهیونیسم جهانی در دنیا و یکی از دلایل نفوذ یهودیان در جهان، شبکهای به هم متصل از سازمانهای صهیونیستی در دنیا میباشد. به تعبیری می توان گفت هر یهودی می تواند یک سازمان باشد که با سازمانهای دیگر دارای ارتباط و هماهنگی است. لذا ملاک قدرت و تأثیرگذاری صهیونیستها علاوه بر سلطه رسانهای و اقتصادی، بحث فعالیت شبکهای و سازمانی نیز میباشد. برای مثال در کشور انگلیس سازمانی تحت -عنوان «هیئت معاونان یهودیان انگلیس»[۷] وجود دارد که این سازمان اوایل قرن ۱۸ تأسیس شده است و بیش از ۳۰۰ سال سابقه فعالیت دارد. در آمریکا نیز چندین سازمان وجود دارد که سوابق آنها در مواردی به بیش از یک قرن می‌‌رسد؛ برای مثال، «کمیته یهودیان آمریکا» دارای سابقهای حدوداً ۱۱۰ ساله است. البته مواردی که یاد شد تنها بخشی از شبکة گستردة صهیونیسم جهانی به شمار میرود که به صورت عیان قابل مشاهده است و همچنین موارد مختلف دیگری نیز به شکل مخفیانه در حال فعالیت هستند که شناسایی آنها به مطالعه و بررسی به صورت تخصصی نیازمند است.

 

خیبر: با توجه به اینکه مدتی پیش قانونی تحت عنوان دولت یهود مجدداً در اسرائیل به تصویب رسید و باتوجه به تفکر صهیونیسم سیاسی که دولت یهود را با اهدافی خاص تشکیل داده است؛ آیا صهیوینستها برای مردم فلسطین در تفکر دولت یهود نیز جایگاهی در نظر گرفته‌‌اند؟

بعد از برگزاری کنگره بال در سال ۱۷۹۷م. و تشکیل صهیونیسم سیاسی، متفکرین یهودی گزاره‌ای را تحت عنوان «فلسطین سرزمینی بدون ملت، برای ملتی بدون سرزمین» مطرح کردند. به تعبیر دیگر بنیان اسرائیل این ایده است که «کسی از فلسطین در فلسطین وجود ندارد»؛ این جمله به کرّات در مقاطع مختلف و بعد از شکل گیری دولت یهود تکرار شده است. حتی هنگامی که موج مهاجرت یهودیان آغاز شد، یهودیان کتبی را نوشتند و ادعا کردند که کسی در فلسطین زندگی نمیکند و یهودیان قصد دارند با مهاجرت به سرزمین فلسطین، این منطقه را آباد کنند. این کار در حقیقت به معنای نادیده گرفتن ذاتی مردم فلسطین است؛ درحالی که آمار و ارقام سازمانی که قیومت آن برعهده انگلیس است، نشان میدهدکه تنها ۷ درصد از سرزمین فلسطین به کل جمعیت یهودیان و زمینهایی که از سال ۱۸۹۷م. تا سال ۱۹۴۷م. خریداری کرده بودند، تعلق داشته است. البته این تصرف ۷ درصدی یهودیان به سال ۱۸۹۷م. بازمیگردد که صندوق ملی یهود شکل میگیرد و حدود پنج یا شش موج مهاجرت یهودیان به سوی فلسطین رخ میدهد.

بنابراین یهودیان از نظر مساحت تحت تصرف و میزان جمعیت، با مردم فلسطین قابل مقایسه نبودند. اما تصویری که صهیونیستهای سیاسی ارائه کردند این بود که اصلاً کشوری به نام فلسطین وجود نداشته و تنها زمینی بایر در آن منطقه وجود دارد. سه دهه بعد از شکل گیری اسرائیل، اسناد وزارت خارجه منتشر و باعث شد تا بسیاری از پژوهشگران اسرائیل متوجه شوند که روایتی در طی سه دهه برای آنان طرح شده، دروغین بوده است و لذا این پژوهشگران روایت عدم وجود حیات و زندگی در فلسطین را زیر سؤال بردند. این افراد اظهار داشتند که برخی اسناد نشانگر قهرمان‌ها و جنگجویان یهودی هستند که آن‌ها با مردم فلسطین جنگیدند پس حتما ساکنانی در فلسطین وجود داشته که ما با آن‌ها جنگیدیم؛ به این نحله از یهودیان «پست صهیونیسم»[۸] می‌گفتند آن‌ها مدعی بودند که روایت صهیونیستها از گذشتة فلسطین دروغین است؛ و همچنین به قانون دولت یهود که طبق آن غیر از یهودیان کسی در سرزمین فلسطین رسمیت ندارد، انتقاد داشتند.

از سال ۱۹۴۸م. تاکنون نیز در سرزمین فلسطین شاهد روند نامتناقض دولت سازی هستیم. از طرفی یهودیان در ابعاد مختلف به دولتسازی پرداختند و از طرف دیگر روند دولت سوزی برای فلسطینی ها را در دستورکار خود قرار دادند. صهیونیست‌‌ها در یک بخش از این دستورکار، فلسطینیها را پراکنده کردند و در ادامه روند فعالیتهای خود نیز، مساحتی که سازمان ملل در اختیار مردم فلسطین گذاشته بود را نیز کاهش داده و به خود اختصاص دادند. هم‌اکنون نیز هر استان در کرانة باختری به مناطق «A» و «B» و «C» تقسیم می شود که کنترل منطقه اول بهدست تشکیلات خودگردان است و منطقه های دوم و سوم نیز به ترتیب مشترک و در اختیار اسرائیلی ها می باشند. همچنین در مجموعه جزایر پراکنده ‌‌ای در کرانة باختری و اطراف آن وجود دارد، حدود ۵۰۰ هزار شهرک نشین صهیونیستی در حال زندگی هستند که این شرایط باعث شده تا ارتباط بین فلسطینی ها به طور کامل قطع باشد. دور تا دور کرانة باختری نیز یک دیوار کشیده شده و نوار غزه هم به طور کامل در محاصره قرار دارد. پس مؤلفه هایی که دولت فلسطین باید داشته باشد، نیروی انسانی و سرزمین است. البته گفتنی است همانطور که از اسم تشکیلات خودگردان پیدا است، فلسطین به معنای کلمه دارای دولت نیست. لذا هیچ نشانهای از وجود یک دولت در فلسطین وجود ندارد و حقوق انسانی و حقوق بین المللی که سازمان ملل برای فلسطین در نظر گرفته به طور کامل نادیده گرفته شده است. البته فلسطینیها قاعدتاً میتوانند بر اساس حقوق بشر و حقوق بین الملل این موارد را مورد پیگری قرار دهند.

 

خیبر: تشکر استاد؛ از صحبت‌‌ها و توضیحات شما استفاده کردیم.

 انتهای پیام/

پی نوشت؛

1 - https://b2n.ir/470243

2 -  http://qodsna.com/fa/301027/

3 - ] http://jscenter.ir/other-topics/jewish-celebrities/1135

4 - ] http://www.hamshahrionline.ir/news/266998/

5 - ] הקונגרס הציוני העולמי

6 - جنبش ناتوری کارتا در دهه ۳۰ قرن گذشته میلادی توسط شماری از یهودیان مجاری و لیتوانی الاصلی که به فلسطین مهاجرت کرده بودند، تاسیس شد. مهمترین باور این جنبش آن است که جنبش «صهیونیسم» و «صهیونیست‌ها» یهودی نیستند، بلکه «یهودیت» و «یهودیان» را برای رسیدن به اهداف‌‌اشان به خدمت گرفته‌اند. بنابراین یک یهودی واقعی اجازه غصب اراضی دیگران از جمله فلسطینیان را ندارد.

7 - جامعه یهودیان انگلیس را می‌توان از همگراترین این جوامع در سرتاسر جهان دانست که پس از تشکیل جنبش صهیونیستی حمایت وسیعی را از آن به‌عمل آورده و در پیوندی استعماری با بریتانیا، درراستای تشکیل یک دولت یهودی در فلسطین حرکت کردند. در همین رابطه حمایت اولیه صهیونیست‌های انگلیس از تشکیل دولت یهودی به‌حدی بود که بیانیه بالفور را بیش از هر چیز نتیجه تلاش و لابی صهیونیست‌های انگلیس در لندن می‌دانند. درعین‌حال اگر کمک‌های دولت استعماری بریتانیا به آنها نبود، قطعا توان ایجاد چنین رژیمی در قلب جهان اسلام را نداشتند. با توجه به این موضوع پژوهش حاضر تلاش کرده است شناخت درستی از سازمان‌های صهیونیستی انگلیس، اهداف و اقدامات آنها ارائه داده و پیوند آنها با دولت انگلستان را مورد بررسی قرار دهد.

8 - پست صهیونیسم (Postzionism) یک اعتراض یهودی است که بر پایه آن برخی از یهودیان، صهیونیسم را از بعد مذهبی و غیرمذهبی رد می نمایند. پست صهیونیست ها، اساس اندیشه های خود بر برقراری نوعی صلح ادعایی گذاشته اند، این اندیشه ابتدا در میان روشنفکران و نویسندگان شکل گرفت، اما این فکر، در حال حاضر در میان دولتمردان یهود، نیز در حال جا باز کردن است. پست صهیونیست ها، به دنبال سرزمین موعود نیستند. آن ها معتقدند تجمع یهودیان در هر جای دیگر نیز، امکان پذیر است و یهودیان می بایست به جای برتری طلبی، راه برتری اقتصادی را در پیش گرفته، و در مقام گسترش سلطه اقتصادی باشند.

نظرات: (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

امام خامنه ای (حفظه الله تعالی):

امروز دشمن اصلی ما در دنیا، صهیونیست و استکبار است. پلیدتر از آمریکا، دولت صهیونیست، در فلسطین اشغالی است. چرا؟ چون بالاخره دولت آمریکا، یک دولت و متّکی به یک ملت است. در صورتی که اساساً دولت غاصب صهیونیستی، متّکی بر یک ملت نیست! ملت ساکن آن مناطق، ملتی است که امروز آواره است! اسراییل، از اوّل با ظلم و آدمکشی، با دروغ و فریب به وجود آمده است. مردم فلسطین، در خارج از فلسطین، با حال کوخ نشینی و اردوگاه نشینی زندگی می‌کنند. خانه‌های آنها و وطن آنها در اختیار کسانی است که از اروپا، از استرالیا، از آمریکا، از آسیا و از آفریقا به آن جا رفته‌اند و یک ملت جعلی و دروغین به وجود آورده‌اند و در آن جا به نام یک ملت، زندگی میکنند و دولتی هم دارند! اساساً چنین ملتی، وجود و هویّتی ندارد.