پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

گفت‌وگو| حوادث اخیر آمریکا؛ آغازی بر پایان هژمونی آمریکا

یکی از پیامهای این اتفاقات آغاز دوران پایان هژمونی آمریکا است. برای نمونه ریچارد هاس که از استراتژیست‌های شناخته شده آمریکاست و سالیان فراوانی در شورای روابط خارجی این کشور حضور داشته، به چنین مطلبی اذعان کرده است.

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر؛ طی هفته‌های اخیر در آمریکا شاهد حوادث عجیب و غریبی همانند حمله به ساختمان کنگره بودیم. این حمله پس از سخنرانی ترامپ توسط هواداران وی رخ داد. کارشناسان درباره حوادث چند هفته اخیر آمریکا تحلیل‌های مختلفی ارائه می‌دهند ولی همگی بر این موضوع اتفاق نظر دارند که چنین حوادثی نشانگر مشکلات داخلی آمریکاست. پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر نیز در گفت‌وگو با دکتر جواد حق‌گو، کارشناس مسائل خارجی و امور بین‌الملل به بررسی این موضوع پرداخته که در ادامه متن آن را ملاحظه می‌کنید؛

 

خیبر: استاد تحلیل شما از حوادث اخیر آمریکا به ویژه حمله به ساختمان کنگره چیست؟

درباره حوادث اخیر آمریکا چند نکته را می‌توان مورد توجه قرار داد و هر کدام به نوعی آثار خود را بر سیاست‌های خارجی این کشور چه در این دولت و چه در دولت‌های بعدی خواهد گذاشت.

یکی از پیامدهای آشکار حضور طرفداران ترامپ در ساختمان کنگره - به عنوان نماد جمهوریت و مواضع بسیاری از سناتورها و نمایندگان جمهوریخواه در مذمت این اقدام، نشانگر شکاف عمیقی است که میان جمهوری‌خواهان وجود دارد. شکافی که در آینده نیز بر آن افزوده می‌شود.

البته هر چند بخش عمده‌ای از نمایندگان جمهوری‌خواه در مجالس سنا و نمایندگان و محافل سیاسی از اقدام ترامپ اعلام برائت کرده‌اند ولی هنوز شخصیت‌هایی حامی ترامپ بوده و معتقدند در انتخابات 2020 تقلب گسترده‌ای به نفع بایدن و به ضرر ترامپ صورت گرفته است.

در نتیجه ممکن است انشعاب و شکافی در حزب جمهوری‌خواه رخ دهد و جریانات راست افراطی و تندرویی که در ذیل نوعی از ناسیونالیسم افراطی قرار می‌گیرد، حزب سیاسی جدیدی را شکل دهند. حزبی که طبیعتاً متعهدین اصلی ترامپ هستند و به لحاظ خاستگاه عمدتاً از سفید پوستان آنگلوساکسونی به شمار می‌آیند که به لحاظ وضعیت اقتصادی و اجتماعی هم شرایط کاملاً مشخصی دارند.

به احتمال فراوان این جریان جدید (طرفداران ترامپ) به مرور به جریان سومی در روند سیاسی آمریکا تبدیل شده و با توجه به دسترسی که به شبکه وسیعی از موقعیتها دارند، میتوانند به عنوان یک جریان أثرگذار بر روند سیاسی این کشور نقش آفرینی کنند.

اگر این اتفاق رخ دهد و جریان سومی در آمریکا ایجاد شود، مسلما تأثیرات خود را در سیاست‌های داخلی و خارجی این کشور خواهد گذاشت. یعنی در دولت‌های دموکرات و جمهوری‌خواه به دلیل داشتن اهرم‌های لازم به عنوان یک گروه أثرگذار در حوزه‌های تقنین، اجرا و قضا به ویژه در حوزه سیاست خارجی در قبال کشورهای رقیب آمریکا و حتی همسایگان آن همانند مکزیک نقش آفرینی خواهند کرد.

 

خیبر: پیام دیگری که می‌توان از اتفاقات آمریکا برداشت کرد، چیست؟

پیام دیگر این اتفاقات آغاز دوران پایان هژمونی آمریکا است. برای نمونه ریچارد هاس که از استراتژیست‌های شناخته شده آمریکاست و سالیان فراوانی در شورای روابط خارجی این کشور حضور داشته، به چنین مطلبی اشاره کرده است.

به هر حال نباید چنین مسأله و اتفاقاتی را دست کم گرفت، چون در تاریخ آمریکا سابقه نداشته طرفداران یک رئیس جمهور وارد ساختمان کنگره شده و در طی این یورش، افرادی نیز کشته شوند. به همین قرینه می‌توان ادعا کرد گسست‌های داخلی جامعه ایالات متحده آمریکا به حدی هشدارآمیزی رسیده و احتمالا در سالهای آینده اخباری بیشتری از این نوع در رسانه ها منتشر شود.

البته اگر نگاه تاریخی داشته باشیم باید بگوییم شکلگیری گسست‌هایی از این دست نمونه های مشابهی در دیگر کشورها هم داشته است. برای نمونه گسست‌هایی که امروز در آمریکا رخ می‌دهد مشابه چیزیست که در سال‌های قبل از افول هژمونی بریتانیا اتفاق افتاده و به نظر می‌رسد تاریخ در حال تکرار شدن است. به عبارت دیگر شکلگیری این نوع از گسستهای داخلی را میتوان یکی از عوامل ثابت در افول قدرت ابرقدرتها به شمار آورد.

 

خیبر: استاد چه رابطه‌ای میان ایجاد گسست داخلی در آمریکا با افول خارجی یک کشور وجود دارد؟

وقتی در جامعه آمریکا شاهد مشکلات داخلی در حوزه‌های مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و هویتی باشیم، حل آن‌ها به قدر کافی وقت سیاستمدارانش را در سال‌های آتی می‌گیرد و تردیدی نیست به هر میزان هر کشوری به لحاظ داخلی گرفتار مشکلات شود و مسائل حالت بحرانی پیدا کند، آن کشور در عرصه خارجی و بین‌المللی نیز نمی‌تواند همانند سابق تأثیرگذار باشد، چرا که سرمایه، نیروی انسانی و توجه خود را معطوف به حل مسائل داخلی می‌کند.

باید توجه داشته باشیم که سیاست خارجی کشورها ادامه سیاست داخلی آن‌هاست و در طول تاریخ نیز مشاهده کردیم کشورهایی که در حوزه سیاست داخلی درگیر مشکلات و مسائل داخلی بودند، در حوزه سیاست خارجی قدرت تأثیرگذاریشان کاهش یافته و همانند گذشته نتوانستند در سیاست خارجی نقش آفرینی داشته باشند.

در بسیاری از ادوار دیده‌ایم کشورها وقتی در مسائل داخلی دچار مشکلات و گسست می‌شوند، در حوزه سیاست خارجی منفعل‌تر از قبل عمل می‌کنند و این اتفاق امروز برای ایالات متحده آمریکا رخ داده و این مسأله از این جهت قابل ردگیری است.

وقوع چنین حوادث سلسله‌واری را را باید آغاز دوران پایان هژمونی آمریکا و گذار نظام بین‌الملل به یک نظم چند قطبی جدید و احتمالاً نظم پنج قطبی دانست.

 

خیبر: استاد به نظر شما چنین حوادثی چه تأثیراتی بر سیاست خارجی آمریکا در قبال کشورهای دیگر به ویژه ایران خواهد داشت؟

کاهش قدرت آمریکا به سبب مسائل داخلی، سبب تمرکز دولت بعدی این کشور به تقویت چندجانبه‌گرایی خواهد شد تا با استفاده از ظرفیت هم پیمانانش به ویژه در اتحادیه اروپا منافع خود را در قبال موضوعات مختلف تأمین کند. از جمله این منافع و اولویت‌ها مسلما حضور این کشور در منطقه خاورمیانه و تأمین امنیت اسرائیل خواهد بود.

مسلما این عملکرد در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران نیز تغییراتی ایجاد خواهد کرد و احتمالاً سبب تقویت برخی از گروه‌های سیاسی داخلی شود که تصور می‌کنند به هر شکل می‌توان از راه مذاکره و بستن پیمان و تفاهم‌نامه با آمریکا مشکلات داخلی را حل و فصل کرد.

 

خیبر: آیا ترامپ از صفحه سیاسی آمریکا حذف می‌شود؟

خروج ترامپ از کاخ سفید را نباید به معنای پایان قدرت گرفتن این جریان سیاسی در آمریکا تفسیر کرد. به هر حال این جریان سیاسی یک شبکه نفوذ گسترده‌ای در ساختار سیاسی آمریکا و کشورهای دیگر ایجاد کرده است و سیاست‌های مدنظر این شبکه در دوران پسا ترامپ همچنان با قوت کمتری به پیش خواهد برد.

البته احتمال بازگشت امواج ترامپیسم در ادوار بعدی رقابت‌های ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا و دیگر رقابت‌ها وجود دارد و تردیدی نیست تعداد رأیی که ترامپ آورده، رأی قابل توجهی است که به نظر می‌رسد در صورت ناکارآمدی دولت جدید آمریکا، آن آرا افزایش قابل توجهی پیدا کند. باید بدانیم که نظام سیاسی آمریکا از همین منظر بحث پیگیری تخلفات ترامپ و اطرافیانش را پیگیری نخواهد کرد. از همین روی احتمال تداوم حضور ترامپ در عرصه سیاسی این کشور وجود دارد. حتی شاید برای دوره بعدی ریاست جمهوری در سال 2024 هم نامزد شود.

 

خیبر:  سخن پایانی دارید، بفرمایید.

از آنجایی که آمریکا، ایران را دشمن اصلی و درجه یک خود می‌داند و از ابتدای انقلاب از هیچ توطئه‌ای علیه آن فروگذاری نکرده است، دولت بعدی ایران باید شرایط داخلی را به نوعی تدبیر کند تا در صورت تکرار این مسائل - حضور دوباره ترامپ در صحنه سیاسی آمریکا و تغییر موضع آمریکا در قبال خاورمیانه - هزینه‌های کشور به حداقل برسد. این موضوع نیز تنها با تقویت ظرفیت‌های داخلی کشور به ویژه در عرصه اقتصادی و رفتن به سوی اقتصاد درون زا و مقاومتی محقق می‌شود.

انتهای پیام/

نظرات: (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

امام خامنه ای (حفظه الله تعالی):

امروز دشمن اصلی ما در دنیا، صهیونیست و استکبار است. پلیدتر از آمریکا، دولت صهیونیست، در فلسطین اشغالی است. چرا؟ چون بالاخره دولت آمریکا، یک دولت و متّکی به یک ملت است. در صورتی که اساساً دولت غاصب صهیونیستی، متّکی بر یک ملت نیست! ملت ساکن آن مناطق، ملتی است که امروز آواره است! اسراییل، از اوّل با ظلم و آدمکشی، با دروغ و فریب به وجود آمده است. مردم فلسطین، در خارج از فلسطین، با حال کوخ نشینی و اردوگاه نشینی زندگی می‌کنند. خانه‌های آنها و وطن آنها در اختیار کسانی است که از اروپا، از استرالیا، از آمریکا، از آسیا و از آفریقا به آن جا رفته‌اند و یک ملت جعلی و دروغین به وجود آورده‌اند و در آن جا به نام یک ملت، زندگی میکنند و دولتی هم دارند! اساساً چنین ملتی، وجود و هویّتی ندارد.