پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

گزارش| یهود خالق رنسانس

من خواهش می کنم از دوستان و طلاب جوان و فضلای عزیز که بروند و تاریخ رنسانس را بخوانند، ببینند که چگونه یهود توانست مسیحیت را به زانو درآورد. اگر هوشیار نباشیم و بنشینیم تا زنگ خطر به صدا در بیاید؛ آن موقع یک فکری بکنیم، در جمهوری اسلامی نیز شاهد اتفاقات بدتر از بلایای مسیحیت که برسرشان آمد، باشیم.

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر؛ دکتر حسن عباسی در نشستی که موسسه بعثت در مسجد حضرت زینب برگزار کرد به سخنرانی پیرامون امام خمینی و مبارزه با صهیونیسم پرداخت. متن زیر بخش پنجم از سخنرانی ایشان است که خدمت مخاطبین محترم تقدیم می‌گردد.

اولین ایده این خانواده یهودی برای اجرایی کردن نقشه سوم، جدایی اقتصاد و معیشت مردم از دین بود. دوم ایده جدایی اخلاق و فرهنگ از دین و سوم جدایی سیاست از دین. متاسفانه در ایران ایده جدایی سیاست از دین بسیار شدت دارد. فردی به نام نیکولو از این خانواده یهودی پول گرفت تا کتابی به نام شهریار بنویسد. نیکولو در این کتاب ساختار حکومت مدیچی را تئوریزه کرد.

در فضای مجازی شجره‌نامه‌شان را جست‌وجو کنید و ببینید. برای انتخاب پاپ یک شورای دوازده نفری تشکیل می‌شد. این خانواده هنگام انتخاب پاپ، برای انتخاب شدن پاپ مورد نظر خودشان رای، رای دهندگان را می‌خریدند و اینگونه پاپ را به خودشان آلوده می‌کردند و ضربه خودشان را به مسیحیت می‌زدند.

یک هشدار بسیار خطرناک در این میان آن است که یهودیان برای از بین بردن اسلام و انقلاب و تشیع به مجلس خبرگان رهبری نفوذ و یا رای آنها را خواهند خرید. نه تنها در مجلس خبرگان بلکه در مجالس حیاتی و مهم دیگر نیز چنین خواهند کرد. آنهایی که تجربه واتیکان را دارند و توانستند اینگونه مسیحیت را به زمین بزنند، بدون شک در حال تلاش هستند تا در انقلاب اسلامی و تشیع نقشه‌های خود را پیاده سازی کنند.

حدودا دو الی سه سال پیش یک جریانی کشف شد. آنها می‌خواستند نقشه ذهنی فضلای قم را بکشند و متاسفانه به خوبی نیز کار خود را انجام دادند. بعد که اینها کشف شدند گفتیم؛ چرا این همه وقت برای نقشه کشی ذهن مراجع یا فضلای قم گذاشته‌اید؟ می گویند، برای فلسفه ذهن و شناخت مرجع آینده است.

وقتی بیشتر جویای مورد مشکوک شدیم، دیدم که بله از CIA عده‌ای آمده بودند تا پای درس یکی از فضلای قم که صاحب کرسی درس خارج فقه، فقه حکومتی بوده است، بنشینند و ابعاد ذهنی و نقشه ذهنی ایشان را به دست بیاورند. عده‌ای از این بزرگواران را که فهمیدیم، به محضرشان گفتیم که مراقب خودتان باشید و محدوده امنیتی برای خودتان بگذارید و الحمدالله گذاشتند. ولی این کسانی بودند که ما فهمیدیم آن عده‌ای که نمی‌دانیم را چکار کنیم؟

دو پاپ یهودی!

خاندان مدیچی آنقدر در سیستم مسیحیت نفوذ کردند که توانستند دوتا از نوادگانشان را پاپ کنند. وقتی در شجره پاپ‌های مسیحیت کاتولیک در واتیکان نگاهی بیاندازید، دوتن از پاپ‌ها یهودی و از خانواده مدیچی هستند. یعنی فردی یهودی به عنوان بزرگ جامعه مسیحیت کاتولیک در واتیکان می رود و رهبر جهان کاتولیک می‌شود. من خواهش می کنم از دوستان و طلاب جوان و فضلای عزیز که بروند و تاریخ رنسانس را بخوانند، ببینند که چگونه یهود توانست مسیحیت را به زانو درآورد. اگر هوشیار نباشیم و بنشینیم تا زنگ خطر به صدا در بیاید؛ آن موقع یک فکری بکنیم، در جمهوری اسلامی نیز شاهد اتفاقات بدتر از بلایای مسیحیت که برسرشان آمد، باشیم.

این دو یهودی که پاپ شده بودند، برای تسلط بر پروتستان نوپا سردمدار پروتستان شخصی به اسم لوتر بود که در ابتدا سیستم مالی یهودیان را تایید کرد ولی بعد از آنکه فهمید جریان بسیار خطرناکی برای مسیحیت است، با آنها دشمن شد- سه تا از دخترانشان را به فرانسه بعنوان ملکه فرستادند. کاترین مدیچی یکی از دخترانی بود که توانست ملکه دربار فرانسه شود. کاترین در فرانسه توطئه کشتار سن‌پارتلمی در پاریس را ترتیب داد. با این اتفاق در یک شب هشت هزار نفر از پروتستانی‌ها توسط کاتولیک‌ها کشته شدند. این موضوع در کتاب کشتار سن‌پارتلمی که سال پیش ترجمه شد نقل شده است.

بعد از این اتفاقات جنگ مذهبی سی ساله شروع شد. کاتولیک ها و پروتستان‌ها سی سال در اروپا با هم درگیر بودند و همدیگر را می‌کشتند. این مسئله بین سنی و شیعه هم برقرار است. توسط داعش می‌خواستند جنگ سی ساله راه بیاندازند، این موضوع را خودشان می‌گویند. ریچارد هاس یکی از این افرادی که این موضوع را گفت.

یک خانواده‌ی یهودی به نام مدیچی، تلاش کردند تا مدیریت مالی جامعه کاتولیک را بدست بیاورند. پس از ثروتمند شدنشان هنرمندان فاسد را ترغیب و حمایت کردند تا مجسمه‌های برهنه و خانه‌های بی‌حجاب را در جامعه متدینین رواج دهند. سپس در جدا نمودن تمام امور زندگانی از امور دینی تلاش کردند. پس از مدتی قدرتشان به حدی رسید که دونفر از مردانشان توانستند پاپ شوند. بعد از آن برای سرکوب مذهب نوپای پروتستان که ضدیهود نیز بود سه تا از دختران این دوپاپ فرستاده شدند تا در دربار فرانسه ملکه شوند تا نگذارند که مذهب پروتستان شکل بگیرد. خانواده مدیچی اینگونه مسیحیت را به زانو درآورد و باید با دقت ترفندهای آنها را ببینیم تا نتوانند انقلاب را به زانو در بیاورند.

ملکه یهودی ایرانیان!

در ایران یک جریان باستان‌گرایی رواج یافته است. باید بدانید که همین کوروش پرستی و می‌دانید یهود در کتاب تورات از سی و نه کتاب مقدس یکی از آن استر است. الان استر قبرش در همدان است و برای آن پنج فیلم سینمایی ساختند. همانطوری که کاترین مدیچی را در دربار فرانسه به عنوان ملکه نفوذ داده بودند، همانطور هم استر را در دربار خشایارشاه در شوش فرستادند. ما برای این سخن غیر از حرف خود یهودیان و کتاب استر هیچ سند دیگری نداریم.

یهودیان دختری را به دربار شاه هخامنشی می‌فرستند تا ملکه ایران شود. او هم عموی خودش را وزیر اعظم می‌کند و سپس مجوز می‌گیرند تا در عید بومی ایرانیان، هفتاد و پنج هزار نفر از دشمنان یهود در امپراطوری هخامنشی را قتل عام کنند. برای یهودیان روش نفوذ و حذف روش ثابتشان است. از استر در آن روزگار گرفته تا دونیچ در این روزگار که اینکارها را کردند.

این خانواده که با این سه استراتژی توانست کار خودش را پیش ببرد در ایران نیز با ضرافت و جدیت بیشتر در حال پیگیری هستند. اولاً مدیریت نظام مالی جمهوری اسلامی دست افرادی است که اهلیت ندارند. یکی از بزرگان و مفسرین نکاتی را ذکر نمود. ایشان گفت؛ منابع عمومی جامعه نباید دست سفیه بیافتد. ما باید در هر بخشی یک بخش انقلابی داشته باشیم.

به عنوان مثال؛ در کنار بخش فرهنگ یک سازمان انقلابی، در کنار بخش امنیت یک نهاد انقلابی و قرار دهیم تا در کنار کارمندان یک بخش، افراد دلسوز و دغدغه‌مند نیز حضور داشته باشند و کار کنند. اینکه فقط در سال گذشته هفت تن از مراجع قم، علیه بانکداری ربوی، شصت و یک بار اعتراض کردند و یا اینکه جرایم مالی دست دردمند دین و دلسوز نمی افتد. با اینها سالهاست که درگیر هستیم و باید فکری برای آن کرد.

یهودیان برای زمین زدن مسیحیت از مسائل مالی و اقتصادی وارد شدند و ما را نیز اگر هوشیار نباشیم می‌توانند زمین بزنند. اگر روحانیت ما امروز در کرسی فقه حکومتی متوجه مسئله آن به آنِ نظام که با آن روبه رو است، نشوند. از دانشگاه نمی توان انتظار داشت که آن مبانی غربی را از کتب خود اصلاح کنند. تعریف نقش‌ها در زمان‌های مختلف تغییر می‌کند. امروز جمهوری اسلامی بعد از سی و نه سال متفکرینی را می‌خواهد که پیرو تفکر شهید صدر(ره) که شصت سال پیش به آنها فکر می‌کرد و پایه‌اش را می‌گذاشت، باشند.

میدان جنگی که در آن هستیم همیشه زد و خوردهای عینی نخواهد داشت. اینگونه نیست که همیشه قاسم سلیمانی‌ها و مدافعان جوانی باشند و بروند و مقابله کنند. این میدانی که در آن هستیم، عرق ریزی ذهنی، فکری و تلاش فقیهانه در دین نیاز دارد. این عرق ریزی ذهنی وظیفه چه کسی است؟ اینکه اجازه ندهیم مدیریت اقتصادی انقلاب دست سفیهان بیافتد. اینکه نگذاریم مسئولان برای حل مشکلات از قبیل؛ اقتصاد و به مدل های منسوخ شده آنطرف مرزها که ستون فقرات جامعه دینی مسیحیت را شکاندند و مردم فقیر را فلج کردند. این نگذاشتن ها یک نقش کلیدی و مهم است که برعهده ماست.

روشی که یهود برای براندازی مسیحیت هفتصد سال پیش در ایتالیا پیش گرفت و به نتیجه هم رساند. امروزه نیز در اسلام و انقلاب به دنبال انجام دادن آن هستند. استراتژی دشمن برای براندازی شناسایی شده است. روشی که دشمن از آن استفاده می‌کند، کلاسیک است. همان موارد قبلی را امروزی می‌کند و انجام می‌دهد. اگر ما بیایم و نقشه را خوب بخوانیم و اشرافی بر حرکت دشمنان داشته باشیم. باید شیوه‌های نفوذ و شیوه‌های وامدار کردن افراد را ببینم و در مقابل آن خود را مصون کنیم.

انتهای پیام/

نظرات: (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

امام خامنه ای (حفظه الله تعالی):

امروز دشمن اصلی ما در دنیا، صهیونیست و استکبار است. پلیدتر از آمریکا، دولت صهیونیست، در فلسطین اشغالی است. چرا؟ چون بالاخره دولت آمریکا، یک دولت و متّکی به یک ملت است. در صورتی که اساساً دولت غاصب صهیونیستی، متّکی بر یک ملت نیست! ملت ساکن آن مناطق، ملتی است که امروز آواره است! اسراییل، از اوّل با ظلم و آدمکشی، با دروغ و فریب به وجود آمده است. مردم فلسطین، در خارج از فلسطین، با حال کوخ نشینی و اردوگاه نشینی زندگی می‌کنند. خانه‌های آنها و وطن آنها در اختیار کسانی است که از اروپا، از استرالیا، از آمریکا، از آسیا و از آفریقا به آن جا رفته‌اند و یک ملت جعلی و دروغین به وجود آورده‌اند و در آن جا به نام یک ملت، زندگی میکنند و دولتی هم دارند! اساساً چنین ملتی، وجود و هویّتی ندارد.