پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

گفت‌وگو| صهیونیسم جهانی در سه لایه با منتقدانش برخورد می‌کند

صهیونیستها واقعاً مثل رامکردن اسب وحشی رفتار میکنند. خودشان پرونده دارند، خودشان پروندهسازی میکنند و خودشان این پروندهها را وقتی که طرف مقابل را رام کردند، حل می‌کنند. در لایههای بالاتر اینها در کنگره، پارلمانها، بین نمایندگان، ریاستجمهوریها، وزرا، نخستوزیریها و مراکز تصمیمگیری و امنیتی دخل و تصرف مستقیم دارند.

گفت‌وگو| احتمال ترور بهنام بهرامی توسط صهیونیست‌ها وجود دارد

در غرب واقعاً فضا نا امن است. هرکسی که در خصوص هولوکاست تردید کند یا کاری انجام دهد، لابیهای صهیونیستی به شدت با آن برخورد میکنند. فرضاً همانطور که وزارت خارجه گفته، بهنام بهرامی پناهنده شده باشد، اما من تعجب میکنم چطور ممکن است با پروندهای که ایشان داشته به او اجازه پناهندگی داده باشند؟

گفت‌وگو| بهنام بهرامی، خار چشم صهیونیست‌ها بود

من مطمئنم با فشارهایی که به بهنام وارد کردند و مدارکش را هم حتی به او نمیدادند، از او خواستهاند اقداماتی را [ضد کشور و نظام] انجام دهد؛ اما بهنام نپذیرفته است.

گفت‌وگو| برادرم به‌دست صهیونیست‌ها به شهادت رسید

خط قرمز صهیونیستها پرداختن به هولوکاست است. به طوری که اجازه نمیدهند هیچ کسی در این مورد صحبت کند. جدای از فعالیتهای فرهنگی بهنام، یک شیعه کشته شده که همسر و فرزند نداشت، این یعنی نسلکشی. چیزی که در طول تاریخ رخ داده است.

 

پرونده ویژة «رمز و راز یک قتل»؛
شماره چهارم: گفت‌وگو| برادرم به‌دست صهیونیست‌ها به شهادت رسید

 

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر، همانطور که پیشتر هم اشاره شد، سال گذشته (1398) یک کاریکاتوریست ایرانی به نام «بهنام بهرامی» به طرز مشکوکی در سوئیس درگذشت. خبرنگار پایگاه صهیونپژوهی خیبر ابعاد این ماجرای غمگین که به نظر میرسد ردپای صهیونیسم بینالملل در آن وجود دارد را از طریق گفتوگو با خانم الهام بهرامی، خواهر مرحوم بهنام بهرامی جویا شده است.

 

خیبر: ابتدا خودتان را معرفی بفرمایید و در مورد شخصیت و خصوصیات اخلاقی و فعالیتهای زندهیاد بهنام بهرامی توضیح بدهید.

بنده الهام بهرامی طاقانکی، خواهر بهنام بهرامی طا قانکی کاریکاتوریست ضد صهیونیسم هستم. ما دو خواهر و دو برادر در خانواده بودیم. بنده فرزند آخر خانواده هستم و بهنام فرزند سوم بود.بهنام کاری انجام داده، که صدایش را به گوش مردم برساند و به نظر من این کارش نوعی جهاد بود.

برادرم مشوق من، بسیار مهربان، مودب، بیریا و شوخطبع بود. وارد هر محفلی میشد گرما و صمیمیت داشت و همه دوستش داشتند. در خانواده به شدت به هم وابسته بودیم. مخصوصاً مادرم که شدیداً به بهنام وابسته بود. بهنام همیشه میگفت استعداد نقاشی و موفقیت من به خاطر مادرم بوده، مادر همیشه مشوقم بوده و کمکم میکرده است.

بهنام بسیار فعال بود. به یاد ندارم که در حالت سکون بوده باشد یا وقتش را تلف کند. از بچگی و نوجوانی همیشه در مسجد بود و فعالیتهای مذهبی داشت. بعد هم که به مشهد آمدیم ادامه داد و در کلاسهای قرآن شرکت میکرد. در نوجوانی خاطرم هست که همیشه در اردوهای راهیان نور و تفحص شهدا شرکت میکرد و مشغول به فعالیت در بسیج محله بود.

 

گفت‌وگو| هولوکاست به یک دروغ مقدس تبدیل شده است

گفت‌وگو| بهنام تحت فشار بود، اما قطعاً خودکشی نکرده است

 

بهنام از همان اول همیشه دنبال کار فرهنگی بود. موضوعات کاریکاتورهایش هم فرهنگی بود. در روزنامه قدس، شهرآرا، ابرار و نشریهای در تهران، که اسمش خاطرم نیست، فعالیت داشت. آنقدر فعالیت فرهنگی زیادی داشت که من به عنوان خواهرش اطلاع کاملی از آنها ندارم. خودش هم صحبتی نمیکرد. آدمی نبود که از خودش تعریف کند. همیشه اسم خدا روی زبانش بود و میگفت: آدم باید برای خدا کار کند. تمام دوستانش هم فرهیخته، هیئتی، مذهبی، فعال فرهنگی و در جبهه حق بودند، مثل خود بهنام.

جالب اینکه بهنام بعد از کشیدن کاریکاتور معروف ضد صهیونیسم، به حالت عادی هم نه، در حالی که عمیق و احساسی و برافروخته بود، به من گفت من برای این کاریکاتور متولد شدم و اوج کار من و نقطه اول و آخر من همین کاریکاتور است. بهنام در مورد سلمان رشدی هم طراحی و اثر داشت.

 

خیبر: متأسفانه این شایعه مطرح شده که مرحوم بهنام بهرامی خودکشی کرده است. نظر شما در این مورد چیست؟

در شش ماه اخیر به همه میگویم بهنام خیلی امیدوار بود و بسیار انرژی داشت و فعال بود. من اصلاً به خاطر ندارم که برادرم در زندگی نا امید بوده باشد یا از یأس حرف بزند و انرژی منفی داشته باشد. به دلیل اینکه پسر مؤمن و معتقدی بود. ایمان و یقین داشت. وقتی انسان به یقین برسد، دیگر نا امیدی جایی در زندگیاش ندارد و میداند که دلش را چطور آرام کند. بهنام همیشه میگفت من این هنری که خداوند در وجودم گذاشته را دارم. هر کاری بخواهم انجام بدهم باید در این جهت باشد. من از لحاظ روحی و اعتقادی جدای از این هنر نیستم و همه با هنرم عجین شده است. به همین دلیل هم به سوئیس رفت تا دامنه فعالیتش را گستردهتر کند و بتواند کار مؤثرتری انجام بدهد. چون همیشه به دنبال بهتر شدن و رسیدن به کمال بود، و به کمال رسید.

اینکه به برادرم انگ خودکشی میزنند را به هیچ عنوان قبول ندارم و این حرف را قبول نمیکنم. کسی دست به خودکشی میزند که از زندگی نا امید باشد، تنها باشد و از همه مهمتر اینکه خدا را نداشته باشد. بهنامی که خدا و اهل بیت (ع) را داشت و اسم امام زمان (عج) روی لبش بود، هرگز به خودکشی فکر نمیکرد و قطعاً انگ خودکشی پذیرفتنی نیست و من و خانوادهام شدیداً رد میکنیم. سرگذشت شهید ادواردو آنیلی شبیه به ماجرای بهنام است که او را کشتند و گفتند خودکشی کرده است.

 

خیبر: برادرتان پیش از فوت، در مورد تحت فشار قرار داشتن و اذیت شدن چیزی به شما گفته بود؟

برادر من حدوداً 100 کیلو وزن داشت و قدش هم بلند بود، اما یک بار به من گفت نمیدانم اینها چه چیزی به من تزریق کردند که من دیگر نمیتوانم افزایش وزن پیدا کنم و نمیدانم چرا پوستم سیاه شده است. یک بار هم به همسرم گفته بود من مطمئنم اینها به من آب مقطر تزریق کردهاند. البته این غیر از تزریقی است که به من هم گفته بود. میگفت مطمئنم چنین اتفاقی افتاده، چون هم دیده و هم پرسیده بود.

بهنام دائماً تحت نظر بود. حتی نمیتوانست بیرون برود. به محض اینکه از خانه خارج میشد، تعقیبش میکردند و در مورد خرید کردن و هر چـیز دیگری مدام از او سؤال میکردند. کلید خانه و وسایل شخصیاش را هم دزدیدند. به همین خاطر شبانهروز هوشیار بود و میگفت نمیتوانم بخوابم. چون هر لحظه احساس میکنم عدهای وارد خانهام میشوند.

الان هم هیچ مدرک و هیچ کدام از وسایل بهنام، نه لپتاپ و نه تلفنش، به دست ما نرسیده است. انگار اصلاً بهنامی برای آنها وجود نداشته است؛ اینطوری رفتار میکنند. دولت سوئیس تا این لحظه اصلاً پاسخگو نبوده، البته برای من قابل پیشبینی بود و من میدانستم. به دلیل اینکه چنین قضیهای بارها در طول تاریخ تکرار شده و حرکت جدیدی نیست.

 

خیبر: در مورد پیگیریهایی که انجام دادید هم توضیح بدهید.

پدرم از طریق نمایندگی وزارت امور خارجه پیگیری کرده، اما واقعیت  این است که هیچ نتیجهای حاصل نشده است. حتی به پدرم چندین بار گفته بودند نمیتوانیم فشار بیاوریم! اگر فشار بیاوریم دیگر آنها جوابی نمیدهند.

زمانی که به ما اطلاع دادند، یک فشار و هجمهای وارد کردند تا سریع تصمیم بگیریم که رضایت میدهیم بهنام در سوئیس دفن شود یا نه! شرایط اینگونه بود که یک مرتبه فوت برادرم را اطلاع دادند، دلیلش را هم نمیدانستیم و مادرم هم تازه فوت شده بود و فشار میآوردند که زودتر تصمیم بگیریم.

برادر من به مرگ طبیعی از دنیا نرفته، و به نظر من باید خود دولت پیگیری میکرد. پدر من به عنوان یک فرد سالخورده و بازنشستهای که دستش به جایی نمیرسد، باید فکر کند که چه اتفاقی برای پسرش افتاده و همزمان تصمیم بگیرد که رضایت میدهد بهنام در سوئیس دفن شود یا نه؟ وقتی همه چیز را کنار هم میگذاریم، میبینیم فشار زیادی به ما وارد شد.

سخنگوی وزارت خارجه هم در مورد این قضیه گفت هنوز رسماً اعلام نشده که چه اتفاقی رخ داده است. همین حرف هم در رسانهها منتشر شد. بعد خودشان حرف خودشان را نقض میکنند و میگویند اعلام شده که دلیل فوت بهنام بهرامی خودکشی بوده و با رضایت کتبی پدر بهنام، در آنجا دفن شده است. میتوانیم بگوییم این رضایتنامه دیکتهشده است. جلوی پدرم گذاشتند و ایشان هم امضا کرد. من اطلاعی ندارم، اما این احتمال هم وجود دارد که برادر من از کنسولگری کمک خواسته باشد.

 

خیبر: در پایان اگر صحبتی دارید، بفرمائید.

خط قرمز صهیونیستها پرداختن به هولوکاست است. به طوری که اجازه نمیدهند هیچ کسی در این مورد صحبت کند. جدای از فعالیتهای فرهنگی بهنام، یک شیعه کشته شده که همسر و فرزند نداشت، این یعنی نسلکشی. چیزی که در طول تاریخ رخ داده است. در مهد آزادی بیان یعنی اروپا میتوان در مورد پیامبر (ص) و مقدسات اسلامی کاریکاتور کشید، اما کسی حق ندارد در مورد هولوکاست صحبت کند. خط قرمزشان هولوکاست است و کشورهای اروپایی هم به خاطر منافع خودشان و منافع اسرائیل متعهد هستند.

رهبر عزیزمان هم در سخنرانیشان اشاره میکنند که کشورهای اروپایی از جمله سوئیس، فرانسه، اتریش، آلمان و... متعهد هستند که امنیت روانی اسرائیل را در مورد هولوکاست تأمین کنند. امنیت روانی هم مرزی ندارد. وقتی صحبت از مرز جغرافیایی و امنیت یک کشور میشود، مشخص است. اما وقتی متعهد میشوند امنیت روانی رژیم صهیونیستی را تأمین کنند، این دیگر محدوده و مرز ندارد و باید همیشه، به گفته رهبر عزیزمان، امتیاز بدهند و غرامت پرداخت کنند.

برادر من هم که فعالیت ضد هولوکاست داشت، در یکی از همین کشورهایی که رهبری اشاره کردند، مستقر بود. به اعتقاد من، برادرم شهید راه قدس است و به دست دشمن اصلی یعنی صهیونیسم به شهادت رسید.

 

خیبر: انشاءالله خداوند به شما و خانواده محترم صبر بدهد. ممنون از اینکه در این گفت‌وگو شرکت کردید.  

 

لینک کوتاه: http://khbn.ir/INn4ZP

گفت‌وگو| بهنام تحت فشار بود، اما قطعاً خودکشی نکرده است

اصلاً در مورد پناهندهشدن یا گرفتن تابعیت سوئیس چیزی نگفت. در واقع هیچ وقت در این مورد صحبتی نمیکرد. بعید میدانم که خودکشی کرده باشد. چون بهنام آدمی نبود که بخواهد به خودکشیکردن فکر کند. این مسئله با روحیات و عقاید بهنام هم کاملاً در تضاد است. به همین دلیل من بحث خودکشی را کاملاً رد میکنم.

گزارش| گویا قرار نیست خبری از بهنام در رسانه‌های صهیونیستی باشد

تاکنون هیچ گزارش معتبر و دقیقی از سوی مقامات سوئیس منتشر نشده و حتی لوازم شخصی بهنام بهرامی به خانواده او تحویل داده نشده است. وزارت امور خارجه کشورمان نیز اعلام کرده در حال پیگیری این مسئله است.

گفت‌وگو| پسرم در سوئیس شدیداً تحت فشار بود

با بهنام در تماس بودیم تا اینکه سال قبل، اینترنت قطع شد و چند روزی بی‌خبر شدیم. گویا در کشور سوئیس نمایشگاه گذاشته بود و طرفداران صهیونیسم ریختند و نمایشگاه و کاریکاتورهایش را خراب کردند و از بین بردند. پلیس سوئیس هم بدون قضاوت عادلانه، بهنام را دستگیر می‌کند و 24 ساعت در بازداشت نگه می‌دارد.

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

امام خامنه ای (حفظه الله تعالی):

امروز دشمن اصلی ما در دنیا، صهیونیست و استکبار است. پلیدتر از آمریکا، دولت صهیونیست، در فلسطین اشغالی است. چرا؟ چون بالاخره دولت آمریکا، یک دولت و متّکی به یک ملت است. در صورتی که اساساً دولت غاصب صهیونیستی، متّکی بر یک ملت نیست! ملت ساکن آن مناطق، ملتی است که امروز آواره است! اسراییل، از اوّل با ظلم و آدمکشی، با دروغ و فریب به وجود آمده است. مردم فلسطین، در خارج از فلسطین، با حال کوخ نشینی و اردوگاه نشینی زندگی می‌کنند. خانه‌های آنها و وطن آنها در اختیار کسانی است که از اروپا، از استرالیا، از آمریکا، از آسیا و از آفریقا به آن جا رفته‌اند و یک ملت جعلی و دروغین به وجود آورده‌اند و در آن جا به نام یک ملت، زندگی میکنند و دولتی هم دارند! اساساً چنین ملتی، وجود و هویّتی ندارد.