پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

یادداشت| سِفر یصیرا، مهم‌‌ترین اثر ادبی کابالا

مهم‌‌ترین اثر ادبی کابالا در دوره گائونی سفر یصیرا (کتاب آفرینش) نام داشت که به علت وجود اصطلاحات و معانی نهفته و آموزه‌های دشوار، کم تر در گذشته مورد استفاده پیروان کابالا قرار گرفته است.

یادداشت| درآمدی بر اصلی‌ترین میراث تصوف یهود

پیروان کابالا، منشأ مطالب و محتوای زوهر را از آدم ابوالبشر می‌دانستند که تعالیم آن پس از وی به صورت شفاهی نسل به نسل شد و سرانجام ایلیای نبی(علیه‌السلام) آن را در غاری به شمعون بن‌یوهای آموخت. او نیز این اسرار و حکمت‌ها را، هنگام مرگ با شاگردان در میان گذاشت، تا سرانجام تقدیر بر آن بود که این تعالیم به واسطه موسی دلئون در اختیار قوم یهود قرار گیرد.

یادداشت| سنت ادبی کابالا

دست‌مایه اولیه سنت ادبی کابالا، آیات و روایات، داستان‌ها و حکایات کتاب مقدس بود؛ اما در ذیل تفسیر آیات کتاب مقدس، مؤلفان، به بیان آموزه‌های سری و به‌اصطلاح پیچیده عرفانی می‌پرداختند. این تعالیم رمزآمیز در اختیار اندکی از شاگردان مستعد قرار می‌گرفت و همواره جانب احتیاط نگه داشته می‌شد تا عوام بر اسرار حروف و اعداد آگاه نگردند. مشخصه اصلی این کتب، منسوب کردن آن‌ها به انبیایی مثل ابراهیم و موسى(علیهم‌السلام) یا حکیمانی بزرگ و روحانی است تا شاید از این حربه برای باورپذیر کردن تفاسیر عرفانی یا پیش‌گویی‌های موجود در آثار، بهره‌برداری شود.

یادداشت| شخینا، نیمه مادینه خداوند

پیش از ادبیات زوهری، ردپای این اصطلاح را می‌توان در تلمود جست‌وجو کرد؛ آن‌جا که دانشمندان یهودی برای تبیین حضور دائمی خداوند در این عالم، بدون آن‌که جسمانیتی برای او قائل باشند، از این کلام بهره جستند. تلمود با تفسیر آیاتی از کتاب مقدس، این واژه را به معنای مسکن با حضور الهی و روشنایی یا جلال خداوند به کار می‌برد؛ اما هیچ کنایه و اشاره‌ای بر وجود عنصر زنانه در خداوند، در این عصر یافت نمی‌شود.

یادداشت| وجود تعابیر و صورت‌های جنسی در آموزه‌های کابالا

خاخام‌های یهودی از اولین مروجان صور و تفاسیر جنسی در سنت ادبی یهود بودند. ایشان کتاب مقدس را یک متن مفتوح و باز می‌دانستند که پیوسته به روی همه اشخاص گشوده است؛ ولی کسی نمی‌تواند به محتوای واقعی و کنه معنی آن دست یابد.

یادداشت| درآمدی بر مکتب گرونا (اسپانیا)

آن هنگام که بین یهودیان کاتالونیا به سبب تبلیغات پیروان کابالا نارضایتی‌هایی به وجود آمد، اسحاق نابینا پا درمیانی کرد و آشربن داود را به سوی نحمانیدس در گرونا فرستاد وابستگی این حوزه از طریقت کابالا به فلسفه نوافلاطونیان، در آثار پیروان کابالا کاملا مشهود است.

یادداشت| طریقت مِرکَبه

وجه نام‌گذاری این طریقت آن است که «یورده مرکاوا» پس از طی مراحل و مقدماتی که بیش‌تر شبیه تمرکز و ریاضت‌های ذن یا یوگا بود، در یک سفر خیالی و درونی، موفق به دیدن ارابه حامل عرش الهی می‌شد.

یادداشت| درآمدی بر نظریه صیمصوم در تاریخ کابالا

نظریه صیمصوم در نظام فکری لوریا، اگر چه نقشی محوری دارد اما اشکالات مهمی بر آن وارد است. این موضوع که خدا برای آفرینش جهان چون وجودش همه جا را فرا گرفته بود باید خود را جمع می‌کرد یا محدود می‌ساخت، نمایان‌گر تصوری انسانی و به تعبیر دیگر تصوری جسمانی از خدا است.

یادداشت| مسیح‌گرایی در مکتب کابالا

پیروان کابالا تحت‌تأثیر مسیح‌گرایی زوهر در صفد گرد آمدند. در این زمان علاقه فراوانی به تفسیر زوهر و بحث در مورد محتوای عقیدتی آن به وجود آمد. صفد، حدود چهل سال پس از مهاجرت یهودیان از اسپانیا، به طور خاص محفل پیروان کابالا گشت.

یادداشت| موسی‌بن‌نحمان بزرگ‌ترین شخصیت کابالا در اسپانیا

موسی بن نحمان مشهور به نحمانیدس، بزرگ‌ترین شخصیت کابالا در اسپانیا، تصوف را اساس دین یهود می‌دانست. او در قرن سیزدهم با الهام از آموزه‌های اسحاق نابینا در شهر گرونا، محفلی عارفانه تأسیس کرد.

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

شبکه‌ای برای شناخت شدیدترین‌‌دشمن

امام خامنه ای (حفظه الله تعالی):

امروز دشمن اصلی ما در دنیا، صهیونیست و استکبار است. پلیدتر از آمریکا، دولت صهیونیست، در فلسطین اشغالی است. چرا؟ چون بالاخره دولت آمریکا، یک دولت و متّکی به یک ملت است. در صورتی که اساساً دولت غاصب صهیونیستی، متّکی بر یک ملت نیست! ملت ساکن آن مناطق، ملتی است که امروز آواره است! اسراییل، از اوّل با ظلم و آدمکشی، با دروغ و فریب به وجود آمده است. مردم فلسطین، در خارج از فلسطین، با حال کوخ نشینی و اردوگاه نشینی زندگی می‌کنند. خانه‌های آنها و وطن آنها در اختیار کسانی است که از اروپا، از استرالیا، از آمریکا، از آسیا و از آفریقا به آن جا رفته‌اند و یک ملت جعلی و دروغین به وجود آورده‌اند و در آن جا به نام یک ملت، زندگی میکنند و دولتی هم دارند! اساساً چنین ملتی، وجود و هویّتی ندارد.