از واقعیت تا افسانه هولوکاست (2) - خیبر

مصاحبه اختصاصی خیبر با علیرضا سلطانشاهی:

از واقعیت تا افسانه هولوکاست (۲)

۰۷ بهمن ۱۳۹۷ ۱۰:۴۶

هیچ کشوری هیچ دولت مردی در هیچ نقطه‌ای از دنیا جرئت طرح انکار که هیچ، جرئت طرح این دوتا سؤال هم نداشته است؛ یعنی ما در طول تاریخ چنین چیزی نداشتیم. ولی محققین چرا. محققین و پژوهشگران آمده‌اند و تاوانش را هم پرداخته‌اند یعنی حسابی درب و داغون شدند، اذیت شدند، از زندگی ساقط شدند.

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر، بعد از جنگ جهانی دوم قوانینی علیه‌ کشورهای متحدین ازجمله آلمان و ایتالیا و ژاپن صادر شد که همه تحت حاکمیت کشورهای متفق باشند؛ یعنی این‌ها از داشتن ارتش و برخی از اختیارات نظامی، امنیتی و حتی سیاسی محروم شدند؛ و کاملاً هم طوری برنامه‌شان را چیدند و دولت‌هایشان را چیدند که درواقع آن اتفاقات قبل از جنگ نیافتند؛ یعنی کاملاً می‌خواستند که آلمان بعد از جنگ، یک آلمان کاملاً تحت کنترل است. البته این‌ها هر کاری کردند، ازلحاظ اقتصادی و فرهنگی نتوانستند مسلط شوند، ولی ازلحاظ نظامی چرا تا حدی توانستند. ازلحاظ سیاسی اصلاً قوه‌ی آلمان را گرفتند و اختیارات آن‌چنانی ندارد. مثلاً من با آقای رجبی رایزن فرهنگی‌مان در آلمان صحبت می‌کردم، می‌گفت که کشورهای اروپایی را اکثراً رفتم.

می‌گفت که هیچ کشور اروپایی به‌اندازه آلمان سیستم رادیوتلویزیون و رسانه‌ها و فرهنگش علیه خانواده نیست؛ یعنی عملاً این‌ها دست‌به‌دست هم دادند تا بنیان خانواده را در آلمان از بین ببرند. خیلی رسمی و علنی می‌گفت اصلاً تلویزیون را نمی‌شود نگاه کرد. به من یک‌ساعتی را گفت، گفت شما در این ساعت تلویزیون را نگاه کن. اشاعه فساد و فحشا در غالب خیلی سیستماتیک و قانونی؛ یعنی دولت و نظام هنری و رسانه‌اش حمایت می‌کند. این‌قدر جالب این است که مردم آلمان با این شصت هفتادسالی که از جنگ گذشته کماکان خانواده محور، مذهب محور و این فسادها هم در آن‌ها اثر نداشته و کماکان همان نظم و دیسیپلین را دارند. به همان شکل روحیات قبلی رادارند.
یعنی این کشور با این‌که به شکل نظام غربی تعریف می‌شود ولی آلمان اصلاً غربی نیست. تحقیقی انجام داده بودم که در خانواده‌های آلمان از قبل پدرسالاری خیلی حاکم بوده. لذا این‌ها در این نظام فرهنگی جدیدشان روی پدر و از بین بردن جایگاه و شأن او خیلی کار می‌کنند تا بتوانند این را از بین ببرند. ولی خود آقای رجبی می‌گفت آن طوری که باید موفق نشدند و این کارشان نتیجه نداشته است. این ازاین‌جهت که چرا فرمودید آلمان، آلمان الآن کاملاً تحت سیطره است.

– علت این‌که فرمودید مردم آلمان تأثیر کمتری گرفتند چیست؟
مردم آلمان ازلحاظ اعتقاد یعنی اعتقاد مسیحیت به‌اصطلاح  استوار هستند. همان‌طور که ما درباره فرهنگ‌عامه خودمان صحبت می‌کنیم. مثلاً عرض می‌کنم که اصفهانی‌ها این‌گونه هستند، شمالی‌ها این گونه‌اند یا یزدی‌ها به قول شما یک‌طور دیگر هستند.

در اروپا نیز تعریفی که از مردم آلمان وجود دارد یک مردم مذهبی، خانواده‌دار و منظم است؛ یعنی این دیسیپلین نظامشان و دیسیپلین رفتاری‌شان ثابت باقی‌مانده است. من یک مورد خدمتتان عرض بکنم. وقتی سوار مترو می‌شوید واقعاً من کسی راندیدم که بخواهد از مبدأ به مقصد برود همین‌طوری درودیوار را نگاه کند؛ یعنی تا می‌نشینند در مترو اولاً خیلی قشنگ می‌نشینند. قشنگ این‌گونه تا وارد مترو می‌شدند می‌نشستند کوله‌شان را برمی‌داشتند و کتاب می‌خواندند؛ و من آنجا متوجه کتاب‌های یک‌بارمصرف شدم.

کتاب‌هایی با کاغذهایی مثل روزنامه و کوچک قطع پالتویی کوچک، این‌ها را مطالعه می‌کنند. بعد در متروهایشان اتفاقاً یک سطل‌هایی هست مخصوص کتاب؛ یعنی هر کس کتاب را خواند می‌اندازش آنجا، رمان و هر چیزی که داشته یک‌بار می‌خواند حالا آنجا هم شهرداری این کتاب‌ها را دوباره تولید و توزیع می‌کرد یا خمیر و بازیافت می‌کرد. در خانواده‌هایشان واقعاً معلوم بود همه چی سفت و محکم است. شما کافی بود با یک خانواده‌ای ارتباط بگیرید قشنگ این نظم و سبک و سیاق را متوجه می‌شدید. حالا افراد دیگری باید اظهارنظر کنند در باب این‌که تا چه حد درواقع صهیونیست‌ها موفق شدند که روی این خانواده به این نحو تأثیر بگذارند.

انکار هولوکاست
– دوره‌ هولوکاست را نگفتند که چه قدر طول کشیده است با توجه به این‌که گفته‌اند ۶ میلیون کشته شده است؟
به قول خودشان از ابتدای جنگ جهانی دوم این‌ها فعالیت عملی‌شان شروع‌شده است. ولی چیزهایی مثل این فیلم، ساختن ادبیات و کتاب‌های می‌گویند از اواخر دهه ۳۰ بود، یعنی از ۱۹۳۶ اوج می‌گیرد و در ابتدای جنگ جهانی دوم، به قول خودشان اردوگاه‌ها بر پا می‌شود و این کشتار شروع می‌شود و با پایان جنگ جهانی دوم تمام می‌شود.

تمام تلاش‌ها خود را برای اثبات هولوکاست کردند. یک موسسه در آمریکا به نام «ریویزیونیست اینس تیتوت»، این آمد تمام این یافته‌ها و اسناد و دستاوردهای علمی، سیاسی و رسانه‌ای صهیونیست‌ها را مورد سؤال قرارداد. شخصیت‌هایی مثل «روبر فوریسون»، «فردریک توبن»، «مارک وبر»، «دیدیود ایروینک» و امثالهم آمدند از زاویه‌های مختلف هولوکاست را بررسی کردند. مثلاً همین روبر فوریسون رفت به‌صورت میدانی اتاق‌های گاز را دید. لوختر به‌عنوان یک شیمی‌دان از اتاق‌های گاز دیدن کرد. این آجرهایی که می‌گفتند در این اتاق‌ها بودند، آجرها را کشید بیرون تا رویش آزمایش کند.

گازی که این‌ها می‌گفتند استفاده‌شده گاز «سیکلون ب» بود. روبر فوریسون با استفاده از گزارش‌ها علمی شیمی‌دان‌ها بررسی کرد که آیا واقعاً گاز «سیکلون ب» قابلیت کشتار دارد یا نه. این‌که این‌ها چطور در اتاق‌های گاز کشته می‌شدند و این گاز از کجا وارد می‌شده است. بعد این افرادی که آلوده به گاز می‌شدند چه کسانی‌ این‌ها را می‌بردند از اتاق بیرون، این گاز تا چقدر می‌ماند، یک تحقیقات خیلی گسترده در تمام حوزه‌ها. اصلاً بحث جمعیتی را یک نفر رفته کار کرده که ما آن زمان ۶ میلیون یهودی در اروپا نداشتیم یا داشتیم؟ اگر جمعیت یهودی‌ این‌قدر بوده آنجا این‌قدر بوده پس جمعیت یهودی امکان نداشته که این‌قدر بوده باشد.

یا در کوره‌های آدم سوزی که این کوره‌ها کجاست. می‌رفتند نگاه می‌کردند این اگر در روز بخواهد n تعداد آدم را بسوزاند مثلاً چقدر می‌شود در ماه چقدر می‌شود این‌ها همه ضرب و تقسیم می‎شد. بعد چطوری این کار را انجام می‌دادند. چطوری سوخته می‌شدند، سوختشان چه بود. خیلی تحقیقات مفصل و دامنه‌دار با ابعاد و زوایای مختلف که یک نمونه‌اش کتاب (کالبدشکافی هولوکاست) است که همان موسسه به‌عنوان مجموعه مقاله منتشر کرده و تمام این ادعاها را ریزبه‌ریز تجزیه‌وتحلیل و رد کرد.کتاب‌های متعددی دارند اما این «دیسکتینگ د هولوکاست» را من نگاه کردم و دیدم که جامع‌ترین و خلاصه‌ترین کتاب است ولی متأسفانه ترجمه نشده است. من در این کتاب «یهودستیزی واقعیت یا دست‌آویز سیاسی» فهرست این کتاب را ترجمه کرده و آوردم. این هم انکار مستند هولوکاست بدون هرگونه غلو و بدون هرگونه فضاسازی. روبر فوریسون یکی از این شخصیت‌های منکر هولوکاست، پایان‌نامه دکترایش همین اتاق‌های گاز بود که ترجمه و چاپ شد.

قوانین منع انکار هولوکاست در کشورهای مختلف
– دانشگاه اجازه می‌دهد به چنین پایان‌نامه‌ای؟
روبر فوریسون پایانه نامه‌اش را نوشت بعد آمد دفاع کند. دفاع هم کرد با یک مخالفت‌هایی قبول شد یعنی تأییدش کردند. ولی وقتی یهودی‌ها متوجه شدند که یک چنین پایان‌نامه‌ای رفتند سراغش. اولاً از دانشگاهش در فرانسه اخراج شد و بعدازاینکه اخراج شد کاری کردند که خانواده‌اش هم از او جدا شد؛ یعنی تعرض‌ها حتی چند بار به‌صورت فیزیکی به او کردند. بر اساس قانون «گسو» محاکمه‌اش کردند. محکوم‌به پرداخت جریمه‌اش کردند. از یک سری کارها ممنوع الکار کردند یعنی دست به بعضی کارها نمی‌تواند بزند.

خیلی اسباب زحمت برایش فراهم کردند. در انگلیس ما قانونی نداریم ولی اگر یک فردی مثل «ایروینیگ» که در انگلیس بود، برود کشور دیگری که آن قانون مجازات منکرین هولوکاست است آنجا سریع دست‌گیر می‌شود. مثلاً من کتاب را در ایران نوشتم منتهی اگر بروم در کشوری که آن کشور قانون مربوطه را داشته باشد من را دستگیر می‌کنند. مثلاً ایروینیگ در اتریش دستگیر شد. یا فردیدک توبن در آلمان ۷ ماه زندانی شد.

این قانون اسمش گسو است که بر اساس آن منکرین هولوکاست را مجازات می‌کنند. یک قانون دیگری است که کوچک شمردن هولوکاست هم مجازات دارد؛ یعنی شما این چیزی که درباره هولوکاست با همین عظمت گفته می‌شود را باید بگویی اگر کوچکش هم کنید، این هم اشکال دارد و جرم است و محاکمه و مجازات دارد. مثلاً فرد دیگری به نام روژه گاردوی راداریم که این هم قبل از مرگش جریمه شد. مثلاً ایشانمی‌گفت که ۶ میلیون نبوده من تحقیق کردم کل یهودی‌هایی که در جنگ جهانی دوم ازدست‌رفته‌اند این‌ها ۲۳۳ هزار نفر بودند. این را در کتب محاکمه آزادی، محاکمه صهیونیست، در ایران چاپ‌شده و انتشارات کیهان هم چاپ کرده است.

البته ما روژه گارودی را منکر هولوکاست نمی‌توانیم بدانیم چون‌که هولوکاست را تأیید می‌کند فقط می‌گوید که تعداد این‌قدر نبوده است. ولی منکرین هولوکاست می‌گویند ممکن است یهودی در جنگ جهانی دوم با اتفاقات مختلف کشته‌شده باشد ولی در هولوکاست از بین نرفته و هیچ قاعده و دستور و سیستمی هم برای انهدام یهودی‌ها در جنگ جهانی دوم وجود نداشته است. الآن نه‌تنها انکار هولوکاست نه‌تنها کوچک شمردن هولوکاست بلکه سؤال درباره هولوکاست هم پیگرد دارد. این چیزی که احمدی‌نژاد در دوره‌ی خودش مطرح کرد دو سؤال بود. یکی این‌که چرا نمی‌گذارید محققین در مورد هولوکاست تحقیق کنند.

شما در مورد مقدس‌ترین چیزها اجازه  می‌دهید؛ اما در مورد هولوکاست اجازه نمی‌دهید مگر این چه چیزی است؟ این را آقای منوچهر محمدی به من می‌گفت – یک‌زمانی رئیس مرکز مطالعات وزارت خارجه بود- در یک جلسه‌ای بودیم داشت برای همه می‌گفت که من اخیراً رفته بودم به فرانسه، میزبان من را کنار کشید و گفت شما خدا را ببر زیر سؤال، به خدا اهانت کن، پیامبر که هیچی، ولی درباره هولوکاست صحبت نکنید.

این را دارم برای خودتان می‌گویم هم برای خودتان بد است هم برای دنیا بد است. یهودی‌ها پیگیر می‌شوند این قضیه را و از شما نمی‌گذرند و ضربه‌شان را به شما می‌زنند؛ یعنی این‌قدر برایشان اهمیت دارد و به‌هیچ‌عنوان کوتاه نمی‌آیند.

هیچ یهودی‌ای در هیچ جای دنیا؛ یعنی اگر شما بخواهید یک یهودی منصف گیر بیاورید، اگر هولوکاست را رد کرد معلوم است که یک‌درجه‌ای از انصاف، در او وجود دارد.

یهودی‌های ضد صهیونیست می‌گویند اسرائیل را باید از بین ببرند. «نتوریاکارت‌ها» زمانی که به تهران آمده بودند ما یک گشت گذاری با ایشان داشتیم. من با «دیوید وایتز» که رهبرشان بود یکجا باهم قدم می‌زدیم. من به او نزدیک شدم و پرسیدم که شما هولوکاست را قبول دارید؟ گفت امکان ندارد ما رد کنیم گفتم برای چی؟ گفت این‌که اینجا می‌بینید پدرش در هولوکاست بود. گفتم خب حالا آن هیچی، شما سند و مدرک دارید. آخر این ریویزیونیست‌ها چه می‌گویند؟ گفت نمی‌شود درباره هولوکاست بحث کرد و رفت. اصلاً جواب من را به‌هیچ‌عنوان نداد، یعنی اصلاً حاضر نبود بحث کند.

استفاده دیگر هولوکاست

هولوکاست استفاده‌های دیگری هم دارد و درواقع مهر تأییدی است بر مظلوم‌نمایی یهود در طول تاریخ. این‌ها همیشه به دلیل مطامع اقتصادی از جایی به‌جای دیگری می‌رفتند. درست است که یهودی‌ها عملکرد بدی داشتند و ما هم حس‌مان نسبت به آن‌ها به دلایل اعتقادی و رفتاری بد است، ولی یکجاهایی آمدند از ابزار و لوازمی استفاده کردند تا بتوانند مظلوم‌نمایی خودشان را در طول تاریخ اثبات کنند. یعنی یکی از نوشته‌ها که در همین کتاب هم من استفاده کردم، می‌گوید که هولوکاست پاسخ تاریخ به یهودستیزان است؛ یعنی هرکسی که یهودستیز است یا از یهودی بدش می‌آید پاسخش هولوکاست است؛ یعنی با هولوکاست دیگر هیچ‌کسی نمی‌تواند متعرض یهود بشود. تا به بگویند «بالای چشمت ابروست» می‌گوید نکند شما می‌خواهید هولوکاست راه بیاندازید. مثلاً درباره احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور شیمن پرز، نتانیاهو همه در اسرائیل می‌گفتند این دنبال راه‌اندازی هولوکاست دیگری است، یعنی سریع ذهن‌ها را گره می‌زدند به هولوکاست.

نه‌فقط در مورد اسرائیل بلکه در مورد هر یهودی دیگری در هر نقطه از دنیا. «سیمون ویزنتال» یک سازمان است که الآن شما هر حرفی را بزنید که یک مقدار به ضرر یهودی‌ها باشد سریع با یهودستیزی برابری می‌کنند. با راه‌اندازی هولوکاست سریع برابری می‌کنند با صهیونیست ستیزی و می‌گویند که فکری باید شود، وجدان بشری نمی‌تواند در موردش ساکت بنشیند و سیستم رسانه‌ای‌ آن‌ها این را پشتیبانی می‌کند. سیمون ویزنتال یک سازمان است در آمریکا که رفتار یهودستیزانه در سراسر دنیا را رصد می‌کند. مثلاً در دنیا که کلی مسلمان هرروز کشته می‌شوند. ما نیامدیم بگوییم آقا مسلمان کشی در دنیا راه افتاده است. ولی سیمون ویزنتال و یک انجمن دیگری به نام «لیکرا» هست که یک نفر در یک دهات کوره‌ای در سوئیس یک سطل آشغال می‌ریزد روی سنگ‌قبر یک یهودی، سریع آن مخابره می‌شود که آقا چه نشسته‌اید که در فلان دهات سوئیس یهودستیزی اتفاق افتاده. حالا بگوییم چه شده است؟ خون از دماغ کسی آمده؟ یا کسی زخمی شده؟ نه یک نفر یک سطل آشغال ریخته روی یک سنگ‌قبر.

می‌گویند نه این‌یک رفتار یهودستیزانه است باید بررسی شود. برویم آنجا ببینیم برای چه یهودستیزی وجود دارد؟
دومین سؤال احمدی‌نژاد این بود که خب حالا ما بپذیریم که هولوکاست اتفاق افتاده است. آلمان هم این کار را کرده ۶ میلیون هم کشته شدند. فلسطینی‌ها باید برای چه تاوانش را بدهند چه ربطی به فلسطینی‌ها دارد؟ مگر فلسطینی‌ها رفتند این هولوکاست را انجام دادند؟ اصلاً آن زمان فلسطینی‌ها کجای جنگ جهانی دوم بودند؟ گفت این دوتا سؤال من را جواب بدهید که چه بلوایی علیه او به راه انداختند در دنیا به چه افتضاحی کشاندند.
– کشورهای دیگری هم هستند که جرئت این را داشته باشند که سؤال کنند از هولوکاست؟

هیچ کشوری هیچ دولت مردی در هیچ نقطه‌ای از دنیا جرئت طرح انکار که هیچ، جرئت طرح این دوتا سؤال هم نداشته است؛ یعنی ما در طول تاریخ چنین چیزی نداشتیم. ولی محققین چرا. محققین و پژوهشگران آمده‌اند و تاوانش را هم پرداخته‌اند یعنی حسابی درب و داغون شدند، اذیت شدند، از زندگی ساقط شدند.
– پس باید بگوییم که کشورهایی درونش پیگرد قضایی شدید است و آن‌ها استثنا هستند. یک سری هست که پیگرد دارد. مثل اتریش، آلمان، فرانسه، سوئیس که چنین قانونی را گذاشته‌اند؛ اما آمریکا و انگلیس این‌گونه نیست، یعنی انگلیس و آمریکا قانون انکار هولوکاست را ندارند برای همین هم راحت کار می‌کنند.

شما از جاهایی فشار می‌آورید که آن فشار را آورده باشید و تأثیر گزاری‌ آن را داشته باشد، یک جاهایی هم می‌گذارید برای فرار تا مدیریتش کنید. اگر این فشار یک‌طرف باشد آن طغیان می‌کند و به ضرر شما است الآن در آمریکا همین است. سال گذشته فیلمی پخش شد تحت عنوان «انکار راشل وایز» که یکی از پرکارترین هنرپیشه‌های زن دنیاست و یهودی است. نقش وکیلی در حمایت از بازماندگان هولوکاست را بازی کرده بود. ایشان یک نقشی را به‌عنوان وکیلی در داستانی که دیوید ایروینیگ، ریوزینویست انگلیسی هم بودند، بازی کرد.

آنجا این دیوید ایروینیگ در دادگاه تقریباً تمام استدلال خودش در انکار هولوکاست می‌گوید و راشل وایز هم به‌عنوان وکیل آن‌هم می‌آید دیدگاه خودش را می‌گوید. آخر فیلم مثلاً با این هنرمندی صهیونیستی تمام شد که راشل وایز پیروز می‌شود و دیوید ایروینیگ محکوم. به ایروینیگ این فضا را داده بود ضمن این‌که نتیجه‌گیری فیلم به نفع صهیونیست‌ها تمام شد.

ولی به‌صورت نرم این فضا را به راشل وایز و منکرین هولوکاست داده بودند که بیایند و حرف خودشان را بزنند بعد بگویند ببینید که حرف‌هایشان اصلاً پایه و اساس نداشت و این‌ها محکوم شدند. من مقاله‌ای نوشتم در روزنامه کیهان منتشر شد؛ یعنی در پنج شش شماره در مورد همین فیلم، نقد و بررسی همین فیلم بود و مفصل درباره‌اش صحبت شد.

به نظر من همین دوره‌ دومی که احمدی‌نژاد ازلحاظ سیاسی به این وضعیت کشیده شد، از تبعات اقدام ایشان علیه صهیونیست‌ها و هولوکاست بود. در مورد نحوه پرداختن ایشان به این موضوع، اقدام اولیه‌اش خوب بود، ولی این‌که هرجایی ایشان رفت و این را مطرح کرد این تکرارش خوب نبود.

ایشان در هرمزگان بود که این‌گونه سؤال‌هایی را مطرح کرد، ما سریعاً به‌عنوان مرکز مطالعاتی فلسطین در ریاست جمهوری، نامه‌ای به ایشان زدیم و همین کتاب دیسکتینگ هولوکاست را معرفی کردیم. گفتیم اگر این کتاب منتشر شود شما اصلاً دیگر حرف نزن؛ یعنی اگر حرف زدی تا این حد خوب است بعدازاین بگذار اندیشمندها و متفکرین و محققین و ازجمله همین ریویزیونیست‌ها را دعوت کن که بیایند و حرف‌هایشان را بزنند؛ که ایشان متأسفانه ازآنجایی‌که روحیه‌ی ضد کتابی داشت نپذیرفت؛ یعنی می‌گفت همین حرفم را می‌زنم بس است. مردم نمی‌روند کتاب بخوانند.

بعضی جاها هم خب به ذائقه طرف خوش نمی‌آمد. من یک متنی از ایشان در سازمان ملل خواندم. ایشان هرسال به نیویورک می‌رفت.
در یک دیداری با اعضای روابط خارجی آمریکا داشت و اعضای شورای روابط خارجی آمریکا همه مارها و افعی‌هایی هستند؛ یعنی همه افعی‌های سیاست و پشت‌هم‌اندازی در عرصه دنیا، همه نفر اول هستند. این‌ها نشسته بودند جلوی او و احمدی‌نژاد با این دانش سیاسی اندکش، مقابلشان نشسته بود. این‌ها به او گفته بودند که چرا دارید در مورد هولوکاست این حرف‌ها را می‌زنید. ما اندازه همین ساختمانی که الآن داخلش نشستیم درباره اثبات هولوکاست سندداریم.

شما چه می‌گویید آخر؟ آقای احمدی‌نژاد حالا کم هم نیاورده بود یعنی شما می‌گویید من این‌همه تحقیق کردم درباره هولوکاست مثلاً من اشتباه می‌کنم؟
این در روحیه کس دیگری بود جا می‌زد. حالا یک مورد، دو مورد ایشان مکرر این را مطرح کرد. واقعاً دیگر فقط چوب توی سوراخ زنبور نبود، اصلاً حسابی اون تو هم تاب می‌داد. این باعث می‌شد که حرکت‌ها علیه‌ او صورت بگیرد و ساکت نشود و این بلا را سرش بیاورند.

آنهایی که باید بخوانید :

  • facebook
  • googleplus
  • twitter
  • linkedin
  • linkedin
  • linkedin
لینک خبر : https://kheybar.net/?p=17834

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *