استاد مایکل بروب - خیبر

شماره بیست و یکم:

استاد مایکل بروب

۱۹ دی ۱۳۹۷ ۱۲:۱۶

در عهد مارکسیستی قدیمی که پروفسور بروب به‌وضوح دل‌تنگ آن است، این را سؤال “بر اساس ساختار اصلی ” می‌نامیدند، به این معنی که ظاهراً بنیان اقتصادی جامعه، خروجی محصولات فرهنگی جامعه را تعیین می‌کند. این ایده که مفاهیم علمی بی‌اعتبار مارکسیسم درزمینهٔ پیشرفت انسان بیشتر پست‌مدرن است تا پیش مدرن، یکی از مفاهیم عجیب‌وغریب دانشگاهیان چپ‌گرا است که پروفسور بروب علناً آن را گسترش می‌دهد.

به گزارش سرویس سیاسی پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر، مدتی قبل کتابی تحت عنوان “صد و یک پروفسور خطرناک” در آمریکا منتشر شد. موضوع این کتاب معرفی صد و یک پروفسور دانشگاهی است که جرم شان سخن گفتن درمورد هولوکاست و یهود در کلاسها و کتابهایشان است. در کنار انتشار این کتاب به اساتید دانشگاه‌های دیگر هشدار داده شده که چون این افراد از خط قرمزها عبور کرده‌اند نباید از آثار آنها استفاده کنید. در مجموع وقتی آزادی نامحدود شود خودش مشکلاتی به وجود می آورد که نهایتاً محدودش خواهد کرد. متن ذیل معرفی «استاد مایکل بروب» یکی از صد و یک پروفسوری است که نویسنده کتاب به آن پرداخته است.

 

استاد مایکل بروب

دانشگاه ایالتی پن

– استاد انگلیسی، دانشگاه ایالتی پن

–  به ادعای خود ” مربی پیشرفته ”

– به این مسئله که تدریس ادبیات، “تحولات اقتصادی ” را به ارمغان می‌آورد، باور دارد.

مایکل بروب استاد در واحد انگلیسی در دانشگاه ایالتی پن است. او دوره‌های کارشناسی درزمینهٔ “ادبیات آمریکایی و آفریقایی-آمریکایی ” و همچنین دوره‌های بالاتر را به همان شکل و شمایل پروژه‌های مارکسیست و پست‌مدرنیسم به‌عنوان “مطالعات فرهنگی ” آموزش می‌دهد.

پروفسور بروب، در جایگاه یک چپ‌گرا و به ادعای خود “مربی پیشرفته “، خواهان سیاسی شدن بسیاری از بخش‌های ادبیات دانشگاه است. وی در تفسیری در The Chronicle of Higher Education در سال ۲۰۰۳ اذعان کرد که “این‌یک موضوع پذیرفته‌شده است که تعداد آزادی خواهان در واحدهای انگلیسی زیاد است و من اغلب آرزو می‌کنم که: ای‌کاش، ما چپ‌گراها سهم کمتری از کرسی‌های واحدهای ادبی داشتیم و در عوض حضور قوی‌تری در قوه مقننه داشتیم.

” پروفسور بروب از جنگ در افغانستان حمایت می‌کرد و به این دلیل به باد انتقادات تندی از جانب چپ‌گرایان افراطی گرفته شد. پروفسور بروب در سپتامبر ۲۰۰۲ نوشت که مداخله نظامی ایالات‌متحده در افغانستان به دلیل سرنگون کردن رژیم طالبان، یکی از بدترین رژیم‌های این سیاره، قابل‌تحسین بوده است. او حسن نیت “ضد امپریالیست‌ها که به‌طورجدی و بی‌پرده با جنگ در افغانستان مخالف بودند ” و کسانی که “با بی‌شرمی استدلال می‌کنند که پاسخ نظامی آمریکا ازنظر اخلاقی حتی از کشتار عمدی غيرنظاميان به‌وسیله هواپیماربایان هم نفرت‌انگیزتر بود ” را مورد سؤال و انتقاد قرارداد.

پروفسور بروب با شروع جنگ عراق، موضع ضد جنگ به خود گرفت.

همان‌طور که پروفسور بروب خود تائید می‌کند، کلاس‌های ادبیات او اغلب ارتباط خاصی با ادبیات ندارد. به‌عنوان‌مثال، کلاس «پست‌مدرنیسم و ادبیات داستانی آمریکایی» که او سال‌ها تدریس کرده است، صرفاً محفلی برای استاد است تا «فلسفه ضد مبانی گرایی (فلسفه‌ای که در خلال سایر امورات، فرد را به نسبیت‌گرایی اخلاقی سمت‌وسو می‌دهد.)» فیلسوف افراطی ریچارد رورتی را بسط بدهد.

پروفسور بروب دیدگاه‌های رورتی را به‌عنوان تنها دیدگاه‌هایی که یک شخص “عاقل ” می‌تواند داشته باشد، در نظر می‌گیرد. با این مشخصه، مردم مذهبی به‌سادگی به‌عنوان افراد غیرمنطقی در نظر گرفته می‌شوند.

پروفسور بروب در ماه می ۲۰۰۰ در کلاس نوشت، “ما درمورد آنچه به معنای ” ضد مبانی گرایی “است صحبت می‌کنیم  که در آن، انسان سکولار (یکی از عاقلان) به این معتقد است که اصول اخلاقی و معرفتی ما نباید از اراده الهی و قانون اخلاقی یکسان مشتق بشود و در عوض باید از عادات اجتماعی معمول ما مشتق بگیرد.

این کلاس پروفسور بروب “نظریه پست‌مدرنیستی ” وی را در زیر چتر تعصبات ضد مذهبی او تبلیغ می‌کند و انجام این کار در کنار ادبیاتی که برای تدریس آن استخدام‌شده است، مغایرتی ندارد.

برعکس، “مشکل با ادبیات داستانی است: که به‌اندازه کافی پست‌مدرن نیست “. پروفسور بروب در این زمینه، “رمان نویسان موفق ” را برای اینکه نتوانست “مطالبی متناسب با سمینارهای پست‌مدرنیسم در کالج، در نوشته‌های خود بگنجانند ” را مورد شماتت قرار می‌دهد.

به گفته پروفسور بروب، “سؤال مهم منتقدان فرهنگی، همچنان یک پرسش قدیمی است که چگونه می‌توان بین پیشرفت‌های فرهنگ و هنر با تحولات اقتصادی در مقیاس بزرگ همبستگی پیدا کرد “.

در عهد مارکسیستی قدیمی که پروفسور بروب به‌وضوح دل‌تنگ آن است، این را سؤال “بر اساس ساختار اصلی ” می‌نامیدند، به این معنی که ظاهراً بنیان اقتصادی جامعه، خروجی محصولات فرهنگی جامعه را تعیین می‌کند. این ایده که مفاهیم علمی بی‌اعتبار مارکسیسم درزمینهٔ پیشرفت انسان بیشتر پست‌مدرن است تا پیش مدرن، یکی از مفاهیم عجیب‌وغریب دانشگاهیان چپ‌گرا است که پروفسور بروب علناً آن را گسترش می‌دهد.

پروفسور بروب برای دفاع از ایده خود که برنامه درسی ادبیات دانشگاه باید تحت پوشش سیاست چپ‌گرای او قرار بگیرد، بسیار حاذق است.

پروفسور بروب در مقاله‌ای در سال ۲۰۰۲ برای انجمن واحدهای پژوهشنامه انگلیسی (Association of Departments of English Bulletin) به ادعایی یکی از پروفسورها مبنی بر اینکه واحدهای انگلیسی دانشگاهی، به دلیل اهداف کاملاً سیاسی خود، “مضحک ” شده‌اند، اعتراض کرد.

پروفسور بروب با تصدیق این‌که واحدهای انگلیسی به‌طور منظم در طول سال‌ها با کم شدن تعداد دانشجویان مواجه بودند، از این مفهوم که مقصر این عدم علاقه، شخصیت چپ‌گرای این واحدها و از بین بردن کانون ادبی سنتی به نفع سیاسی سازی مدرن تحت پوشش “نظریه ادبی ” توسط آن‌ها بوده، برآشفته بود.

با توجه به فرمایشات پروفسور بروب، تنها راه برای اصلاح کردن اصطلاح “مضحک ” که به واحد انگلیسی دانشگاه چسبانده‌اند، معرفی نظریه‌های بیشتر است. او توضیح داد: “اگر ما بخواهیم به‌طورجدی درمورد برنامه‌های تحصیلات مقدماتی به‌عنوان مؤسسات آموزش حرفه‌ای فکر کنیم، باید بر روی وضعیت کنونی تئوری ادبی متمرکز بشویم “.

“منظور من این است که تاریخچه‌ی نظریه‌های ادبی و متن گرایی قرن بیستم کم‌وبیش ریشه در کار ویکتور شلکوفسکی و متفکران روسی پیرو او دارد… و از طریق مارکسیسم، روانکاوی، نقد نو، ساختارگرایی، دِکُنستروکسیُن پساساختارگرایی، فمینیسم، نظریه واکنش خواننده، تاریخ‌گرایی جدید، پسااستعماری و نظریه فراهنجار و… اجرا می‌شود.”

پروفسور بروب در مقاله‌ای با عنوان “سوءاستفاده از دانشگاه (The Abuses of the University)” در سال ۱۹۹۸، دانشگاه را به‌عنوان “مکان نهایی چپ جدید ” و “پیشرفت ” را به‌عنوان تنها خاک‌ریز برای دفاع در برابر “حزب راست جدید ” توصیف کرد.

او می‌نویسد: منتقدان این تعریف – به‌ویژه کسانی که نتوانستند “نظر فمینیست یا نظریه فراهنجار (queer theory) را به‌عنوان یک حوزه مشروع دانش‌پژوهی ” بگنجانند – تنها به “نادانی و بی‌عدالتی ” ادامه می‌دهند. برای افرادی مانند مایکل بروب، این ایده که یک دانشگاه ممکن است موسسه‌ای برای پیگیری دانش باشد تا اینکه مکانی برای اعمال مفهوم چپ سیاسی، ایده از یک کهکشان دور است.

همچنین نگاه کنید به: پروفسورها گیتلین، هولستون، جیمسون، شورتل

تحقیق: یعقوب لاکسین

  • facebook
  • googleplus
  • twitter
  • linkedin
  • linkedin
  • linkedin
لینک خبر : https://kheybar.net/?p=17280

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *