اقتصاد اسرائیل - خیبر

تاریخچه و بحران‌های اقتصادی اسرائیل

اقتصاد اسرائیل

۰۷ مهر ۱۳۹۷ ۲۰:۲۱

رشد اقتصادی رژیم اسرائیل به دنبال تحقق چهار عامل مهم میسر شد. در این یادداشت ضمن پرداختن به تاریخچه اقتصادی اسرائیل این چهار عامل بررسی خواهند شد.

به گزارش سرویس اقتصادی پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر، تا قبل از اشغال فلسطین توسط اسرائیل، اقتصاد آن توسط مسلمانان اداره می‌شد. اما بعد از اعلامیه بالفور و شروع سیل مهاجرت یهودیان به این سرزمین شرایط به تدریج تغییر کرد. با توجه به ثروت یهودیان مهاجر، قدرت نظامی و حکومتی انگلیس، تاجران و کشاورزان مسلمانان رفته رفته حذف و یا تبدیل به مستاجر شدند. به عبارتی شرایط اقتصادی بعد از مدت کوتاهی به سرعت و به شکل ظالمانه‌ای به نفع یهودیان تغییر کرد.

البته از این امر نیز نباید غافل بود که کمک‌های هنگفت خارجی و غرامتی که دولت آلمان سالانه به رژیم اسرائیل و بازماندگان هلوکاست پرداخت کرده و می‌کند نیز در رشد اقتصادی این رژیم بی‌تاثیر نبوده. به طور مثال آمریکا سالانه بیش از سه میلیارد دلار به این رژیم کمک می‌کند و این غیر از کمک‌های مالی یهودیان ثروتمندی است که برای معاف شدن از مالیات به انجمن‌های خیریه کمک کننده به اسرائیل پرداخت می‌کنند. علاوه بر این، رژیم اسرائیل مبالغ زیادی را به شکل وام‌های بلاعوض و پرداخت نشده از آمریکا دریافت کرده است که مردم آمریکا از آن‌ها بی‌خبر هستند. بنابراین رژیم اسرائیل نیز از این فرصت‌های مالی کم نظیر استفاده کرد و با بهرگیری از آن، زیر ساخت‌های اقتصادی خود را بنا و تقویت کرد و توانست به رشد قابل توجهی دست یابد.۱

تاریخچه اقتصاد اسرائیل

اسرائیل با توجه به محدودیت منابع به واردات نفت خام، حبوبات، مواد خام، برخی تجهیزات نظامی و کالاهای واسطه‌ای نیازمند است. لذا برای تامین ارز مورد نیاز برای این حجم از واردات، باید صادرات خود را افزایش می‌داد. به همین دلیل بر روی صنایع سنگین و سبک، نظامی و معادن سرمایه گزاری کرد. لذا مشاهده می‌شود که اسرائیل در دهه پنجاه تنها ده درصد صادرات دارد اما در دهه شصت این رقم به بیست و پنج درصد و در دهه هشتاد به پنجاه درصد می‌رسد و همچنان تلاش می‌شود این رقم را افزایش دهند.۲

اما با توجه به موقعیتی که در بین کشورهای مخالف عربی داشت برای در امان ماندن از توطئه‌های آنان تصمیم گرفت تا ابتدا از جهت مواد غذایی و کشاورزی خود کفا شود. اسرائیل برای رسیدن به این هدف خود جدای از غصب سرزمین‌های حاصل خیز فلسطینیان، از همان ابتدا در حملات مختلفش به لبنان، سوریه و اُردن منابع آبی را فتح و تصرف می‌کرد تا کمبود منابع آبی خود را جبران کند. این تلاش ظالمانه و دور اندیشی اسرائیل سبب شد تا بعد از مدت کوتاهی علاوه بر خود کفایی در محصولاتی نظیر مرکبات، زیتون، انجیر، انگور، انار، بادام، موز، مرکبات، خیار و گوجه فرنگی، بتوانند بخشی از آن را صادر کند. به شکلی که محصولات این رژیم از جهت کیفیت در دنیا شناخته شده هستند.۳

در همین رابطه مقاله «اقتصاد اسرائیل، از زخم تا جراحت» را بخوانید

 

بحران اقتصادی اسرائیل

اقتصاد به قدری رشد کرد که تولید ناخالص داخلی اسرائیل هر پنج سال دو برابر می‌شد. وضعیت خوب بود تا اینکه با رکود اقتصادی قرن بیستم و جنگ‌های متداول با همسایگان، هزینه‌های بالایی را بر رژیم اسرائیل تحمیل کرد و باعث شد دولت با کسری بودجه دوازده میلیارد دلاری مواجه شود.۴

این بحران سبب شد تا اسرائیل تصمیم به تغییر ساختار اقتصادی خود بگیرد. ساختار اقتصادیه اولیه این رژیم که متاثر از مهاجران و موسسان یهودی آن به شکل سوسیالیستی دولتی بنا شده بود از جمله موانع رشد اقتصادی ششناخته شد. چرا که اداره مراکز صنعتی غالباً بر عهده دولت و هیستادروت۵ بود و برخی نیز بین دولت و افراد مشترک بودند.

بر همین اساس بعد از دهه هفتاد، دوازده شرکت از ۱۰۰ شرکت بزرگ صنعتی به بخش خصوصی واگزار می‌شود. شرکت‌های وابسته به اتحادیه تعاونی کارگری که ۳۵ % از صد شرکت بزرگ  صنعتی اسرائیل را شامل می‌شد نیز خصوصی سازی شد. اما در این بین خصوصی سازی بانک‌های بزرگ به دلیل برخی مشکلات با روند کندتری پیش رفت.۶

اما رشد اقتصادی اسرائیل جدای از کمک‌های خارجی و ظلم و تجاوز، معلول علت‌های دیگری نیز بوده است. در واقع رشد اقتصادی رژیم اسرائیل به دنبال تحقق چهار عامل مهم میسر شد. اول این که این رژیم در درون خود فضای باز اقتصادی و آزادی عمل برای رشد مؤسسات دانشگاهی و علمی از طریق واگذاری کارها به بخش خصوصی را ایجاد کرد. دوم این که دولت‌ها خود را ملزم می‌دانستند تا برای رشد و ارتقاء منابع انسانی از طریق سرمایه گذاری در جهت بهداشت و درمان، آموزش و تامین اجتماعی تلاش کنند که طبیعتاً نتیجه آن، نیروی کار بهتر با مهارت بیشتر خواهد بود. سوم این که رابطه صمیمی با آمریکا خود به خود منجر شد تا علوم و فناوری بسیار سریع به اسرائیل منتقل شود.۷

جدای از این موارد حمایت‌های دولتی از صنعت‌های دانش بنیان و تحقیقات علمی مراکز خصوصی و دانشگاهی در این امر بی‌تاثیر نبوده است. این کمک‌ها به قدری زیاد بوده که سهم هزینه‌های تحقیقات علمی در اسرائیل از تولید ناخالص داخلی، بالاترین سهم در جهان را داراست.۸

پی‌نوشت:

۱ – رژیم صهیونیستی، احدی، محمد، چاپ اول: ۱۳۸۹، تهران، مرکز آموزش و پژوهشی شهید سپهبد صیاد شیرازی،ص۶۹٫

۲- همان، ص۷۷٫

۳- همان، ص۷۴٫

  1. ۴٫ https://www.avapress.com/fa/article/5899.

۵- واژه هیستادروت(Histadrut) یک اصطلاح عبری است که اختصار کلمات «هیستادروت هاکلالیت شل هاعوودیم هاعوریم بایرتس یسرائیل» یعنی «اتحادیه سراسری کارگران عبری در إرتس یسرائیل» می‌باشد. در سال ۱۹۶۹ کلمه «عبری» از این اصطلاح حذف شد. این اتحادیه کارگری در سال ۱۹۲۰ به طور رسمی تأسیس شد. لیکن سابقه ابتدایی آن به سال ۱۹۱۱ می‌رسد. یعنی سالی که اتحادیه‌های فنی(حرفه‌ای) اول یهودیان در فلسطین تشکیل شد و تا زمان برپایی هیستادروت تجمع کارگران یهودی در آن شکل می‌گرفت.

هیستادروت را چند موسسه صنعتی تشکیل داده بود و خودش زیر مجموعه یک شرکت مادر به نام «حفرات هعوفدیم» فعالیت می‌کرد. مهمترین موسسه هستادروت «کور» نام دارد که دارای ۲۳ هزار کارگر در ۱۰۰ کارخانه است و مالکیت اکثر شرکت‌های الکترونیکی را برعهده دارد. لذا در یک برنامه بلند مدت تصمیم گرفتند تا منابع و تسحیلات به بخش خصوصی واگزار شود و دولت از این بخش حمایت جدی کند.

۶- ساختار دولت صهیونیستی اسرائیل، ج۲، موسسه الدراسسات الفلسطینیه، ترجمه علی جنتی، چاپ اول: ۱۳۸۵، تهران، موسسه مطالعات و تحقیقات یبن المللی ابرار معاصر ایران، ص۱۲۹٫

۷- همان، ص ۱۴۳٫

۸- همان، ص۱۴۵٫

میلاد پورعسگری

 

 

 

 

  • facebook
  • googleplus
  • twitter
  • linkedin
لینک خبر : https://kheybar.net/?p=12480

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *