انتخابات اسرائیل؛ دروغ یا واقعیت؟ - خیبر

انتخابات اسرائیل؛ دروغ یا واقعیت؟

۰۶ فروردین ۱۳۹۸ ۱۹:۲۳

نوام چامسکی تعبیر معروفی در مورد انتخابات آمریکا دارد که می‌گوید:در انتخابات آمریکا تفاوت حزب جمهوری خواه با حزب دموکرات، در حد تفاوت نوشابه پپسی کولا با کوکا کولا است؛ با توجه به دلائلی که در این نوشتار خواهد آمد در انتخابات اسرائیل نیز همین مثال صادق است. همه احزابی که هم اکنون نیز در حال رقابت برای به دست آوردن پارلمان اسرائیل هستند، مطمئنا قرار نیست بعد از انتخابات سیاست‌های کلی اسرائیل را تغییر دهند و یا خلاف کاری که این ۷۰ سال انجام داده‌اند را انجام دهند؛ بلکه همه آنها در نهایت اسیر سیاست‌های دیکته شده استکبار برای مقابله با فلسطین و ایران هستند و این جنگ قدرتی که هم اکنون در اسرائیل برای به دست آوردن پارلمان شاهد آن هستیم، بازی تبلیغاتی صهیونیسم جهانی است که با بزرگ نشان دادن اختلافات آن احزاب، تلاش می‌کند مشروعیت اسرائیل را با دموکراتیک نشان دادن انتخابات آن کسب کند.

پایگاه صهیون پژوهی خیبر –  ۹ آوریل ۲۰۱۹ میلادی یا ۲۰ فروردین ۱۳۹۸ هجری شمسی، قرار است انتخابات پارلمانی رژیم صهیونیستی برگزار شود و چندین ماه است که نامزدهای این انتخابات، مانند بنیامین نتانیاهو در حزب لیکود و همچنین دیگر احزاب مانند حزب آبی سفید به رهبری بنی‌گانتز، جبهه عربی تغییر، حزب کار، حزب مرتز، حزب راستگرایان جدید، یهدوت هتوراه، کولانو، زیهوت و حزب شاس در حال رقابت برای به دست آوردن کرسی‌های پارلمان اسرائیل هستند. اما یک چیز فراتر از انتخابات اسرائیل در مورد رقابت‌های این احزاب مهم است و آن واقعی بودن اصل انتخابات یا غیر واقعی بودن آن است که در این عریضه آن را بررسی نموده‌ایم.


در این نوشتار به دنبال پاسخی برای سؤالات زیر هستیم:

  1. اساسا چه مقدار می‌توان به رقابت نامزدهای انتخاباتی اسرائیل برای به دست آوردن کرسی‌های پارلمان اعتماد کرد؟
  2. آیا بعد از انتخابات، در سیاست و رفتار اسرائیل نسبت به فلسطین، ایران، کشورهای عربی و دیگر کشورها تغییری ایجاد خواهد شد؟
  3.  آیا اساسا انتخابات می‌تواند تغییرات محسوس و قابل توجه و تاملی را در سیاست‌های رژیم صهیونیستی بوجود آورد؟

با مطالعه استراتژیک تار‌یخ صهیونیسم جهانی و تحلیل عملکرد سیاست‌مداران رژیم صهیونیستی تا حدودی می‌توان به پاسخ سوالات فوق رسید.


اهمیت خاورمیانه

قبل از شروع بحث اهمیت خاورمیانه بسیار حائز اهمیت است. منطقه جنوب غرب آسیا یا به گفته غربی‌ها خاورمیانه [که واژه‌ای استعماری محسوب می‌شود][۱]، منطقه‌ای است که تاریخ با هویتی دارد. سه دین بزرگ الهی، یعنی یهودیت، مسیحیت و اسلام در این منطقه ظهور کرده‌اند.

جنوب غرب آسیا منطقه‌ای است دارای منابع طبیعی نفت و گاز فراوان، محل اتصال سه قاره آسیا، اروپا و آفریقا و همچنین کشورهایی که پیشرفته نبوده و می‌توانند برای همیشه بازار بزرگی برای کشورهای غربی باشند. از طرفی منطقه‌ای است که فرهنگ‌ها و زبان‌های مختلفی در آن وجود داشته و اولین تمدن بشری نیز در این منطقه به وجود آمده است.

اتصال به آب‌های طبیعی، دریاها، اقیانوس‌ها و شاهراه‌های دیگر، به اهمیت این منطقه افزوده است. به همین دلیل است که به این منطقه هارتلند جهان یا قلب جهان گفته می‌شود. بنابراین این منطقه می‌تواند اهمیت بسیاری برای قدرت‌های جهانی داشته باشد.

اهداف تشکیل اسرائیل

بیش از ۷۰ سال پیش بود که اسرائیل، فرزند نامشروع انگلیس و آمریکا به دنیا آمد. ایجاد اسرائیل توسط صهیونیست‌های انگلیسی و آمریکایی در منطقه، برای حصول اهدافی بود که  صهیونیست‌ها در نظر داشتند.

با توجه به اینکه اهمیت منطقه جنوب غرب آسیا روشن شد، می‌توان متوجه شد هدف تشکیل اسرائیل به دست آوردن همه امتیازهای این منطقه برای استکبار جهانی بوده است. از ابتدا که اسرائیل توسط استکبار به وجود آمد، هدف استکبار، تسلط بر منطقه، برای به دست آوردن منافع فراوان و منابع طبیعی، همچنین بازارهای بزرگ برای عرضه محصولات غربی بود.

بیش از ۱۵۰ سال است که این منطقه درگیر استعمار کشورهای غربی نظیر انگلیس، آمریکا، فرانسه، پرتغال و … بوده است و هر کدام از این کشورها سهم بسیاری در عقب افتادن کشورهای منطقه ایفا کرده‌اند. از این رو، استکبار برای اینکه پایگاه مستحکمی برای خود در منطقه برای همیشه داشته باشند، قبل و پس از جنگ جهانی دوم با نقشه‌های فراوانی از جمله مظلوم نمایی؛ هولوکاست، نسل‌کشی، مباحث دینی و تحریف و تفسیرهای غلط از تورات و انجیل، توهم قوم برگزیده بودن و … یهودیان را به سرزمین فلسطین مهاجرت داده و به اشغال آن پرداختند. آنها در این ۷۰ سال به جنگ و غارت و کشتار و نسل‌کشی و کودک‌کشی پرداخته‌اند و تمام سعی آنها، حذف فلسطینی‌ها و بیرون راندن آنها برای جایگزینی قوم یهود در سرزمین‌های فلسطینی بوده است. بنابراین هدف از تشکیل اسرائیل، تسلط بیشتر استکبار بر منطقه بوده است.

تاریخ مختصر اسرائیل

در مباحث نظامی، جنگ‌های اسرائیل شامل چهار جنگ اسرائیل و اعراب از ۱۹۴۸ تا ۱۹۷۳ است. جنگ فرسایشی مصر با اسرائیل از ۱۹۶۷ تا ۱۹۷۰ است. جنگ اول در سال ۱۹۸۲ و دوم ۲۰۰۶ با لبنان بوده است.

جنگ‌های داخلی اسرائیل نیز شامل جنگ اول یا ۲۲ روزه سال ۲۰۰۹ و جنگ دوم یا جنگ ۸ روزه ۲۰۱۲ با غزه بوده است. همچنین در این بین جنگ‌ها، تنش‌ها و حملات یک روزه و دو روزه فراوانی نیز داشته‌اند که اغلب به شکست اسرائیل منجر شده است.


همچنین در مباحث سیاسی و در انتخابات اسرائیل، رئیس جمهور تقریبا مقامی تشریفاتی است و اغلب کارهای دولت با نخست وزیر است. نخست‌وزیر در اسرائیل به وسیله مردم در انتخاب کنست برگزیده می‌شود. فرد انتخابی معمولاً رهبر بزرگ‌ترین ائتلاف حزبی در کنیست (پارلمان اسرائیل) است. از ابتدای تشکیل اسرائیل ۱۹ نخست وزیر از بن گورین تا نتانیاهو روی کار آمده‌اند که هر کدام جهت پیش بردن اهداف اسرائیل تلاش‌های فراوانی نموده‌اند. هم اکنون نیز در ۹ آوریل ۲۰۱۹ انتخاباتی دیگر در راه است تا نخست وزیر بعدی اسرائیل انتخاب شود و احزاب مختلف به رقابت برای تصدی این پست پرداخته‌اند.


احزاب مهم در اسرائیل

حزب لیکود و آبی و سفید مهم‌ترین احزاب اسرائیل در حال حاضر هستند. حزب لیکود به رهبری بنیامین نتانیاهو و حزب آبی و سفید به رهبری بنی گانتز، بیشترین رقابت را با یکدیگر داشته ولی تعداد کرسی‌های آنها برای پارلمان اسرائیل کم است. اخیرا در مورد انتخابات اسرائیل نظر سنجی‌هایی صورت گرفته و تعداد کرسی‌های هر حزب به صورت حدودی مشخص شده است. در آخرین نظرسنجی، احزاب به ترتیب کرسی‌هایی که بدست آورده‌اند، به این صورت قرار می‌گیرند:

–    حزب آبی سفید ۳۳ کرسی

–    حزب لیکود  ۲۶ کرسی

–    جبهه عربی تغییر ۹ کرسی

–    حزب کار ۸ کرسی

–    حزب مرتز ۸ کرسی

–    حزب راستگرایان جدید ۸ کرسی

–    یهدوت هتوراه ۸ کرسی

–    کولانو ۴ کرسی

–    زیهوت ۴ کرسی

–    حزب شاس ۴ کرسی

بنابراین آخرین نظرسنجی‌ها در صحنه سیاسی رژیم صهیونیستی نشان می‌دهد که حزب ائتلافی آبی-سفید به رهبری بنی گانتز بیشترین تعداد کرسی‌ها را در انتخابات آینده بدست می‌آورد. البته در این نظرسنجی همچنین اعلام شده است که حزب لیکود با وجود بدست آوردن کرسی‌های کمتر از حزب گانتز می‌تواند ائتلاف جدید برای تشکیل کابینه را با حضور دیگر احزاب ایجاد کند.[۲]

بیشتر بخوانید:

حزب لیکود

حزب «لیکود» (به معنای «استحکام») در سال ۱۹۷۳م. توسط «مناخیم بگین» تأسیس شد. این حزب در زمره احزاب راست‌گرا قرار دارد و اساساً با انگیزه‌ مقابله جریان چپ و گرفتن قدرت از چپ‌گرایان تشکیل شد. «لیکود» در کنار حزب چپ‌گرای «کار» دو حزب بزرگ و قدرتمند رژیم صهیونیستی هستند. در طول ۴۶ سالی که از تشکیل لیکود می‌گذرد، این حزب موفق شده به مدت ۳۱ سال بر نظام سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و مذهبی رژیم صهیونیستی تسلط داشته باشد.[۳] رهبر فعلی لیکود نتانیاهو است. رویکرد نتانیاهو در خصوص مقابله با جمهوری اسلامی همواره بر پایه تلاش برای پمپاژ ایران‌هراسی از طریق اتهام زدن به ایران درخصوص نگهداری از سلاح‌های هسته‌ای و تلاش برای خروج ایران از منازعات منطقه‌ای بوده است. او در طی سال‌های گذشته دائماً تلاش کرده است تا ایران را به عنوان کشوری دارای تسلیحات هسته‌ای معرفی کند و برای نیل به این هدف، مضحک‌ترین رفتار و موضع گیری‌ها را از خود بروز داده است.[۴]

حزب تازه تأسیس «راست‌جدید»

حزب تازه تأسیس «راست‌جدید» به رهبری دو تن از وزاری سابق رژیم‌صهونیستی، یعنی «نفتالی بنت» و «آیلت شاکید» است که هر دو عضویت در حزب «خانه یهودی» را در کارنامه خود دارند. آنها بعد از خروج از ائتلاف با حزب نتانیاهو، حزب «راست‌جدید» را تشکیل دادند. حزب راست‌جدید شاخه‌ای افراطی از احزاب راست‌گرای اسرائیل است و در تفکر این حزب، مفاهیمی نظیر سازش، انسانیت و مذاکره وجود ندارد. به‌طورکلی سیاست‌های اصلی «راست‌جدید» درخصوص مسئله فلسطین را می‌توان در برخورد نظامی هرچه خشن‌تر با فلسطینی‌ها، مخالفت با هرگونه صلح میان اسرائیل و فلسطین، توسعه عملیات شهرک‌سازی و در اختیار گرفتن «منطقه جیم» و کرانه‌باختری خلاصه کرد. ضدیّت بنت با مسلمانان و مردم فلسطین آنقدر عمیق است که او در طی مصاحبه‌ای، مسلمانان را افرادی رادیکال خطاب کرده و صراحتاً از لزوم نابودی دولت «فلسطین» صحبت می‌کند. او معتقد است فلسطین و دولت آن باید نابود شود حتی اگر مجامع‌ جهانی رژیم ‌صهیونیستی را مجازات کنند. درحقیقت بنت خواهان از بین رفتن استقلال مردم فلسطین و قرارگرفتن آنان زیر پرچم و تحت سلطه‌ رژیم ‌صهیونیستی است.[۵]

بیشتر بخوانید:

معرفی حزب «راست‌جدید» رژیم صهیونیستی

ائتلاف «آبی و سفیدها»

در مقابل، جدی‌ترین گزینه‌ای که می‌تواند انتخاب مجدد بنیامین نتانیاهو به عنوان نخست‌وزیر رژیم‌صهیونیستی را به چالش بکشد ائتلاف «آبی و سفیدها» نام دارد. ائتلاف مذکور متشکل از سه حزب «امنیت برای اسرائیل»، «یش عاتید؛ آینده آنجاست» و «تیلیم» است که رهبری آن‌را «بنی‌گانتس» برعهده دارد. از نظر سیاسی عده‌ای این حزب را چپ‌گرا و عده‌ای دیگر آن‌را راست‌گرای میانه‌رو می‌دانند. همانطور که از نظرسنجی‌های مختلف پیداست، هیچ‌یک از دو حزب لیکود و آبی و سفیدها قادر به کسب ۱+۶۰ کرسی کنست نبوده و اختلاف کمی با یکدیگر دارند. بنابراین مانند انتخابات گذشته‌ اسرائیل، یکی از این دو حزب که بتواند احزاب بیشتری را با خود هم‌سو کند، می‌تواند قدرت را در فضای سیاسی اسرائیل به دست گرفته و کابینه را تشکیل دهد.

از آنجا که نتانیاهو در متقاعد کردن سایر احزاب اسرائیل برای ائتلاف با لیکود سابقه موفقی دارد؛ روی کاغذ انتظار می‌رود نتانیاهو در این دوره و درحالی که رقیب سرسختی دارد، بتواند نظر حزب‌های دیگر را جلب کرده و بار دیگر قدرت را در صحنه سیاسی اسرائیل در دست گیرد. البته این پیش‌بینی درصورتی عملی می‌شود که گانتس و لاپید، بدون شناخت کافی از نتانیاهو وارد انتخابات شده و برای جذب کردن دیگر احزاب به سمت خود برنامه‌ای نداشته باشند.[۶]

بیشتر بخوانید:

معرفی ائتلاف «آبی و سفیدها»

دروغ یا واقعیت در انتخابات اسرائیل؟

با همه تفاسیری که در مورد انتخابات اسرائیل و تاریخچه آن گفته شد، می‌توان نتیجه گرفت انتخابات اسرائیل با وجود برخی اختلافات و جنگ‌های قدرتی که بین احزاب آن صورت گرفته است، به دروغ نزدیک‌تر است.

نوام چامسکی تعبیر معروفی در مورد انتخابات آمریکا دارد که می‌گوید:در انتخابات آمریکا تفاوت حزب جمهوری خواه با حزب دموکرات، در حد تفاوت نوشابه پپسی کولا با کوکا کولا است.


از این تعبیر چامسکی می‌توان متوجه شد در آمریکا تفاوتی ندارد کدام حزب روی کار باشد. هر چند تفاوت‌هایی در انتخاب سیاست‌ها وجود دارد اما به طور کلی، استکبار، همان استکبار است اما با لفاظی‌ها و نام گذاری‌های متفاوت. به طور کلی سرمایه‌داری و لیبرالیسم بر آمریکا حاکم است و دو حزب جمهوری خواه و دموکرات، سیاست‌های استکبار و سرمایه‌داری را به طور کلی اجرا می‌کنند اما روش‌های اجرا کردن در این دو حزب تفاوت دارد.

به طور کلی جمهوری خواهان خوی وحشیانه‌تری نسبت به دموکرات‌ها دارند. هر دو خونریز، جنایتکار، حامی تروریسم و تفرقه افکن هستند. اما جمهوری خواهان با جنگ و خونریزی شدید سیاست‌های خود را پیش می‌برند مانند جرج بوش پسر که دو جنگ عراق و افغانستان را طراحی کرده و این دو ملت را به خاک و خون کشید و دموکرات‌ها نیز همان سیاست‌ها را با تحریم و تهدید و سیاست‌های چماق و هویج و … پیش برده و اصطلاحا با پنبه سر می‌برند. هر چند از گزینه نظامی نیز استفاده می‌کنند، اما چیزی که به طور کلی مشخص است اجرای سیاست‌های استکباری و سرمایه‌داری است که سالها آن را دنبال کرده‌اند.

در انتخابات اسرائیل نیز همین موارد صادق است. همه احزاب برای بحث امنیت اسرائیل، نابودی فلسطین، اشغال کردن تمام سرزمین، به دست آوردن منابع و انرژی منطقه و مقابله با ایران با یکدیگر به رقابت پرداخته‌اند.

همه آنها یک ایدئولوژی را دنبال می‌کنند و آن حاکمیت اسرائیل در منطقه و از بین بردن فلسطین، ایران و به دست آوردن همه منابع منطقه است. آنها نان نا امنی منطقه را خورده و هر چه بیشتر این منطقه به غرب وابسته باشد، منافع بیشتری برای استکبار و صهیونیسم جهانی دارد.

همه احزاب عروسک­های خیمه شب بازی لابی‌های صهیونیست جهانی هستند. لابی گروه یا جریانی است که تلاش می­کند بر هیئت حاکمه در جهت منافع یا آرمان خود اثر بگذارد. آمریکا از کشورهایی است که لابی‌های بسیاری در آن فعالیت داشته و غالب آنها لابی‌های صهیونیستی است.

لابی‌ها معمولا در سیاست­گذاری‌های مختلف تاثیرات فراوانی داشته و تصمیم سازی در مورد مسائل مختلف در راس امور آنهاست. لابی صهیونیستی آیپک یکی از این گروه‌های ذی نفوذ و تاثیرگذار بر قدرت است که بیشتر به منافع اسرائیل می‌پردازد. لابی جی استریت، کنگره یهودی آمریکایی و دیگر لابی­ها که متشکل از صهیونیست­های جهانی هستند، سیاست آمریکا و اسرائیل را مشخص می‌کنند و احزاب و گروه‌ها و هیئت حاکمه اسرائیل فقط آنها را اجرا می­کنند. علی رغم اختلافاتی که در بین احزاب اسرائیلی وجود دارد اما همه آنها به خاطر ثبات و امنیت اسرائیل می­جنگند و همه آنها دشمنی فاحشی با فلسطین و ایران دارند زیرا که اندیشه‌ها، اعمال و دستورات از جای دیگر صادر می­شود و همه گروه­ها مامور به اجرای سیاست­ها هستند.

نتیجه‌گیری

بنابراین در این ۷۰ سالی که از اشغال سرزمین­های فلسطینی می­گذرد همواره سیاست اسرائیل، تنش و جنگ با فلسطینی­ها و بیرون راندن آنها و همچنین شهرک سازی­های اسرائیلی بوده است تا حاکمیت اسرائیل در منطقه افزایش یابد و جای پای خود را برای خدمت به استکبار محکم‌تر کند. البته روش­های آنها ممکن بوده تغییراتی داشته باشد مانند طرح مباحثی مانند صلح، به رسمیت شناختن دو کشور، دو سرزمین، طرح مذاکره، ایجاد جنگ و یا هر موردی که اسرائیلی­ها برای تثبیت خود در منطقه انجام داده­اند.

همه احزابی که هم اکنون نیز در حال رقابت برای به دست آوردن پارلمان اسرائیل هستند، مطمئنا قرار نیست بعد از انتخابات سیاست‌های کلی اسرائیل را تغییر دهند و یا خلاف کاری که این ۷۰ سال انجام داده‌اند را انجام دهند؛ بلکه همه آنها در نهایت اسیر سیاست‌های دیکته شده استکبار برای مقابله با فلسطین و ایران هستند و این جنگ قدرتی که هم اکنون در اسرائیل برای به دست آوردن پارلمان شاهد آن هستیم، بازی تبلیغاتی صهیونیسم جهانی است که با بزرگ نشان دادن اختلافات آن احزاب، تلاش می‌کند مشروعیت اسرائیل را با دموکراتیک نشان دادن انتخابات آن کسب کند. تمام تلاش احزاب، نشان دادن میزان قدرت خود برای مقابله با ایران، لبنان، فلسطین و به طور کلی جبهه مقاومت در منطقه است که هیچ گاه این سیاست کلی اسرائیل تغییر نخواهد کرد و بنابراین انتخابات در اسرائیل دروغی است که لباس حقیقت را به تن کرده است.

 

 

سعید ابوالقاضی

[۱] . خاورمیانه یک واژه استعماری بوده که اروپایی‌ها آن را به وجود آورده‌اند. همچنین خاور نزدیک و خاور دور نیز تعبیر همان‌ها بوده است. خاور را اروپا در نظر گرفته و کشورهای نزدیک به اروپا را خاور نزدیک، کشورهای دور از اروپا را خاور دور و بین این دو مورد را خاورمیانه نامیده‌اند. از این رو محور و مرکز جهان را اروپا در نظر گرفته‌اند. به گفته رهبر معظم انقلاب، قاره آسیا، شرق و غرب و جنوب و شمال دارد و این منطقه در جنوب غرب آسیا قرار دارد. بنابراین نباید واژه خاورمیانه را به کار برد.

[۲] . http://qodsna.com/fa/325656

[۳] . https://kheybar.net/?p=19808

[۴] . https://kheybar.net/?p=19847

[۵] . https://kheybar.net/?p=19471

[۶] . https://kheybar.net/?p=19676

  • facebook
  • googleplus
  • twitter
  • linkedin
  • linkedin
  • linkedin
لینک خبر : https://kheybar.net/?p=19915

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *