برتری خواهی یهود با نژاد - خیبر

سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین طائب 2:

برتری خواهی یهود با نژاد

۲۲ خرداد ۱۳۹۷ ۲۰:۱۵

یهودیان مدعی کل دنیا هستند که تماما برای خودشان است و رهبری بر کل دنیا دارند و این را هم از جانب خدا برای خودشان می‌دانند «فضّلتکم» و «نجعلهم الوارثین». در حالی که یهود به خاطر نژاد برتری نیافت بلکه برای آن عباد صالح بودن، برتری یافت.

به گزارش سرویس تاریخی پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر، حجت الاسلام و المسلمین طائب در پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی به بیان سخنرانی پیرامون جریان شناسی انحراف در تاریخ پرداخته است. متن زیر بخش دوم از سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین طائب است. (برای مشاهده بخش اول کلیک کنید.)

در آیه دیگر در سوره قصص «و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعل هم الائمه و نجعل هم الوارثین» ما اراده کردیم  که بر مستضعفین منت بگذاریم و آنها را امامان و وارثین این مِلک قرار دادیم. حالا این مستضعفین در قرآن چه کسانی هستند؟ به آیات قبل مراجعه می‌کنیم «ان فرعون علا فی الارض» فرعون در زمین سرکشی کرد «و جعل اهلها شیعا» مردم را تکه تکه کرد «یستضعف طائفه منهم» یک گروه را مستضعف قرارداد «یذبح ابناءهم» پسران را کشد «و یستحیی نساءهم انه کان المفسدین» و «نرید ان نمن علی الذین استضعفوا» در حالی که اراده ما این بود که بر آن مستضعفین منت بگذاریم. این مستضعفین به قرینه قبل چه کسانی هستند؟ کدام قوم فرزندان پسرش کشته می‌شد؟ بنی اسرائیل. این جنایت در حق بنی اسرائیل را فرعون انجام داد.

پس در این آیه، ظهور اولیه مستضعفین در قرآن، بنی اسرائیل بودند. خداوند می‌فرماید: ما اراده کرده بودیم که بر بنی اسرائیل – که همان مستضعفین بودند – منت بگذاریم و آنها را امامان و وارثین زمین قرار دهیم. حالا این قسمت که خداوند می‌فرماید: «ونجعلهم الوارثین» مربوط به آیه «لقد کتبنا فی الذبور بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحین» می‌شود و در نتیجه پس یک قولی خداوند به اینها داده بود که این زمین به شما خواهد رسید.

در اینجا ممکن است سوال کنید پس در آیه «یا بنی اسرائیل اذکروا نعمتی التی انعمت علیکم و انّی فضّلتکم علی العالمین» به یاد بیاورید نعمت من بر شما را، من شما را بر عالمین برتری دادم. خداوند متعال به خاطر نسل‌شان به آنها برتری داد؟ نه، به قرینه آن آیه «یرثها عبادی الصالحون» است. پس معلوم می‌شود که اراده خداوند متعال در آن هنگام در صورت عباد صالح بودن بنی‌اسرائیل بوده است.

بنابراین اگر بنی‌ اسرائیل عباد صالح باشند اینها وارث زمین می‌شوند ولی اگر بنی اسرائیل دست از عباد صالح بودن بردارند و عباد صالح نباشند «یستبدل قوما غیر قوم ثم لا یقوم امثالکم» بنی اسرائیل صالح بودن را فرع قرار داد و بنی اسرائیل بودنشان – نسلشان – را اصل و گفتند خداوند به بنی اسرائیل قول داده است، بنابراین بنی اسرائیل همیشه عباد صالح خدا هستند. اگر از آنها بپرسید؛ آقا شما چرا خون‌ریزی می‎‌کنید. می‌گویند؛ خداوند به عمل ما کاری ندارد به نژاد ما کار دارد.

 

پذیرفتگان برتری نژادی بنی اسرائیل

در اینجا یک مسئله نژاد برتر مطرح می‌شود و بنی اسرائیل در این بین خود را نژاد برتر دانست و بر این اساس بنی اسرائیل مردم روی زمین را به سه دسته تقسیم کردند؛ نژاد اول بنی اسرائیل، نژاد دوم غیر بنی اسرائیل‌هایی که برتری بنی اسرائیل را پذیرفته‌اند، نژاد سوم غیر بنی اسرائیل هستند و برتری بنی اسرائیل را قبول ندارند.

نژاد اول بنی اسرائیل که از نسل حضرت یعقوب (عبدالله) هستند. حضرت یعقوب دوازده فرزند داشت که اینان قوم برگزیده خدا بودند «یا بنی اسرائیل اذکروا نعمت الله التی انعمت علیکم و انِّی فضّلتکم علی العالمین». «فضّلتکم» یعنی برتری دادم. حالا این برتری به چه چیزی است؟ به نژاد. اگر اینها نژاد منتخب هستند پس حکم‌شان چیست؟ آن آیه «نجعلهم الائمه و نجعلهم الوارثین» یعنی مُلک و مِلک برای اینهاست.

نژاد دوم غیر بنی اسرائیلی‌هایی که تئوری برتری بنی اسرائیل را قبول کردند. حکم این نژاد حق حیات و زندگی داشتن است اما باید برای نژاد برتر خدمت کنند «خلقوا للخیر» اینها برای این خلق شدند که به نژاد برتر خدمت کنند.

سومین نژاد کسانی هستند که از نژاد بنی اسرائیل نیستند و این برتری را هم قبول ندارند. حکمشان در متن تورات «اقتلوهم حیث وجدتموهم» هر کجا پیدایشان کردید بکشیدشان، است. یک متن تلمودی‌ آن هم هست که می‌گوید؛ آنها را بکشید اما به ارزان‌ترین قیمت یعنی اگر می‌توانی او را با سنگ بکشی با شمشیرت نکش زیرا موجب کُند شدن شمشیرت می‌شود. مثلا اگر یک یهودی بتواند یک فلسطینی را با سنگ بکشد حق گلوله زدن ندارد چون خرج اضافی است و باید به ارزان‌ترین قیمت این نژاد سوم را  از بین ببرد.

در جنایات انتقال سفارت آمریکا به فلسطین اگر یهودیان پنجاه و هفت نفر فلسطینی را کشتند آنها اصلا برایشان مطرح نیست در نظر آنها مثل این است که با سنگ پنجاه و هفت مار را بکشی، آیا ناراحت می‌شوی؟ نه. چرا؟ چون این دستور تورات آنهاست.

پس یهودیان مدعی هستند که کل دنیا برای خودشان است و رهبری بر کل دنیا دارند و این را هم از جانب خدا برای خودشان می‌دانند «فضّلتکم» و «نجعلهم الوارثین». یک بحثی در علم اصول است که یهودیان معتقد هستند آیا وجود دارد یا نه؟ آن‌ هم بحث نسخ است. ما این را بحث کردیم و ‌گفته‌ایم فایده این بحث بین سازمانی نیست، برون سازمانی است ولی این بحث از موطن اصلی خودش خارج شده است.

یهودیان نسخ را محال می‌دانند و می‌گویند «قالت الیهود یدالله مغلوله» خدا آن چیزی که اول گفت دیگر نمی‌تواند پس بگیرد «غُلّت ایدیهم» اینها دست بسته هستند «بل یدالله مبسوطتان». اینکه در قرآن پی‌درپی می‌گوید «کل یوم هو فی شان» هر روز یک کاری را انجام می‌دهد اینها همه آن جریان و تفکری را می‌زند که می‌گوید خدا نمی‌تواند کاری کند والا مثلا یهودیان، خدایی که بت‌پرستان قبول دارند و حتی اگر تغییراتی در عالم هم ایجاد کند را که منکر نیستند. اینکه خدا نمی‌تواند چیزی را تغییر بدهد این مال تفکر خودشان است. حتی مسیحی‌ها هم این تفکر را ندارن چون مسیحی‌ها می‌گویند حضرت عیسی آمد و تکمله بر آیین حضرت موسی زد. یهود با توجه به محال دانستن نسخ می‌گویند؛ خدا گفته نمی‌توانم چیزی را پس بگیرم.

 

یهودیان، هم‌ هدف با ما برای حکومت جهانی

اگر از یهود بپرسیم چه می‌خواهی؟ می‌گوید؛ کل عالم را می‌خواهیم. اگر از ما هم بپرسند چه می‌خواهید؟ می‌گویم؛ ما هم کل عالم را می‌خواهیم. چون این وعده برای ما در قرآن آمده است «ولقد کتبنا فی الزبور بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون» حالا با توجه به آیات دیگر عبد صالح خدا در هر زمان امام آن زمان است و در زمان ما بقیه الله الاعظم است. صاحب الزمان می‌آیند تا روی زمین حکومت عدل الهی را تشکیل دهد و ما هم در مسیر ایشان در حال حرکت هستیم.

با کمی دقت در مسیری که به سوی حکومت عدل الهی است می‌توان فهمید که یهود به دنبال غصب این جاده و مسیر است و هر روز مسافتی را طی می‌کنند تا بتوانند هدف خودش که غصب این مسیر و گرفتن حکومت است را به سرانجام برسانند، از طرفی هم ما که طرف مسیر عدل الهی هستیم نیز در حال حرکت هستیم و مطمئنا با یهودیان در این مسیر برخورد خواهیم داشت بنابراین خود را آماده این برخورد صددرصدی کنید.

در این وعده‌ای که خداوند به ما داده است فقط یهودیان خود را هم هدف ما می‌دانند و غیر از یهود هیچ مکتبی را هم هدف با خود نداریم. جهان مسیحیت در این باره چه می‌گوید؟ مسیحیت در این باره منتظر حضرت عیسی هستند تا ایشان بیاید و در عالم صلح را برقرار کند و از نظر عملیاتی هم می‌گویند اگر سیلی بر گونه راست تو نواخته شد تو باید گونه چپ را هم جلو بیاوری تا سیلی دیگری نیز به گونه چپت بزنند. اصل حرفشان این است که ما اصلا دعوا نداریم.

مشرکین (مسیحیان) آمدند به پیامبر گفتند تو یک قدم برو عقب ما هم یک قدم می رویم عقب، تو به بت ما کاری نداشته باش ما هم به خدای تو کاری نداریم خدا فرمود «قل یا ایها الکافرون، لااعبد ما تعبدون و لا انتم عابدون ما اعبد، لکم دینکم ولی دین» آنها حتی قانع به نصف حقشان بودند ولی حاضر به جنگ برای حقشان نبودند، یعنی مکتبشان دایه داشتن کل را ندارد. تنها مکتبی که غیر از ما کل عالم را می‌خواهد یهودیان هستند.

در زمان‌هایی قوم یهود حکومت کرده بودند و این تجربه حکومت‌داری هنوز از یادشان نرفته است، اولین حکومت‌شان هم دوران حضرت یوسف است. فرزندان حضرت یعقوب در مصری که یک تمدن بسیار بالایی داشت و در یک زمانی محوری برای در امان ماندن از قحطی بود، برای فرار از قحطی به مصری که تحت حکومت حضرت یوسف بود آمدند.

حضرت یوسف همه برادرهای خود را در حکومت به‌ کار گرفت و این حکومت مدت بسیاری طول کشید. بنی اسرائیل کار حکومتی و مالیات‌گیری را فراگرفتند. تا کسی تحت حکومتی نرود قدر سرمایه‌دار بودن را نمی‌فهمد. آن کسی که در حکومت کار می‌کند می‌فهمد که وقتی کارمندان دم در اداره جمع شوند و همه حقوقشان را بخواهند و این هم پولی نداشته باشد، چه حالی دارد. این مسئله غیر از آن است که یک نفر در خانه‌اش بخواهد فقط به سه نفر غذا بدهد.

  • facebook
  • googleplus
  • twitter
  • linkedin
لینک خبر : https://kheybar.net/?p=5599

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *