بلایی که نفوذ بر پیکره اسلام آورد - خیبر

بلایی که نفوذ بر پیکره اسلام آورد

۰۱ خرداد ۱۳۹۷ ۲۳:۱۳
بلایی که نفوذ بر پیکره اسلام آورد

در خاطرمان هست که همین چند دهه پیش، روحانی نمایی چنین می‌گفت: «اگر دینی توانست آزادی را قبول کند، هم به امر دموکراسی کمک می‌کند و هم خود دین تلطیف می‌شود. اگر دین می‌خواهد بماند، باید حداقل به مقومات حقوق بشر تن دهد». با کمی دقت، می توانیم شاهد سامری‌هایی باشیم که همواره با شبهه‌افکنی هایشان، نقش سامری را ایفا می‌کنند.

به گزارش سرویس سیاسی پایگاه صهیون‌ پژوهی خیبر، همواره نقش منفی داستان نیست که با قهرمان می‌جنگد، بلکه گاهی نقش متمِّم مرد مثبت، نیز تغییر موضع می‌دهد و برای مبارزه با حق، شمشیر از نیام می‌کشد. غفلت باعث رفتنمان از زیر پرچم حق به ظلال طاغوت را روایت می‌کند و زمانی این تلخ کامی‌ها شیرین خواهد شد که سیل نسلِ جدید در حمایت از حق را مشاهده ‌کنیم و اعتقاد راسخ آنان، پیکره‌ سست عنصران را به لرزه ‌اندازد و گاه از صحنه‌ تاریخ به نابودی کشاند.

تاریخ مَملوّ از داستان‌های پیچیده‌ای است که کافی است به مطالعه دقیق آن‌ها بپردازیم و آنگاه است که دود از سر انسان بلند می‌شود و متوجه مسائلی می‌شویم که شاید حسرت و ناامیدی را به همراه داشته باشد تا اینکه تجربه‌ای باشد برای پندگیران. به همین خاطر امیرالمومنین علیعلیه السلام برای جلوگیری از این طاعون ناامیدی میان شیعیان و مومنان فرمودند؛ در میان هر امتی یک سامری وجود دارد که به دنبال راهی برای ایجاد انحراف در مسیر حق و اغواء متقیان می‌گردد.
مسیر انحراف زمانی مهیا می‌شود که مردم فریب وعده‌های دروغین آن‌ها را بخورند؛ آن جاست که همین متقیان مجبورند برای اینکه در میان امت اختلافی ایجاد نشود خویشتن را به سکوت دعوت کنند و راه وحدت را پیش بگیرند و برای محکومیت وحدت و بی‌سواد خواندن آن‌ها اول باید از هارون شروع نمود و در میانه‌ راه به امیرالمومنین رسید و راه را به امروز ختم ننمود که فردایی همواره در پی فردای دیگر هست.

 

 

نفرین موسی بر جان سامری بود

قالَ فَاذْهَبْ فَإِنَّ لَکَ فِی الْحَیاةِ أَنْ تَقُولَ لا مِساسَ وَ إِنَّ لَکَ مَوْعِداً لَنْ تُخْلَفَهُ وَ انْظُرْ إِلی‏ إِلهِکَ الَّذی ظَلْتَ عَلَیْهِ عاکِفاً لَنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنْسِفَنَّهُ فِی الْیَمِّ نَسْفاً (سوره طه آیه ۹۷) موسى گفت: پس به سزاى این کار از میان مردم بیرون رو، و با هیچ کس معاشرت مکن، زیرا بر تو مقرّر شده است که در زندگى خود همواره بگویى: به من نزدیک نشوید و با من تماس نگیرید، و براى تو موعدى خواهد بود که در آن هلاک خواهى گشت و هرگز در مورد آن با تو تخلف نخواهد شد، و به معبودت که بر پرستش آن پایدار بودى بنگر که قطعاً آن را به براده تبدیل خواهیم کرد و ذرّاتش را در دریا پراکنده خواهیم ساخت.

علامه طباطبایی در تفسیر خویش می فرمایند: بعضى گفته اند: جمله مذکور حکم خود موسى (علیه السلام ) نیست بلکه نفرین او به جان سامرى است ، و اثر این نفرین این شد که وى به مرض عقام (درد بى درمان ) مبتلا شد، که احدى نزدیکش نمى شد مگر آنکه دچار تبى شدید مى گردید و ناگزیر هر کس مى خواست نزدیکش شود فریاد مى زد با من تماس مگیر و نزدیک من میا.

بعضى دیگر گفته اند: مبتلا به مرض وسواس شد، به طورى که از مردم وحشت مى کرد و مى گریخت و فریاد مى زد: لامساس لامساس و این وجه خوبى است اگر روایتش صحیح باشد.
بعضى ها به این سخن که فرمود: آن را مى سوزانیم استدلال کرده اند بر اینکه گوساله مزبور حیوانى داراى گوشت و خون بوده ، چونکه اگر طلا بود سوزاندن آن معنا نداشت و این خود مؤ ید تفسیریست که گفتیم بیشتر مفسرین کرده اند که باریختن آن خاک ، گوساله مزبور حیوانى جاندار شده ، و لیکن حق مطلب این است که اینقدر دلالت دارد که طلاى خالص نبوده و اما اینکه خون و گوشت داشته باشد، نه. (ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۴، ص ۲۷۴-۲۷۶)

 

 

پدیده انحراف، امری وارد شده از خارجِ مذهب حق نیست

بلکه افرادی متولی این کج راهه‌ها می‌شوند که خود عمری سینه‌زن هیئت حق بودند. با مرور وقایع تاریخی همچون؛ سامری در قوم بنی اسرائیل، اشعث بن قیس و ابوموسی اشعری در بین سپاه امیرالمومنین علیعلیه السلام، واقعیتی ملموس می‌شود، واقعیتی تلخ از رسیدن به مرز فروپاشی.

نفوذ اشعث به بهای چه چیز؟

برخی با نفوذ و اعتباری که طی سال‌های حضور خود در جمع اهل حق به دست آوردند و پسوند خواص بودن بر نام آنها نشست، سردمداران فتنه‌هایی شدند که علیه جریان حق صورت گرفت.
اشعث بن قیس از صحابه بود – و کماکان نیز بین برخی مسلمین جایگاه محترمی دارد– با ایراد خطبه‌ای سپاه امیرالمومنینعلیه السلام را پراکنده کرد و تخم تفرقه را در میانشان پاشید. صفحات تاریخ گواهی می‌دهد این جریان همیشه به‌ عنوان ستون پنجم سپاه باطل در لباسی خیرخواه و مصلحت اندیش ضربه کاری و نهایی را به جبهه‌ حق می‌زنند.
تاریخ، زندگی افرادی چون اشعث بن قیس را عبرتی قرار می‌دهد تا بفهمیم چگونه ممکن است فردی با این سابقه در میان مردم و در چهره‌ یک مردی امین معرفی شده باشد، درحالی که پشت نقاب ریا علیه امیرالمومنین عملیات روانی به راحتی تاثیرگذار باشد.

در خاطرمان هست که همین چند دهه پیش، روحانی نمایی چنین می‌گفت: «اگر دینی توانست آزادی را قبول کند، هم به امر دموکراسی کمک می‌کند و هم خود دین تلطیف می‌شود. اگر دین می‌خواهد بماند، باید حداقل به مقومات حقوق بشر تن دهد». با کمی دقت، می توانیم شاهد سامری‌هایی باشیم که همواره با شبهه‌افکنی هایشان، نقش سامری را ایفا می‌کنند.

  • facebook
  • googleplus
  • twitter
  • linkedin
لینک خبر : https://kheybar.net/?p=3574

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *