تاریخ تمدن و ملک مهدوی (2) - خیبر

دوره علمی آموزشی صهیونیسم شناسی:

تاریخ تمدن و ملک مهدوی (۲)

۰۱ آذر ۱۳۹۷ ۱۶:۴۷

بنده متوجه شدم بنی‌امیه و یهود زمان صدر اسلام باهم یکی بودند، نه اینکه دو گروه بودند، اول فکر می‌کردم این‌ها دو گروه بودند که دست‌به‌دست هم دادند و یک هدف مشترک داشتند، بعداً که تحقیق کردم فهمیدم این‌ها یکی بودند و هرکدام یک مأموریتی متفاوتی برای خودشان داشتند. رفتم در تاریخ تا ببینم که در ماجرای عاشورا، نقش یهود و نقش بنی‌امیه چگونه ایجاد شد. در داستان‌های صدر اسلام رفتم تا ببینم این چیزهایی که در اسلام اتفاق افتاد، ماجرای سقیفه و…، از کجا آمده است. دیدم رد پای اتحاد یهود و بنی‌امیه با همدیگر در همه‌ی این حوادث کاملاً مشخص است. به دوران صدر ظهور اسلام و قبل از اسلام و دوران فترت (۵۰۰ سال زمان مابین حضرت مسیح و زمان پیامبر اسلام) رفتم. بعد به دوران حضرت مسیح رفتم تا ببینم این ماجرا که مثلاً ما می‌گوییم مسیحی‌ها را رومی‌ها همین‌جور اشتباهی برداشتند و حالا به تعبیر دیگر همان لابی صهیونیسم، لابی یهودی که در روم بود و این‌طور نیست، روم در تاریخ باید کاملاً اسرائیل ترجمه شود، این رومی که ما فکر می‌کنیم اصلاً هیچ‌کاره است و یک کیان سکولار بی‌معنای نسبت به دین است، این‌گونه نیست.

به گزارش سرویس قرآن و معارف پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر، اولین دوره صهیونیسم شناسی که تابستان سال ۱۳۹۷ در قم با حضور طلاب و فضلای علاقه‌مند و با تدریس برجسته‌ترین اساتید این حوزه برگزار گردید یکی از بهترین دوره‌ها در این زمینه است که ماحصل آن در مطلب ذیل تقدیم علاقه‌مندان می‌گردد. امیدواریم با مطالعه این مطلب مسائل روز مبتلابه جمهوری اسلامی و جهان تشیع و بلکه جهان اسلام با دشمن قدّار صهیونیسم بر همگان روشن گردد و با توجه ویژه به امر خطیر دشمن شناسی، نقشه‌های شوم دشمنان را از قبل تشخیص داده و نسبت بدان موضع‌گیری‌های جدی و کارآمد صورت گرفته و با اخذ تصمیمات درست و موضعگیری‌های صحیح و به‌هنگام از هرگونه نفوذ و ایجاد انحراف در مسیر حق جلوگیری گردد. متن حاضر مباحثی است که «دکتر محمد هادی همایون» در دوره علمی آموزشی صهیونیسم شناسی در تابستان ۹۷ ایراد فرمودند:

 

امویان در منطقه ما
به منطقه ما که وارد شدند درواقع آن چیزی که بعد از جنگ جهانی دوم گسترش پیدا کرد در منطقه‌ی ما همان امویان بودند، همان بنی‌امیه بودند که از اردن شروع کردند و به بقیه کشورهای

دیگر هم رسیدند. حالا بگویید امویان یا بگویید یهودیان و یا حتی همین آل سعود؛ شما احتمالاً شجره‌نامه‌های آن‌ها را در سایت بصری خودشان دیدید که این‌ها از نسل یهودی‌های خیبر هستند. یعنی یهودیان خیبری که با چه ماجراهایی از شبه‌جزیره بیرون رفتند حال آمدند خادم حرمین شریفین شدند. درواقع منطقه در کنترل همین اتحاد یهود و بنی‌امیه قرار گرفت.

دلایل اینکه کریستف کلمب کاشف آمریکا نبوده است
۱٫دریانوردی در اختیار مسلمانان و ایرانیان بود. باید ماجرا‌های تاریخ آمریکا را و داستان‌هایی که آقای کریستف کلمب و آقای آمریکو وسپوچی که الآن دیگر معلوم است که چه کردند.
سابقه‌های امویان در آندلس و همراهی این‌ها با آقای کریستف کلمب و ورود آن‌ها به آمریکا و اینکه چرا آنجا رفتند و اساساً یک سرزمین بافاصله‌ی یک اقیانوس آن‌طرف‌تر چه فایده‌ای برای این‌ها دارد. این‌ها همه یک مجموعه سؤال است ولی چیزی که مسلم است، این است که اروپایی‌ها در آن دوره اصلاً دریانوردی بلد نبودند؛ دریانوردی در اختیار ایرانی‌ها و مسلمانان بود و مسلمانانی که به آن‌ها دسترسی داشتند، بنی‌امیه بودند. امویانی بودند که در آندلس بودند و تاریخ هم نشان می‌دهد که این‌ها به کمک مسلمان‌های آندلس رفتند و این دریانوردی را انجام دادند و آنجا را گرفتند. اصلاً آقای کریستف کلمب کاشف آمریکا نیست. در آمریکا، مسلمانان از خیلی قبل‌تر رفت‌وآمد ‌می‌کردند. تقریباً آمریکایی که می‌شود در زمانی که آقای کریستف کلمب وارد آن شده تصویر کرد این‌گونه بود که، دو گروه بت‌پرست و مسلمان، کنار همدیگر زندگی‌ می‌کردند.
اگر شما مشکل را یک اقیانوس آرام و یک اقیانوس اطلس می‌بینید خب قاعدتاً باید آدمی وجود نمی‌داشت وقتی کریستف کلمب‌ می‌رفت آدم آنجا بود. پس معلوم است یک گروه آدم به آنجا رفتند، عرض خواهم کرد که این آدم‌ها چه زمانی به آنجا رفتند و به دنبال آن اسلام چه زمانی به آنجا رفت (اجمالاً کشتی نوح در ذهنتان باشد تا بعد به ماجرای کشتی نوح برسیم).

کشتی فناوری بوده که در اختیار دین خداوند بود و آن کشتی به‌راحتی می‌توانست اقیانوس‌پیمایی کند. این‌ها بازمانده‌های طوفان نوح هستند و این را بگویم که عمدتاً ساکنان قدیم آمریکا، ایرانی هستند. یعنی ایرانی‌هایی هستند که از این‌طرف ایران رفتند و از آخر ژاپن و اقیانوس آرام، از دو ناحیه‌ی کانادا و نزدیک به شیلی (غرب آمریکا جنوبی)؛ همان‌جایی که ما در اینجا تمدن داشتیم به سرزمین آمریکا وارد شدند.
۲٫وجود تمدنی کهن و ریشه‌دار در منطقه آمریکا. بحث بعدی این است که ما در سرتاسر زمین پیامبرانی داشتیم، اما در این منطقه‌ای که ما در آن زندگی می‌کنیم از جهت موضوع ارسال پیامبران، منطقه‌ی استثنایی است و در این شکی نیست. بعضی‌ها این را نادیده می‌گیرند و می‌گویند چون اسلام اینجا ظهور کرد، پیامبر‌های اطراف خودش را معرفی کرد، ولی حداقل پنج پیامبر اولوالعزم را ما در همین منطقه می‌دانیم و این نشان می‌دهد در این مکان تمرکز پیامبر‌ها زیاد بوده است.ایرانی‌ها از سمت ژاپن وارد آمریکا شدند و بعد هم مسلمانان از شمال آفریقا وارد آنجا شدند.
دو گروه داریم یعنی زمانی که کریستف کلمب رسید، می‌گوید در شهر چندین مناره‌ی مسجد وجود دارد، درحالی‌که بت‌خانه هم در آنجا نیز وجود دارد و شهر بسیار پیشرفته ازلحاظ تکنولوژیک است.
آن تمدن به این دلیل این‌گونه بود که این‌ها خیلی درگیر ماجرای حزب شیطان نشده بودند. این ادعا‌هایی که توضیح خواهم داد، مبتنی بر نقاشی‌ها، نقشه‌ها و اسناد است، ولی ماجرا خیلی مفصل است، اسامی که همین الآن عرض کردم مثل “اینکاها” یا همین کانادا که ما می‌گوییم “خانه‌داه”و یا اینکه شما تابه‌حال فکر کرده‌اید که کالیفرنیا یعنی چه؟ در انگلیسی یعنی خلیفه، خلیفه‌ی هارونیه، یک عالمه سنگ‌قبر اسلامی وجود دارد. من اولین بار از یک دانشمند مسیحی شنیدم. ایشان می‌گفتند برزیل‌ها قوم عربی هستند به اسم بنی برازیل که این‌ها عرب بودند. همین فوتبالی که نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که چهره‌های آن‌ها، رفتار و حرکت‌های آن‌ها عین عرب‌ها است. پیش از اینکه آفریقایی باشند عرب هستند. این قوم بنی برازیل بوده که آنجا رفتند همین‌جا را که کشف کردند، گمان می‌کردند اینجا آخر دنیا است و این‌طرف و آن‌طرف اسم “جابلقا” و “جابلسا” گذاشته بودند. ولی به‌هرحال این‌ها بازماندگان طوفان نوح هستند که عرض خواهم کرد که چرا اینجا آمدند.
حزب شیطان در طول تاریخ
بنده متوجه شدم بنی‌امیه و یهود زمان صدر اسلام باهم یکی بودند، نه اینکه دو گروه بودند، اول فکر می‌کردم این‌ها دو گروه بودند که دست‌به‌دست هم دادند و یک هدف مشترک داشتند، بعداً که تحقیق کردم فهمیدم این‌ها یکی بودند و هرکدام یک مأموریتی متفاوتی برای خودشان داشتند. رفتم در تاریخ تا ببینم که در ماجرای عاشورا، نقش یهود و نقش بنی‌امیه چگونه ایجاد شد. در داستان‌های صدر اسلام رفتم تا ببینم این چیزهایی که در اسلام اتفاق افتاد، ماجرای سقیفه و…، از کجا آمده است. دیدم رد پای اتحاد یهود و بنی‌امیه با همدیگر در همه‌ی این حوادث کاملاً مشخص است. به دوران صدر ظهور اسلام و قبل از اسلام و دوران فترت (۵۰۰ سال زمان مابین حضرت مسیح و زمان پیامبر اسلام) رفتم. بعد به دوران حضرت مسیح رفتم تا ببینم این ماجرا که مثلاً ما می‌گوییم مسیحی‌ها را رومی‌ها همین‌جور اشتباهی برداشتند و حالا به تعبیر دیگر همان لابی صهیونیسم، لابی یهودی که در روم بود و این‌طور نیست، روم در تاریخ باید کاملاً اسرائیل ترجمه شود، این رومی که ما فکر می‌کنیم اصلاً هیچ‌کاره است و یک کیان سکولار بی‌معنای نسبت به دین است، این‌گونه نیست.

روم پشت لابی صهیونیستی است. مثل امروز که در مورد آمریکا عرض کردم، روم دقیقاً همین‌طوری است. رومی که دارد می‌فهمد این‌ها با حضرت مسیح چه کردند و ماجرا چه بود. باز دیدم که این همراهی وجود دارد، یعنی یک جریان حق و یک جریان باطل وجود دارد که باهم جلو می‌آیند در این جریان باطل هم بنی‌امیه و یهود باهم دیگر (در تاریخ به‌جاهایی رسیدند که بنی‌امیه‌ای وجود نداشت) ولی یهود همچنان جلو می‌رود و این تقابل همچنان وجود دارد. گفتم بروم ریشه‌ی یهود در زمان دین یهود دیگر، بروم زمان حضرت موسی، بروم جلو تا زمان حضرت یعقوب، دیگر لقب اسرائیل لقب حضرت یعقوب است و فرزندان حضرت یعقوب هم بنی اسراییل شدند؛ اگر شما یهود هم نگویید و بنی اسراییل بگویید، آنجا باید ریشه وجود داشته باشد؛ اما دیدم ماجرا هنوز ادامه دارد و هیچ ریشه‌ای پیدا نمی‌شود. رفتم زمان حضرت ابراهیم، چه کسانی حضرت ابراهیم را در آتش انداختند؟ این ماجرا‌ها چه بود؟ چه اتفاقاتی افتاد؟ و هر چه جلوتر می‌رفتم البته داستان مال خیلی وقت پیش است ولی ماجرا برای من جالب‌تر می‌شد، منتهی ریشه پیدا نمی‌شد. گفتم بروم قبل از حضرت ابراهیم در زمان حضرت نوح (ع) ، ما معمولاً زمان حضرت نوح (ع) به آن‌طرف را قصه فرض می‌کنیم، یعنی خیلی باور کنیم حضرت ابراهیم است، که می‌گوییم اجمالاً بوده و خیلی از آن ‌هم خالی‌بندی است، حضرت نوح (ع) را اصلاً جدی نمی‌گیریم درصورتی‌که یکی از مقاطع بسیار مهم این ماجرا است. درعین‌حال می‌بینم داستان ادامه دارد یعنی ریشه اینجا هم نیست، خیلی از حوادث برای مقطع زمانی حضرت نوح (ع) است ولی ریشه اینجا نیست. خب دیگر چه‌کار باید کنیم؟ برویم سراغ زمان حضرت آدم، بخش برزخی زندگی آدم ماجرای شیطان است و ریشه را آنجا پیدا کردم. دیدم داستان برای مخالفت شیطان است در آن عدم سجده‌ی شیطان است، درواقع اسم این طایفه‌ای که شکل گرفت را می‌توان به‌جای اینکه بگوییم بنی‌امیه، صهیونیسم، یهود، روم، آمریکای امروز یا اسراییل، گذاشت “حزب شیطان”؛ یعنی همه‌ی این‌ها مجموعاً یک حزب هستند به تعبیر قرآن کریم به اسم حزب شیطان که در مقاطع تاریخی اسم‌های متعددی ازجمله بنی‌امیه که دربارش صحبت کردیم به خود گرفته است.

دشمنی حزب شیطان با روند ظهور امام زمان(عج)
ماجرا برمی‌گردد به ماجرای سجده، قرار بر این بوده که خداوند انبیاء، ائمه معصومین علیهم‌السلام، اولیاء و مــــؤمنین بیایند تا ماجرای حکومت جهانی را در آخرالزمان ایجاد کنند. یعنی از روز اول در ذات این مأموریت، موضوع ظهور امام زمان (عج) و ایجاد حکومت جهانی آخرالزمان گذاشته‌شده است. اجمالاً شما را به ماجرای عالم ذر و عهد و میثاقی که خداوند از انبیاء در آن جریان گرفته بود ارجاع می‌دهم، در این بحث متوجه می‌شوید که اصلاً انبیاء اولوالعزم بر اساس همین اقرار، اعتراف و عهد و پیمانی بستند که، موضوع را تا آخرالزمان پیگیری کنند و در آخرالزمان ‌هم بازخواهند گشت. این‌ها بر این اساس انتخاب شدند و مقاطع تاریخی پنج‌گانه ‌ما بر اساس پیامبران اولوالعزم به این دلیل شکل می‌گیرد. شیطان گفت مقابل این حرکت‌ ایستادگی می‌کنم، یعنی شیطان قسم خورد که می‌ایستد و قسم خورد زمانی که تک‌تک این آدم‌ها می‌خواهند رشد کنند، من آن‌ها را فریب می‌دهم و جلوی آن‌ها را می‌گیرم. ولی یک جریان رشد جمعی بعد از ظهور وجود دارد که همه‌ی انسانیت کنده می‌شود و به سمت عالم برزخ و قیامت برده می‌شود. آن مبتنی بر حکومت آخرالزمان است یعنی آن اهمیت حکومت را نشان می‌دهد آن حکومت را شیطان می‌گوید می‌ایستم و نمی‌گذارم شکل بگیرد. یعنی ماجرا از اینجا آغاز شده است و خداوند انبیاء را فرستاد تا مقدمات ظهور امام زمان «عج» را فراهم کنند و این حکومت در پایان دوران شکل بگیرد و از آن‌طرف هم شیطان ذریه دارد، اولیاء دارد، اولیاء را منحصر به جن نمی‌کند و از انسان‌ها هم اولیاء می‌گیرد، با این‌ها جمع می‌شود و سپاه تشکیل می‌دهد و از همه پایین‌تر تشکیلاتی به نام حزب شیطان کارش را پیگیری می‌کند، یعنی ما با یک تشکیلات، سپاه جدی و واقعی طرف هستیم. البته این جریان طبیعی نسبت به انبیاء است. انبیاء تاریخ را جلو بردند و حزب شیطان مقابله کرده است؛ مثلاً الآن فرض کنید آمریکا پیش‌دستانه وارد منطقه نشده، ما اینجا انقلاب اسلامی ایجاد کردیم و او ناچار است از آن‌طرف دنیا هزینه کند بیاید این منطقه و این‌ها هیچ‌گاه دست پیش را ندارند. آن‌گونه که ما تصور می‌کنیم که همه‌ی دنیا دست این‌ها است و دارند اداره می‌کنند، نیست. بله! ظاهرش همین است ولی می‌شود در باطن تاریخ و در حوادث تاریخی ردش را گرفت. به‌واسطه‌ی انبیاء و جریان انبیاء و اولیاء و ائمه معصومین علیهم‌السلام در همین جهت ظهور و حکومت آخرالزمان جلو می‌رود. خلاصه‌ی این یک دوره تاریخ را برای من رقم زد یعنی از همان شیطان را پیگیری کنیم بیاییم جلو و دوران حضرت نوح (ع) و حضرت ابراهیم (ع) و حضرت موسی (ع) و حضرت عیسی (ع) و نبی اکرم (ص). این یک مقطع تاریخی است، یعنی تقسیم‌بندی تاریخی کاملاً متفاوت با آن چیزی که برای ما گفته‌شده است. بر اساس این من شروع کردم و قدم‌به‌قدم جلو آمدم و پیگیری کردم.

آنهایی که باید بخوانید :

  • facebook
  • googleplus
  • twitter
  • linkedin
  • linkedin
  • linkedin
لینک خبر : https://kheybar.net/?p=15345

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *