تاریخ تمدن و ملک مهدوی (۵)




این نکته که ذوالقرنین از شرق تا غرب جهان را گرفته است و آن را به کوروش تطبیق می‌دهند، این تطبیق کاملاً اشتباه است چون: اولاً ماجرای ذوالقرنین و ماجرای حضرت ابراهیم و ذوالقرنین برای چهار هزار سال پیش است که اصلاً به دوره کوروش نمی‌خورد، ثانیاً تقریباً تا قبل از پایان دوران حضرت نوح (ع) (یعنی تا قبل از حضرت ابراهیم) مسئله جغرافیایی فیزیکی زمین، فضای خالص دنیایی که ما امروز می‌فهمیم نبود و کمی از نشئه‌های برزخ هنوز بوده و آن شرق و غرب جهان که ایشان گرفته است، احتمالاً همین‌جابلغا و جابلسا که می‌گویند موجوداتی درون آن زندگی می‌کنند که امام آن‌ها، امام ما هستند ولی خیلی نورانی هستند و خیلی مؤمن هستند، خیلی شهر‌های جالبی هستند.



به گزارش سرویس قرآن و معارف پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر، اولین دوره صهیونیسم شناسی که تابستان سال ۱۳۹۷ در قم با حضور طلاب و فضلای علاقه‌مند و با تدریس برجسته‌ترین اساتید این حوزه برگزار گردید یکی از بهترین دوره‌ها در این زمینه است که ماحصل آن در مطلب ذیل تقدیم علاقه‌مندان می‌گردد. امیدواریم با مطالعه این مطلب مسائل روز مبتلابه جمهوری اسلامی و جهان تشیع و بلکه جهان اسلام با دشمن قدّار صهیونیسم بر همگان روشن گردد و با توجه ویژه به امر خطیر دشمن شناسی، نقشه‌های شوم دشمنان را از قبل تشخیص داده و نسبت بدان موضع‌گیری‌های جدی و کارآمد صورت گرفته و با اخذ تصمیمات درست و موضعگیری‌های صحیح و به‌هنگام از هرگونه نفوذ و ایجاد انحراف در مسیر حق جلوگیری گردد. متن حاضر مباحثی است که «دکتر محمد هادی همایون» در دوره علمی آموزشی صهیونیسم شناسی در تابستان ۹۷ ایراد فرمودند:

 

دوران ذوالقرنین و دوران بعد از حضرت نوح (ع)
احتمالاً شهر بابل، بعد از کوفه و در دوران حضرت نوح (ع) ساخته‌شده بود. اسم بابل، باب‌الله بود و ترجمه بابل، باب‌الله است و این نشان می‌دهد که فلسفه ساخت شهر‌ها چه بود و چه کسی آن‌ها را می‌ساخت. شهر قرار بود وسیله‌ای باشد برای رساندن انسان‌ها به خدا نه اینکه آدمی که در شهر زندگی می‌کند کافر شود و اگر به جنگل و بیابان برود، مسلمان‌ بماند. شهر باید انسان‌ها را به خدا برساند و این دروازه‌های ورود به حریم خدا بود. بابل تقریباً محل حله امروز است. چهل کیلومتری شرق کربلا است که از مصیب ‌می‌روند.کربلا یعنی قرب الله، یعنی جوار خداوند و یعنی قرب خداوند. انبیاء به انسان‌ها آموزش می‌دادند و انسان‌ها می‌دانستند که اینجا کجا است و قرار است چه اتفاقی بیافتد. قرب خداوند اینجا است و بابل به‌عنوان دروازه ورودی کربلا ساخته‌شده است، یعنی باب حریم خداوند. این کار بزرگ‌ترین مشارکتی بود که حضرت نوح (ع) در زمان خود برای ایجاد ماجرای عاشورا و… انجام داد و این‌گونه انبیاء وارد این داستان شدند.

بعد از حضرت نوح (ع) بت ‌پرستی دوباره آغاز می‌شود و خیلی عجیب است که حتی شهر بابل مرکز بت‌خانه شده بود. به‌گونه‌ای که می‌گویند آن زمانی که کوروش بابل را گرفت، در همه جای شهر، بت بود و زمانی هم که حضرت ابراهیم به بابل آمد (برای ما سندش روشن‌تر است)، می‌گویند که بابل بت‌خانه بود. بعد از حضرت نوح (ع) قومی به اسم قوم عاد و بعد از این‌ها قومی به اسم قوم ثمود در همین مکان ظهور می‌کنند، که همگی بت‌پرست می‌شوند. از لحاظ تطبیق، قرآن کریم ‌می‌فرماید: «عَادًا الأُولی». این‌ها عاد اول بودند، یعنی نشان می‌دهد در آخرت هم ما عاد دیگر و بازگشت قوم عاد را خواهیم داشت. وقتی به قوم عاد نگاه می‌کنیم، مهم‌ترین ویژگی آن‌ها را در استکبار آن‌ها می‌بینیم و وقتی به سرنوشت عاد و چیزی که بودند و کارهایی که انجام دادند نگاه می‌کنیم، کاملاً با آمریکای امروز مطابقت دارد، همچنان که ثمود با اروپا مطابقت دارد، اما عاد خیلی جدی‌تر با موضوع آمریکا همخوانی دارد چون این‌ها به سمت بت‌پرستی رفتند.

مثلاً همین بت بعل که فراماسون‌های آمریکا دارند و تبدیل به ابلیسک شده و خیلی دراز است و نماینده فراماسونری است، همانند بت هبل در نزد قوم عاد بود، این هبل از قدیم بوده و این‌ها بر سر هر تپه‌ای یک بت درست می‌کردند. این مانند حرف‌هایی است که فراماسونر‌ها می‌زنند که این سازه خاصیتش آن است و اگر این ساختمان را به این شکل بسازید خاصیتش این می‌شود، تا ما باور کنیم که این‌ها خاصیتی دارد. اگر ازلحاظ تاریخی بخواهیم تطبیق دهیم، قوم عاد با قوم عاکد قابل تطبیق است و قوم ثمود با قوم سومر که کمی برای ما مشهورتر هستند. ما گزارش قرآنی داریم که قوم سومر چگونه از بین رفتند و این می‌تواند برای ما خیلی تعیین‌کننده باشد. محل زندگی این دو قوم وادی القراء گفته‌شده است و در سمت شام و جنوب یمن گفته‌شده اما شما پیامبر این دو قوم را در وادی‌السلام زیارت می‌کنید و قبر هود و لوط(ع) هر دو در وادی‌السلام بین کوفه و نجف است. یعنی هنوز ماجرا در همین مکان است.

بعد از این‌ها ما حکومت ذوالقرنین را داریم که احتمالاً در این مقطع تاریخی باشد ولی پایان دوران حضرت نوح (ع) ، حکومت ذوالقرنین است. اولین دونفری که در زمین باهم دیگر مصافحه کردند حضرت ابراهیم و ذوالقرنین بودند. این مصافحه احتمالاً در بازگشت دوم ذوالقرنین بود (ذوالقرنین جزء کسانی بود که رجعت کرد، یعنی دو بار زندگی کرده است و ذوالقرنین یعنی دو قرن و دو دوران زندگی) و در دوران پیری ذوالقرنین حضرت ابراهیم جوان بود که مصافحه کردند و این سنت مصافحه ایجادشده است. حضرت خضر از سربازها و فرماندهان لشکر ذوالقرنین بود.

این نکته که ذوالقرنین از شرق تا غرب جهان را گرفته است و آن را به کوروش تطبیق می‌دهند، این تطبیق کاملاً اشتباه است چون: اولاً ماجرای ذوالقرنین و ماجرای حضرت ابراهیم و ذوالقرنین برای چهار هزار سال پیش است که اصلاً به دوره کوروش نمی‌خورد، ثانیاً تقریباً تا قبل از پایان دوران حضرت نوح (ع) (یعنی تا قبل از حضرت ابراهیم) مسئله جغرافیایی فیزیکی زمین، فضای خالص دنیایی که ما امروز می‌فهمیم نبود و کمی از نشئه‌های برزخ هنوز بوده و آن شرق و غرب جهان که ایشان گرفته است، احتمالاً همین‌جابلغا و جابلسا که می‌گویند موجوداتی درون آن زندگی می‌کنند که امام آن‌ها، امام ما هستند ولی خیلی نورانی هستند و خیلی مؤمن هستند، خیلی شهر‌های جالبی هستند.

موجوداتی بودند به اسم یأجوج‌ومأجوج که بعضی‌ها می‌گویند قوم مغول بودند، درصورتی‌که این‌ها انسان نیستند که بگوییم قوم مغول بودند، در زندگی انسان‌ها وارد می‌شدند، مثل الآن که ورود شیطان و جن و… به زندگی انسان‌ها، به‌واسطه همین کارهایی که یهودیان می‌کنند، دارد شروع می‌شود. خب ماقبل از ظهور یک فتنه یأجوج‌ومأجوج را خواهیم داشت. این‌ها موجودات عجیبی هستند که در روایت داریم که آن‌ها رودخانه می‌خورند نه اینکه آب می‌خوردند رودخانه می‌خوردند، حیوانات بزرگ مثل کرگدن و فیل را می‌خوردند. مردم از این‌ها شکایت کردند، که یأجوج‌ومأجوج مفسدین فی‌الارض هستند و حضرت ذوالقرنین این‌ها را پشت سدی (لزوماً یک سد فیزیکی که ما فکر می‌کنیم نیست، بلکه می‌تواند یک سد تکنولوژی ساده باشد.) اسیر کرده است. شما ببینید حضرت ذوالقرنین در آن تکنولوژی از چه چیزی استفاده کرده است؟ آهن و مس.

این‌ها چیزهایی است که امروزه این جن‌گیرها و جادوگرها از آن استفاده ‌می‌کنند. لزوماً نباید دنبال سد بزرگ بگردیم که بگوییم حالا اگر بود خراب‌شده است. متن صریح قرآن کریم این است که این سد تا زمان ظهور باقی می‌ماند. بعد از ظهور این سد می‌ریزد و این‌ها دوباره وارد زندگی ما می‌شوند، و از هر بلندی و پستی، یک جریان و یک فتنه بدتر و سنگین‌تر از داعش می‌سازند. خروج یأجوج‌ومأجوج جزء نشانه‌های قیامت است و بعد از ظهور قبل از قیامت اتفاق می‌افتد. یأجوج‌ومأجوج جزء فتنه‌های سنگینی است که با حضور خود امام باید دفع شود و در این صورت این سد بعد از ظهور و قبل از قیامت فرو می‌ریزد. جدیداً گفتند که سدی در داخل دره‌ای پیدا کردند که یک سری آهن در آن پیدا کردند و فکر می‌کردند این سد ذوالقرنین بود. ماجرا به این شکل نیست، ماجرا خیلی جدی‌تر از این حرف‌ها است که بخواهیم درک کنیم.

مرحوم ابوالکلام آزاد کتابی نوشته است بنام: “ذوالقرنین و کوروش”. این بحث در جاهای مختلف ازجمله تفسیر المیزان مرحوم علامه طباطبایی نقل‌شده است و ما این را جدی گرفتیم که مرحوم علامه نظرشان ‌همین بود که ذوالقرنین کوروش است ولی این‌گونه نیست. ایشان گفت این قول از بقیه قول‌ها، قول بهتری است ولی صحت آن را فقط خدا می‌داند. اگر دقت کنید می‌بینید که ابوالکلام این قول را از سید احمدخان هندی گرفته است. این آدم مؤسس دانشگاه علیگری هندوستان و آدم انگلیس‌ها است. یعنی این حرف در انگلیس پخت‌وپز شده، به هند آمده و از هند به ایران آمده و درنهایت ما گفتیم که ذوالقرنین همان کورش است. ذوالقرنین برای مقطع بسیار قبل‌تر از کوروش است. بنابراین شما دیگر می‌دانید که آن بنیاد دولتی که زمان حضرت نوح (ع) گذاشته شد، در پایان با حکومت ذوالقرنین به اوج خود رسید.