جایگاه و تقدس بیت‌المقدس در سیره علمی و عملی پیامبران الهی




در آخرین روزهای حیات مبارک پیامبر گرامی اسلام(ص) که آن حضرت نمی‌توانست شاهد باشد که شهر قدس و اماکن و جایگاههای مقدس آن که میراث انبیای بزرگ خدا و موحدان مخلص تاریخ است، در دست ستمگران و فرمانروایان فاسد باقی مانده و آنها در این شهر فساد کنند تصمیم گرفت به یکی از آرزوهای خویش جامه عمل بپوشاند و با اعزام سپاه به شام و فلسطین، این مناطق، به ویژه شهر بیت المقدس را آزاد کند. در پی این تصمیم، فرمان بسیج و تشکیل سپاه صادر شد و جوان هجده ساله‌ای به نام اسامۀ بن زیدبن حارثه، به فرماندهی این سپاه بزرگ انتخاب شد. وی بعد از این فرمان آماده حرکت شد. اما هنوز سپاه او حرکت نکرده بود که پیکی از مدینه به قرارگاه رسید و این خبر را آورد که رسول خدا در حال بسیار سختی است و ممکن است از دنیا برود.بدین ترتیب، رسول خدا در حالی رحلت کردند که آخرین فرمان بسیج ایشان در مورد حرکت به سوی شام و فلسطین و نجات بیت المقدس، عملی نشد.



به گزارش سرویس قرآن و عترت پایگاه صهیون پژوهی خیبر،  یکی از دلائل حمایت مسلمانان جهان از «مسئله فلسطین» جایگاه و اهمیت بیت‌المقدس در این سرزمین می‌باشد. مسمانان جهان به جهت حفظ شعائر و ارزش‌های دینی نباید اجازه هتاکی و بی حرمتی به مکان‌های مقدس را بدهند.

در این نوشتار به جهت تبیین تقدس بیت‌المقدس به بررسی سیره و زندگی پیامبران الهی در رابطه با قدس و بیت‌المقدس می‌پردازیم.

بیشتر بخوانید:

چرا بيت‌المقدس براي مسلمانان و جهان اسلام قداست و اهميت دارد؟

اهمیت بیت المقدس و مسجد الاقصی از منظر امام خامنه‌ای

حضرت ابراهیم(ع)

هنگامی که حضرت ابراهیم(ع) در جریان مهاجرت خود، از مصر به فلسطین بازگشت به دستور خداوند در شهر قدس که در آن زمان یُبُوس نام داشت و به شهر صلح و آرامش (یورشالیم) مشهور شده بود، اقامت کرد. آن حضرت پس از مدتی، به دستور خداوند، قربانگاه و مکان مقدسی در این شهر به وجود آورد و آن را بیت‌الله نام نهاد. این مکان مقدس، بعدها به بیت المقدس مشهور شد.

در حقیقت، با ساخته شدن قربانگاه، نخستین قدم برای ایجاد تقدس در شهر بیت المقدس برداشته شد و پیامبر بزرگ خدا به دستور خداوند، روح پاکی و تقدس را به این شهر دمید.

حضرت موسی(ع)

پس از آن که حضرت ابراهیم(ع) در فلسطین درگذشت، فرزندان و نوادگان آن حضرت (حضرت یعقوب و فرزندانش) که رهبری عبرانی‌ها را عهده دار بودند به مصر رفتند اما حضرت موسی(ع) که به تازگی ظهور کرده بود، تصمیم گرفت عبرانی‌ها را به فلسطین بازگرداند. در آن زمان تبهکاری و سرکشی‌های قوم بنی‌اسرائیل به اندازه‌ای افزایش یافت که برای حضرت موسی(ع) غیرقابل تحمل شد. خداوند نیز به سبب همین نافرمانی‌های بنی اسرائیل، آنها را چهل سال در بیابانها سرگردان کرد و اجازه نداد به فلسطین بازگردند. این وضع ادامه یافت تا آن که عمر حضرت موسی به پایان رسید. در شهر قدس بود که خداوند تبارک و تعالی با حضرت موسی(ع) تکلم کرد و به اعتبار این تکلم آن حضرت کلیم الله محسوب می‌شود.

حضرت داوود و حضرت سلیمان(ع)

پس از آن که حضرت داوود به پیامبری برگزیده شد مأموریت یافت بنی اسرائیل را به راه راست هدایت کند. آن پیامبر خدا توانست تبهکاری و شرارت‌های بنی اسرائیل را تا حدّ زیادی مهار کرده و با فتح بیت‌المقدس و سایر مناطق فلسطین، تمدن جدیدی را بنیان گذاری کند. یکی از کارهایی که حضرت داوود(ع)در جریان بنیانگذاری تمدن الهی انجام داد، ایجاد پرستشگاه و مکان مقدس (مسجد) در محل فعلی مسجدالاقصی است. به همین دلیل، از این پیامبر خدا نیز به عنوان یکی از بانیان شهر بیت المقدس نام برده شده است.

دربارۀ تعمیر شهر بیت المقدس و ایجاد مسجد (پرستشگاه) توسط حضرت داوود، حکایت زیر هم نقل شده است:

پس از آن که حضرت داوود(ع) بیت المقدس را فتح کرد، دربارۀ تجدید بنای شهر و ایجاد مسجد، از طرف خداوند وحی شد که به مکانی از این شهر (بیت المقدس) که فرشته‌ای با شمشیر برهنه ایستاده است، نگاه کند و مسجد را در آن جا بسازد.

هنگامی گه حضرت داوود(ع) نگاه کرد، یکی از فرشتگان خدا را بالای سنگ مشاهده نمود. با مشاهده فرشته، حضرت داوود(ع) بدون درنگ به تجدید بنای شهر و بنای مسجد مشغول شد.[۱]

گر چه حضرت داوود(ع) تعمیر شهر بیت المقدس (قدس) و پرستشگاه بزرگ (مسجدالاقصی) آن جا را آغاز کرد ولی فرصت نیافت کار بزرگ خود را به ثمر برساند. هنگامی که آن حضرت متوجه شد مرگ به او نزدیک شده است به فرزندش سلیمان چنین گفت:

ای سلیمان! خداوند به من فرمان داده بود که مسجد و خانه‌ای برایش در این شهر (بیت المقدس) بنا کنم. با این که مقدمات کار را آغاز کرده‌ام، ولی گویا تقدیر خداوند این است که من از این جهان بروم و ادامۀ کار را به تو بسپارم. اکنون به تو که بعد از من پیامبر و جانشین من خواهی شد، سفارش می‌کنم که در ساختن این مسجد شکوهمند لحظه‌ای درنگ نکنی.[۲]

پس از وفات حضرت داوود، پرستشگاهی که بعدها مسجدالاقصی نام گرفت، با شکوه فراوانی توسط حضرت سلیمان ساخته شد. شهر قدس نیز مقرّ سلطنت این پیامبر الهی شد. بنابراین حدود هشتادسال حضرت داوود و حضرت سلیمان(ع) در این شهر حکومت تشکیل دادند.

حضرت عیسی(ع)

یکی از وقایع مهمی که در دورۀ تسلط رومیان در فلسطین اتفاق افتاد، تولد حضرت عیسی مسیح(ع) است. حضرت مسیح در روستای بیت لحم نزدیک قدس دیده به جهان گشود. با تولد حضرت مسیح(ع) فلسطین به ویژه شهر بیت المقدس دوران مهمی را آغاز کرد.

در حالی که حضرت عیسی(ع) به پیامبری برگزیده شده بود، از شهر ناصره به سوی بیت المقدس حرکت کرد. در راه بیت المقدس، از حضرت عیسی معجزه‌های فراوانی به ظهور پیوست. برخی از معجزه‌های آن حضرت در این سفر را چنین عنوان کرده‌اند:

شفا دادن بیماری که هیچ امیدی به بهبودی او نبود؛ زنده کردن شخص مرده؛ شفا دادن کسانی که به بیماری صرع و برص مبتلا بودند؛ غذا دادن به چهارهزار نفر ا هفت قرص نان؛ راه رفتن روی آب؛ شفای مردی که دستش خشک شده بود؛ شفا دادن به افراد فلج و جزامی و …[۳]

حضرت عیسی(ع) پس از ورود به بیت المقدس، بی درنگ به پرستشگاه بزرگ شهر (مسجدالاقصی) رفت و در آن جا به تبلیغ دین خدا و تعلیم مردم مشغول شد. او در پرستشگاه شهر، هر روز مردم را با تعالیم الهی آشنا می‌کرد و به آنها اندرز می‌داد.

بالاخره، با ظهور حضرت عیسی(ع) و ورود ایشان به بیت المقدس، بار دیگر روح خدایی به این شهر دمیده شد و فصل تازه‌ای آغاز شد. در این شهر بود که حضرت عیسی(ع) از آن جا به اوج رفت.

حضرت محمد(ص)

بیت المقدس جایی است که پیامبر اسلام حضرت محمد(ص) از آن جا به معراج رفت و یکی از معجزات خود را در آن جا تحقق بخشید. این حادثه یکی از مهم‌ترین وقایع مسجدالاقصی و شهر بیت المقدس در زمان رسول اکرم(ص) است. پیامبر گرامی اسلام در جریان معراج، ابتدا به آن سرزمین رفتند و پس از آن جا به سیر در آسمان‌ها پرداختند. در همین زمان بود که رسول خدا(ص) در مسجدالاقصی برای پیامبران نماز برگزار کردند.

رسول اکرم(ص) واقعۀ برپا کردن نماز در مسجدالاقصی و بیت المقدس را چنین تعریف می‌کنند:

در همان حال که با حضرت جبرئیل سیر می‌کردیم، ناگهان او مرا در جایی پایین آورد و گفت: «ای محمد! نماز بخوان»

در همین هنگام بار دیگر جبرئیل به من گفت: «آیا می‌دانی جایی که می‌خواهی نماز بخوانی کجاست؟»

پس از آن که به این پرسش پاسخ منفی دادم، جبرئیل گفت: «این‌جا، طور سینا است؛ همان جایی که خدا با پیامبرش حضرت موسی سخن گفت.»

بار دیگر حرکت کردیم و به سیر خود ادمه دادیم. خدا می‌داند که چه اندازه حرکت کرده بودیم که جبرئیل بار دیگر مرا پایین آورد و گفت: «این جا نیز نماز بگزار.»

پس از آن که نماز خواندم، جبرئیل به من گفت: «ای محمد! می‌دانی کجا نماز می‌خوانی؟»

پاسخ دادم: «نه؛ نمی‌دانم»

جبرئیل گفت: «این جا بیت لحم است. بیت لحم محلی از بیت المقدس است که عیسی بن مریم در آن جا متولد شده است.»

از بیت لحم به سوی بیت المقدس به راه افتادیم در آن جا بُراق[۴] را به حلقه‌ای که قبلاً انبیا مرکب خود را به آن می‌بستند، بستم و در حالی که جبرئیل همراهم بود، وارد مسجدالاقصی شدم. در مسجدالاقصی حضرت ابراهیم، حضرت موسی و حضرت عیسی در میان عدۀ زیادی از پیامبران که خدا می‌داند، چه اندازه بودند، حضور داشتند. همه این پیامبران به خاطر من در آن جا اجتماع کرده، آماده برگزاری نماز بودند. یقین داشتم که جبرئیل جلوتر از همه خواهد ایستاد و نماز به امامت او برگزار خواهد شد؛ ولی بعد از آن که صف نماز مرتب شد، جبرئیل بازوی مرا گرفت و به جلو برد تا برای آن جمع نماز برگزار کنم… [۵]

در احادیث و روایت‌ها نقل شده است: در ماجرای معراج، علاوه بر آن که موضوع برگزاری نماز پیش آمد، جبرئیل به رسول خدا گزارش‌هایی در مورد اماکن مقدس بیت‌المقدس ارایه داد و ضمن نشان دادن محراب انبیا، سایر ویژگی‌های این شهر و پرستشگاه آن را برشمرد.

پس از آن که حضرت رسول اکرم(ص) از معراج بازگشت، این واقعه مهم را برای مردم مکه بازگو کرد و در مورد بیت‌المقدس و مسجدالاقصی فرمود:

شب گذشته خداوند بزرگ مرا به بیت‌المقدس برد و آثار انبیا و سکونت‌گاه آنان را به من نشان داد و…

پس از معراج حضرت رسول اکرم(ص) به مسجدالاقصی، توجه مسلمانان به بیت‌المقدس و پرستشگاه آن (مسجدالاقصی) بیش از گذشته شد.

در آخرین روزهای حیات مبارک پیامبر گرامی اسلام(ص) که آن حضرت نمی‌توانست شاهد باشد که شهر قدس و اماکن و جایگاههای مقدس آن که میراث انبیای بزرگ خدا و موحدان مخلص تاریخ است، در دست ستمگران و فرمانروایان فاسد باقی مانده و آنها در این شهر فساد کنند تصمیم گرفت به یکی از آرزوهای خویش جامه عمل بپوشاند و با اعزام سپاه به شام و فلسطین، این مناطق، به ویژه شهر بیت المقدس را آزاد کند.

در پی این تصمیم، فرمان بسیج و تشکیل سپاه صادر شد و جوان هجده ساله‌ای به نام اسامۀ بن زیدبن حارثه، به فرماندهی این سپاه بزرگ انتخاب شد. وی بعد از این فرمان آماده حرکت شد. اما هنوز سپاه او حرکت نکرده بود که پیکی از مدینه به قرارگاه رسید و این خبر را آورد که رسول خدا در حال بسیار سختی است و ممکن است از دنیا برود.

بدین ترتیب، رسول خدا در حالی رحلت کردند که آخرین فرمان بسیج ایشان در مورد حرکت به سوی شام و فلسطین و نجات بیت المقدس، عملی نشد.

[۱] معصومین، علی، قصه‌های اماکن مقدس، بیت المقدس، انتشارات پیام محراب، پاییز ۱۳۸۰، ص۱۹٫

[۲] پیشین، ص۲۰٫

[۳] پیشین، ص۳۳٫

[۴] مرکب حضرت رسول اکرم(ص) به هنگام معراج.

[۵] پیشین، صص۴۰-۳۹٫

 

استاد مجید صفاتاج