جریان شناسی انحراف در تاریخ - خیبر

سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین طائب 1:

جریان شناسی انحراف در تاریخ

۲۱ خرداد ۱۳۹۷ ۱۴:۰۰
طائب/جریان/شناسی/انحراف/تاریخ/یهود/مشرک/صهیونیسم/خیبر

اگر بخواهیم کل مجموعه دشمن شناسی قرآن را خلاصه شده بازگو کنیم می‌توانیم به آیه «لتجدن اشد الناس عداوه للذین آمنوا الیهود و الذین اشرکوا» این آیه یعنی شدیدترین دشمن، یهود است «و الذین اشرکوا» و عطف به یهود، مشرکین‌اند. قرآن، یهود و مشرکین را به‌عنوان مهمترین دشمنان اعلام می‌کند.

به گزارش سرویس تاریخی پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر، حجت الاسلام و المسلمین طائب در پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی به بیان سخنرانی پیرامون جریان شناسی انحراف در تاریخ پرداخته است. متن زیر بخش اول از سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین طائب است.

مجری: عرض سلام و احترام دارم خدمت استاد بزرگوار جناب حجت الاسلام و المسلمین طائب و همچنین حضار محترم، پژوهشگران و محققین پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی و حاضرین در جلسه. در آستانه ماه مبارک رمضان تبریک عرض می‌کنم حلول ماه ضیافت الهی را و امیدوارم که خداوند توفیق طاعت و عبادت بیش از پیشش را به ما ان شاء الله عنایت بفرماید.

موضوع جلسه هفتاد و هفتم گفتگوی پژوهشی پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی، جریان شناسی انحراف در تاریخ با محوریت یهود هست که خدمت استاد گرامی هستیم. با توجه به تحرکات اخیر رژیم غاصب اسرائیل در کشتار فلسطینی‌ها در روز نکبت و جابه‌جایی سفارت آمریکا از تل آویو به قدس شریف این تناسب موضوعی هم با بحث ایشان تطبیق یافته است تا در خدمت ایشان باشیم.

حجت الاسلام و المسلمین طائب: سلام علیکم و رحمت الله. بسم الله الرحمن الرحیم، خدا را شاکرم که توفیق حضور خدمت شما اساتید را به بنده عطا کرد، البته قبلا نکته‌ای را عرض بکنم، مباحثی که تقدیم حضور می‌شود اگر بخواهد بعدا انتشاری پیدا بکند حتما نیاز به ویرایش دارد به جهت اینکه بحث از یهود به مانند خودشان بسیار بحث سختی است.

یهود در قالب یک نقابی حضور پیدا کرد که یک تیغ شدیدی در پس گردن ما در جهت تبیین خود یهود، یعنی به نوعی نیروی خودمان را علیه خودمان اگر بخواهیم علیه یهود حرف بزنیم به کار گرفته‌ایم که این ویژگی نفاق است.

علیه نفاق نمی‌شود شمشیر کشید و اگر علیه نفاق شمشیر بکشید به تیغ خودتان کشته می‌شوید، حرکت نفاق تنها در صورتی که شناخته شود، قابل برخورد است و هرگاه بخواهید نفاق را بشناسانید گرفتار مغالطه با خودی‌هایی می‌شوید که بازی نفاق را خوردند.

 

یهود، خط مقدم مشکلات پیامبر

در تاریخ یک سری مسائل برای جلوگیری از ضربه نفاق با عنوان تقیه مطرح می‌شود «التقیه دینی و دین آبائی» اگر کسی تقیه را رعایت نکند در خون ما شریک است. به‌ عنوان مثال آیا در مباحث توحیدی تقیه لازم است؟ اگر ائمه می‌خواستند در مباحث اعتقادی تقیه نکنند آیا خونشان ریخته نمی‌شد؟

طرف مقابل ائمه در باب توحید همه چیز را انکار و هرچه را می‌خواستند اثبات می‌کردند. از خدا جسمی در عرش درست کرده بودند، حالا شما بیایید این را انکار کنید و مخالف حرف آنها را اثبات کنید، چه اتفاقی می‌افتد؟ باید معلوم شود که چه چیزی این بین باعثه آن بود که اگر کسی مخالف اعتقاد آنها صحبت کند خونش ریخته می‌شد؟

یکی از خلفا جلسه‌ای ترتیب می‌دهد که حسین بن روح در آنجا حاضر می‌شود و در آن جلسه فردی حرفی منفی با رای خلیفه می‌زند. حسین به روح به شدت او را توبیخ کرد و او هم ناراحت از مجلس خارج شد. مدتی بعد حسین به روح او را در جایی می‌خواند و به او گفت؛ تو مگر نمی‌دانی که من در حاکمیت فعلی تحت نظر هستم و این‌ها می‌خواهند من را شناسایی کنند با این کار تو راه شناسایی نماینده امام زمان(عج) که من باشم را راحت‌تر شد.

بنابراین جریان شناسی انحراف در تاریخ باید در یک غار حفاظت شده‌ای تبیین شود و نمی‌توان آن را با تمام جزئیات و با صراحت بیان کرد فقط در حد مسائل کلی باید مطرح شود.

ما مدعی هستیم که تغییرات تاریخ با اقدامات یهود شکل گرفت یعنی در هر کجایی پیامبر اکرم مشکلی داشتند خط مقدم این مشکلات یهود بود و مشرکین را هم خود یهودیان ساماندهی و سازماندهی می‌کردند و می‌بردند و می‌آوردند. آقایان پژوهشگر هستند و فقط کافیست یک نگاهی به نبردهای پیامبر علیه مشرکین بکنند. هیچ نبردی از سوی مشرکین پیدا نخواهید کرد مگر رد پای یهود نیز در آنجا باشد.

وقتی که مشرکین می‌خواهند برای نبرد احد آماده شوند در این بین چه ارتباطی بین یهود مدینه با آنها قبل از جنگ برقرار می‌شود؟ وقتی می‌خواهند عملیات احزاب را انجام بدهند چه ارتباطی بین ابوسفیان و یهودیان بنی‌قریظه قبل از جنگ برقرار می‌شود؟ آخرین نبردی که مشرکین رسما با پیامبر داشتند نبرد خندق بود و در آنجا باز ردپای یهودیان دیده می‌شود.

بعد از سال پنجم هجری هرچه نبرد و عملیات هست یا به صراحت با یهودی هاست یا باز می بینیم اگر پیامبر اکرم اقدامی را انجام می‌دادند باز یهودیان در آنجا حضور داشتند. چرایی حضور یهودیان در همه جا را باید پیدا کرد و یک راه به دست آوردن جواب شناخت خود یهود است.

توجه ویژه قرآن به دشمن شناسی

بحث دشمن شناسی یک اصل در اسلام است و باید به آن توجه ویژه داشت و اگر ما در اسلام دشمن شناسی‌مان قوی باشد جریان انحراف را به سادگی شناسایی خواهیم کرد. دشمن شناسی از نظر قرآن آنقدر اهمیت دارد که می‌بینیم قرآن در همان ابتدا – سوره بقره – مردم را به سه دسته تقسیم می‌کند: متقین، کفار و منافقین.

فاتحه الکتاب که می‌خوانیم وارد سوره بقره که می‌شویم سوره بقره از همان اول به تقسیم انسان‌ها می‌پردازد «ذلک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین» آن‌ها را توضیح می‌دهد بعد و می‌گوید «الا الذین کفروا» بعد می‌گوید «ومن الناس من یقول آمنا بالله» این سه دسته را که تقسیم می‌کند سراغ داستان خلق آدم می‌رود. در داستان خلق آدم، اول اول تابلو معرفی دشمن را بالا می‌برد یعنی شیطان. می‌گوید این سجده نکرد قسم خورد انسان را منحرف می‌کند و این دشمن است.

خداوند در قرآن از معرفی دشمن کوتاه نمی‌آید تا اینکه در آخرین سوره – سوره ناس – در مورد پناه بردن به خودش از دشمن صحبت به میان می‌آورد «قل اعوذ برب الناس ملک الناس اله الناس من شر الوسواس الخناس». یک سوالی پیش می‌آید و آن‌‌هم اینکه خداوند «من شر الوسواس الخناس» را ذکر می‌کند منظورش چیست؟ منظور خداوند از «وسواس الخناس» همانی است که اول قرآن –سوره بقره – معرفی کرد «و وسوس لهم» حضرت آدم و حوا را وسوسه کرد و آنها از درخت ممنوعه خوردند و از بهشت رانده شدند یعنی در وحله اول معرفی دشمن و در وحله آخر پناه بردن به خدا از این دشمن.

اگر بخواهیم کل مجموعه دشمن شناسی قرآن را خلاصه شده بازگو کنیم می‌توانیم به آیه «لتجدن اشد الناس عداوه للذین آمنوا الیهود و الذین اشرکوا» اشاره کنیم. این آیه یعنی شدیدترین دشمن، یهود است «والذین اشرکوا» و عطف به یهود، مشرکین‌اند. قرآن، یهود و مشرکین را به‌عنوان مهمترین دشمنان اعلام می‌کند.

ما برای شناخت یهود باید در چهار مقوله یهود را شناسایی کنیم تا بتوانیم متوجه شویم چرا قرآن «اشدا الناس» را یهود می‌خواند. و نیز یهود برای اینکه بتواند «اشدا الناس» باشد باید در چهار مقوله از همه دشمن‌ها جلوتر باشد. یک؛ هدف، دو؛ امکانات، سه؛ آموزش و چهار؛ انگیزه.

اولین مقوله هدف است. یهود چه چیزی می‌خواهد؟ یهودیان دنبال چه چیزی هستند که قرآن می‌فرماید اینها «اشد الناس» هستند؟ در جواب باید گفت خواسته یهود در دو کلمه خلاصه می‌شود؛ یهودیان کل عالم را خواهان هستند یعنی حتی یک میلی متر دنیا را هم برای دیگران نمی‌دانند و همه را برای خودشان می‌دانند.

شاهد اولین مقوله یعنی هدف دو آیه در قرآن است. اول «ولقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر اِن الارض یرثها عبادی الصالحین» ما در زبور نوشتیم بعد از اینکه در ذکر نوشته بودیم – ذکر نام تورات است – زمین به ارث عباد صالح می‌رسد پس «یرثها» یعنی «یملکهم» یعنی مالک هستند. انسان نمی‌تواند مِلکی را که برای خودش نیست مالک شود یعنی این زمین مِلک صالحین است. این مِلک مدت‌ها دست مالکان غیر اصلی خود افتاده است اما بالاخره این زمین به صاحبان اصلی برمی‌گردد. پس این مطلب هم در زبور و هم در تورات نوشته شده است که زمین مِلک عباد صالح است.

  • facebook
  • googleplus
  • twitter
  • linkedin
لینک خبر : https://kheybar.net/?p=5466

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *