جریان شناسی انحراف در تاریخ - خیبر

سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین طائب 4:

جریان شناسی انحراف در تاریخ

۲۴ خرداد ۱۳۹۷ ۱۷:۲۲
طائب/جریان/شناسی/انحراف/تاریخ/یهود/مشرک/صهیونیسم/خیبر

برای شناخت یهود باید چهار مولفه را شناخت؛ هدف، امکانات، آموزش و انگیزه. خداوند متعال فرمود «لتجدن اشد الناس عداوه للذین آمنوا الیهود» سرسخت‌ترین دشمن شما اینها هستند. اینها تا همه را مشرک ‌نکنند و همه را به تباهی نکشانند از دشمنی دست برنمی‌دارند.

به گزارش سرویس تاریخی پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر، حجت الاسلام و المسلمین طائب در پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی به بیان سخنرانی پیرامون جریان شناسی انحراف در تاریخ پرداخته است. متن زیر بخش چهارم از سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین طائب است. (برای مشاهده بخش اول،بخش دوم و بخش سوم کلیک کنید)

حضرت موسی یک شب فرصت داشت زن، مرد، پیر، جوان، مریض و سالم را از شهر بیرون ببرد. یک چیزی که در زمان عملیات شبانه وجود دارد گم کردن راه است، شب تاریک است و منطقه هم که منطقه شما نیست، به شما می‌گویند حرکت کن و نقطه هدف آن جاست. شب که هست، راه را هم که بلد نیستی، به هر حال راه می‌افتی یک دفعه از شما می‌پرسند کجایی؟ شما هم که نمی‌دانید کجا هستید می‌گفتید، نمی‌دانم. خب چرا مگر فلان جا فلان علامت را ندیدی؟ می‌گفتی نه.

در تاریکی شب گردان گم شده است، تا می‌خواستن همدیگر را پیدا کنند هم که دشمن بیدار می‌شد. اینکه حضرت موسی این جماعت را چطوری در آن شب انتقال داد سوال مبهمی است؟ نمی‌تواند همه را در یک ستون ببرد که اینها انقطاع پیدا نکنند، این همه جمعیت در این راه جا نمی‌شوند باید از چند راه مختلف می‌رفتند و در یک نقطه به هم می‌رسیدند، حالا آن نقطه کجاست؟ چطوری توانستند همدیگر را در این نقطه پیدا کنند؟ این از اسرار تاریخ است. ولی به هر حال همه منتقل شدند و حتی یک نفر هم جا نماند و همه به نقطه هدف رسیدند.

ابزاری که حضرت موسی در انتقال شبانه قوم بنی اسرائیل از آن استفاده کرد چه بوده که اینگونه همه جابه جا شدند، معلوم نیست؟ بنده حدس می‌زنم که در اینجا نقطه هدایت ید بیضاء حضرت موسی بوده است. چرا که می‌دانید ید بیضاء اینطور نبوده که حضرت دستش را ببرد زیر بغل و برق بزند، نه. اینکه گفتند «من غیر سوء» یعنی اینکه این ید بیضاء پیسی و لکه نبوده، سفید بوده است.

ید بیضاء یعنی دست درخشنده و اگر جلوی خورشید بگیری اما درخشندگی نداشته باشد که دیگر معجزه نیست. نور این دست آنقدر بود که بر نور خورشید غلبه می‌کرد. آن وقت اگر نور منبع حرارت باشد، می‌شود مثل همه منابع نوری دیگر که حرارت دارند. ولی در مورد ید بیضاء ذکر شده که «من غیر سوء» پس باید صاحب دست از شدت نور آزار نبیند و از شدت گرما نسوزد.

این ید بیضاء اگر بخواهد معجزه باشد باید نورش غالب بر نور خورشید باشد، منبع نور منبع حرارت نباشد و آزاری نرساند. حالا بنده هم گفتم شاید این معجزه – ید بیضاء – بوده است که برای راهنمایی مردمان به سمت نقطه هدف تابیده می‌شد و مردمان بنی اسرائیل نیز به سمت نور حرکت می‌کردند.

فرعونی‌ها صنعت را نمی‌گذاشتند بنی اسرائیلی‌ها یاد بگیرند ولی اینها در اردوگاه، ذوب فلزات را از کجا یاد گرفتند؟ ریخته‌گری و قالب سازی را از کجا یاد گرفته بودند؟ اینها آموزش‌هایی است که حضرت موسی به آنها داده بود. یعنی در این اردوگاهی که اینها دست خالی آمده بودند و هیچ چیزی نیاورده بودند، اینها توانستند بساط قالب‌ سازی و قالب ریزی را پیدا کنند. در قضیه گوساله سامری، آن صدایی که از گوساله در می‌آمد خیلی مهمتر از آن است که چگونه این گوساله را قالب ریزی کردند. صنعت در آن اردوگاه آنقدر بالا رفته بود که یهودیان توانستند برای خودشان شمشیر بسازند. حالا از کجا آهن آوردند که بتواند با آن شمشیر بسازند؟ اصلا مگه پول با خودشان آورده بودند که بخواهند آهن بخرند؟ اگر هم آورده بودند از کجا می‌خواستند آهن بخرند؟ در این پانزده سالی که در اردوگاه بودند، آموزش‌های بسیاری دیدند و به خوبی یاد گرفتند.

ارتباطات یک مسئله مهم در این عالم است. خوب این ارتباطات در این عالم دست چه کسی است؟ تلگرام یک نمونه، آخر آخرش را که می‌بینی یهودی‌ها مشاهده می‌شوند. حالا چرا اینها اینقدر در امور ارتباطات حرف اول را می‌زنند؟ چون یهودیان در امور ارتباطات نیز در طول تاریخ تجربه کسب کردند.

 

در تاریخ علت اذان پیامبر اکرم را چه چیزی نقل کرده‌اند؟ وقتی یاران پیامبر اکرم دیدند که حضرت چگونه مردم را برای نماز جمع می‌کند، به دنبال چیز بهتری بودند. یک عده از یاران گفتند؛ ناقوس کلیسا؟ – علامت مسیحیان – گفتند؛ نه. یک عده گفتند؛ شیپور یهودیان؟ گفتند؛ نه. یک عده گفتند؛ آتش مجوس؟ – همین آخری را که گفتند علامتی است برای اینکه این نقل دروغ است چرا که این آتش مجوس اصلا دیده نمی‌شود چون آتش مجوس یک دانه زغال است که دور و برش را طوری می‌بندند که حتی به این آتش نور هم نخورد. و کسی هم که می‌خواهد این آتش را عوض کند باید دهانش را ببندند تا نفسش به این آتش مقدس نخورد. پس کل آتش مقدس مجوس اندازه یک زغال است. این آتشکده‌هایی که آتش از آن بالا می‌رود و در کتاب‌ها نوشته‌ شده‌اند دروغ بوده است. درست است که آتش علامت آنهاست ولی این آتش مقدس اصلا نباید نور خورشید هم بهش بخورد – بعد یک فردی گفت؛ فلانی خواب دیده و گفت اذان بگوییم و پیامبر هم قبول کرد.

به هر حال اعلان ما با اذان است «خسرتِ الناس بالحِجَر…» هرجا که می‌رسیدند می‌گفتند بروید بالای بلندی و اذان بگویید. اذان بی‌هنگام معلوم بود پیامبر با آنها کاری دارد همه جمع می‌شدند و حضرت می‌فرمود؛ ما می‌خواهیم برویم جنگ. اینگونه اعلام کردن به مردم – علامت مسلمانان – بود.

یهودی‌ها تجمع و اعلانشان چگونه بود؟ تورات موجود نقل می‌کند؛ تجمع و سازماندهی یهودیان با بوق بود. نُت بوق با اینها نازل شده بود و عبادتشان با این بود. خط مُرس هم که الان هست این را قبلا خدا گفته بود. اینها با بوق با همدیگر ارتباط برقرار می‌کردند حضرت موسی وقتی می‌خواست مردم را جابه جا کند، بر بلندی می ایستاد و بوق می‌نواخت و ششصد هزار نفر را حضرت با یک بوق – و انتقال آن توسط هزاره‌ها به مردم – این طرف و آن‌طرف می‌کرد.

الان هم هنوز در تل آویو هر سال یک روز مانور بوق دارند. خاخام اصلی یهود بر بلندی بوق می‌نوازد و خاخام‌های بعدی که صدای بوق را می‌شنوند، مردم را از شهر بیرون می‌برند و دوباره برمی‌گردانند. همه اینکارها فقط با یک بوق انجام می‌شود.

یهودیان در سیستم‌های ارتباطی دنیا مثل بی‌سیم‌ها و… اگر کمی دقت کنیم می‌بینیم که اصل این سیستم‌ها در دست یهودیان است. اینها دارند به سختی کار می‌کنند مثلا همین اینترنت و… اینها همه مال یهودی‌هاست. پس اینها آموزش‌شان یک است و انگیزه‌شان هم صددرصد است.

پس برای شناخت یهود باید این چهار مولفه را شناخت؛ هدف، امکانات، آموزش و انگیزه. به همین جهت خداوند متعال فرمود که «لتجدن اشد الناس عداوه للذین آمنوا الیهود» مراقب باشید سرسخت‌ترین دشمن شما اینها هستند. اینها تا همه را مشرک ‌نکنند و همه را به تباهی نکشانند از دشمنی دست برنمی‌دارند.

در میدان نبرد یک چیزی که در طول تاریخ به دلیل عدم دشمن شناسی کافی خیلی جاها به اشتباه با مسیحی‌ها جنگیدیم درحالی که متوجه نبودیم نبرد اصلی با یهودی‌هاست. شما دقت کنید این آیه چه زمانی نازل شده است؟ این آیه در سوره مائده است. سوره مائده آخرین سوره‌ای است که بر پیامبر نازل شد، شما در سال دهم بگردید یهودی پیدا کنید.

بنی قینقاع، بنی النضیر، بنی قریظه، فدک، خیبر و تبوک همه اینها را پیامبر گرفته بود. پیامبر در زمان نازل شدن سوره مائده در موته است. نبرد موته بین پیامبر و رومی‌ها بوده است. در آن زمان رومی‌ها دینشان مسیحی بود. وقتی که سپاه اسلام با مسیحیان رومی درحال نبرد هستند، خداوند این آیات را نازل می‌کند «لتجدن اشد الناس عداوه للذین آمنوا الیهود و الذین اشرکوا» و «اقربهم للذین آمنوا الذین قالوا انا نصاری» نزدیک‌ترین دوستی از جانب مسیحیان و شدیدترین دشمنی هم از جانب یهودیان است.

  • facebook
  • googleplus
  • twitter
  • linkedin
  • linkedin
  • linkedin
لینک خبر : https://kheybar.net/?p=5739

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *