خانواده‌های حزبی رژیم صهیونیستی




سیاست اسرائیل همیشه ازهم‌گسیخته توصیف‌شده است. این امر ناشی از وجود جریانات مختلف صهیونیستی است که همه احزاب به‌جز حزب کمونیست و احزاب عرب بدان ابراز وفاداری می‌کنند و با سیستم انتخابات نسبی نیز تشدید شده است.



به گزارش پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر، دسته‌بندی‌های شناخته‌شده درباره خانواده‌های حزبی بر اساس مطالعات متوالی ایدئولوژیک در قالب معیار راست – چپ، یا بر اساس مواضع نسبت به مسائل اصلی مربوط به شکاف اجتماعی، در مطالعه احزاب سیاسی و دسته‌بندی آن‌ها دارای اهمیت است؛ ضمن آنکه در مطالعه شکاف‌های اجتماعی و شیوه انتقال آن‌ها به عرصه حزبی نیز اهمیت دارد.

از برجسته‌ترین این دسته‌ها آن است که گرایش‌های حزبی را برحسب تعبیر دانیال سیلر بر اساس منطق «طرح» دسته‌بندی می‌کند یعنی مطالعه احزاب سیاسی به این اعتبار که دربردارنده طرح، دیدگاه و ایدئولوژی اختصاص‌یافته به یکی از گروه‌های متعارض جامعه هستند. بر این اساس، مفهوم خانواده‌های حزبی ایجاد شد تا مطالعه و بررسی احزاب را آسان کند و دیدگاه یا رهیافتی را که می‌توان از خلال آن به فهم برخورد اصلی در عرصه حزبی دست‌یافت مشخص سازد و از طریق آن بتوان شکاف‌های اجتماعی که بیشترین بروز و ظهور را در عرصه سیاست حزبی دارند شناسایی کرد و به این مطلب پی برد که آن متغیرهای مستقلی که در شکل‌دهی به نقشه حزبی تسلط دارند کدم‌اند.

سؤالات و فرضیه‌ها پیرامون مبحث:

۱٫ آیا چندپارگی سیاسی با چندپارگی اجتماعی تطبیق پیدا می‌کند؟

۲٫ آیا ساختاربندی گروه‌های حزبی در اسرائیل در ذیل منطق برخوردهای اجتماعی انجام می‌گیرد و آیا پاسخگوی آن است؟

۳٫ آیا شامل برنامه‌ها و گرایش‌های سیاسی احزاب نیز می‌شود و میزان نزدیکی آن‌ها با خطوط اصلی شکاف چقدر است؟

۴٫ مسائلی که هر خانواده حزبی بر آن تمرکز می‌کند و به‌وسیله آن به گروهی از گروه‌های متعارض روی می‌آورد کدام است؟

۵٫ آیا شکاف‌های حزبی می‌توانند متغیری برای دسته‌بندی و تفسیر در تقسیم نقشه حزبی اسرائیل و بازسازیان باشند؟

 

اهمیت مطالعه خانواده‌های حزبی

خانواده‌های حزبی بیانگر وجود مجموعه‌ای از روابط و ویژگی‌های مشترک بین تعدادی از احزاب ازلحاظ پایگاه اجتماعی آن‌ها و گرایش‌های ایدئولوژیک و برنامه‌های آن‌هاست که هر یک از آن‌ها را در ذیل یکی از گروه‌ها قرار می‌دهد. خانواده‌های حزبی با چند معیار موردمطالعه قرارگرفته‌اند که مهم‌ترین آن‌ها معیار ایدئولوژیک، معیار موقعیت نسبت به شکاف‌های اجتماعی و دسته‌بندی خانواده‌های حزبی بر اساس روابط سازمانی ملی آن‌ها هستند.

 

احزاب و دسته‌بندی سیاسی در رژیم صهیونیستی

سیاست اسرائیل همیشه ازهم‌گسیخته توصیف‌شده است. این امر ناشی از وجود جریانات مختلف صهیونیستی است که همه احزاب به‌جز حزب کمونیست و احزاب عرب بدان ابراز وفاداری می‌کنند و با سیستم انتخابات نسبی نیز تشدید شده است. از ۱۹۹۶ به این‌طرف رأی‌دهندگان اسرائیلی می‌توانند هر نخست‌وزیری را که مناسب بدانند حتی اگر وابسته به حزب آن‌ها نباشد انتخاب کنند و درعین‌حال هنگام انتخاب اعضای مجلس اسرائیل (کنست) در فراکسیون سیاسی خود باقی بمانند. براین‌اساس، هنگامی‌که «ایهود باراک» با ۷/۵۵ درصد آراء به نخست‌وزیری برگزیده شد، ائتلاف «یک اسرائیل» او فقط ۲۰ درصد آرا را داشت.

 

تفرقه و چنددستگی در سیاست اسرائیل آنگاه نمایان شد که در رقابت‌های انتخابات ۱۷ می ۱۹۹۹ نزدیک به ۳۰ حزب شرکت جستند. از این میان ۱۵ حزب توانستند نمایندگانی را به مجلس جدید اعزام دارند (در انتخابات قبل احزاب راه‌یافته به پارلمان ۱۱ حزب بود).

 

احزاب قومی ۳۸ کرسی کسب کردند و این درواقع به معنای یک‌سوم از مجموع ۱۲۰ نماینده منتخب است (در انتخابات قبل این تعداد ۲۶ کرسی بوده است). احزاب مذهبی ۲۷ کرسی را در اختیار گرفتند (۲۳ کرسی در انتخاب قبل). جنبش‌های مخالف «فشار و سلطه مذهبی» ۱۶ کرسی را به دست آوردند (۹ کرسی در انتخابات پیشین).

 

چپ‌های اسرائیل

بااینکه از بدو تشکیل رژیم صهیونیستی احزاب چپ بسیاری با گرایش‌های سوسیالیستی به وجود آمده‌اند، اما امروزه فقط تعداد کمی از آن‌ها باقی‌مانده است. در حال حاضر احزاب مرتص، یش عتید، کارگر، هاتنوعا، راتس و شینوی جزو احزاب چپ به شمار می‌آیند که برخی میانه‌رو و برخی تندرو هستند.

 

چهره‌های شاخصی همچون گلدا مایر، موشه دایان، لوی اشکول، بنیامین سابیر، ایگال آلون، شیمون پرز، اسحاق رابین همگی از بنیان‌گذاران حزب کارگر بوده‌اند.

 

حزب مرتص:

رهبر این حزب «زهاوا گال اون» نام دارد که در چهارسالگی از لیتوانی به اسرائیل مهاجرت کرده است. وی مصالحه با قشر دینی و راست‌گراها را رد می‌کند و منتقد حزب کارگر است.

حزب مرتص تنها حزبی بود که از همان ابتدا در جریان جنگ هشت‌روزه، حمله صهیونیست‌ها به نوار غزه را محکوم کرد. توقف شهرک‌سازی، آزادی زندانیان فلسطینی، مذاکره با تشکیلات خودگردان و برچیده شدن ایستگاه‌های بازرسی در کرانه غربی رود اردن از دیگر مسائلی است که این حزب دنبال می‌کند.

 

احزاب چپ میانه‌رو:

حزب کارگر: این حزب که در سال ۱۹۳۰ تأسیس شد تا انتخابات ۱۹۷۷ بر دولت اسرائیل حاکم بوده است؛ در این تاریخ لیکود برنده انتخابات می‌شود. این حزب اصلاح‌طلب مدافع اتحاد با انگلیس، از زمان استقرار دولت اسرائیل، به‌تدریج نفوذش را از دست داد و نهایتاً در ۱۹۷۷ از قدرت کنار رفت. تا آن تاریخ اعضای آن‌هم پست ریاست جمهوری و هم پست نخست‌وزیری را در اختیار داشتند. ۱۵ سال تمام طول کشید تا حزب کارگر مجدداً قدرت را به دست گرفت. در سال ۱۹۹۲ این حزب با حمایت حزب سکولار «صلح» و «مرتز» در انتخابات برنده شد. این حزب با کسب ۱۰ کرسی در انتخابات ۱۹۹۹ همچنان موقعیت خود را حفظ کرده است.

 

در آخرین انتخابات، حزب کارگر سفارادایم (به رهبری دیوید لوی) با جنبش پیشرو مذهبی «میمد» ائتلاف کرد و «یک اسرائیل» را پدید آورد؛ اما با از دست دادن ۸ کرسی، فقط ۲۶ کرسی پارلمان را صاحب شد؛ حال‌آنکه قبل از آن ۳۴ کرسی داشت.

 

حزب مرکزی و اتحادیه‌های صنفی از ائتلاف «یک ملت» توانستند نمایندگانی به پارلمان وارد کنند و به ترتیب ۶ و ۲ کرسی در کنست به دست آوردند.

 

شینوی (تغییر): حزب جدیدی به رهبری روزنامه‌نگار «تومی لاپید» که رهبری یک مبارزه تهاجمی افراطی ضد خاخامی را بر عهده داشت، توانست توفیق چشمگیری به دست آورد و ۶ کرسی را در کنست تصاحب کند.

 

حزب کمونیست: این حزب که در سال ۱۹۹۲ تأسیس شد، ضد صهیونیستی است و تنها حزبی است که هم یهودی‌ها و هم عرب‌ها در آن عضویت دارند. این حزب از ابتدا مدافع نظریه دولت فلسطینی بوده است و هیچ‌گاه نتوانسته است ۵ درصد آرای انتخاباتی را به دست آورد. بیشتر آرای آن متعلق به رأی‌دهندگان عرب است. این حزب محرک جبهه دموکراتیک برای صلح و مساوات (هاداش) است که در مجلس اخیر ۳ کرسی دارد.

 

احزاب عرب: «جنبش پیشرو اعراب اتحاد دموکراتیک ملی» در انتخابات ۱۹۹ دو کرسی کسب کرد و اتحاد حزب دموکراتیک عربی (ائتلاف اسلامی) در سال ۱۹۹۶ توفیق قبلی درصحنه سیاسی اسرائیل را تکرار کرد و پنج کرسی به دست آورد.

 

جنبش صلح: این جنبش که طی جنگ لبنان پدید آمد، متشکل از ائتلاف «اکنون صلح»، کمیته ضد جنگ در لبنان و تشکیلات سربازان «یش گوول» است. جنبش صلح را گروه اقلیتی در احزاب اصلی جناح چپ حمایت می‌کنند. این جنبش بار دیگر از انتفاضه فلسطین حمایت کرد، اما در طول مذاکرات صلح ساکت ماند.

 

حزب کادیما:

کادیما بزرگ‌ترین حزب مخالف دولت است که به پس از شائول موفاز واکنت به رهبری این حزب رسیده است. این حزب در حال حاضر ۲ کرسی در کنست دارد و شانس چندانی هم برای موفقیت در این دوره نخواهد داشت.

 

حزب یش آتتید:

یائیر لاپید رهبر فعلی این حزب یکی از چهره‌های نوظهور درصحنه سیاسی رژیم صهیونیستی است که در سال ۲۰۱۲ با وعده حمایت از طبقه متوسط موفق شد بارأی قابل‌توجهی به کنست راه یابد و پس‌ازآن با شرکت در ائتلاف نتانیاهو به‌عنوان وزیر دارایی معرفی شود. بااین‌حال دسامبر گذشته وی به همراه لیونی از کابینه اخراج شدند و در انتخابات کنونی هم یکی از شانس‌های اصلی برای حضور در ائتلاف پیروز رادارند.

 

راست اسرائیل

لیکود: این حزب در سال ۱۹۷۳ از اتحاد دو بخش اصلی جناح راست اسرائیل، یعنی تجدیدنظرطلبان صهیونیست (تحت رهبری نخستین رهبر جناح راست اسرائیل، مناخیم بگین) و لیبرال‌ها شکل گرفت. لیکود در ۱۹۷۷ قدرت را به دست گرفت و در ۱۹۹۲ از قدرت کنار رفت. در ۲۹ می ۱۹۹۶ این حزب به‌واسطه اتحاد با حامیان «اسرائیل بزرگ‌تر»، جنبش گشر (که آن را از آرای یهودیان شرقی بهره‌مند ساخت)، حزب بسیار دست راستی «تسومت» و احزاب افراطی بنیادگرای مذهبی اشکنازی و سفارادی در انتخابات پیروز شد؛ اما در سال ۱۹۹۹ لیکود با شکست وحشتناکی روبه‌رو شد و ۱۳ کرسی خود را در پارلمان از دست داد. این حزب اینک در کنست ۱۹ نماینده دارد.

احزاب روسی: جماعت روس را دو حزب دست راستی اسرائیل: «بعالیا»، تحت رهبری «ناتان شارانسکی» (عضو دولت ایهود باراک) با ۶ کرسی و «اسرائیل بیت نو» که راه خود را در مجلس با ۴ کرسی بازکرده است، نمایندگی می‌کنند.

 

راست افراطی

اعتراض به توافقات کمپ دیوید که دوره‌ای از بحران اقتصادی و اجتماعی را به دنبال داشت، به ظهور جناح راست افراطی فعالی در اواخر دهه ۱۹۷۰ منجر شد.

بهترین معرف این گروه «خاخام مایرکاهان» رهبر حزب کاخ بود که از ۱۹۸۴ تا ۱۹۸۸ عضو کنست بود. در این سال دیوان عالی او را از کاندید شدن برای انتخابات منع کرد. رهبر حزب کاخ رسماً هدف خود را «اخراج همه اعراب از اسرائیل بزرگ» اعلام کرد. کاهان در نوامبر ۱۹۹۰ در نیویورک به قتل رسید و حزب او بعد از کشتار الخلیل در ۲۵ فوریه ۱۹۹۴ غیرقانونی شناخته شد؛ اما ترس از انتفاضه و دورنمای یک دولت فلسطینی موجب گرایش تعداد زیادی از رأی‌دهندگان اسرائیلی به ایده اخراج فلسطینیان شده است.

اخراج اعراب اینک از سوی دو جنبش طرفداری می‌شود: «تحیا» (تجدید حیات) و «مولدت» (میهن). مولدت با پسر بگین، «بنی»، رابطه همکاری دارد. حزب اتحاد ملی حاصل این همکاری بود که در انتخابات ۱۹۹۶ شکست تکان‌دهنده‌ای خورد و فقط چهار کرسی در مجلس اسرائیل به دست آورد.

تزومت (جنبش احیای صهیونیسم) خود را از ایده اخراج فلسطینیان برکنار داشته و یک حزب سکولار است. این جنبش در ۱۹۹۶ به لیکود پیوست و ۵ کرسی در پارلمان به دست آورد، اما در مجلس فعلی نماینده ندارد.

 

احزاب مذهبی

پشتیبانی از احزاب مذهبی در سال‌های اخیر زیادتر شده است. دو حزب بنیادگرای افراطی شاس و یهودیت متحد توراتی اینک رقم بی‌سابقه ۲۲ کرسی را در کنست در اختیاردارند و علاوه بر آن‌ها، حزب ملی مذهبی ۵ کرسی دیگر دارد.

 

قوانین مذهبی بر همه جنبه‌های زندگی روزانه مردم اسرائیل تأثیر می‌گذارد. این خاخام‌ها هستند که درباره دادن تابعیت، ازدواج، طلاق و محتوای دروس مدرسه تصمیم می‌گیرند. جوانه حمایت انتخاباتی از احزاب مذهبی که در ۱۹۸۸ زده شد، الزامات مذهبی تحمیل‌شده بر اتباع اسرائیلی را افزایش داد، رعایت شدید و تحت نظارت سبت، اعطای کمک به مؤسسات مذهبی، معافیت دانشجویان حوزه‌های دروس مذهبی خاخامی از خدمت نظام‌وظیفه ازجمله آن‌هاست.

 

در فوریه ۱۹۹۹، ۲۵۰ هزار مرد سیاه‌پوش (خاخام) علیه دیوان عالی دست به تظاهرات زدند و آن را متهم ساختند که با انحصار مذهبی بنیادگرایی افراطی به مناقشه برخاسته است.

 

شاس: در ظرف ۱۴ سال شاس با ۱۷ نماینده در کنست (۷ نماینده بیشتر از دوره قبل) و وزیرانی در کابینه باراک به سومین حزب بزرگ اسرائیل مبدل شده است. این حزب از آن دسته خاخام‌های سفارادی تشکیل یافته است که نخواسته‌اند در مقابل اشکنازی‌ها نقش دوم را داشته باشند و تشکیلات خود را با بهره‌برداری از نارضایی‌ها و ناراحتی‌های قومی توسعه بخشیده‌اند. اعضای شاس را عمدتاً بنیادگرایان افراطی یهودی شرق، بخصوص مغرب تبارها (اروپای شرقی) که در ۱۹۸۴ به دلیل تبعیض از جنبش مذهبی اشکنازی کنار کشیده‌اند، تشکیل می‌دهند. آن‌ها ظرف چند سال کنترل را از دست حزب قدیمی خود ازنظر تعداد اعضا و حمایت انتخاباتی در ربودند. «آریه دری»، رهبر اصلی سیاسی شاس، متهم به فساد شده است، رهبر روحانی حزب، «خاخام عودیایوسف» است که پیش‌ازاین رئیس سفارادی و خاخام اسرائیل بود.

 

احزاب راست‌گرا (مذهبی):

اسراییل خانه ما:

یکی از احزاب افراطی فرقه‌گرا است که در اواخر سال ۱۹۷۹ توسط تعدادی از حامیان سیاست شهرک‌سازی مخالف پیمان کمپ دیوید تشکیل شد. تلاش برای لغو موافقت‌نامه مزبور، مخالفت با عقب‌نشینی از شبه‌جزیره سینا و جلوگیری از هرگونه توافق برای ارائه خودمختاری به کرانه باختری، در رأس اهداف مؤسسان این حزب قرار دارد.

 

«آویگدور لیبرمن» وزیر امور خارجه فعلی، رهبری این حزب را بر عهده دارد. منتقدان لیبرمن، وی را پوتین اسرائیل می‌خوانند و معتقدند وی به ارزش‌های دموکراتیک پایبند نیست. لیبرمن بارها خواهان سرنگون کردن «محمود عباس» رئیس تشکیلات خودگردان شده است.

 

حزب خانه یهود:

نفتالی بنت رهبر این حزب افراطی، یکی از مخالفان نتانیاهو است که آشکارا با تشکیل دولت فلسطینی مخالف بوده و معتقد است شهرک‌های یهودی‌نشین باید تا ۶۰ درصد اراضی کرانه باختری گسترش یابند. وی همچنین یکی از مخالفان سرسخت برنامه‌های هسته‌ای ایران و توافق احتمالی ایران و غرب در این خصوص به شمار می‌رود.

 

رهبران شاس در بهره‌برداری از رقابت میان دو حزب اصلی به نفع خود بسیار ماهر بوده‌اند. برای مدتی آن‌ها از «اسحاق رابین» و توافقات «اسلو» حمایت کردند. بعد، درحالی‌که به حمایت زبانی از مذاکرات صلح ادامه می‌دادند، به «بنیامین نتانیاهو» کمک کردند که در قدرت باقی بماند. شاس از حل‌وفصل اختلافات در سرزمین‌های اشغالی حمایت نمی‌کند، مگر در مورد غرب بیت‌المقدس.

 

ائتلاف یهدوت هاتوره (یهودیت متحد تورات) از دو جنبش اصلی اشکنازی تشکیل شده است: اگودات اسرائیل (انجمن اسرائیل) و دگل هاتوره (پرچم تورات). اولی جنبشی بنیادگرای افراطی و حزبی غیر صهیونیستی است که قبلاً شیوه سیاسی و معتدلی را دنبال می‌کرد، اما در دهه ۱۹۸۰ خط افراطی الحاق سازی سرزمین‌های اعراب به اسرائیل را در پیش گرفت. رهبران آن هرلحظه ممکن است به اقتضای سیاست و انگیزه‌های مادی مجدداً به سمت حزب کارگر سوق یابند. دگل هتوره در دهه ۱۹۸۰ از انشعاب میان سلسله‌های خاخامی در اگودات اسرائیل پدید آمد. هر دو حزب، نظیر شاس بدون مشورت با خاخام‌های خود هیچ تصمیمی نمی‌گیرند.

 

در انتخابات ۱۹۹۹ یهودیت متحد تورات یک کرسی اضافی به دست آورد و مجموع کرسی‌های آن به پنج رسید.

 

حزب ملی مذهبی (مفدال) یک حزب مذهبی صهیونیستی است که قبلاً شیوه مذهبی- سیاسی معتدلی داشت. میانه‌روها در این حزب بعد از جنگ شش‌روزه در ژوئن ۱۹۶۷ تعدادشان تقلیل یافت. ازآن‌پس مفدال موضع تند ملی‌گرایانه‌ای در پیش گرفت. این حزب از ایده «اسرائیل بزرگ‌تر» باهدف توسعه مناطق مسکونی و الحاق دائمی سرزمین‌های اشغالی به اسرائیل حمایت می‌کند. این حزب درباره توافق اسلو نظر مخالف دارد و از زمان انعقاد آن تاکنون برای لغو آن توافقات می‌کوشد. این حزب در انتخابات گذشته از افزایش محبوبیت دیگر احزاب بنیادگرای افراطی متضرر گردید. در این انتخابات ۴ کرسی از کرسی‌های این حزب در پارلمان کاسته شد و تعداد آن به ۵ کرسی رسید.

 

بلوک مؤمنان (گوش آمونیم). این جنبش متشکل از مهاجران افراطی مدعی میراث معنوی خاخام تزوی یهوداکوک است، کسی که برای نخستین بار موعود باوری یهودی را با ملی‌گرایی ترکیب کرد. اعضای جوان این جنبش در مدارس خصوصی مذهبی تعلیم می‌بینند و در آنجا ضمن آشنایی با کتاب مقدس؛ آموزش کار با اسلحه نیز می‌بینند. این جنبش در پارلمان اسرائیل نماینده ندارد.