دشمنی یهود با اهل ایمان - خیبر

نگاهی گذرا به دشمنی یهود با اهل ایمان از دیدگاه علامه طباطبائی (ره)

دشمنی یهود با اهل ایمان

۲۷ آبان ۱۳۹۷ ۰۱:۰۱

عداوت مطرح شده بین مومنین و یهود دارای جنبه‌های متعدد است و فقط دشمنی ظاهری را در بر نمی‌گیرد بلکه همه‌ی شئون ضدیت و تقابل تام راشامل می‌شود و هدف از ذکر این تقابل و تضاد شناخت دین حق و باطل و تمایز بین آن دو است که منجر به انتخاب راه صحیح از غلط شده و مومنین ویژگیهای یهودیان را کنار گذاشته و تعالیم حقه‌ی دین خاتم نبیین را در پیش گیرند.

به گزارش سرویس قرآن و عترت پایگاه صهیون پژوهی خیبر، یکی از ویژگی‌های بارز تفسیر المیزان در مقایسه با تفاسیر دیگر، پرداختن به مسائل جامعه‌ شناختی و احیاناً روان‌شناختی است، نگاهی کلی به تفاسیر آیات مرتبط با مسائل اجتماعی در المیزان ومقایسه‌ی آن با سایر تفاسیر کاملا گویای این مطلب است.

نگاهی اجمالی به قصص انبیای پیشین در قرآن کریم  گویای این مطلب است که بحث از امت موسای کلیم در صدر این قصص است و آیات فراوانی در رابطه با یهود نازل شده که نشانه‌ی اهمیت سرگذشت این قوم برای همه‌ی مخاطبین قرآن که همه‌ی انسانها اولا و متقین و مؤمنین[۱] ثانیا هستند می‌باشد.

معرفی شدیدترین دشمنان مؤمنین در قرآن

«لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَ الَّذينَ أَشْرَكُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ قالُوا إِنَّا نَصارى‏ ذلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسينَ وَ رُهْباناً وَ أَنَّهُمْ لا يَسْتَكْبِرُون‏[۲]»

«یقیناً سرسخت ترین مردم را در کینه و دشمنی نسبت به مؤمنان، یهودیان و مشرکان خواهی یافت. و البته نزدیک ترینشان را در دوستی با مؤمنان، کسانی می یابی که گفتند: ما نصرانی هستیم. این واقعیت برای آن است که گروهی از آنان کشیشان دانشمند و عابدان خدا ترس اند، و آنان [در پیروی از حق] تکبّر نمی کنند.»

سیاق این آیه نسبت به سایر آیات مربوط به یهود متفاوت است، زیرا از آنجایی که قرآن از دو ویژگی کلیت و دوام برخوردار است، این آیه هم از یک حقیقت کلی یعنی برای همه‌ی مکان‌ها ودوام یعنی برای همه‌ی زمانها برخوردار می‌باشد، ضمن اینکه این آیه به نحو قضیه‌ی حقیقیه است که نتیجه‌ آن کلیت و دوام خواهد بود، به همین جهت می‌توان نتیجه گرفت: قوم یهود همیشه و همه جا با مؤمنین دشمن خواهند بود.

شناخت مومنین با شناخت اهل یهود

علامه طباطبائی (ره) در بیانی بسیار زیبا این تقابل بین یهود و مومنین را با توجه به سیاق آیات ماقبل معنی کرده است. نگاه دقیق و شناخت کامل یهود به ضمیمه‌ی این آیه موجبات شناخت جامعه‌ی اهل ایمان را فراهم می‌آورد.

(مثل معروفى است كه مى‏گويند: تعرف الاشياء باضدادها، هر چيزى در مقابل ضد خود بهتر جلوه كرده و شناخته مى‏شود، خداى سبحان نيز براى اينكه حالات و معارف اسلام و حقانيت آن را در دلهاى امم و ملل جاى دهد، در چند آيه قبل خرافاتى را كه اهل كتاب اسم دين بر آنها نهاده بودند بيان فرمود سپس به همان منظور خرافاتى را كه مختص به هر كدام از يهود و نصارا است مثلا «يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ» را نسبت به يهود و «إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ» را نسبت به نصارا ذكر فرمود، آن گاه براى اينكه كلام در ايفاى آن منظور بليغ و رسا و كامل شود نمونه‏اى هم از حال مشركين بر حال آن دو طايفه افزود، تا شنونده حال و عقايد و رفتار اين سه ملت را كه بزرگترين ملت‏هاى روى زمين‏اند ديده و با احوال و عقايد و رفتار مسلمين مقايسه كند تا حقانيت و جلاوت معارف اسلام را بخوبى درك كنند، و نيز بدانند كه يهود، نصارا و وثنی‌ها[۳] از نظر دورى و نزديكى به اسلام يكسان نيستند، آن گاه در خاتمه، اين جهت را بيان فرموده كه نصارا از بقيه ملت‏ها به دين اسلام نزديك‏ترند)[۴]

پس علامه طباطبائی (ره) براین باورند که عداوت مطرح شده بین مومنین و یهود دارای جنبه‌های متعدد است و فقط دشمنی ظاهری را در بر نمی‌گیرد بلکه همه‌ی شئون ضدیت و تقابل تام راشامل می‌شود و هدف از ذکر این تقابل و تضاد شناخت دین حق و باطل و تمایز بین آن دو است که منجر به انتخاب راه صحیح از غلط شده و مومنین ویژگیهای یهودیان را کنار گذاشته و تعالیم حقه‌ی دین خاتم نبیین را در پیش گیرند.

و از همین بیان استفاده می‌شود که هیچ نحله و آیینی به اندازه‌ی یهود در مقابله‌ی تام با اسلام واقعی معرفی شده توسط پیامبر خاتم (ص) نیست.

چرا صرفا یهودیان «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً» هستند؟

اینکه قرآن از بین این همه آیین، نحله و مکاتب مختلف یهود را به عنوان دینی که به تقابل تام با دین حقه‌ی اسلام پرداخته است معرفی می‌کند بیان‌گر ویژگی‌هایی ذاتی می‌باشد که آن ویژگی‌ها این تقابل را خلق کرده است.

همه‌ی ویژگی‌های یهود که در قرآن ذکر شده به این آیه که تقابل مومنین و یهود را تضاد تام معرفی می‌کند مرتبط است ولی بارز‌ترین ویژگی‌هایی که منجر به تضاد اسلام و یهود شده است در آیات ماقبل آیه مورد بحث آمده است.

علامه‌ی طباطبائی در تبیین آیات ۶۸ تا ۷۰ همین سوره مبارکه مائده می‌نویسد:

«قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ لَسْتُمْ عَلى‏ شَيْ‏ءٍ حَتَّى تُقِيمُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِيلَ…» در اين آيه شريفه نكته‏اي‌ است كه بيان آن نیازمند مقدماتی می‌باشد، آدمى در خلال كارهاى خود اين حقيقت را درك مى‏كند كه اگر بخواهد كارى را از كارهاى سنگين انجام دهد كه در آن حاجت به اعمال قوت و شدتى باشد، لازم است كه به جايگاهى مستوى كه وى بر آن مسلط باشد تكيه كرده يا بر آن مرتبط شود، مثلا كسى كه چيزى را بطرف خود مى‏كشد و يا چيزى را از خود دفع مى‏كند و يا چيز سنگينى را بدوش مى‏گيرد و يا آن را سر پا مى‏كند قبلا پاى خود را در زمين و جايى كه لغزشگاه نباشد قرار مى‏دهد، چون مى‏داند اگر جز اين كند از عهده انجام آن كار بر نمى‏آيد، و اين مطلب در علوم مربوطه بخوبى مورد بررسى قرار گرفته است، و ما اگر اين مطلب را در امور معنوى مثل اعمال روحى و يا اعمال بدنى كه با نفسانيات بستگى دارد راه داده و اين حساب را در آنجا هم بكنيم چنين‏ نتيجه مى‏گيريم كه بيشتر افعال و كارهاى بزرگ محتاج به پايه و اساسى از معنويات و بنيادى از نفسانيات است، آرى كارهاى بزرگ از هر كسى ساخته نيست، نفسى بردبار و همتى بلند و عزمى آهنين لازم دارد، كما اينكه رستگارى در آخرت و موفقيت در ايفاى وظائف عبوديت هم محتاج است به دلى پارسا و پرهيزگار.

هنگامی که مقدمه بیان شده روشن شد نكته‌‏اى كه در جمله «لَسْتُمْ عَلى‏ شَيْ‏ءٍ» است بخوبى مشخص می‌شود، این جمله كنايه‏‌اي‌ است از اينكه اهل كتاب جا پاى محكمى كه بتوانند بر آن تكيه كرده و تورات و انجيل و ساير كتب آسمانى را بپا داشته و از انقراض آنها جلوگيرى بعمل آورند، ندارند، و اين اشاره است به اينكه دين خداوند و فرامين او بار بس سنگينى است كه آدمى بخودى خود از اقامه آن عاجز است، مگر اينكه بر اساسى ثابت تكيه داشته باشد، و الا كسى از روى هوا و هوس نفسانى نمى‌تواند دين خدا را اقامه كند، و اين اشاره را در بسيارى از آيات قرآنى می‌‏يابيم، چنان كه آيه شريفه‏ «إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا»[۵] يكى از آنهايى است كه اين اشاره را در خصوص قرآن دارد، و آيه‏ «لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى‏ جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ»[۶] و آيه «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها …»[۷] يكى پس از ديگرى از همان آياتند. و نيز قرآن كريم درباره تورات خطاب به موسى نموده و مى‏فرمايد:«فَخُذْها بِقُوَّةٍ وَ أْمُرْ قَوْمَكَ يَأْخُذُوا بِأَحْسَنِها»[۸] و هم خطاب به بنى اسرائيل كرده و مى‏گويد: «خُذُوا ما آتَيْناكُمْ بِقُوَّةٍ»[۹] و خطاب به يحيى كرده و مى‏فرمايد: «يا يَحْيى‏ خُذِ الْكِتابَ بِقُوَّةٍ»[۱۰]

بنا براين مقدمه‌‏اى كه گفته شد معناى اين آيه چنين می‌شود: شما فاقد پايگاهى هستيد كه براى اقامه دينى كه خدا بسويتان فرستاده مستحکم باشید و تقوا و توبه پى در پى و اعتماد به ركن او نيز نداريد، آرى شما سر در راه اطاعت خداوند نداريد، بلكه سر پيچ و متجاوز از حدود خداييد.

و اين معنايى است كه از آيه زير نيز بخوبى استفاده مى‏شود زيرا در اين آيه خطاب را متوجه به نبى خود و هم به مؤمنين نموده و می‌فرمايد: «شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً وَ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ وَ ما وَصَّيْنا بِهِ إِبْراهِيمَ وَ مُوسى‏ وَ عِيسى‏» در حقيقت اديان الهى را منحصر در شريعت‏‌هاى انبياى نامبرده كرده، سپس مى‏فرمايد: «أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَ لا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ» بيان مى‏كند كه برگشت همه اين دستورات وحدت كلمه در اقامه دين است، آن گاه مى‏فرمايد: «كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ ما تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ» و اين براى اينست كه به نظرهاى كوتاهشان اتفاق و پايدارى در پيروى دين، امرى دشوار و بزرگ مى‏رسيده، سپس با جمله‏ «اللَّهُ‏ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ»[۱۱] خبر مى‏دهد از اينكه اقامه دين براى كسى جز به هدايت پى در پى الهى دست نمى‏دهد و كسى هم موفق به آن نمى‏گردد مگر اينكه متصف به انابه باشد و با رجوع پى در پى‏اش به درگاه خدا، رشته ارتباط با آن درگاه برقرار داشته باشد، و يا جمله‏ «وَ ما تَفَرَّقُوا إِلَّا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْياً بَيْنَهُمْ»[۱۲] كه جهت تفرقه و پراكندگيشان و علت اينكه نتوانستند دين خدا را اقامه كنند بيان مى‏كند كه آنها راه ظلم و تعدى را پيش گرفته و از راه وسط و شيوه عادله‏اى كه خدا برايشان مقرر فرموده، منحرف شدند.

جهت لعنت خدا و غضبش بر يهود اين بود كه آنان از حدود خداوند تجاوز نمودند لذا خدا در بينشان دشمنى انداخت لذا می‌‏بينيم در هر جاى قرآن كه سخن از اين مقوله رفته است مسلمانان را هم از ثمرات شوم و عاقبت وخيم گناه و گسيختن رشته پيوند از خدا و عدم بازگشت به سوى او تحذير فرموده است، آرى مصيبت عداوت و بغض كه براى جمعيت‏هاى بشرى مصيبتى است دردناك، در اثر گناهان مذكور در اين آيات روى مى‏دهد.

[۱] الم ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فيهِ هُدىً لِلْمُتَّقين‏(بقره ۲)

۲ مائده ۸۲[۲]

[۳] بت پرست

-ترجمه ی تفسیر المیزان ج۶ ص۱۱۴[۴]

[۵] بدرستى ما به همين زودى گفتارى را بر تو نازل مى‏كنيم كه سنگين است بر تو (رسالت و ابلاغ آن). سوره مزمل آيه ۵٫

[۶] اگر اين قرآن را بر كوهى نازل كنيم خواهى ديد كه كوه از ترس خدا خاضع و متلاشى ميشود، و اين مثل‏ها را براى مردم مى‏زنيم باشد كه بفكر بيفتند. سوره حشر آيه ۲۱٫

[۷] ما عرضه كرديم اين امانت را بر آسمانها و زمين و كوه‏ها، و آنها زير بار بدوش گرفتن آن نرفتند، و از آن ترسيدند ولى انسان آن را بدوش گرفت، زيرا او ستم پيشه و بسيار نادان ميباشد. سوره احزاب آيه ۷۲٫

[۸] پس با كمال جديت و با عزمى راسخ بگير آن را و به قوم خود دستور بده تا بهترين آن را (يا بطريق بهترى آن را بگيرند). سوره اعراف آيه ۱۴۵٫

[۹] بگيريد آنچه شما را داده‏ايم با جديت تمام و عزم راسخ. سوره بقره آيه ۶۳٫

[۱۰] هان اى يحيى بگير كتاب را با جديت تمام و عزم راسخ. سوره مريم آيه ۱۲٫

[۱۱] تشريع كرد براى شما از اساس دين همان را كه به نوح توصيه فرمود و آنچه را كه بتو وحى فرستاديم و آنچه را كه ابراهيم و موسى و عيسى را به آن وصيت كرديم عبارت بود از اينكه: دين را اقامه كنيد و در آن متفرق نشويد، گرانست بر مشركين توحيدى كه آنها را به آن دعوت مى‏كنى، خداوند هر كه را بخواهد به سوى خود ميكشاند، و به سوى خود هدايت مى‏كند كسى را كه توبه كند. سوره شورى آيه ۱۳٫

[۱۲] و متفرق نشدند مگر بعد از اينكه به حقيقت راه يافتند، با اينهمه از روى ستم و تعدى در بين خود اختلاف كردند. سوره شورى آيه ۱۴٫

[۱۳] پس معتقد بدين باش (استقامت در دين داشته باش) در حالى كه ثبات قدم و ميل به آن داشته باشى، پيروى كن فطرت خداى را، همان فطرتى كه خداوند مردم را بر طبق آن فطرت آفريده، در آفرينش خداوند تبديل و تغيير نيست اين دين است كه می‌‏تواند جامعه را اداره كند و ليكن بيشتر مردم نمى‏دانند. سوره روم آيه ۳۲٫

مجید رحیمی

  • facebook
  • googleplus
  • twitter
  • linkedin
لینک خبر : https://kheybar.net/?p=15063

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *