رویش‌ها و ریزش‌‍‌های جبهه‌ی مقاومت - خیبر

رویش‌ها و ریزش‌‍‌های جبهه‌ی مقاومت

۱۳ اسفند ۱۳۹۷ ۱۱:۳۶

مهم‌ترین رکن ائتلافی با مدیریت استکبار جهانی و صهیونیسم بین‌الملل که علیه جبهه مقاومت شکل گرفته است، بحث انسجام راهبردی می‌باشد که بیش‌تر از هر رکن دیگر از طریق ابزار سیاسی، اقتصادی؛ رسانه‌ای و تبلیغاتی در حال فعالیت می‌باشد.

پایگاه صهیون پژوهی خیبر– در طول چندین سال گذشته درمقابل اشغالگری؛ غصب؛ غارت و کودک‌کشی رژیم‌صهیونیستی جبهه مقاومت از تشکیل شده است. این جبهه در ابتدا به‌صورت محلی بود و جریاناتی همانند «احمد سلامه» و… در آن فعالیت داشتند.


نظریّه‌ی مقاومت، یک نظریّه‌ی اصیل و درست است؛ هم در مقام نظر، هم در مقام عمل؛ از لحاظ نظری و از لحاظ عملی -از هر دو جهت- باید [ترویج شود]. معنای نظری این است که تبیین کنید. شما جوانها خیلی خوب میتوانید این نظریّه‌ی مقاومت را تبیین کنید؛ هم در بین خودتان و هم محیطی که در آنجا قرار دارید و هم حتّی در ارتباط با کشورهای دیگر و جوانهای دیگر. نظریّه‌ی مقاومت را، این را که هدفِ استکبار سیطره است، هدفِ استکبار سلطه است، سلطه‌ی بر ملّتها است، برای همه تبیین کنید، بدانند که هدف استکبار این است.از لحاظ عملی، جریان مقاومت را ما حقّ جوانها میدانیم؛ جوانهای عراق، جوانهای سوریه، جوانهای لبنان، جوانهایی در شمال آفریقا، جوانهایی در مناطق شبه‌قارّه و اطراف آنها، یک مشت جوانهایی هستند که در مقابل آمریکا مقاومت میکنند، ایستاده‌اند؛ حقّ اینها است، ما حقّ اینها میدانیم؛ تقویت این جریانها به‌معنای تقویت نظریّه‌ی مقاومت است.

مقام معظم رهبری


بعد از اینکه بحث مهاجرت‌ها به‌پایان رسید و رژیم‌صهیونیستی تشکیل شد، کشورهای عربی برای احقاق حقوق مظلومین، جبهه‌ای علیه رژیم‌صهیونیستی تشکیل دادند. این روند درطی سال‌های ۱۹۴۷م. تا ۱۹۷۳م. وجود داشت؛ اما شکست‌هایی که کشورهای عربی داشتند، باعث شد تا جبهه مقاومت چهره جدیدی به‌خود بگیرد. و این جبهه از کسانی تشکیل شد که هویتی فلسطینی داشتند و البته آزادی‌خواهان جهان نیز وارد این جبهه شدند و گروه‌های مقاومت مثل «صدر» و چندین جنبش آزادی بخش به نام‌های مختلف به‌وجود آمدند. اما این جبهه‌ها نیز محلی بودند و هویت فلسطینی داشتند.

کشورهای عربی که بعد از شکست‌ها کمی سرخورده شده بودند، تاحدی وارد درگیری با جبهه مقاومت شدند. مثلاً مقاومت فلسطینی در سپتامبر سال ۱۹۷۰م. از اردن اخراج شد و بسیاری از افراد این جبهه توسط اردن به شهادت رسیدند.  بعد از این حادثه نیز تحولاتی مانند جنگ لبنان اتفاق افتاد. در این برهه بود که جریان مقاومت و کشورها دچار نوعی سرخوردگی شدند.

انقلاب اسلامی روحی تازه در کالبد مقاومت دمید 

با وجود این اتفاقات در مسیر مقاومت نقطه‌‌ی عطفی ایجاد شد و آن تشکیل انقلاب‌اسلامی در منطقه بود. بعد از وقوع انقلاب، جمهوری‌اسلامی به مسئله فلسطین ورود پیدا کرد و آن را به عنوان مهم‌ترین مسئله جهان اسلام به جهانیان معرفی کرد؛ با ورود جمهوری اسلامی ایران جبهه مقاومت شکل تازه‌ای به‌خود گرفت. حزب‌الله لبنان نیز تشکیل شد و جریان مقاومت توانست به تدریج پیروزی‌هایی را به‌دست آورد.


قصّه‌ی پُرغصّه‌ی فلسطین و اندوه جان‌کاه مظلومیّت این ملّت صبور، بردبار و مقاوم، حقیقتاً هر انسان آزادی‌خواه و حق‌طلب و عدالت‌جو را می‌‌آزارد و درد و رنجی انبوه بر دل می‌نشاند. تاریخ فلسطین و اشغال ظالمانه‌‌ی آن و آواره کردن میلیون‌ها انسان و مقاومت دلیرانه‌ی این ملّت قهرمان، پُر فرازونشیب است.

مقام معظم رهبری


شکست رژیم صهیونیستی توسط جبهه‌ی مقاومت

این روند مثبت تا سال ۲۰۰۶م. ادامه داشت تا اینکه تلاش‌های جبهه مقاومت به‌ثمر نشست و جنوب لبنان آزاد شد. درحقیقت این اولین‌باری بود که جبهه مقاومت توانست با مقاومت و مبارزه، ارتش رژیم‌صهیونیستی را شکست دهد و حتی ارتش این رژیم را مجبور به عقب‌نشینی کند. بعد از اینکه صحرای سینا آزاد شد، توافق‌نامه‌ای ذلت‌بار به امضا رسید و هنوز هم برخی تعهدات امنیتی آن بر قوت خویش باقی مانده است؛ جنوب لبنان بدون هیچ‌گونه قرارداد و توافقی آزاد شد.

جبهه جدید مقاومت، جبهه‌ای فراتر ازگروه‌های محلی بود و درحقیقت به‌نوعی به یک جنبش در سطح منطقه تبدیل شد. حماس و جنبش جهاد آزادی نیز که از جمله اعضای محور مقاومت بودند، توانستند با مقاومت و مبارزه در سال ۲۰۰۵م. بخش‌هایی از نوار غزه را آزاد کنند. لذا به‌ تدریج محور مقاومت به بزرگ‌ترین تهدید برای رژیم‌صهیونیستی تبدیل شد. رژیم‌صهیونیستی تا قبل از این اتفاقات، تنها نهادهای نظامی-امنیتی را برای خود خطر می‌دانست، اما از تحولات سال ۲۰۰۵م. به بعد این محور مقاومت بود که به عنوان بزرگ‌ترین تهدید برای اسرائیل مطرح شد.

موازنه تهدید در دستورکار رژیم صهیونیستی


هنگامی که بازیگری در عرصه بین‌الملل، احساس می‌کند مسئله‌ای موجودیت آن‌را تهدید می‌کند، موازنه تهدید را در دستورکار خود قرار می‌دهد.


رژیم‌صهیونیستی در سال ۲۰۰۵م. و ۲۰۰۶م. جنگ ۳۳روزه را علیه حزب‌الله صورت داد و این جنگ با شکست صهیونیست‌ها به‌پایان رسید. و بعد از این جنگ نیز هر اقدامی که رژیم‌صهیونیستی برعلیه محور مقاومت انجام داد، با شکست صهیونیست‌ها همراه شد.

بعد از این شکست‌ها، رژیم‌صهیونیستی با همراهی آمریکا و برخی از کشورهای منطقه که در جریانی محافظه‌کار به‌رهبری عربستان‌سعودی حضور داشتند، سیاست اصلی خودرا معرفی جمهوری‌اسلامی به‌عنوان دشمن مشترک کشورهای منطقه قراردادند. همچنین با هماهنگی آمریکا و اقداماتی در پشت‌پرده، پروژه تضعیف مقاومت را نیز آغاز کرده و در راستای این سیاست، سوریه را از لبنان خارج کردند. از نظر زمانی بعد از ترور آقای «حبیبی» شاهد اعمال چنین اقداماتی از سوی رژیم‌صهیونیستی بودیم.

بیداری اسلامی فرزند برومند جبهه‌ی مقاومت

بحث‌هایی که مطرح شد تا سال ۲۰۱۱م. ادامه داشت تا اینکه تحولاتی تحت‌عنوان «بیداری اسلامی» در منطقه به‌ظهور رسید. همین مسئله باعث شد تا رژیم‌صهیونیستی تلاش کند تا به‌نام بیداری‌اسلامی، در سوریه نیز تحولاتی را آغاز کند. در این موقعیت یک محور غربی، عبری و عبری به‌صورت پنهانی شکل گرفته بود که از ناحیه جریان مقاومت احساس تهدید می‌کرد.

درحال حاضر که که سوریه به آزادی کامل رسیده است، جریان مقاومت به یک محور منطقه‌ای تبدیل شده است که این جریان موجب شد تا در یمن نیز تحرکاتی صورت گیرد. درحقیقت محور مقاومت توانست عرصه خود را گسترش دهد.

اگر در گذشته مثلث عبری، عربی و غربی روابط پنهانی بایکدیگر داشتند، امروزه این رابطه به تدریج درحال آشکار شدن است و در بعد امنیتی کسی شک ندارد که نتانیاهو از اعضای این مثلث تمکین می‌کند. این محور در ضلع غربی خود آمریکا و برخی کشورهای اروپایی، در ضلع عربی برخی کشورهای عربی در منطقه ‌رهبری امارات و عربستان را دربر می‌گیرد، و در نقطه اتصال دو ضلع یاد شده نیز رژیم‌صهیونیستی حضور دارد.

برنامه‌ریزی جنگ‌‌های کثیف علیه جبهه‌ی مقاومت

قدرتی که در برابر محور مقاومت قرار گرفته است، نوعی قدرت هوشمند محسوب می‌شود. بخشی از این قدرت را قدرت امنیتی و نظامی و بخش دیگر را راهبردهایی نظیر ترور و بمب‌گذاری در کشوری مثل ایران و مبارزه‌ی ائتلاف امارات و عربستان با یمن تشکیل می‌دهند. درهمین چهارچوب جنگ‌سخت، جنگ‌های سیاسی و راهبرد جنگ‌کثیف نیز علیه جریان مقاومت درحال انجام است.

مثلث عبری، عربی و غربی در راهبرد نرم نیز سیاست جنگ‌‌روانی را پیگیری می‌کنند. درحالی که مثلث یادشده در راهبرد جنگ‌سخت شدیداً درحال فعالیت است؛ اما به‌عقیده بنده پایه تحرکات و اقدامات این مثلث، انجام جنگ‌‌روانی می‌باشد.

ائتلاف علیه جبهه‌ی مقاومت

از زمانی که «جان بولتون» وارد کاخ‌سفید شد، تلاش کرد تا یک انسجام راهبردی علیه ایران و جبهه مقاومت در منطقه ایجاد کند. این انسجام راهبردی از بخش‌های مختلفی نظیر جنگ‌روانی، جنگ‌اقتصادی، جنگ‌رسانه‌ای، نشست‌هایی نظیر نشست ورشو و پیمانی موسوم به ناتوی‌عربی تشکیل می‌شود. هدف از پیگیری راهبرد یادشده، این است که درکنار اقدامات نظامی، از طریق ابزارهای رسانه‌ای، دیپلماتیک، ائتلاف‌سازی و پیش‌برد روند سازش، جریان مقاومت را تضعیف کنند.

مهم‌ترین رکن ائتلافی با مدیریت استکبار جهانی و صهیونیسم بین‌الملل که علیه جبهه مقاومت شکل گرفته است، بحث انسجام راهبردی می‌باشد که بیش‌تر از هر رکن دیگر از طریق ابزار سیاسی، اقتصادی؛ رسانه‌ای و تبلیغاتی در حال فعالیت می‌باشد.

شکست صهیونیسم جهانی در اجلاس‌های متعدد

اجلاس ورشو با تمام تلاش‌هایی که برای برگزاری آن صورت گرفت، به اعتراف کارشناسان با شکست مواجه شد. همچنین اولین نشست پیمان استراتژی خاورمیانه در اردن که چندماه پیش در «بحرالمیت» برگزار شد نیز با شکست همراه شد؛ چراکه واکنش خاصی از این اجلاسیه منعکس نشد. باوجود اینکه چنین اتفاقاتی با شکست مواجه شدند، جبهه مقابل مقاومت همچنان درحال پیگیری مباحث استراتژیک مقاومت می‌باشد.

در بعد داخلی نیز می‌توان گفت، رسانه‌ها برعلیه جمهوری‌اسلامی و جریان مقاومت درحال فعالیت هستند. همچنین تحریم‌هایی که روزی فقط برعلیه ایران وضع می‌شدند، امروزه دامنه‌ی آن گسترش پیدا کرده و محور و گروهای مقاومت نیز به لیست تحریم‌های دشمن افزوده شده‌اند.

 

دکتر حسین آجرلو

  • facebook
  • googleplus
  • twitter
  • linkedin
  • linkedin
  • linkedin
لینک خبر : https://kheybar.net/?p=19195

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *